حمله کوچی ها ، سکوت رسانه ها

۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۱ جوزا

-

علی تقوایی

آقای خلیلی به گفته خودش برای تطبیق فرمان کرزی در بهسود رفت وبعد در جمع مردم در کابل اشک ریخت، آیا امسال چرا گلوی مبارک شان عقده نمیکند ؟چرا سکوت کرده است ؟ آیا این فرمان فقط برای یکسال بود ؟ همین اکنون هزاران زن و کودک بهسودی - زادگاه کریم خلیلی - مجبور به ترک دیار خود میشوند، چراصدایی از معاون رئیس جمهور بیرون نمیشود؟ آقای محقق این مدعی نمایندگی جامعه میلیونی هزاره، چرا سکوت کرده است؟ مبادا که هجوم امسال کوچیها به توافق این دو نفر ، کرزی، افرادی از حرکت اسلامی، والی میدان - وردک ، فاروق وردک، ملک نعیم کوچی وحشمت غنی احمدزی رئیس کوچیها، صورت گرفته باشد...

 

در این روزها کوچیهابه همراهی طالبان مسلح تحت رهبری ملک نعیم کوچی بالای مردم بیدفاع وغیرمسلح بهسود و ناهور دست به هجوم وحشیانه زده اند. خبرها حاکی است مردم از مناطق کجاب ، دایمرداد بهسود وهمچنان مناطقی از ناهور در حال فرار هستند. جابجایی مسلحانه کوچیها در این مناطق به شدت ادامه دارد وهزاران زن و مرد وکودک بهسود و ناهور با قلب های مضطرب وچشمان وحشت زده خانه های شان را ترک میگویند.

  اما در حمله امسال کوچیها، رسانه ها بطور مرموزی در سکوت فرورفته اند. خبرهای وجوددارد که امنیت ملی افغانستان به تمام رسانه ها، خبرنگاران ونشرات طباعتی وتصویری هوشدار داده است که از پوشش جنایات کوچیها، در هزاره جات خودداری نمایند. اما اگر این خبر درست باشد،بدان معنا که یک تبانی سری بین کوچیها ودولت افغانستان ازقبل وجودداشته که حملات کوچیها به هزارستان  ، بدون سروصدا صورت گیرد. سکوت مرموز رسانه هادر قبال حملات کوچی ها بالای هزاره ها، به میزان بسیار زیادی حقیقی بودن این خبر را تایید می نماید.

  ملک نعیم کوچی ارباب مقتدری است که ار مدت ۴۰ سال بدینسو، رهبری کوچیها را بدست دارد. او در زمان سردار داوود، یکی از مقتدر ترین ملک های کوچی بود که هنوز آثار قلعه های وی در مناطق هزارستان  وجوددارد که پس از غصب زمینهای مردم هزاره، خانه های مستحکمی برای خود ساخته بود که  هرچهار برج این قلعه ها توسط تفنگداران کوچی محافظت می گردید. بعد در زمان طالبان ، ملک نعیم از طرف شخص ملاعمر طی یک فرمان چند فقره ای برسرنوشت هزارستان  حاکم شد. ملک نعیم تمام اخبار مربوط به هزارستان  را شخصآ به ملاعمر گزارش میداد. در همین فرمان است که ملاعمر به ملک نعیم توصیه میکند که هزاره ها، هزاره های سابق نیست، باید مواظب باشید ، سلاح آنهارا جمع آوری کنید و زمین های مرغوب شان را به تصرف در آورید. این فرمان مانند فرمان عبدالرحمان خان است که به سردار عبدالقدوس اعتمادالدوله، داده شده بود تا برمال ، جان وزمینهای هزاره جات فرمان براند. چنانچه در طی همین فرمان عبدالرحمن بود که ارزگان سرزمین آبایی هزاره ها به کوچیها وپشتون های قندهار ، وهلمند توزیع گردید، وهزاران غلام و کنیز  هزاره به کابل برای فروش فرستاده شد. وتقریباً هر سرباز سردار عبدالقدوس یک کنیز هزاره را با خود داشت. ملک نعیم هم مانند سردار عبدالقدوس در زمان طالبان، در هزارستان  

حکومت میکرد.او یکی از رهبران طالبان بود که بطور غیر رسمی سمت معاون ملاعمر را داشت، پس از سقوط طالبان، مدتی در گوانتانیمو زندانی گردید، اما کرزی با تمام قوا در تپ تاپ افتاد تا این برادر کوچی - طالبی خودرا از زندان رهایی بخشد، چون استراتژی کشانیدن جنگ را در هزارستان  مد نظر داشت. مساعد ترین فردی که می توانست که کوچی هارا در این راستاسوق بدهد همین ملک نعیم کوچی بود. اکنون ملک نعیم، درراستای تصرف هزاره جات وکشانیدن جنگ به این مناطق امن و انحراف ذهنیت جامعه جهانی از تداوم جنگ در جنوب افغانستان،دست به تلاش  گسترده ای زده است. او از پشتیبانی بیدریغ ارگ نشینان کابل از جمله فاروق وردک والی میدان - وردک، وچند فروخته شده ای معامله گر حرکت اسلامی از بهسود، برخورداراست. پس هجوم مسلحانه طالبان کوچی نما را باید از همین منظر مورد مطالعه قرار دارد. واین را باید به عنوان یک خطر بزرگ در راستای کشانیدن جنگ به هزارستان  به بهانه ای علفچرهای کوچی ها تلقی نمود.

 اما پار سال ، آقای خلیلی به گفته خودش برای تطبیق فرمان کرزی دربهسود رفت وبعد در جمع مردم در کابل اشک ریخت، آیا امسال چرا گلوی مبارک شان  عقده نمیکند ؟چرا سکوت کرده است ؟ آیا این فرمان فقط برای یکسال بود ؟ همین اکنون هزاران زن و کودک بهسودی - زادگاه کریم خلیلی - مجبور به ترک دیار خود میشوند،  چراصدایی از معاون رئیس جمهور بیرون نمیشود؟ آقای محقق این مدعی نمایندگی جامعه میلیونی هزاره، چرا سکوت کرده است؟ مبادا که هجوم امسال کوچیها به توافق این دو نفر ، کرزی، افرادی از حرکت اسلامی، والی میدان - وردک ، فاروق وردک، ملک نعیم کوچی وحشمت غنی احمدزی رئیس کوچیها، صورت گرفته باشد. اگر چنین نیست باید ما به زودی واکنش آقایان خلیلی ومحقق را شاهد باشیم. در غیر آن هجوم کوچی ها به هزارستان  ، حاصل یک توافق ننگین پشت پرده خواهد بود که سکوت رهبران سیاسی هزاره ها،هیچ معنای دیگری بجز ازیک " معامله " چیزی دیگری را تداعی نمیکند. وکلای هزاره درهردو مجلس، چرادر برابر این قضیه ای حیاتی ساکت هستند ؟ چرا این بحث را به پارلمان نمیکشانند؟ چرا صدای موکلان خودرا که همین اکنون در دایمیرداد، کجاب ، ناهور در حال فرار هستند به گوش مردم وجامعه جهانی نمیرسانند ؟ از چه هراس دارند؟ وقتی وکیلی نتواند آواز مظلومیت موکلی خودرا بلند کند،با کدام وجدان انسانی میتواند در کرسی پارلمان لم بدهد؟ این کافی نیست که چند وکیل بهسود یک پیام فوری  از حمله کوچیها بدهد، اینها با مجموع وکلای هزاره باید بحث تجاوز وحمله ای کوچیها را به پارلمان ببرند واگر پارلمان به آن اعتنای نکرد، از جامعه خود بخواهند که همه به خیابان ها بریزند و تا وقتی که آخرین شتر کوچی از بهسود وناهوربه لوگر نرسد، دست از تظاهرات نکشند. با این مبارزه مدنی میتوان زورگویی های کوچیان را به چالش کشید.  به نظر این حقیر وکلای جامعه هزاره، نقش درجه اول را در دفاع از مردم خوددر برابر کوچیها دارند. وکلای جامعه هزاره اگر در همسویی با وکلای ازبک وتاجیک، قضییه ای کوچیها رانتوانند به بحث پارلمان بکشانند و هم قادربه فیصله خروج کامل وهمیشگی آنها از هزارستان  نشوند، باید دست به استعفای جمعی بزنند.  

 سازمان های سیاسی، بنیادهای اجتماعی ، نهادهای فرهنگی ومذهبی جامعه هزاره، باید این سکوت مرموز را بشکند. چون هجوم مسلحانه کوچیها ناشی از تطبیق همان استراتژی نژاد گرایانه ای دستگاه حاکم افغانستان و طالبان است که در سمت کشانیدن جنگ به مناطق امن هزاره جات، متحد و همسو عمل میکنند. محور اصلی این توافق را سرکوب سیاسی، اجتماعی وفرهنگی جامعه هزاره تشکیل میدهد تا پایگاه عقبی واصلی هزاره هارا اشغال کنند وبعد وقتی هزاره ها سرزمین آبایی خودرا ترک نمایند، آنگاه بسیار به سادگی میتوان آنهارا در شهر ها مورد هدف قرار داد و جلو مشارکت سیاسی، توسعه اجتماعی وگسترش فرهنگی و آموزشی شان را گرفت. نگارنده با این نظر توافق ندارد که هزاره ها باید از آن سنگلاخ های بیحاصل خارج شوند وبسوی شهر ها روی آورند. اگر هزاره ها جایگاه اصلی شان را از دست بدهند، آنگاه مطمیین باشند که در شهر ها هم آنهارا آسوده نمیگذارند تا به نظام آموزشی وفرهنگی ومشارکت سیاسی واجتماعی دست یابند. درجایی مثل برچی متمرکز خواهند شد که به گفته ای امیری  این " سرای رنج وسکوت " وصله ناجوری است در پیکر شهر کابل وسرزمینی با نماد آشکار تبعیض و دورنگی. 

 هجوم کوچیهارا باید به عنوان یک هوشدار وزنگ خطری تلقی نموددرراستای تطبیق استراتژی  "هزاره ستیزی " در افغانستان که در هرچرخشی از حوادث سیاسی از عبدالرحمن تا کرزی این پالیسی همانگونه پابرجا وبدون تغییر باقی می ماند. در برابر تعویض وحذف این استراتژی باید همه ما متحدو وهمبسته در هرجایی که قراداریم وهر امکانی که در اختیار داریم بااتحاد وهمبستگی نگذاریم تا کوچیها مارا بکشند غارت نمایند و مادران ، خواهران ، وکودکان ما با قلبهای مضطرب وچشمان وحشت زده ازجای به جای دیگر فرارکنند. سکوت ما ننگ و شرم تاریخی را در پی خواهد داشت، پس باید با تمام قامت به دفاع از مردم خویش یرخیزیم، بدون از دست دادن زمان نگذاریم تا خون های بی گناهان درپای شترچرانهای کوچی بریزند.