گفت و گو

آرشیو مطالب  » گفت و گو
  • ۱۳۸۸ شنبه ۱۵ حوت
    ایست! لبخند فراموش نشود

    ایست! لبخند فراموش نشود

    تا زمانی که رنج در بین ما قاعده و آن هم یک قاعدة مقدس است و عالمان مان بر فراز منبرها داد از صورت سرخ و سیلی می زنند، این وضع به همین گونه باقی خواهد ماند؛ وضعیتی که بردباریِ یک نابردباری است؛ وضعیتی که در آن همه مبهوتیم، اما نه مأیوس
    نویسنده : عبدالله محمدی نظرات : 7
  • ۱۳۸۸ يکشنبه ۱۰ عقرب
    نقش ارزش های فرهنگی  در وحدت ملی

    نقش ارزش های فرهنگی در وحدت ملی

    یگانه کارکرد شناخته شدۀ سخنرانی به معنایی که امروز در میان ما رایج است،تحریف حقیقت است. مونتاژ نظریه ، وصل و پیوند نظریه به نظریه های دیگر و تملق و ریا کاری را اگر به آن بیفزاییم،نمایی از یک سخنران حرفه ای و یک سخنرانی محفلی، تیپیک و روشنفکرانه را به تصویر کشیده ایم.
    نویسنده : علی امیری نظرات : 9
  • ۱۳۸۸ شنبه ۹ عقرب
    گفتگوی اختصا صی جمهوری سکوت با ملک شفیعی

    گفتگوی اختصا صی جمهوری سکوت با ملک شفیعی

    همگی ما تا حدودی با ملک شفیعی و آثار ارزنده او در عرصه سینمای افغانستان آشناییم.ملک شفیعی فیلم سازیست که اگر چه یک دهه هم از حضورش در این عرصه سینمای افغانستان نمی گذرد، اما کار هایش نقش بسزایی در شکل گیری سینمای نوپای افغانستان داشته است.
    نویسنده : رحمت ارزگانی نظرات : 3
  • ۱۳۸۸ چهارشنبه ۶ عقرب
    مصاحبه نشریه پیمان ما با لیلی آرزو

    مصاحبه نشریه پیمان ما با لیلی آرزو

    پیمان ما: محترمه لیلا جان( آرزو ) از اینکه به نشریه پیمانما وقت داده اید بسیار تشکر و باپد یاد آور شوم که شما با فعالیت های فرهنگی و هنری که در قلب اروپا دارید مایه فخر و افتخار مردم افغانستان هستید. و جریده پیمانما که هدفش تشویق فرهنگیان و هنرمندان است، مفتخریم اگر از کار کرد ها و خدمات تان که برای وطن و وطنداران ما ن انجام داده اید، با خواننگان ما در میان بگذارید؟
    نویسنده : فرستنده: لیلی آرزو نظرات : 51
  • ۱۳۸۸ چهارشنبه ۱۴ اسد
    موبوکراسی چیست و موبوکرات کیست؟

    موبوکراسی چیست و موبوکرات کیست؟

    گفت‌وگو با بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی(متن حاضر گفت‌وگویی با بخش فارسی بی‌بی‌سی است که قسمت‌هایی از آن در پاره‌ای از برنامه‌های این رادیو مورد استفاده قرار گرفت. این متن با تبدیل و ویرایش متن گفتاری به متن نوشتاری تقدیم می‌گردد.)بی‌بی‌سی: جناب آقای رویش، در قدم اول تشریح کنید که موبوکراسی چیست، ماب‌ها چه کسانی هستند و موبوکرات کیست؟
    نویسنده : عزيز رويش نظرات : 16
  • ۱۳۸۸ يکشنبه ۱۴ سرطان
    مصاحبه عزیز رویش با رادیو بی بی سی، پیرامون انتخابات افغانستان

    مصاحبه عزیز رویش با رادیو بی بی سی، پیرامون انتخابات افغانستان

    نویسنده : editor نظرات : 3
  • ۱۳۸۸ يکشنبه ۳۰ حمل
    محسني را دفن كنيد ور نه مي‌پوسد

    محسني را دفن كنيد ور نه مي‌پوسد

    این نوشته از مجله "عصری برای عدالت" گرفته شده است. شماره سوم اسد سال ۱۳۷۵" این شخص که اینجا دفن است، کارش کارنامۀ هر خاین دهر را عقب می زند. این شیخ که اینجا دفن است، در فردیت خویش و برای آلودگی فردیت خویش، خیانت به سرنوشت اجتماعی و سیاسی میلیونها انسان کرده است؛ این جسد که حالا آغاز به تکیدن کرده است، مال آن کفتار درنده در پوست میش است که در طول عمرش، یک کار خیر نکرد وهنگامی که از فرط شهوت رانی از پا می افتاد، حد اقل، بدون ترس از خدا، زمینۀ قتل هزاران انسان یک جامعۀ محروم را مساعد ساخت.
    نویسنده : عصری برای عدالت نظرات : 43
  • ۱۳۸۸ دوشنبه ۲۴ حمل
    متنِ نامه شهيدابوذر به سياف

    متنِ نامه شهيدابوذر به سياف

    محترم سياف! بي​احترام و بي​سلام با شما سخن مي​گويم. من منشي عبدالمجيد و انجنير احمدشاه كه يكي را از قديم مي‌شناختم و با هم دوست بوديم و آن ديگري را در پروسة صلح، دومين جنگ شما بالاي مردم مظلومِ ما آشنا شديم؛ با آنان از هر در سخني به ميان آمد و از هر مقطع تاريخي داستاني خوانده شد. نگراني‌هاي ناشي از وضع موجود كشور و تصميم خطرناك شما در قبال وطن و اقوام ساكن در اين كشور  از نظر من مردود است؛ به همين سبب بر آن شدم  تا به عنوان يك مجاهد با شما سخن بگويم. من خودتان را تا هنوز نديده ام ولي اسم شما را زياد شنيده​ام، نمي​دانم شما مرا مي​شناسيد و يا  اسم مرا هم شنيده ايد يا خير؟ ولي  من يك مجاهدم ]نه مثل شما طراحِ جنگ​هاي داخلي[؛ مجاهدي که در طول دوران جهاد شايد از شما و امثال شما كه عمري را  در خارج بوديد بيش​تر در بيرون راندن قواي روس نقش داشته​ام.
    نویسنده : نامه شهيدابوذر نظرات : 16
  • ۱۳۸۸ پنج شنبه ۱۳ حمل
    چرا من ديوانه ام؟

    چرا من ديوانه ام؟

    جنرال شفیع؛ در آخرین مصاحبه با «عصری برای عدالت» – بامیان 15 اسد 1375«مرا مرگ بی​گناهانِ غرب کابل دیوانه کرده است، من مرگِ جان​گداز هم​سنگرانم را دیده ام که چطور هدف راکت​های کورِ شورای نظار از کوه تلویزیون، قرارگرفته وتکه تکه شدند. من هر روز ناله و فریاد بیوه​زنان و مردان سالخورده را می​شنوم که برایم درسنگر نان می​آورند و مرا می​بوسند و گریه و ناله کرده و شکایت می​کنند که چطور منزل​شان هدف راکت قرار گرفته و فرزندان​شان طعمه حریق شده​اند. نیروهای من روز صدها شهید رابه قبرستان شهدا درغرب کابل انتقال می​دهد، پس من دیوانه نشوم، کی دیوانه شود؟ آناني​كه در تهران و قم و پيشاور چكر مي​زنند آن​ها ديوانه شوند؟ آنانی​که مزدورِ مقامِ رهبری ایران​ـ​اند و در این لحظة حساس به ایران و پیشاور چکر می​زنند و صاحب ملیون​ها دالر شده​اند، آن​ها دیوانه شوند؟ مردم غرب کابل چه گناهی دارند؟ آیا ما به شرق کابل تجاوز کرده ایم؟ آيا وقتي​كه مزاري از عدل و مساوات و تأمين حقوق برابري و برادري و هم​وطني صحبت میکنند، گناه کرده است؟ باز هم اگر ما گناه داريم پس اين مردم بي​گناهُ غرب كابل چه گناهي دارند كه هدف راكت​هاي كور قرار گرفته، خانه و دكان​هاي شان به آتش کشیده شده و فرزندانِ شان به شهادت می​رسند.(جنرال شفيع)»
    نویسنده : مصاحبه با جنرال شفيع نظرات : 52
  • ۱۳۸۸ شنبه ۱ حمل
    سخني كه با خون نوشته شد

    سخني كه با خون نوشته شد

    (متن ويرايش شده‌ي سخنراني در مسجد امام خميني – دشت برچي)بسم الله الرحمن الرحيمفاصبر، ان وعد الله حق، ولايستخفنك الذين لايوقنونصبر و شكيبايي پيشه كن كه وعده‌ي خدا حق است و كساني كه يقين نمي‌كنند تو را به وحشت نيندازند.در جايي كه امروز من پيش روي شما ايستاده ام زماني ديگر كسي ديگري مي‌ايستاد كه امروز نيست و ما به يادبود او حرف مي‌زنيم و خاطره‌هاي او را براي همديگر تكرار مي‌كنيم. دقيقاً در همين نقطه‌اي كه من ايستاده ام، بابه‌مزاري مي‌ايستاد و از پشت همين مايكي كه من سخن مي‌گويم بابه‌مزاري سخن مي‌گفت. شايد مسجد امام‌خميني يكي از پرخاطره‌ترين دوره‌هاي زندگي بابه‌مزاري در طول دوران زندگي او، به خصوص در غرب كابل، بوده است. رفته رفته خود بابه‌مزاري هم با اين مسجد به گونه‌ي خاصي اُنس گرفته بود و وقتي گفته مي‌شد كه در كجا بايد محفل سخنراني برگزار شود، خيلي ساده مي‌گفت:
    نویسنده : عزیزِ رویش نظرات : 29
  • ۱۳۸۷ دوشنبه ۲۶ حوت
    پرسش های نامربوط و پاسخ های بي‌پرسش

    پرسش های نامربوط و پاسخ های بي‌پرسش

    در مورد بابه، به نظر من اگر موضوعاتي را كه مطرح مي كنيم مشخص تر و عيني تر باشد آموزنده تر مي شود. مثلاً صحبت از اينكه بابه مزاري در مورد حقوق زن و دموكراسي چه نظر داشت به طور طبيعي به توجيه گري منجر مي شود و يا مجبور مي‌شويم بياييم و حرف يا عمل بابه را با رمزها و اشاره‌هايي كه ممكن است در آنها وجود داشته باشد تفسير كنيم. اين درست مثل آن است كه بياييم و ثابت كنيم كه پيامبر اسلام و يا امام علي دموكرات بودند و يا حقوق شهروندي را ترويج مي كردند و امثال آن.
    نویسنده : معلم عزیزِ رویش نظرات : 21