یادداشت های یک دیو سرگردان

  • اعتصاب غذای دانشجویان هرات به حمایت از دانشجویان اعتصاب کننده کابل که وارد ششمین روز خود شده است اعتصاب غذای دانشجویان هرات به حمایت از دانشجویان اعتصاب کننده کابل که وارد ششمین روز خود شده است
    • نویسنده : داود وصل‏
    • نظرات : 1
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۲ شنبه ۴ جوزا

    این اعتصاب از ساعت 8 صبح در مقابل درب شورای ولایتی هرات آغاز گردید. بعد از مدتی ریس شورای ولایتی آقای قتالی و خانم سکینه حسینی منشی شورا در جمع اعتصاب کننده گان حاضر شد و در حضور رسانه ها ازآنها اعلام حمایت کردند...

  • یاد بود: نمایشگاهِ نقاشی محسن وحیدی یاد بود: نمایشگاهِ نقاشی محسن وحیدی
    • نویسنده : دیو سرگردان
    • نظرات : 0
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۲ شنبه ۲۴ حمل

    انسان، حيواني است که به ياد مي آورد. سکونت، در جغرافيايِ "يادبود" ويژگيِ است که آدمي را از ديگر حيوانات متمايز مي کند. نقاشي، اما، ناب ترین شکل یادآوری و بر افراشتنِ بيرقِ يادبود به ياد هستي هاي در حال زوالي است که با سرعتِ بالاتر از سرعتِ نور از ما دور مي شوند.

  • آگاهيِ دوپاره​ي پارسيان آگاهيِ دوپاره​ي پارسيان
    • نویسنده : ديو سرگردان
    • نظرات : 5
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۲ چهارشنبه ۱۴ حمل

    فر و شکوهِ پارسي، در فر و شکوهِ خشونت و آدم کشي پديدارگشته و فروغِ ايزدي در سيماي ستمگري ها و قساوت هاي بي حد و حصرِ حاکمان تبلور يافته است. حاکمِ مشروع و فره مند، حاکمي است که تاجِ خشونت بر سر دارد و رخسارِ زمين را از خونِ آدميان منور و تابنده مي سازد."

  • شهرها و کتاب ها شهرها و کتاب ها
    • نویسنده : دیو سرگردان
    • نظرات : 8
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۲ دوشنبه ۱۲ حمل

    رازآلودگيِ يک شهر قديمي در ناکارايي آن است و رازوارگيِ کتاب هاي مقدس در بي معنايي آن ها. شهر و متن هردو بر بنياد تخريب ساخته شده اند، اولي با تخريبِ طبيعت و دومي با تخريب و دستکاري در صدا و آواز.

  • زبانِ تلخ و دردناکِ نقد زبانِ تلخ و دردناکِ نقد
    • نویسنده : ديو سرگردان
    • نظرات : 1
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۱ دوشنبه ۲۸ حوت

    در دنياي ما نقد، همواره نقد ديگران بوده است، وقتي نوبت به خود ما مي​رسد، به امر تحمل​ناپذير بدل مي​گردد و در نتيجه درست مثلِ حاکم که به حکم قانون بيرون از قانون قرار مي​گيرد، منتقدان، اين هستي آسيب​پذير نيز، در بيرون از دنياي نقد براي خود پناهگاهي مي​سازد. ساختارِ نقد همان قدر پارادوکسيکال است که ساختارِ حاکميت و دست کم در جهانِ فارسي زبان ميان حاکم و منتقد تفاوتي چنداني وجود ندارد.

  •  مزاری؛ بابای قوم مزاری؛ بابای قوم
    • نویسنده : عزیز رویش/ بخشی از کتاب بگذار نفس بکشم
    • نظرات : 24
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۱ يکشنبه ۲۷ حوت

    مقابله‌ی مزاری با مشکلات و دشواری‏ها اغلب با خون‌سردی و آرامش همراه بود. توانایی او در مدیریت بحران و لحظه‌های حساس تحسین‌برانگیز بود. هیچ‌گاه‌ ندیدم که گرفتار سراسیمگی یا دست‌پاچگی باشد یا از شنیدن خبری، اعم از این‌که خوشحال‌کننده یا مأیوس‌کننده باشد، دچار هیجان غیرعادی شود. احساس می‌کنم بخشی از این آرامش او به ایمان عمیق مذهبی‌اش‌ مربوط می‏شد...

  • یاد گل سرخ در حلقه‌ی ماه یاد گل سرخ در حلقه‌ی ماه
    • نویسنده : روابط عمومی کانون ادبی- فرهنگی کلمه
    • نظرات : 2
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۱ يکشنبه ۲۷ حوت

    در ادبیات معاصر زبان پارسیِ دری، از نام‌گذاری شعرهایی که با روح مقاومت‌زایی سروده شده و انعکاس دوران خلق حماسه‌های بی‌دیلی مانند شکست ارتش سرخ شوروی، شکست انگلیس و... است، به «شعر و ادبیات حماسی» پرهیز می‌شود. به جای اطلاق ادبیات حماسی، از تعبیرهایی نظیر «ادبیات مقاومت»، «پایداری»، «جنگ» و «دفاع» بهره گرفته می‌شود.

  • سگ بد می‌غپد؛ گذار از سياستِ هزاره براي هزاره سگ بد می‌غپد؛ گذار از سياستِ هزاره براي هزاره
    • نویسنده : مصاحبه اختصاصيِ جمهوري سکوت با داي​فولادي
    • نظرات : 107
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۱ شنبه ۲۶ حوت

    می‌گویم و دلیل دارم که در شرایط موجود پس از پیروزی در تاریخ، سیاستِ هزاره برای هزاره تداعی‌گرِ یک دید قبیله‌ای بسته و محدود در سطح سیاستِ ملی است، و باور دارم که سیاستِ هزاره برای پشتون و ایماق یک سیاست مدنی و مدرن برای افغانستان دموکراتیک است. من عملاً پشت فکرم ایستاده‌ام و به سیاستِ هزاره برای هزاره باور ندارم. این سخنم از روی صداقت به پشتون و هزاره و هر انسان این وطن است؛ چون می‌خواهم با علم و معرفت در هزاره سودِ هزاره به هر انسان این وطن برسد. و هزاره‌ای که به سود پشتون باشد چطور به سود هزاره نخواهد بود؟

  • بهسود 2007 ( نگاهي از هزاران حرف ) بهسود 2007 ( نگاهي از هزاران حرف )
    • نویسنده : عکس از استاد نجیب الله مسافر
    • نظرات : 9
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۱ چهارشنبه ۲۰ جدی

  • تلفن تلفن
    • نویسنده : دیوسرگردان
    • نظرات : 0
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۱ يکشنبه ۲۶ سنبله

    دگرگونیِ عمیقی رخ داده است. ديدني در کار نيست. زندگي تلفني شده است. ديدارهاي دوستانه ديگر اتفاقي نيستند. پيشا​ـ ​پيش از همه​چيز باخبريم؛ مي​توانيم پيش بيني کنيم که فلان دوست ما در کدام ساعت در کدام ميدان هوايي يا ايستگاه ماشين است، در کدام دقيقه وارد کوچه مي​شود و درست همان لحظه​اي که پيش بيني مي​کرديم، زنگ در به صدا در مي​آيد و مي بينيميش. حتي هنگامي که مي​بينيم حس تازه​اي در ما پديد نمي​آيد. روند زندگي همان است که بود: يک​نواخت و پيوسته. تلفن آتش وجوديِ آدم​ها را خاموش کرده است.

  • آوارگانِ گمنام آوارگانِ گمنام
    • نویسنده : ديو سرگردان
    • نظرات : 3
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۱ پنج شنبه ۹ سنبله

    قرينه​يِ عيني و نماد ماديِ ديوها، در جهان امروز مهاجران گمنام و بي​پناهي است که يا در غارِ کمپ​هاي پناهندگي قربانيِ خشونتِ بي​ميانجي دولت​هاست و يا در مرزها و سرک​ها و دشت​ها، نان و سرپناهي ندارند. ديو، تصويرِ تاريخيِ تبعيدِ اجباري و بي​پناهيِ انسانيت و سيماي همواره مغموم ستمديدگاني است که توسط قدرت​هاي فاتح اخراج و قتلِ عام شده​اند"

  • کودک و بره‌اش کودک و بره‌اش
    • نویسنده : اسد بودا
    • نظرات : 4
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۱ سه شنبه ۶ سرطان

    دوربین را از میان کیفم بیرون آوردم؛ با دوربین به کودک نگاه کردم. کودک به من نگریست و به چشمِ شیشه‌‌ای و بی‌روحِ دوربین، نگاهش سرشار از پرسش بود و روایتِ عینی محرومیت‌های بسیار. ناگهان فرو ریختم و شرم و خجالت وجودم را فراگرفت. با خود گفتم نباید آرامشِ این کودک را، که در این هوای سرد به بره‌اش عاطفه می‌بخشد و در برابرِ این بخشش، بره به او امید و گرما می‌دهد، به هم زد.

  • زیباترین شش دقیقه در تاریخ سینما زیباترین شش دقیقه در تاریخ سینما
    • نویسنده : ع. محمدی
    • نظرات : 1
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۱ چهارشنبه ۳۱ جوزا

    بچه‌ها همچنان روي بالكن به فریادهای شادیِ ديوانه‌وارشان براي دن كيشوت ادامه مي‌دهند. فقط دختر کوچک در پایین سالن همچنان با حالتی که عدم رضایتش آشکار می باشد، بدو زل زده است.

  • ظهورِ امر غریب در لمقان ظهورِ امر غریب در لمقان
    • نویسنده : فیض محمد کاتب هزاره
    • نظرات : 5
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۰ چهارشنبه ۳ حوت

    در ییلاق‌گاه جلال‌آباد، مسماة فاطمه دخترِ یکی از اهالیِ لمقان «آلتِ رجولیت» از خرقه‌پارها ساخته و آن‌ را رفاده‌آسا بر عانه و زیرِ نافِ خویش بربسته، ابراز داد که در شب، پیر صاحب عبدالقادر جیلانی، رحمه الله‌علیه را در خواب دیده، از او به زبانِ ضراعت و استکانت خواستار شدم که مرا به کرامت و خرقِ عادت مرد بسازد و آن جناب به دستِ مبارک قْبْلِ مرا مس کرده، فرمود:«برخیز و خود را مرد مشاهدت کن.» چون از خواب به‌شتاب برخاستم ودست به شرم‌گاهِ خویش بردم، خودم را مرد یافتم.

  • روزِ یاد بودِ افشار روزِ یاد بودِ افشار
    • نویسنده : اسد بودا
    • نظرات : 7
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۹ دلو

    قتلِ عامِ افشار را باید به یاد داشت. يادبود این قتلِ عام، نوعی "شهادت دادن" است؛ "امضایِ مکرر" بر وقوعِ فاجعه و شکستن "سکوتِ سياسي" که در اين فصل سرد و برفيِ تاريخ، بر افشار، این شهر همیشهِ شهید، سايه گسترده است: «بی‌چهره‌گیِ افشار، نشانِ توحشِ فرهنگی و امضایِ وقوعِ قتلِ عام است بر پیشانیِ طبیعت.»

  • به کدامين گناه آفريده شدي؟ به کدامين گناه آفريده شدي؟
    • نویسنده : اسد بودا
    • نظرات : 48
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۰ سه شنبه ۵ میزان

    در تو صدا به سکوت مي​رسد، مادر! تو کلامِ کلام​هايي، کلامي که راه​ مي​رود، نفس مي​کشد، زخم مي​خورد و رنج مي​برد، کلامي​ که پاهايش خسته است، دستانش​ترک​خورده، بازوانش زخمي، گلویش خشکیده، بارش سنگين و موهايش سپيد. تو پشتره​يِ رنجِ آدمي را بر دوش مي​کشی ـ؛«به کدامين گناه آفريده شدي (بِأَیِّ ذَنْبٍ خُلِقَتْ) مادر؟!»

  • ستاره‌ها شب‌ها به يادِ اْرزگان بيدارند ستاره‌ها شب‌ها به يادِ اْرزگان بيدارند
    • نویسنده : اسد بودا
    • نظرات : 15
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۰ جمعه ۱ میزان

    کسی که به خدا ایمان ندارد، به خاطر گریز از تنهایی به ستاره‌ها پناه می‌برد. برای من اما، ستاره‌ها پاسخِ تنهایی نیستند، قطب‌ نشان‌های هستند که راهِ ارزگان‌ را نشان می‌دهند: ستاره‌ها شب‌ها به يادِ ارزگان بيدارند.

  • سکوت، دود می‌پراکند. سکوت، دود می‌پراکند.
    • نویسنده : نامه ای از راهِ دور، از يک دوستِ قدیمی
    • نظرات : 5
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۰ دوشنبه ۲۱ سنبله

    من، دچار انقطاع زبانی‌‌ام. زبانم را از دست داده‌ام. زبانم‌را گم کرده‌ام. مهاجرت اولین زخمی‌ را که به آدمی می​زند محو کردن زبان اوست. زبانِ من محو شده است. به‌زحمت کلماتی از دهانم خارج می‌شود. کلمات من دودهایی هستند که از دهانم به هوا می‌روند. سکوت، دود می‌پراکند. باید زبان باز کنم، در جست​​ـوـ​جوی آن تنها لغتی که به زبان نمی‌آید.

  • مونوپوليزه سازيِ خشونتِ سياسي گله و چوپان مونوپوليزه سازيِ خشونتِ سياسي گله و چوپان
    • نویسنده : اسد بودا
    • نظرات : 16
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۰ يکشنبه ۲۰ سنبله

    هر قانوني در مقام کاربرد به کردارِ غيرقانوني مي​انجامد و هر نوع حکومتِ دموکراتيکي، در نهايت خصلتِ پنهانِ استبدادي​اش را در تصميمِ شخصِ حاکم برملا مي​سازد. عملکردِ غيرقانونيِ آقاي کرزي بيش از آن​که نشان​گرِ برتري زور بر قانون باشد، روبنا بودنِ قانون و سرشتِ پنهانِ هم​ستيزانه و آنتاگونستيکِ دموکراسي را رو نمايي مي​کند.

  • غریبه ‌‌یِ در این تاریکی غریبه ‌‌یِ در این تاریکی
    • نویسنده : اسد بودا
    • نظرات : 13
    • تاریخ انتشار : ۱۳۹۰ دوشنبه ۱۴ سنبله

    مسير غريبه از ميان تاريکي​ها و دقيقا از روي خطِ استوايِ شبِ فاجعه مي​گذرد. او هماره در میانه‌یِ راه است و بی‌آن‌که خستگیِ آوارگی از تن بزداید در شبِ هولناکِ غربت، به آوارگی‌هایِ بی‌پایانش می‌اندیشد. مکررِ در مکرر می​​میرد در غربتِ خویش، پس از هر بار مردن، اما، جان مي​گيرد در خاکسترِخود و سفرِهای طولانی و جان​کاهش را از سر می‌گیرد: غريبه، تناسخ رنجِ آوارگیِ مدام درکالبدِ زندگي است.

12...