• چهارده پال

    چهارده پال

    قنبر علی تابش ۱۳۹۰ چهارشنبه ۷ جدی 27

    اشکی بر سرنوشت بانوان وطن-/از بسکه غم،رقم رقمش، نوش کرده ای//لب خند حق تو است فراموش کرده ای//نومید شد امید تو از شانه های امن//نا چار سر پناه تو شد "خانه های امن"

  • گهوره ها را منفجر کردند

    گهوره ها را منفجر کردند

    قنرعلی تابش ۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۶ قوس 15

    تقدیم به شهداء روز عاشورای زیارتگاه حضرت اباالفضل شهر کابل...

  • هیرمند اشک گرم غرجستان

    هیرمند اشک گرم غرجستان

    قنبرعلی تابش ۱۳۹۰ شنبه ۵ قوس 15

    در نخستین روزهای این هفته(28تا30) کنگره¬ی ملی شعر سیستان در شهر زابل ایران برگزار شد. من و دوست عزیزم جناب سید ابوطالب مظفری نیز توسط دبیر این کنگره،عباس باقری ورجاوند، دعوت شده بودیم.از آنجا که حوزه سیستان باستانی جزئی از هویت ما و خوانندگان محترم این سایت محسوب می شود، تلاش کردم در این کنگره دست خالی نباشم و احساسم را نسبت به حوزه¬ی تمدنی هیرمند بیان کنم. حاصل آن، شعری بود که اینک تقدیم شما گرامیان می کنم...

  • شیرین دختر بودا

    شیرین دختر بودا

    مهدی زرتشت ۱۳۹۰ يکشنبه ۲۲ عقرب 3

    پدر بزرگ با همان شال بره ای تیره و ردای وصله خورده در حالی که دیگر عصای پیری نیز به او قوت رفتن نمی دهد، اکثر شب ها با نیروی نیمه بیدار تنش از کلبه بیرون می زند، دست شیرین را می گیرد و می برد تا نزدیکی های یک سیاهی بزرگ که به نظر می رسد سرشار از روح و زندگانی است...

  • میدان مشقِ لا

    میدان مشقِ لا

    محمد محسن سعیدی ۱۳۹۰ شنبه ۷ عقرب 15

    به یاد شهدای مظلوم شیعه در کویتة ‌پاکستان...

  • به کدامین گناه؟!

    به کدامین گناه؟!

    قنبرعلی تابش ۱۳۹۰ شنبه ۳۰ میزان 23

    هفته گذشته، طلاب سوگوار کویته پاکستان نمایشگاه عکسی از شهداء مظلوم حوادث تروریستی اخیر این شهر در استان قم ،در مدرسه عالی فقه ومعارف، برگزار کرده بودند. این عکسها نمایانگر ژرفای فاجعه از یک سو و اوج مظلومییت این شهدا و جامعه تشیع کویته حتی در رسانه های شیعیان جهان از سوی دیگر است.این شعر درودی است بر روان پاک این شهداء...

  • زنانِ هزاره: مبتكران و پاسداران سنّتي موسيقايي(بخش اول)

    زنانِ هزاره: مبتكران و پاسداران سنّتي موسيقايي(بخش اول)

    هيرومي لورين ساكاتا - ترجمه عبدالله محمدی ۱۳۹۰ دوشنبه ۱۸ میزان 3

    اين نكته كه زنان كمتر از مردان در معرض تأثيرات و عوامل بيروني هستند، انتظار داشتم كه آوازهاي زنان، در مقايسه با آوازهاي مردان، مشخصه‌هاي سنتي بيشتري را در خود داشته باشند. با اين حال، آنچه كه انتظارش را نداشتم، ميزان همبستگي متقابل بين رپرتوارهاي زنان و مردان بود و نيز، ميزان اهميت اين امر كه تعريف آوازهاي زنان در گرو تعريف آوازهاي مردان و پس از آن، تعريف موسيقي هزارگي است.

  • تفت دل 3

    تفت دل 3

    محمدحسین فیاض ۱۳۹۰ يکشنبه ۲۷ سنبله 4

    ‌هر يک موگه که مه لاله تو موشوم/ ني‌زو دَ مَخته و ناله تو موشوم/ باييد دَ هرکارا بيرارْ شي‌ني مو/که غم‌خورْ چهارساله تو موشوم.

  • دخترسبز شمالم

    دخترسبز شمالم

    لیزا سروش ۱۳۹۰ شنبه ۲۲ اسد 12

    دختر سبز شمالم // پیکرم، فریاد زیبایی بود // شب چراغ شهر روایی بود // توت و انگور شمالی خورده ام // گام به گندمزار و شالی برده ام // صبحگاهی چشم سیمین بشکند // آنقدر زیبا مننم // ولا که حیرانم مپرس

  • با من سخن بگو ، که مرا فرصت اندک است

    با من سخن بگو ، که مرا فرصت اندک است

    محمد عارف جمجی ۱۳۹۰ يکشنبه ۹ اسد 7

    محمد عارف جمجی این شاعر توانا در اوج جوانی، در سال ۲۰۰۳ میلادی در آبهای یونان غرق گردید. غریق ازدست رفته در خانواده نسل از شاعران ما، ضایعه بزرگی به شماررفته که جایگاه چنین استعداد شگرف برای همیشه در میان ما خالی خواهد بود. محمد عارف جمجی یک مجموعه چاپ نشده ای شعری داشت که امید است روزی آنرا بدست آورده وبه زیور چاپ بیاراییم...

  • صیادسنگدل

    صیادسنگدل

    احمد"وفا" ۱۳۹۰ سه شنبه ۴ اسد 6

    زندگیی ذاکره باتمام آرزوهای ازدست رفته اش باغمهاآمیخته شده؛زندگییکه درآن زنده بودن احساس نمیشود.دریک همچنین زندگییکه ذاکره به آن گرفتارشده،معنی کالبدبودن وتن بی روح رامیرساند.زندگی کالبدیی ذاکره ها که روح آن به دستان شریف وشریفها دزدیده میشود...

  • غزل ناسروده دهکده

    غزل ناسروده دهکده

    حبیب الله " سروش " ۱۳۹۰ دوشنبه ۳ اسد 7

    گل اندام دختری است که دریک دهکده ی زندگی می کند وعلاقه شدیدی به آوازخوانی دارد.فضای دهکده رابوی تعصب ، تبعیض ونابرابری جنسیتی پرکرده بود.دیواستبداد فضای نفس کشیدن راازاین قشرمظلوم ومحکوم تاریخ گرفته بود.صدای گل اندام ،صدای اعتراضی بود که نکبت بودن رابردوش می کشید وسعی برآن داشت تاخواب خفتگان خفته را آشفته ترسازد.درفضای دهشت ناک آن زمان ترانه ی رامی خواند که تمام فاجعه یک قرن (مظلومیت زن ) رابه تاریخ بازگومی کرد. اما برای خاموش ساختن این صدا،حاکمان تصمیم میگیرند بایک توطعه اوراخاموش سازند ...........

  • تقدیم به سرزمین قامت شکسته ام و همۀ آنهای که از ترک بر داشتن هر روزه اش  دل تنگ است

    تقدیم به سرزمین قامت شکسته ام و همۀ آنهای که از ترک بر داشتن هر روزه اش دل تنگ است

    طاهر هجران ۱۳۹۰ شنبه ۱ اسد 4

  • آفت های سرخ وسیاه، درخوشه های گندم انتحارمی کنند

    آفت های سرخ وسیاه، درخوشه های گندم انتحارمی کنند

    محمد حسین هاشمی ۱۳۹۰ سه شنبه ۲۸ سرطان 8

    دوشعرازمحمد حسین هاشمی تقدیم به زخم های تازه ی هزارستان. تقدیم به روح پاک وخون به ناحق ریخته ی کودک شهید حبیبه به مناسبت هجوم تازه ی لشکروحشی کرزی به هزارستان ...

  • موسیقی افغانستان را چقدر می شناسیم؟

    موسیقی افغانستان را چقدر می شناسیم؟

    خاطره صبا ۱۳۹۰ دوشنبه ۲۷ سرطان 3

    شناساندن زيبايي‌هاي موسيقي افغاني به جامعه، پيداكردن راهكارهايي براي نهادينه كردن موسيقي ملي در منطقه و كشف قابليت‌هاي فراوان آن، جز از اين رهگذر ميسر و ممكن نيست.

  • غم همیشگی من

    غم همیشگی من

    قنبر علی تابش ۱۳۹۰ دوشنبه ۱۰ اسد 19

  • تفحه سبز به شهید

    تفحه سبز به شهید" ضحاک" قهرمان سازندگی

    باران حیدری ۱۳۹۰ پنج شنبه ۲۶ جوزا 5

    شهادت نابهنگام سنگردارصادق ومدافع آرمان های رهبرشهید رئیس شورای ولایتی بامیان شهید محمد جواد ضحاک را به پیشوای رهبرشهید ومردم عزت مند بامیان تبریک وتسئلیت عرض میکنم. یادوخاطرات پرشکوه این شهید و مقاومت دربرابر بی عدالتی در غرب کابل راتداعی میکرد.تفکر صلح خواهی، عدالت طلبی، حرکت های مدنی و منتقدانه ای مردم بامیان رااو در سالهای اخیر فریاد میکشید...

  • ... پیکرضحاک افتاد

    ... پیکرضحاک افتاد

    روح الله روحانی ۱۳۹۰ دوشنبه ۲۳ جوزا 6

    خبر شهادت رئیس شورای ولایتی بامیان و تشیع جنازه با شکوه او بر شانه های مردم صبور و شکیبای بامیان تداعی گر روزهای تلخ و فراموش نشدنی فجایع غرب کابل، کشتار بی رحمانه مردم ما در مزار و دره صوف و بامیان و در رأس همه شهادت فریاد گر عدالت و آزادگی در این سرزمین مزاری بزرگ بود...

  • طالبان

    طالبان

    علی مدد رضوانی ۱۳۹۰ يکشنبه ۲۲ جوزا 12

    مادر شنیده است خبرهای ناگوار // امروز از وقوع تصادف؛ نه، انفجار // پرپر شده امید دلش گریه می کند //لعنت به هرچه طالب و لعنت به انتحار // طالب بلای جان جوانان ما شده ...

  • اشکهای مان رها شده

    اشکهای مان رها شده

    قنبرعلی تابش ۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۸ جوزا 29

    زنده یاد "جواد ضحاک" را نمی شناختم اما تصاویر مراسم تشیع جنازه اش با آنهمه اشک وخشم مرا چنان گداخت که گویا نعش سیاوش را بر شانه می کشم. بخصوص اینکه با یورش مسلحانه کوچی ها در ناهور؛ بهسود وترکمن و مسئولیت ناپذیری سران سیاسی ما؛ باز هم گویاٰ، باید شاهد اینگونه هردم شهیدی ها باشیم! تا کی ؟ نمیدانم.آیا تا هستیم؟ ...

123456

...