سرانجام بعد از دوماه تأخیر، نتایج انتخابات پارلمانی افغانستان اعلام شد و طبق گزارشها، قرار است نتایج این انتخابات در ولایت غزنی هم باطل اعلام شود. این خبر در ابتدای امر بسیار تکان دهنده و در ذات خود ناخوشایند است. اما اگر به بافت قومی ولایت غزنی و زبان حاکم بر وضعیت انتخابات گذشته در این ولایت از یک سو و وضعیت نابسامان امنیتی در این ولایت از سوی دیگر، نگاهی داشته باشیم، سر انجام باید بپذریم که بنا بر درک شرایط  نامتعادل این ولایت باید نتایج این انتخابات باطل اعلام می شد. چرا؟

1 - چه ما بپذیریم و یانه، بافت قبیله ای و حساسیت های ناشی از سیاستهای قبیله گرایی، همیشه مانعی در راستای تحقق مدنیت و نظام دموکراسی بوده و هست. با آن هم ما ناچاریم به دلیل ضعف فرهنگی جامعه و ضعف ساختار نظام سیاسی حاکم، به یک سری از واقعیت ها تن در دهیم. روی این ملاحظات است که جناب حامد کرزی خواستار تجدید نظر کمیسیون در ولایت غزنی می شود و به صراحت اعلام می کند که کمیسیون باید تعادل قومی و مصلحتها را در نظر بگیرد.

2 -      واقعیت این است که ولایت غزنی به دلیل ناعادلانه بودن سستم اداری، هجده ولسوالی دارد و اکنون تنها از چهار و نیم ولسوالی هزاره نشین، یازده نماینده در لیست ابتدایی، برنده اعلام شده اند و همین موضوع باعث حساسیت ها شده و سرنوشت انتخابات را به وضعیت فعلی دچار ساخته است. برآیند این مغالطه این است که سیزده و نیم ولسوالی بدون نماینده مانده و نمایندگان منتخب نیز، همه از قوم هزاره می باشند.

3 - کمیسیون مستقل انتخابات در ولایت غزنی متهم است که برخی از محلات را بدون ارائه دلیل منحل کرده و در برخی مناطق از جمله بخش هزاره نشین ولسوالی قره باغ، مقامات محلی نگذاشته اند انتخابات برگزار شود. از سوی دیگر در برخی مناطق، مانند «ورده مکنک» در ولسوالی مالستان، برگه رای نفرستاده و حدود سه هزار نفر را سرگردان کرده است. و....

4 - طبعاَ منطق کاندیدان پیروز در لیست ابتدایی و هواداران شان، این است که زمینه انتخابات برای همه یکسان بوده و صندوقهای رای در محلات مشخص شده از سوی کمیسیون و امنیت ملی، به طور یک سان فرستاده شده است. اما خود برادران پشتون مقصر اند که در پای صندوقهای رأی نیامده و در نتیجه، کاندیدان آن ها نباید پیروز می شدند. و اکنون که کاندیدان هزاره به دلیل مشارکت مردم شان برنده شده اند بنا بر اصل قانون اساسی و قانون انتخابات آنها نتایج را باید بپذیرند. برفرض اگر مسائل امنیتی را بهانه قرار می دهند، این خود آنها هستند که اخلال امنیت می کنند.

5 - خوب در برابر این دلایل چه باید کرد؟ اگر، چند نفر انتصابی معرفی شود، قانون اساسی و قانون انتخابات زیر پا گذاشته شده و از سوی دیگر از میان نامزدان برنده چه کسی باید انتخاب شود؟ بنابراین، کشکمش ها، جنجالها و اعتراضات فراوانی پشت سرش نهفته است.

6 - فرض را براین بگیریم که کمیسیون نتایج انتخابات غزنی را تأیید کند. در این صورت چه خواهد شد. آیا نامزدان پیروز، طی پنج سال آینده می توانند کاری انجام دهند؟ و اگر کاری در راستای ولایت انجام دهند، برای مناطق پشتون نشین انجام خواهند داد؟ مسلم است که نه. زیرا با تأسف، ترکیب اجتماعی و حساسیت های قبیله ای مانع از آن است که هریکی از اقوام، نماینده قوم دیگر را نماینده خود بداند تا در مسائل مختلف، آزادانه و با اشتیاق پیش او مراجعه نماید. همچنین برعکس، کمتر نماینده ای پیدا شده تا خود را عملاً نماینده کل ولات خوانده و برای مردم  به طور یکسان کار کرده باشد؛ چنان که تاکنون این گونه بوده و هست و دهها بار مردم ولسوالی مالستان به دلیل نماینده نداشتن در دور اول، این حقیقت تلخ را تجربه کرده است.

7- از سوی دیگر آیا مناطق پشتون نشین ولایت، عرصه را بر مناطق هزاره نشین تنگ نخواهد کرد؟ واضح است که پاسخ، مثبت است؛ چنان که بارها و بارها چنین بوده است. به همین جهت است که کاندیدان معترض پشتون، تهدید کرده اند در صورت نپذیرفته شدن خواستهای شان، به طالبان خواهند پیوست. (منطق زور)

8 - فراموش نکنیم که نامزدان پیروز فعلی، نیز چندان پرونده شفاف و آراء قابل دفاع از خود ندارند؛ چه این که اسناد آشکار تقلب و تخطی در کارنامه شان ثبت است که خود بهانه شده است تا نتیجه، باطل اعلام شده و یا در راستای ابطال نقش داشته است.

9 -      با این وضع؛ اگر ما جای تصمیم گیرنده ها بودیم چی می کردیم؟ روشن است که بنابرملاحظات فراوانی، رأی به برگزاری انتخابات مجدد می دادیم تا هم با تکیه بر قانون، راه فراری از این معضل پیدا می کردیم و هم با این کار به پشتونهای معترض ولایت غزنی، فرصت بازگشت به آغوش دولت را می دادیم و هم بهانه های بعدی بی نماینده ماندن را از آن ها می گرفتیم.

البته پذیرش این حقیقت برای هزاره ها تا اندازه ای تلخ است؛ آن هم در صورتی که یازده نماینده را برای اولین بار به پارلمان معرفی کرده اند. اما این حقیقت را هم باید پذیرفت که بیاییم ما از این طرح استقبال کرده و با درک و فهم زبان حاکم بر وضعیت انتخابات در انتخابات شرکت کنیم. به جای این که از 84 نفر، شصت نفر از ما نامزد شود، بهتر این است که با تشکیل ایئتلافها ده نفر و در نهایت، بیست نفر نامزد معرفی کنیم تا هم بتوانیم رقابت کنیم و هم به نتیجه رقابت خود اطمینان داشته باشیم.

3/9/1389