به نام خدا، آموزگار سخن و ادب

يكي از جالب‌ترين نمايش‌هايي كه در ماه‌هاي اخير در كابل بينندگان زيادي را به خود مشغول كرده است، جدالي است ميان تلويزيون «امروز» كه امتياز آن را يكي از وكيلان شمالي به نام نجيب‌الله كابلي دارد، با تلويزيون «تمدن» ومدرسه‌ي خاتم‌النبيين كه امتياز آن به حساب آيت‌الله شيخ آصف محسني قندهاري گذاشته مي‌شود.

بازي از وقتي آغاز شد كه هشت نه ماه قبل، تلويزيون «امروز» سوالاتي را در مورد مدرسه‌ي خاتم‌النبيين مطرح كرد. قسمتي از اين سوال‌ها مربوط مي‌شد به اينكه زمين اين مدرسه از كي بوده و اكنون در اختيار كي قرار گرفته است. بخشي ديگر از سوال‌ها اين بود كه هزينه‌ي ساخت اين مدرسه‌ي مجلل و كم‌نظير از كجا تأمين مي‌شود. تلويزيون «امروز» ناخن را بدون ترديد به سوي ايران دراز كرد و گفت كه اين مدرسه يكي از بزرگ‌ترين شبكه‌هاي نفوذ ايران در منطقه است. جالب اين است كه قبل بر آن سخنگويان رسمي و غيررسمي آيت‌الله محسني هزينه‌ي ساخت مدرسه را جمعاً بالاتر از پنجاه ميليون دالر عنوان مي‌كردند، اما وقتي سوالات تلويزيون «امروز» جدي شد، گفتند كه هزينه‌ي ساخت مدرسه در حدود بيست يا هجده ميليون دالر است. تلويزيون «تمدن» و مبلغين مدرسه‌ي خاتم‌النبيين مي‌گفتند كه هزينه‌ي ساخت مدرسه عمدتاً از پولي تأمين مي‌شود كه آيت‌الله محسني از دوران جهاد پس‌انداز و ذخيره كرده بود و حالا آن پول را صرف يك امر خيريه به نفع مسلمانان مي‌كند. آنها از وجوهاتي نيز ياد مي‌كردند كه مؤمنان براي مرجع مذهبي شان، يعني آيت‌الله محسني پرداخت مي‌كنند.

حرف وجوهات را هيچ كسي جدي نگرفت. چون معلوم است كه كسي با پول وجوهات مدرسه‌اي با آن جلال و عظمت ساخته نمي‌تواند. اما حرف پس‌انداز بودن پول جهاد باز هم گريبان آيت‌الله را گرفت. چون اين سوال را مطرح كرد كه حاجي‌آغا اين پول را به چه قصدي پس انداز كرده بود؟ آيا مي‌خواست آن را براي آخرت خود و فرزندان خود ذخيره كند يا هدف ديگري داشت؟ در هر صورت، آيا وي با پس انداز كردن پول جهاد در زماني كه مجاهدين براي يك لقمه غذا و يك دانه مرمي بازي مرگ و زندگي داشتند، آيا خيانتي بزرگ و نابخشيدني مرتكب نشده است؟ مگر اين كار آيت‌الله به قصد آن نبوده كه جهاد مردم را تضعيف كرده و به شكست مواجه سازد؟

البته تلويزيون «امروز» بحث را در اين حد متوقف نساخت و پاي زنان آيت‌الله محسني را نيز به ميدان كشيد. قبل بر آن آيت‌الله محسني در كتاب «نظريات» خود از داشتن سه چهار زن با افتخار ياد كرده بود و در كتاب «راه‌ ترقي ما» گفته بود كه يكي از حقوق مرد بر زن اين است كه هر وقتي از او عمل جنسي بخواهد آماده باشد. اين حرف‌ها نشان مي‌داد كه براي آيت‌الله بحث‌ها جنسي در هر سطحي جاذبه داشته است. اما بازي تلويزيون «امروز» پرده را به گونه‌اي ديگر بالا كشيد. در اين تلويزيون شخصي به نام فهيمي كه گفته مي‌شد از هواداران پر و پا قرص آقاي محسني بوده و پدرش نيز در حمايت از محسني زبانزد عام و خاص بوده است، به طور تلويحي و علني ادعا كرد كه آيت‌الله محسني خواهر خوردسال شهيد مشتاق را در دوراني كه در مشهد براي آموزش علوم ديني نزدش فرستاده شده بود، مورد تجاوز قرار داده و بعد هم با او ازدواج كرد. در اين مصاحبه‌ها گفته شد كه قتل مشتاق نيز به دستور شخص آيت‌الله بوده و علت آن هم اعتراض مشتاق به عمل آيت‌الله در برابر خواهرش بوده است.

حملات تلويزيون «امروز» باعث شد كه تلويزيون «تمدن» به شدت واكنش نشان دهد و با پخش پيام‌هاي انقلابي و تهييج‌كننده با صداي نطاقي به نام سيد ذكريا راحل و برپايي ميزگردهاي پيهم و اختصاص دادن تمام برنامه‌هاي تلويزيوني خويش به حمله بر ضد تلويزيون «امروز» و فرياد‌هاي «الله اكبر» و خطابيه‌هاي تحريك كننده براي «مردم شهيدپرور و مجاهد» جبهه‌ي داغي را در عرصه‌ي رسانه‌هاي برقي باز كند. در هنگامه‌هاي همين جنگ داغ گروهي كه خود را «فدائيان امام محسني» لقب داده بودند به دفاع از محسني بر عليه تلويزيون «امروز» و «پيروان مزاري» كه با فحش و دشنام‌هاي ركيك همراه بود، برخاستند. در اين اعلاميه ادعا شده بود كه اين تهمت كه گويا امام محسني بر خواهر دوازده‌ساله‌ي شهيد مشتاق تجاوز كرده درست نيست و امام محسني وي را شرعاً نكاح كرده بود و از لحاظ شرعي اين عمل هيچ اشكالي نداشته است. در اين اعلاميه همچنين از وابستگي امام محسني به سپاه پاسداران دفاع شده و اين عمل مايه‌ي افتخار قلمداد  شده بود و از «امام خامنه‌اي» نيز تشكر شده بود كه به «عزيزاني همچون خليلي و محقق و اكبري» دستور داده بود كه از امام محسني پيروي كنند و در خاتم‌النبيين وي را پشتيباني كنند. البته تلويزيون «تمدن» بلافاصله اين اعلاميه را محعول خوانده و مورد ترديد قرار داد و ادعا كرد كه پخش آن از سوي عناصر منحرف و ضد دين بوده است. واكنش تلويزيون «تمدن» به اين اعلاميه باعث شد كه در ظرف دو سه روز بعدي، به هزاران قطعه از آن اعلاميه تكثير شود و دست به دست گردش كند تا همه‌ي مردم از محتواي آن باخبر شوند.

در روزهاي اخير، تلويزيون «امروز» باز هم با يك عمل تحريك‌كننده به اهانت و دشنام نسبت به «امام خميني» پرداخت و با اين حركت خود دوباره خشم اصحاب آيت‌الله محسني را برانگيخت و سيدهادي هادي كه در سخنان خود نجيب‌الله كابلي و همراهان او را گوساله خطاب كرده بود، بي‌صبرانه به ميدان آمد و با تلاش عظيم تبليغي در ميان مردم تلاش كرد تظاهراتي را بر ضد تلويزيون «امروز» سازماندهي كند. روزي كه قرار بود اين تظاهرات برپا شود هيچ كسي در بازار تكان نخورد. البته يك بار در جنگ اول نيز تلاش مدرسه‌ي خاتم‌النبيين برغم تبليغات گسترده و عظيم شكست خورده بود و در تظاهراتي كه فكر مي‌كردند صدها هزار انسان در آن اشتراك خواهند كرد، بيش از دو صد نفر اجتماع نكردند كه باعث ناراحتي شديد اصحاب محسني شده بود. اين بار نيز وقتي هيچ كسي به صداي محسني و سيدهادي پاسخ مثبت نداد، ميدان براي مانور تلويزيون «امروز» باز شد و در يك برنامه‌ي ويژه به مدح و تمجيد از هوشياري سياسي هزاره‌ها پرداخت كه گويا ديگر براي عناصري كه زخم شان در پيكره‌ي افشار هنوز تازه است، بهايي نمي‌دهند. در اين تبليغ تلويزيوني كه تصوير محفل خاتم‌النبيين را نيز در پشت پرده پخش مي‌كرد، گفته شد كه اين واكنش هزاره‌ها مشت محكمي بود بر دهان سيدهادي كه خيانت‌هايش را هزاره‌ها هرگز فراموش نخواهند كرد.

معلوم نيست كه راستي راستي چرا مردم در تظاهرات‌هايي كه آيت‌الله محسني و اطرافيان او سخت به آن دل مي‌بستند شركت نكردند. آيا اين عمل به راستي بيانگر شعور سياسي هزاره‌ها خواهد بود؟ برخي‌ها ادعا دارند كه آقايان خليلي و محقق نيز از طريق شبكه‌هاي تبليغي خود در ناكام ساختن اين تظاهرات‌ها نقش داشته اند. برخي مي‌گويند كه مردم با شناختي كه از محسني و سيدهادي و امثال شان دارند، به هيچ بازي آنها وقعي نمي‌گذارند. برخي‌ها نيز مي‌گويند كه آيت‌الله محسني و سيدهادي براي اينكه بتوانند هزاره‌ها را در كنار خود داشته باشند، بايد تلاش كنند كه گذشته‌ي سياسي و مذهبي خود را در ميان هزاره‌ها صاف كنند.

به هر صورت، جنگ و جدال ميان تلويزيون «امروز» و شبكه‌هاي آيت‌الله محسني تا كنون به نفع محسني تمام نشده است. خيلي از حرف‌هايي را كه آقاي محسني و اصحاب او دوست نداشتند در ذهن مردم زنده شود، با اين جنگ زنده شده است. حالا مهم نيست كه واقعاً آيت‌الله محسني از ازدواج خود در سن شصت و چهارسالگي با دختر چهارده‌ساله‌اي كه به عنوان شاگرد روبه‌رويش نشسته بود، چگونه دفاع مي‌كند يا پولي را كه در مدرسه‌ي خاتم‌النبيين مصرف كرده است چگونه توجيه مي‌كند،  مهم اين است كه آيت‌الله در واپسين لحظات زندگي مسايلي را در رابطه با شخصيت و ايمان و رفتار خود بر زبان مردم انداخته است كه از هر رسوايي و خذلاني ديگر خطرناك‌تر و رنج‌دهنده‌تر است. خيلي‌ها مي‌گويند كه اگر اين حرف‌ها مطرح نمي‌شد با كاري كه آيت‌الله محسني در مدرسه خاتم‌النبيين كرده بود مي‌توانست چهره‌ و خاطره‌هاي گذشته‌ي خود را از ياد مردم پاك كند. اما حالا كه آقاي محسني هم پول و سرمايه را باخته است و هم آبرو و عزت خود را، معلوم نيست كه ديگر از درس‌هاي اخلاق خود لذت خواهد برد يا نه. حتي يك بار آوازه‌ي گرم در كابل پيچيد كه آقاي محسني از غصه مرده است. بعدها معلوم شد كه اين حرف جز يك شايعه نبوده و كسي هم در شنيدن خبر مرگ آيت‌الله محسني واكنش خاصي نشان ندادند.

جنگ «امروز» و «تمدن» تازه آغاز شده است. اين جنگ نوعي آزمون‌طلبي در برابر «تمدن» مورد نظر آيت‌الله محسني است. آيت‌الله محسني تازه متوجه شده است كه «تمدن» قرن بيست و يكم براي فكرها و اخلاق سنتي آيت‌الله سازگار و رفاقت زيادي نخواهد داشت. برخي‌ها مي‌گويند كه شايد در اين مصاف «تمدن قندهاري» در برابر «امروز كابلي» بشكند. آيا شما هم باور مي‌كنيد؟