- نویسنده : : جمهوری سکوت تاریخ انتشار :
- ۱۳۹۰ يکشنبه ۷ حمل
- [ نسخه مناسب چاپ ]
-
-
در گوشه ای از این سرزمین، یکی مکتب را منفجر می کند، پل را منفجر می کند، موتر را منفجر می کند، مردم را منفجر می کند و خودش را نیز منفجر می کند... اما در گوشۀ دیگری از این خاک، اشک در چشمان هزاران پدر و مادر فقیر حلقه می زند وقتی قادر نیستند برای فرزندان مکتبی شان قلم و کتاب و کفش فراهم کنند...
در گوشه ای از این سرزمین، یکی مکتب را منفجر می کند، پل را منفجر می کند، موتر را منفجر می کند، مردم را منفجر می کند و خودش را نیز منفجر می کند... اما در گوشۀ دیگری از این خاک، اشک در چشمان هزاران پدر و مادر فقیر حلقه می زند وقتی قادر نیستند برای فرزندان مکتبی شان قلم و کتاب و کفش فراهم کنند.
مقامات بلندپایه جامعه جهانی وقتی به افغانستان می آیند، پیش از دیدار رئیس جمهور افغانستان، به هلمند می روند تا به امپراتوری تریاک و هروئین جهان ادای احترام کنند؛ اما هیچکس به بامیان نمی رود تا پیکر در هم شکستۀ بودا و قامت درهم شکسته تر از فقر مردم را به تماشا بنشینند. با این حال، مردم صبور بامیان و دایکندی و غور و ... وقتی مهمانان سرزمین های دور را در خانۀ شان می بینند، به پاس زحمات آنان در تأمین امنیت، برای آنان دست تکان می دهند و لبخند می زنند و هرگز خود و مهمانان شان را منفجر نمی کنند!
این است حکایت تناقض ها و تضادهای حیرت انگیز سیاست های جامعه جهانی در افغانستان و این است راز غرق شدن میلیون ها دالر در قندهار و هلمند که باعث خلق و بازتولید صدها انتحارگر می شود.
این حکایت پارادوکسیکال و حیرت انگیز را در فیلم سخنان آقای روح الله یعقوبی ببینید و بشنوید، بعد خودتان به قضاوت بنشینید....
تدوین فلم از عصمت الله امانی