كرزي با همراهي فهيم و خليلي در انتخابات شركت ميكند
به نام خدا، آموزگار سخن و ادب
گزارشهايي كه از ارگ رياست جمهوري به بيرون درز كرده حاكي از آن است كه حامد كرزي براي دور دوم رياست جمهوري معاون اول و دومش را انتخاب كرده و در صدد تعيين اعضاي كابينهي خود است. در اين گزارشها مارشال فهيم، به عنوان معاون اول و كريم خليلي، به عنوان معاون دوم نام برده ميشوند. گفته ميشود كه آقاي خليلي در صحبتي در شهر قم ايران با اطمينان ادعا كرده بود كه آقاي كرزي در دور بعدي باز هم رييس جمهور است و او هم معاون اوست. اين حرف را كساني كه از تيرگي روابط آقاي كرزي با امريكاييها و اكثريت دولتهاي غربي آگاه بودند با ترديد نگريسته و تصور ميكردند كه آقاي خليلي به ناحق خود را خوش نگه ميدارد. به گمان اين عده، اصلاً بحث موجوديت آقاي كرزي منتفي است تا چه رسد به اينكه آقاي خليلي معاون دوم او باشد. اكنون كه خبرها اندكي انكشاف يافته است، به نظر ميرسد آقاي خليلي در ادعاي خود مستنداتي نيز داشته است.
طي روزهاي اخير مراسمهاي صرف غذاي ظهر و شام بين مارشال فهيم و آقاي كرزي در ارگ رياست جمهوري به عنوان تجديد پيمان ميان اين دو شخص تلقي شده و نوعي آب و نمك شدن آنان پس از يك دورهي طولاني خشم و بدگويي محسوب ميشود. البته، هنوز هم كسان زيادي هستند كه با توجه به خصلت سياست در افغانستان و با توجه به خصلتهايي كه آقاي كرزي در نهاد خود و نظام ميراثي خود دارد، احتمال هرگونه تغيير و تبديل در اين وضعيت را پيشبين هستند، اما اگر همين مقدار انكشاف نيز جدي گرفته شود، جا دارد كه چند نكتهاي به عنوان تبصره در مورد آن تذكر داده شود.
مارشال فهيم، جانشين احمدشاه مسعود در شوراي نظار است. وي در زمان احمدشاه مسعود از قدرت و اقتدار واقعي چنداني برخوردار نبود، اما پس از قتل احمدشاه مسعود، با وضعيتي كه به دنبال حادثهي يازدهم سپتامبر پيش آمد، به زودي اقتدار چشمگير و موثري را در شوراي نظار كمايي كرد. وي در ادارهي موقت و حكومت انتقالي معاونت اول آقاي كرزي را داشت و در اين فرصت ميان او و آقاي كرزي حرفهايي پيش آمد كه بالاخره به حذف او در دور اول انتخابات رياست جمهوري منجر شد. اكنون بايد اين سوال طرح شود كه در طول دوران رياست جمهوري گذشتهي آقاي كرزي چه اتفاقات خاصي روي داده است كه آقاي كرزي دوباره دست به دامن فهيم خان دراز كرده است؟
وقتي داكتر عبدالرحمن، وزير هوانوردي ملكي و ترانسپورت به شكل فجيعي در ميدان هوايي به قتل رسيد، جمعي از وزراي كابينه اعتراض كردند و خواهان پيگرد موضوع شدند. فهيمخان در جلسهي كابينه، با لحن هتاكي به همه هوشدار داد كه از اعتراض و حرفهايي كه مناسب دهن شان نيست اجتناب كنند. در اين جلسه وي ادعا كرد كه شوراي نظار با فشار آوردن بر آقاي رباني قدرت را به كرزي تحويل داد و گفت كه از آقاي كرزي بپرسيد كه وقتي به كابل آمد به جز يك پتو و پتكي چه چيزي با خود داشت؟ او يادآور شد كه حتي چپن كرزي را هم استاد رباني برايش داد! كرزي در اين جلسه با تأييد حرفهاي مارشال فهيم گفته بود كه بلي، بسيار مردي كردند!
پس از آن موارد ديگري نيز در كابينه پيش آمد كه مارشال فهيم حتي كرزي و اطرافيان او را تهديد كرد كه گلوي شان را خفه ميكند و چه كارهاي ديگر! اگر اينها را در نظر بگيريم خيلي از حرفهاي ديگر كه مربوط به رفتارهاي همهروزهي فهيم خان در دوران تصدي معاونت اول او ميشود، قابل درك ميگردند. بالاخره، آقاي كرزي با اطميناني كه از جانب قدرتهاي بيروني داشت، در آخرين روزهايي كه به جانب انتخابات اول رياست جمهوري ميرفت، فهيمخان را كنار گذاشت و به جاي او با آقاي رباني معاملهاي انجام داده و برادر احمدشاه مسعود را به معاونت خود برگزيد. احمدضيا مسعود، همان كسي بود كه در آخرين موضعگيريهاي خود اعتراف كرد كه در طول اينهمه دير تنها يك مهرهي بيصلاحيت بوده و حتي ادارهي امور هم به حرف و تصميم و فرمانهايش وقعي نميگذاشته است.
كساني كه به قدرت تام و مطلقهي كرزي نگاه دارند و گاهي انگهاي فاشيستي و قومگرايي و حذف ديگران را به آدرس او حواله ميكنند، اكنون بايد اين سوال را هم پاسخ دهند كه پس كرزي چه ناگزيري و يا چه طرحي در ذهن خود دارد كه ترجيح ميدهد از آدم بيآزار و بيخاصيتي همچون احمدضيا مسعود به كسي چنگ اندازد كه با يقين براي او آب سرد و گوارايي هديه نخواهد كرد؟ آيا فهيم خان ضمانتهايي داده است كه ديگر او را آزار نخواهد داد؟ آيا كرزي از قدرت مطلقه و تكقومي خود بهرهاي نبرده است؟ آيا امريكاييها و غربيها با آوردن فهيم تلاش دارند كه سزاي قروت را با آب جوش بدهند و مرگ سگ را به دست سگكش بسپارند؟ آيا اين جزئي از طرح ستراتيژي جديد امريكا براي ايجاد توازن قوا در كشوري است كه براي امريكاييها قبيلهاي بودن و اصلاحناپذيري و مدنيتناپذيري آن غيرقابل ترديده شده است؟ آيا اين حرف، اگر توسط غربيها نيز پذيرفته شود، به معناي آن است كه آنها پذيرفته اند كه ميزان فساد و بدي در افغانستان همين اكنون ركود لازم را كمايي كرده و به قول معروف «آب كه از سر گذشت چه يك نيزه باشد چه صد نيزه، فرقي نميكند» و يا «بالاتر از سياهي رنگي نيست»؟ و خيلي حرفها و سوالها و ترديدهاي ديگر كه بايد در نظر گرفت...
البته بر سر معاونت آقاي خليلي هم حرفهاي زيادي است. اطرافيان كرزي با اين استدلال آقاي خليلي را بر او قالب كرده اند كه اين شخص با استواري و آرامش در طول شش هفت سال گذشته با كرزي بوده و هيچگاهي حرف و موضعي طرح نكرده كه بوي خام بودن و بيسنجش بودن او را داشته باشد. هيچگاهي اعتراض نكرده و يكبار هم كه به خاطر هجوم كوچيها از دهليز ارگ بيرون ايستاد شد، فوري خودش راه حل پيدا كرد و دوباره برگشت و فرمان آقاي كرزي براي كوچيها را امضا كرد و ديگر نه خواستي داشته و نه مشكلي خلق كرده و نه بالاپايين پرشي كرده است. تنها مشكل آقاي خليلي مشكل كار و بار و شهركسازي برادرش حاجي نبي بوده كه آنهم با كار و بار برادران آقاي كرزي همخواني و شباهت دارد و هر دو براي آن مشكل بايد چارهاي مشترك پيدا ميكردند كه پيدا كرده اند. بناءً اگر آقاي ولي كرزي و محمود كرزي و حكمت كرزي بتوانند از چاله بيرون شوند حاجي نبي نيز به عنوان يك تحفه براي رفيقيها و همكاروانيهاي آقاي خليلي سربار زيادي نخواهد بود. آقاي كرزي هم با اين ويژگي آقاي خليلي آشنا بوده و به نظر نميرسد كه حتي براي غربيها و امريكاييها كه گويا ذهن و قضاوت خود را در مورد افغانستان تكميل كرده اند آقاي خليلي فرد موذي و ناراحتكنندهاي باشد.
آقاي محقق البته براي گرفتن پست معاونت از آقاي خليلي تلاش زيادي كرد و حتي حاضر شد كه با قيمت اندك براي فرد خودش از همهي خواستها و امتيازاتش بگذرد. وقتي آقاي كرزي از پذيرفتن محقق به عنوان معاون دوم خود شانه خالي كرد، فرد مذكور به گرفتن يكي دو پست وزارت براي خود و اطرافيان نزديك خود قناعت كرده و به عنوان نشانهي حسن نيت خود يكي دو سفير را درخواست نمود كه آنهم از سوي كرزي پاسخ مثبت نيافت. آوازهي اينكه آقاي محقق معاونت داكتر عبدالله عبدالله را پذيرفته است نيز روي زبانها افتاده است. اطرافيان آقاي محقق ادعا دارند كه سفر اخير او به امريكا به دعوت رسمي مقامات امريكايي بوده و او در اين سفر حمايت امريكا براي سياستهاي بعدي خود را به دست خواهد آورد. به هر صورت، اين حرفها را بگذاريم تا زماني كه پردهها اندكي بيشتر بالا رود و پنهانيها رونما شود.
با توجه به واقعيتهاي آشفتهاي كه در حال تكوين است، آيا توافقات اخير آقاي كرزي روي پستهاي معاونت در كانديداتوري بعدي او جدي و نهايي خواهد بود؟ آيا خارجيها حاضر اند براي يك دورهي ديگر نيز حامد كرزي را تحمل كنند؟ آيا سياستهاي پنهاني وجود دارد كه در استراتيژي جديد اوباما آقاي كرزي را بهتر و مناسبتر از ديگران نشان ميدهد؟....
آقاي كرزي براي سبك كردن مشكلات انتخاباتي خود راههاي جالب ديگري را نيز پيش گرفته است. گفته ميشود كه در ازاي كنار رفتن انوارالحق احدي از كانديداتوري، پست وزارت خارجه را براي او پيشكش كرده است. براي كناررفتن آقاي اشرف غني احمدزي، رياست ادارهاي را كه قرار است مانند دورهي موقت هماهنگسازي برنامهها و كمكهاي بينالمللي در افغانستان را تحت كنترل داده باشد، مطرح كرده است. اما براي خليلزاد هنوز هم به عنوان يك كابوس نگرانكننده راهحلي پيدا نكرده است. دو روز قبل باميانيها در يك گردهمايي بزرگ از خليلزاد خواستند كه به افغانستان برگردد و زمام امور را در دست گيرد. اين گردهمايي چگونه و توسط چه كساني به راه افتاده بود، براي آينده باقي بماند، اما تدوير آن به هر حال براي كرزي يك هوشدار جديد از تلاشها مرموز و پنهان خليلزاد تلقي ميشود و در اولين ديدار كرزي و خليلي پس از اين حادثه به عنوان يك سوال جدي مطرح شده است.
حرفهاي جالب ديگري نيز در مورد رمضان بشردوست در جريان است. ظاهراً هيچ كسي او را جدي نميگيرد. اما به زودي معلوم خواهد شد كه وي نيز بالاخره در فضا و احوال پوپوليستياي كه هست، جا و پايي دارد كه نبايد از كنارش آرام و بيصدا عبور كرد.