شب چهار شنبه، 4/3/1390، تلویزیون «راه فردا»، با پخش سخنرانی آیت الله شیخ آصف محسنی، شنوندگان خود ار در دنیای از بهت و حیرت فروبرد. آیت الله موصوف روز سه شنبه در باره مناجات ونیایش، در مراسمی که از طرف نمایندگی جامعه المصطفی ایران برگزار شده بود، سخنرانی کرده بود. سخنرانی آیت الله محسنی تکرار مدعیات ملال انگیزی است که طی هفت سال گذشته مکرر از ایشان شنیده ایم: همان مدعای برتری اسلام بر مسیحیت، عدم تعارض علم ودین و انتقاد های تکراری و بی معنا از غرب  و حقوق بشر؛ مدعیات کلی و کلیشه ای که هر کس می تواند بگوید و هیچ کس، جزعوام الناس و شاگردان عامی آیت الله محسنی رغبت شنیدن آن را ندارد. با توجه به اینکه سخنان آیت  الله محسنی هیچ ارزش رسانه‌ای و خبری نداشت و چیزی جز تکرار مدعیات پرملال قبلی او نبود، این سوال به جد مطرح است که چرا تلویزیون فردا اقدام به نشر آن کرده است؟

در قدم اول نشر سخنان تکراری و نه چندان با معنای آیت الله محسنی از تلویزیون فردا، شاید چندان تعجب بر انگیزنباشد.  اما اگر توجه کنیم که آیت الله محسنی همان کسی است که فتوای محارب بودن مزاری در غرب کابل از زبان او بر امواج رادیوها نشر گردید، ماجرا پرسش برانگیز خواهد شد. علاوه بر این تلویزیون «تمدن» و«فردا» هرکدام به ایدئولوژی  های سیاسی متفاوت و رقیبی تعلق دارند، پخش سخنرانی آیت الله محسنی، آن هم درست در زمانی که تلویزیون خود آیت الله یک سریال ایرانی رانشر می کند، نمی تواند نشانه تحولاتی در پشت پرده سیاست نباشد و  نگرانی از تغییر احتمالی در جهت گیری هایی سیاسی را به وجود نیاورد. تلویزیون تمدن به سرمایه جمهوری اسلامی ایران تأسیس شده و در کنار « المنار» در لبنان «الفرات» در عراق، یک تریلوژی رسانه ای وابسته به جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می دهد و مبلغ آن چیزی است که امروزه در ایران «اسلام ولایی » خوانده می شود. ضدیت با غرب، ضدیت با دموکراسی، مخالفت با حقوق بشر، ترویج اندیشه منشأ الهی برای حکومت و بنا بر این توجیه سلطه بلامنازع  ولی فقیه برایران، سکوت ومماشات با گروه تروریستی طالبان و مخالفت با حضور نیروهای بین المللی در افغانستان و عراق، خط تبلیغاتی اصلی این سه رسانه را، با در نظر داشت تفاوت هایی اقلیمی و جغرافیایی، تشکیل می دهد. چندی پیش آیت الله محسنی در سلسه گفتار های مبسوطی در تلویزیون تمدن در نقد حقوق بشر داشت که تکرار ناقص سخنان رحیم پور ازغدی، از وعاظ بیت آیت الله خامنه ای، به لهجه قندهاری بود. آیت الله محسنی بویژه در این اواخر به عنوان عامل و  کار گزار سیاست های نشراتی تبلیغاتی جمهوری ا سلامی ایران در افغانستان عمل می کند. دیده ایم که تلویزیون آیت الله محسنی حوادث و تحولات خاورمیانه عربی و رویداد های  مربوط به فلسطین و اسراییل و تحولات صلح خاورمیانه  را بر الگو و ادبیات روز نامه کیهان و صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران بازتاب می دهد.

تلویزیون فردا اما، تا کنون تلاش داشته است که در مقام سخنگوی طیف نوپا، اما نسبتا گسترده لیبرال محافظه کار جامعه هزاره ظاهر شود. جریان اصلی این طیف حزب وحد ت اسلامی مردم افغانستان به رهبری حاجی محمد محقق است. این جریان طی نزدیک به یک دهه اخیر به طور محسوسی از ادبیات جهادی و اسلام سیاسی فاصله گرفته  و با بازسازی ایدئولوژی سیاسی خود کوشیده است که در مقام مروج نوعی اسلام فرهنگی و نه سیاسی و حکومت دموکراتیک ( مردمی) و نه تئوکراتیک( الهی) عمل کند. پافشاری برحقوق قومی، روایت مدنی وسازگار با دنیای جدید از دین و تعامل مثبت با جامعه بین المللی سه رکن اصلی ایدئولوژی سیاسی این طیف را تشکیل می دهد و تلویزیون فردا به طور آشکاری خط نشراتی خود را در راستای تقویت این اهداف وایدئولوژی عیار کرده بود. اکنون نشر سخنان آیت الله محسنی از تلویزیون فردا، با توجه به رقابت ایدئولوژیک این دو رسانه، هرچند نمی تواند نشانه تغییر رویکردهای کلان باشد، اما بی تردید از زد و بندهای پشت پرده سیاست حکایت دارد. تلویزیون فردا طی تمام عمر نشراتی خود به اخبار آیت ا لله محسنی مطلقا بی توجه بوده واغلب کوشیده است که از آیت الله های هزاره امثال آیت الله محمد واعظ زاده، آیت الله شیخ محمد هاشم صالحی، آیت الله امینی بامیانی و آیت الله شیخ محمد باقر موحدی برای بی تأثیرکردن وراجی های طولانی و بی پایان آیت الله محسنی استفاده کند. به همین دلیل است که نشر سخنرانی آیت الله محسنی از تلویزیون فردا با بهت و حیرت بسیار میان مخاطبین این رسانه مواجه شده است. این اقدام فردا را نشانه چه چیزی باید دانست؟ گذرزمان پاسخ این پرسش را روشن خواهد کرد. فعلا اما همین قدر می توان گفت که شاید بند و بست هایی سیاسی با حامیان آیت الله محسنی در پشت پرده در جریان باشد، اما تجدید نظری ایدئولوژیک ممکن نیست. طیف حلقاتی که در حزب وحدت مردم تحت رهبری  حاجی محمد محقق متشکل شده است، و تلویزیون فردا به نحوی سخنگوی آنان به حساب می رود، نماینده نوعی رادیکالیزم سیاسی در جامعه در هزاره است که کوشیده است هم در عمل و هم در نظر سیاست ورزی بیرون از محور جمهوری اسلامی ایران راتجربه کند. ایدئولوژی سیاسی این طیف، اسلام مدنی و فرهنگی به جای اسلام سیاسی است و الگوی رفتار سیاسی شان نیز احزاب مدرن مسلمان مانند حزب مسلم لیگ در پاکستان و حزب عدالت وتوسعه در ترکیه است و نظام ولایی حاکم بر جمهوری اسلامی برای آنان هیچگونه دلچسپی ندارد. بدین روی اگر نشر سخنرانی آیت الله محسنی را نوعی چرخش در سطوح بالا به سوی ایران تلقی کنیم، به دلیل نا ممکن بودن تجدید نظرایدئولوژیک، باید منتظرنوعی تجزیه وتفرقه در این جریان باشیم. تأثیر فوری این اقدام ایجاد نومیدی و واکنش منفی به مخاطبین متوسط تلویزیون فردا است.نشر آهنگی از داود سرخوش بلا فاصله بعد از پخش سخنرانی آیت الله محسنی نشان می دهد که مدیران تلویزیون فردا خود شان نیز به حد کافی نگران تأثیر منفی این سخنان بر مخاطبان خویش بوده اند. اما بعید است که زهر سخنرانی آیت الله محسنی راپادزهر آهنگ داود سرخوش خنثی کرده باشد. آیا باد های تغییر به وزیدن آغاز کرده است؟ باید منتظرماند ودید.