روز جمعه ۷/۵/۱۳۹۰ نشستی با حضور صدها نفر از طلاب و دانشجویان افغانی در شهرقم و سخنرانی حضرت حجت الاسلام و المسلمین استاد محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و رئیس کمسیون عدلی و قضایی مجلس نمایندگان افغانستان، به همت انجمن طلاب افغانستان، در تالار قدس مجتمع آموزش عالی امام خمینی ره در شهر قم برگذار گردید. محفل با اجرا و گردانندگی اقای سید اصف احسانی و قرائت قرآن توسط یکی از قاریان هموطن شروع و با خوش آمد گویی اقای فاضلی از اعضای انجمن طلاب افغاستان به میهمانان ادامه یافت. سپس شاعر ارجمند آقای محمد ناصر عارفی قطعه شعری را به خوانش گرفتند و در ادامه داکتر حیات الله رسولی در صحبتی برخی از مسائل مهم جاری کشور را به بحث گرفتند. حدود ساعت یازده آقای محقق سخنرانی شانرا شروع کردند.

 در پایان صحبت های آقای محقق گفتگوی کوتاه اما صمیمی و صریح آقای روح الله روحانی شاعر و نویسنده کشور با ایشان در مورد مهمترین مسائل و تحولات جاری کشور انجام گرفت که خدمت شما تقدیم می گردد. البته من تا آنجا که توانستم سعی کردم سوال ها و پاسخ ها را بصورت کامل یاد داشت کنم اگر کوتاهی صورت گرفته باشد از همه عذر خواهی می کنم.

روحانی: آخرین وضعیت مسئله کوچی ها به چه صورت است؟ چرا کوچی ها بازهم امسال حمله کردند و ناهور را به آتش کشیدند؟ آیا این سلسله حملات کوچی ها در آینده ها همچنان ادامه خواهد داشت؟

استاد محقق: البته در باره مسئله کوچی ها باید گفت حوادث اش جذر و مد دارد، گاهی اوقات بسیار داغ و گسترده می شود گاهی هم کمرنگ تر است و امیدواریم این مسئله در آینده به سمت حل شدن پیش برود. سال گذشته حملات کوچی ها جدی بود که منجر به اعتصاب دوازده روزه وکلای شما در مجلس شد. ما گردهمایی های گسترده در میدان شهید مزاری در کابل داشتیم. همه وکلای شما آنجا جمع می شدند و ما به حکومت هشدار جدی دادیم که در صورت تکرار حملات کوچی ها و پیش روی آنان ما اعتراضات مدنی خود را در سراسر افغانستان گسترش می دهیم و دولت را به چالش می کشیم. آقای کرزی فرمانی را صادر کردند که در آن فرمان - دقیق موارد اش بیادم نیست - اینطور گفته شده بود که کوچی ها عاجل برگردند، خسارات طرفین توسط حکومت پرداخته شود. همچنین برای کوچی ها در ظرف سه ماه زمین تهیه شده و توضیع گردد و دیگر مسئله دعوای کوچی ها با ده نشینان مطابق ماده چهاردهم قانون اساسی بصورت کامل و برای همیشه حل شود.

روی این زمین ها در طی یک سال گذشته کارشناسی صورت گرفت، وزارت زراعت در همکاری با نهاد ریاست جمهوری و نظارت آنان سی هزار جریب زمین برای کوچی ها در منطقه لوگر همراه با مقداری مواد خوراکه و ضرورت های شان توزیع کردند. به این ترتیب یک جمعیت زیاد کوچی ها از حملات سالانه بر هزارجات دست کشیدند. اما یک تعداد محدود دیگر آنان آمدند تا همان دشت گوله واقع در منطقه مرزی بین مناطق پشتون نشین و هزاره نشین و مستقر شدند. بعضی برخورد های مرزی بگویم، یا برخورد های که درنقطه تماس بین دو طرف بود صورت گرفت، از جمله برخی قریه ها در ناهور و کجاب آسیب دید ولی نه به گستردگی که در سالهای گذشته بود. اما بازهم ما بر حکومت فشار می آوریم که اقدامات بیشتری انجام بدهد و کوچی های ناراضی باقی مانده را باید اسکان بدهند که از مناطق هزارجات آنان مزاحمت را کم کنند. تلاش ما در این جهت ادامه خواهد داشت.

روحانی: صلح با طالبان به چه معنا است؟ در حالیکه طالبان در واکنش به فراخوان صلح دولت همه روزه به قتل و کشتار ادامه می دهند و مقامات بلند پایه کشور را از پا در می آورند؟ از طرفی دیگر بازگشت طالبان در قدرت به شمول گروه حقانی و حزب اسلامی به معنای اقتدار بیشتر گروه های خاص در ساختار نظام سیاسی خواهد بود، این درحالیست که همین اکنون نیز طبق آمار ها بیش از هشتاد درصد کمک های جهانی در جنوب هزینه شده است و عملا منابع قدرت و ثروت در اختیار گروه خاص است؟  موقف شما و حزب شما و سایر گروه ها در این مورد چیست؟

استاد محقق: البته مسئله مصالحه ملی در اساس یک ضروت افغانستان است هر جنگی پایانش صلح است. هیچ جنگی در جهان به نابودی طرف مقابل منتهی نشده است. همه جنگ ها سرانجام به صلح انجامیده است یا با پیروز شدن یک طرف یا به تعادل قوا؛ در اصل برای افغانستان صلح یک امر حیاتی و ضروری است. ما قانون مصالحه ملی را پنج سال پیش تصویب کردیم طبق آن هر کسی که سلاح شانرا زمین بگذارند و قانون اساسی افغانستان و سایر قوانین را بپذیرند و عملی بکنند؛ از تعقیب عدلی و قضایی در امان اند و میتوانند مثل سایر مردم زندگی کنند. خارجی ها معترض بودند که این یک نوع مصونیت دادن و تبرئه مرتکبین جنایات جنگی است و برخی هم در داخل هم به تبعیت آنان اعتراضاتی داشتند. اما استدلال ما این بود که ضرورت افغانستان این است که در شرائط کنونی باید تحت هر شرائطی صلح صورت بگیرد. در سراسر دنیا از جمله در خود آمریکا و آمریکای شمالی در نهایت جنگ ها به صلح انجامیده و کشور های مقتدری شکل گرفته است.

بنا براین در داخل افغانستان صلح یک ضرورت است اما بحث اصلی این است که چگونه به سمت صلح باید رفت؟ نحوه تلاشهای حکومت افغانستان برای رفتن به سمت صلح مورد قبول ما نیست. اقای کرزی چک های یک جانبه را امضا می کند و تمامی تروریست های را که در داخل و خارج افغانستان زندانی بودند را بدون آنکه تعیین مجازاتی برای شان داشته باشد رها کردند، برای شان امنیت و مشروعیت بین المللی دادند. در حالیکه بایدمذاکره آغاز شود و اگر چکی هم امضامی شود یک طرفه نباید باشد باید در مقابل رهایی این تروریست ها امتیازاتی را هم باید حکومت کسب کنند. رئیس جمهور مخالفان مسلح را برادر خطاب می کند برادر گفتن مشکلی ندارد اما برادر داریم تا برادر؛  برادران حضرت یوسف هم برادر بودند که در چاهش انداختند، هابیل و قابیل هم برادر بودند که قابیل هابیل را کشت. ازاین سنخ برادران در تاریخ افغانستان زیاد بوده که دو پادشاه برادر همدیگر را کور کرده اند. بنا براین در نحوه عمل و رفتن حکومت به سمت صلح ما ایراد داریم. من از جمله کسانی هستم که هم در شورای صلح هستم و هم با این روش مخالف استم. من در آغاز سال روان در سخنرانی ام در پیش بیرق سفید صلح حکومت گفتم که من امسال را بسیار خونبار پیش بینی می کنم چون این تروریست های که رها می شوند، این ها بی کار نمی نشینند آنان مصونیت پیدا کرده اند و در عمل هم چنین شد. ترور انجنیر عمر شهید والی قندوز از مجاهدین بسیار باسابقه، ترور مولانا سید خیلی ازمجاهدان بسیار بزرگ،  ترور شاه جهان نوری قوماندان امنیه تخار، ترور داوود داوود آمر زون شمال پلیس، ترور جنرال خان محمد خان قوماندان امنیه قندهار، و سر انجام ترور برادر رئیس جمهور و ده ها اقدامات تروریستی دیگر که گلچین کردند افراد برجسته نظام را و انفجارات مرگبار دیگر. به نظرمن این نوع مصالح نه آبرومندانه است و نه عملی است.

در مورد مشارکت آنان در قدرت باید بگویم ما به هیچ عنوان نگران این نیستیم که آمدن آنان به تضعیف دیگران منجر خواهد شد بالاخره آنها اگر بیایند یا جای از این طرف یا از طرف دیگر را می گیرند. ولی مسئله اصلی این است که آنها اصلا حکومت را یک حکومت دست نشانده کفر می دانند و اصلا اعتقادی به صلح با این حکومت ندارند. ما از دروغ صلح صلح می کنیم و حکومت سر بی صاحب را می تراشد. تیغ را تیز کرده ولی سری نیست که بتراشد. اصلا حکومت طرفی ندارد که بخواهد با آن صلح کند.

روحانی: راجع به پیمان استراتیژیک آمریکا با افغانستان بویژه راجع به ایجاد پایگاه های دائمی آمریکا در افغانستان نظر شما چیست؟ ایجاد چنین پایگاه های در افغانستان مطرح هست یا نیست؟ ضرورت دارد یا ندارد؟ آیا رابطه ی بین بحث ایجاد این پایگاه ها و تشدید نا امنی ها در افغانستان وجود دارد یا ندارد؟ نظر شما در این زمینه چیست؟

استاد محقق: اصل آمدن آمریکا و قوای بین المللی در افغانستان بر اساس فیصله شورای امنیت سازمان ملل متحد بود. تا هنوز ما با آنان بر اساس همان فیصله در امر مبارزه با تروریزم که یکی از اهداف اصلی جامعه جهانی بود همراه بوده و هستیم.  دراین هدف بسیاری از کشور های اروپایی، آمریکا و بسیاری از کشور های آسیایی و اسلامی نیز با ما مشارکت داشته است.  اما راجع به اینکه به کدام یک از این کشور ها پایگاه داده شود یا نشود و اینکه مشخصا کشوری درخواست داده باشد که ما پایگاه می خواهیم یا نمی خواهیم تا کنون در پارلمان افغانستان چنین بحثی مطرح نشده است. اما در مبارزه با تروریزم هم ما و هم جامعه جهانی بدلیل آنکه تروریزم یک خطر جهانی است هم نظر هستیم.

روحانی: معمولاتحصیل کردگان جامعه ما نگران آن اند که نمی توانند آنگونه که باید جذب کار شوند در افغانستان، بسیار از مهاجرین و تحصیل کردگان بدلیل جذب نشدن در بازار کار کشور یا برگشته اند یا کارهای شخصی و خصوصی را راه انداخته اند. در واقع یک نوع تبعیض پنهان یا آشکار علیه مردم ما همچنان وجود دارد؟ شما در مورد نگرانی های این قشر از جامعه چه می فرمایید؟

استاد محقق: البته تحصیل کردگان ما ممکن است چنین نگرانی های را داشته باشند ولی نگرانی ها از دور زیاد تر است. از قدیم گفته اند از بیم بلا در بین بلا بهتر است. ازدور یک سری نگرانی ها و استرس ها وجود دارد اما در داخل که بیایند این نگرانی ها برطرف می شود. دانش، تخصص و مهارت خودش طلا است که اگر زیر خاک هم بماند باز روزی که کشیده می شود طلا است و ارزش اش کم نمی گردد. تخصص و دانش ضایع نمی شود بالا خره تحصیل کردگان ما در بازگشت به وطن یا می توانند امتحان بدهند جذب ادارات و دفاتر رسمی دولتی یا خصوصی شوند. یا اینکه جذب موسسات خصوصی می شوند. تحصیل کردگان ما در ایران اکنون در داخل بسیار تاثیر گذار اند و چهار پنج دانشگاه بسیار مهم مانند کاتب، ابن سینا، غرجستان، خواجه عبدالله انصاری و خاتم النبیین و ... را راه انداخته اند که یک سرمایه عظیم برای کشور است. اساتید و کارمندان این موسسات بسیار در آمد های خوبی هم دارند که هیچ نیازی به حکومت هم ندارند. موسسات و کمپانی های خصوصی دیگر داخلی و بین المللی نیز در افغانستان فعال اند که بسیار ازتحصیل کردگان افغان در موسسات بین المللی با معاش های بسیار بلند کار می کنند. خلاصه اینکه نگرانی ها بی فایده است نسل جوان ما باید خود را مجهز کنند و مطمئن باشند که دانش و تخصص انان ضایع نمی شوند و زمینه کار و فعالیت شان فراهم است.

روحانی: چرا امنیت کشور شکننده تر شده و وضعیت امنیت بسیار وخیم است. آیا این به معنای افزایش اقتدار طالبان است؟ اگر چنین است ریشه آن چیست؟ آیا سازمان های استخباراتی منطقه ای و فرامنطقه ای در این زمینه نقش دارند؟ بعضا مقامات حکومت مثلا سازمان استخبارات پاکستان را در تشدید نا امنی ها متهم می کند به هر حال ازنظر شما ریشه ها و عوامل اصلی نا امنی های کشور چیست؟

استاد محقق: این یک واقعیت است که نا امنی ها زیاد شده خصوصا ترور های هدفمند افزایش یافته است. اما ریشه یابی آن در این فرصت محدود ممکن نیست. یک مقدار کم کاری و سردرگمی های حکومت و استراتیژی های ناکام حکومت موثر است و به هر حال عومل بیرونی هم بی تاثیر نیست خیلی ها نمی خواهند افغانستان امن و با ثبات را، در مجموع همه این عوامل در مسئله ناامنی ها دخالت دارد.

روحانی: در پایان لازم است ضمن تقدیر و تشکر از استاد محترم که به سوالات ما پاسخ دادند از همه نهاد ها و دوستانی که ما را در برگذاری این محفل یاری رساندند سپاس گذاری نمایم.