آیا افغانستان به طرف نظام توتالیتر در حال حرکت است؟

فرانسیس فوکویاما براین نظر است که هم دموکراسی و هم اقتصاد بازار، شرایط پیش فرضی است که اگر ظلم سرکوب گر برطرف شود، جوامع به سوی آن ها باز می گردند. سخنرانی رییس جمهور کرزی در مراسم افتتاح پارلمان نشان داد که هنوز شهروندان این مرز و بوم با ظلمی سرکوب گرمواجه هستند که نمی گذارد ریشه های دموکراسی تنومند گردد. این سخنرانی افزون بر این که نهادینگی ستمی سرکوب گر را به تعبیر فوکویاما در معرض نمایش گذاشت، از فقر تئوریک آقای کرزی نقاب برکشید. کشوری که رییس جمهور آن تصوری در باره یک رشته نهادهای پیچیده سیاسی و مرتبط به هم که باید به دشواری و با عقلانیت سیاسی ساخته شوند، ندارد؛ چگونه می تواند مسیر دشوار توسعه سیاسی و اقتصادی را تحت اجبار استراتژیک طی کند. مدت ها پیش از آن که یک دموکراسی ایجاد شود، می بایست دولت کار آمد داشت. این مساله ای است که در بسیاری کشورهای در حال توسعه می توان بدیهی انگاشت. اما افغانستان و نظام سیاسی ناکار آمد آن با رییس جمهور فاقد تئوری توسعه به کجا خواهد رسید؟ آیا به طرف ظلم ویرانگر و قبیله ای شدن ساختار قدرت و متمایل شدن به دیکتاتوری میراث دار گام برخواهد داشت؟ صحبت های کرزی نشان داد که اگر احزاب سیاسی و روشن فکران و قلم بدستان و اصحاب رسانه و نیز پارلمان کشور برای ایجاد دموکراسی، آستین همت بالا نزنند دور از انتظار نیست که آقای کرزی تحت تاثیر تیم افغان ملت و عناصری از طالبان رادیکال به یک دیکتاتور با فقر تئوریک در حوزه نظام سازی تبدیل گردد.

در قانون اساسی افغانستان تنها اصل اسلامی بودن نظام غیر قابل تعدیل دانسته شده اما رییس جمهور کرزی با صراحت تمام هرنوع تعدیل و بازنگری در قانون اساسی افغانستان را مردود اعلان کرد. افزون براین تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی حق مشروع جبهه ملی و کلیه گروه های موثر سیاسی است. همه احزاب می توانند در کنش اعتراضی یا اصلاحی خود، طرح تغییر و یا تفسیر سیستم سیاسی را بریزند و برای نجات کشور از غرق شدن در فساد، بی عدالتی و ناکار آ مدی تلاش ورزند. سخنان آقای کرزی حکایت گر این نکته بود که گویا افغانستان ملک و میراث خاندان خاصی است و دیگران طفیلی و  تنها با اجازه وی باید طرحی برای رهایی کشور از سقوط در چنگال ستم بریزند و وارد کارزار شوند. در حالیکه در یک سیستم دموکراتیک همه حق دارند اظهار نظر کنند و طرح خود را در معرض داوری افکار عمومی قرار دهند. جبهه ملی حق دارد از انتخابی شدن والی ها و ولسوال ها و نیز تعدیل و بازنگری در قانون اساسی سخن بگوید. همان گونه که سایر شهروندان کشور محق اند. تمایل به زیستن در جامعه ای مدرن و عاری از ظلم ونیز نظم سیاسی که ویژگی آن سپهر حقوق فردی و حاکمیت قانون باشد حق هرشهروند کشور است . چگونه کرزی به خود اجازه داد که در پیش چشمان نمایندگان ملت، تمام این موارد را نقض  کند و با اقتدار شاهانه نعره سردهد: این جا آزمایش گاه نظام سازی نیست! و به کسی اجازه تغییر را نخواهم داد. هرچند در یک تحلیل ، می توان گفت که این سخنرانی بازتاب دهنده آشفتگی و سرآسیمگی کرزی و تیم همسوی وی یعنی افغان ملتی ها و بخش عمده ی طالب ها می باشد که از طریق سلطه توتالیتاریسم می خواهند کشور را مدیریت کنند. مردم افغانستان خواهان پیشرفت آزادی و تغییر باسریع ترین آهنگی است که تا به حال دیده شده و کرزی بداند که در نهایت نوای آزادی و تغییر سیستم سیاسی از ریاستی به پارلمانی وارد ذهن و روح کلیه شهروندان این دیار خواهد شد.

کاهش قدرت شاهانه رییس جمهور و انتخابی شدن شهرداری ها، ولسوالان و والیان از جمله مطالبات اصلی شهروندان هستند. شهروندان افغانستان در حال حاضر این سخن آمریکایی ها را به یاد دارند که گفتند: "ما موجودیت ظلم دایمی را نمی پذیریم، چون بردگی دایمی را نمی پذیریم. آزادی نزد کسانی می آید که آن را دوست دارند". صحبت های رییس جمهور کرزی در مراسم افتتاح شورای ملی پر از سامانه های نیرومند توتالیتاریسم قبیله ای است که در اشکال افراطی تر، کاملا متصلبانه و غیر دموکراتیک بود. این گونه تفکر بدون تردید، مانع بزرگی در میان مدت و بلند مدت سرراه توسعه دموکراسی و حقوق شهروندی در افغانستان است. سخنان کرزی از آن جهت گستاخانه و ناامید کننده بود که وی به عنوان یک رییس جمهور در قامت یک آدم معمولی سخن گفت. جوهر سخن کرزی این بود که می خواهد برجامعه افغانستان بدون سازوکار های بازخورد و پاسخ گویی (یعنی دموکراسی) حکومت کند. کرزی می خواهد رییس جمهور اقتدار گرای بدون رقیب (اپوزیسیون) باشد و  این در دموکراسی محال است. از این رو رییس جمهور دچار فقر تئوریک است و بطور گسترده ای در سراسر افغانستان به ویژه محافل سیاسی و رسانه ای، آماج ناسزا خواهد بود.