• آرشیو مطالب
    • سخن ما
    • مقالات
    • ادبیات و هنر
    • گفتگو
    • خاطرات، نامه ها و سفر ها
    • خبر و گزارش
    • سکوت به روایت تصویر
    • هر چه می خواهد دل تنگت بگو
    • پیتو
    • خاطرات، نامه ها
    • خادم نوشت
    • مالتی مدیا
    • کتابخانه مجازی
  • اطلاعیه ها
  • جستجو
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • صفحه اصلی

۱۳۹۰ شنبه ۱۵ دلو

  • گفتمان عدالت در ‌اندیشه‌ی سیاسی بابه مزاری
  • نان یا نون؛ مسئله این است؟
  • دیالکتیک منفی بازی با گوریل ها
  • نیم نگاهی به تاریخ هزاره های پاکستان؛ «بخش 7»
  • سمینار همبستگی هزاره های سویدن
  • سلطان کرزی (گزارشی از مقاله‌ی جید اوبر، در فورین پالیسی)
  • شفاخانه‌ی جناح، قیچی برنده می‌خواهد
  • کجاست پیراهن عروسی‌ات؟....
  • آشنایی با شگردهای مطبوعاتی
  • از بين‌المللي‌سازي هويت تا ايجاد منابع و هارموني بين‌المللي
شيخ محسني همان كنيزك شيطان است!

شيخ محسني همان كنيزك شيطان است!

نسيم توفان ۱۳۸۸ سه شنبه ۸ ثور 19 نسخه مناسب چاپ Share

به نام خدا، آموزگار سخن و ادبروز جمعه مورخ 4 ثور 1388 به مسجد الزهرا رفتم. آقاي محقق سخنراني داشت. جمعيت كثيري آمده بودند. اكثريت را جوانان تشكيل مي‌دادند. اين خود يك صف‌بندي اجتماعي را نشان مي‌داد. نسل‌هاي يك جامعه چگونه از هم مجزا مي‌شوند و فاصله‌هاي اجتماعي چگونه ايجاد مي‌شود و چگونه برجسته مي‌شود. البته تعداد افراد مسن نيز كم نبودند. اما تعداد كثير را جوانان تشكيل مي‌دادند كه براي خود دغدغه‌هاي خاص دارند و نيازهاي خاص و جهان را نيز از منظر خاصي نگاه مي‌كنند.آقاي محقق تلاش كرد كه در اين سخنراني خود روحيه‌ي مردم را زنده نگه دارد و در عين حال با مهارت خاصي به ارايه و انتقال نظريات و پيام خود نيز بپردازد. آقاي محقق، يكي از محاسني كه در سخنراني‌ها و حرف‌هاي خود دارد اين است كه صريح و قابل فهم و منظم حرف مي‌زند و به همين لحاظ سخنان او خيلي زود در بين مردم خط ايجاد مي‌كند و مخاطبان او مي‌دانند كه منظور او چه بود و او چه مي‌گويد و چه مي‌خواهد. اين حسن در سخنان آقاي خليلي كمتر ديده مي‌شود. آقاي خليلي وقتي سخن مي‌گويد به نظر مي‌رسد تلاش مي‌كند اطراف مختلف از سخن او آزرده نشود و براي هر مرحله‌اي راهي باشد. اين البته براي يك سياستمداري كه خواهان حسن رابطه با همه باشد و براي هر امر احتمالي گزينه‌اي داشته باشد، خوب است اما براي سياستمداري كه نقش موثر و برجسته‌اي ايفا كند، زيانبار تمام مي‌شود. مردم به سخن صريح و شفاف ضرورت دارند تا بدانند در يك موقعيت خاص چه موضع خاصي بگيرند. شهيد مزاري نيز وقتي سخن مي‌گفت اين ويژگي را داشت كه حرفش را هر كسي صريح و زود مي‌فهميد و در سخنان خود حاشيه‌روي زياد نمي‌كرد و اصل حرف را مي‌گفت و مردم نيز به نقطه‌اي مي‌رسيدند كه بايد انتخاب كنند.به هر حال، آن روز آقاي محقق از آقاي سيداسماعيل بلخي نقل قولي كرد كه مردم را هوشدار مي‌داد دايره‌ي اسلام را خيلي تنگ نسازند و كاري نكنند كه بگويند هر كسي مثلاً سرش برهنه بود كافر است و هر كسي نكتايي زد بگويند مسيحي است و هر كسي لنگي و دستار داشت بگويند مسلمان است. گفت: اگر اين كار را كرديد يك روز خود تان تنها مي‌مانيد و لنگي و مسلماني تان و يك نفر هم در كنار تان نخواهد بود. آقاي محقق، همچنين مردم را از غيبت كردن و تهمت زدن در پيش رو و يا پشت سر كس برحذر داشت و با ذكر آيه‌اي از قرآنكريم كه گفته است: «ولا يغتب بعضكم بعضاً أيحب احدكم أن ياكل لحم اخيه ميتاً، فكرهتموه» (برخي از شما برخي ديگر را غيبت نكند. آيا كسي از ميان شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ پس كراهت داريد) تأكيد كرد كه غيبت كردن و تهمت زدن و آبرو و عزت كسي را در ميان خدشه‌دار كردن گناهي بزرگ است و به اين گناه نزديك نشويد.فراز برجسته‌ي سخنان آقاي محقق فكاهي و لطيفه‌اي بود كه در مورد يك كنيزك شيطان بيان كرد و طي آن واضح ساخت كه بعضي‌ها در سال يك مرتبه يك شيطنت كوچك مي‌كنند و با اين شيطنت كوچك خون‌هاي بي‌شماري را مي‌ريزند و فتنه‌هاي بي‌شماري را خلق مي‌كنند و باعث تباهي و رسوايي‌هاي بي‌شمار مي‌گردند.اصل داستان او اين بود:مرد تاجري بود كه مي‌خواست به تجارت هندوستان برود. زني داشت كه او را فوق‌العاده دوست مي‌داشت و عمري را در نيكي و خوبي با او سپري كرده بود. اين بار تصميم گرفت قبل از سفر، كنيزكي را براي خانمش خريداري كند تا به عنوان خدمتكار در كنار او باشد و به كارها و امور منزل نيز رسيدگي كند. وقتي بازار كنيزفروشي رفت، كنيزكي را ديد در نهايت حسن و جمال و هوشياري. اما وقتي قيمتش را پرسيد متوجه شد كه فوق‌العاده ارزان است. از صاحبش علت آن را پرسيد. صاحبش گفت: اين كنيزك همه‌ي حسن‌ها را دارد اما تنها سالي يك بار يك شيطنت كوچك مي‌كند. تاجر خنديد و گفت: من روزي هشت بار شيطنت مي‌كنم، اين يكي سالي يك بار شيطنت مي‌كند. باكي ندارد با خود مي‌برم و از او كار مي‌گيرم. اما تاجر نفهميده بود كه اين شيطنت از همان شاه‌شيطنت‌هاست كه او خبر ندارد.تاجر رفت و مدتي را در هندوستان ماند و وقتي قرار شد برگردد، احوالش پيشاپيش به خانه رسيد. كنيزك رفت نزد بي‌بي و براي او با حالتي افسرده و ناراحت گفت: من خبر بدي دارم. بي‌بي پرسيد: چي؟ گفت: از منبع موثق شنيده ام كه آغايم زني زيبا از هند گرفته و به محض اينكه برسد تو را از بين مي‌برد يا طلاق مي‌دهد. زن باور نكرد، اما اصرار و حالت خاص كنيزك او را به شك انداخت و راه چاره را پرسيد. كنيزك گفت: من ملايي را مي‌شناسم كه تعويذ و اوده بلد است، بيا نزد او برويم و از او راه چاره بخواهيم. كنيزك قبلاً با ملا قرار و مدار گذاشته بود و وقتي رفتند تمام ماجرا از زبان ملا تكرار شد و زن باورش به يقين تبديل شد كه خبر راست بوده و بايد از ملا بخواهد كه او را در برابر اين حادثه‌ي شوم ياري كند. ملا مبلغي پول گرفت و گفت: كارد جوهرداري پيدا كن و به محض اينكه شوهرت رسيد و از خستگي به خواب رفت، يكي دو تار از موهاي ريش زير زنخ او قطع كن و براي من بيار تا اوده كنم و آن را بسوزان. زن در جا مي‌ميرد يا اينكه توسط شوهرت طلاق داده مي‌شود. زن قبول مي‌كند و به خانه بر مي‌گردد. كنيزك اين بار مي‌رود تا ارباب خود را ببيند و قبل از رسيدن به منزل او را باخبر سازد. وقتي نزد ارباب مي‌رسد مي‌گويد كه به خاطر نان و نمكي كه خورده است بايد اين واقعيت را بگويد: زنش با جواني كاكل زرين عاشقي انداخته و شب و روز را در غيبت ارباب با او خوش‌گذراني كرده و حالا هم وقتي ارباب برسد، در اولين فرصت او را با كارد جوهردار به قتل مي‌رساند. ارباب از شنيدن قصه باورش نمي‌آيد و مي‌گويد كه بالاخره با اين زن اين همه دير زندگي كرده و اين و آن فداكاري را از او ديده است و امكان ندارد كه همچون عمل خاينانه از او سر بزند. كنيزك به هر صورتي كه شده، او را متقاعد مي‌سازد كه براي احتياط هم كه شده مراقب باشد و وقتي به منزل رسيد به بهانه‌ي خستگي برود و بخوابد، ولي براي احتياط شمشير خود را نيز در كنار خود داشته باشد.وقتي ارباب مي‌رسد، هر دو طرف وضعيت را متفاوت و مشكوك احساس مي‌كنند و به خبري كه شنيده بودند باورمندتر مي‌شوند. ارباب بدون معطلي مي‌رود تا براي رفع خستگي بخوابد و در بستر هم كه مي‌افتد پرده‌اي را روي خود مي‌كشد و وانمود مي‌كند كه به خواب عميقي فرو رفته است. زن كه از خواب او اطمينان مي‌يابد با كارد جوهردار مي‌رود تا دو تار موي ريشش را بگيرد. اما هنوز دستش زير گلوي ارباب نرسيده بود كه ارباب چشم باز كرده و زن را با كارد جوهردار بالاي سرش مي‌بيند و بدون معطلي شمشير را بيرون آورده و او را گردن مي‌زند. كنيزك با سرعت مي‌رود و قبيله‌ي زن را باخبر مي‌سازد كه ارباب زن را كشت. قبيله براي انتقام‌گيري با شمشيرهاي كشيده مي‌رسند و ارباب را با شمشير پرخون و سربريده‌ي زن در خانه مي‌يابند و بدون معطلي ارباب را مي‌زنند. كنيزك مي‌رود و اين بار قبيله‌ي ارباب را خبر مي‌كند كه ارباب توسط فلان قبيله به اين اتهام كشته شد. آن قبيله هم مي‌رسد و كشت و خون به راه مي‌افتد و ده‌ها نفر به قتل مي‌رسند و اين همه به خاطر يك شيطنت كوچكي بود كه كنيزك انجام داده بود!آقاي محقق با بيان اين حكايت، براي مردم هوشدار داد كه فريب شيطنت كنيزك را نخورند و متوجه باشند كه كسي به بهانه‌هاي گونه‌گون صف و وحدت آنان را از هم نپاشد و از احساسات آنها سوء استفاده نكند.سخنراني آقاي محقق به طور واضح اثرات نيكو و مثبتي داشت و بعد از اين سخنراني وقتي با تعدادي از مستمعين در تيپ‌ها و گروه‌هاي مختلف ديدار كردم اظهار مي‌داشتند كه با اين سخنراني متوجه شده اند كه شيخ محسني چه توطيه‌ي خطرناكي را برعليه مردم به راه انداخته بود كه حالا به فضل خدا بدون نتيجه مانده و مردم روز به روز دوباره آگاه مي‌شوند.

 

نظرات ارسالی از سوی خوانندگان وب سایت جمهوری سکوت.
  • رها هزاره ۱۳۹۰ چهارشنبه ۳۰ سنبله

    لعنت بر شیخ لعین محسنی!

  • رها هزاره ۱۳۹۰ چهارشنبه ۳۰ سنبله

    لعنت بر شیخ لعین محسنی!

  • محمد ۱۳۸۹ دوشنبه ۲۵ دلو

    تا چنین تبعیضات و جهالت ما مردم افغانستان پابر جای باشد، افغانستان خوب نمیشود. نه نمیشود
    چه دل خجسته ای دارند آنانیکه به آینده افغانستان دل خوش کرده اند.

  • آزره ۱۳۸۸ يکشنبه ۲۲ قوس

    آقای بینام!!! که مردم ما را به تفرقه افکنی متهم می کنید وحتی جرئت و شهامت این را ندارید که نام خودرا ذکر کنید.شما که از پیشرفت ولایات پشتون نشین واز تهاجم کوچی ها یاد اوری کرده اید!!!
    آیا همین کنیزک کثیف وبازاری ودین فروش نبود که باعث از بین رفتن وحدت صفوف مردمی شد در زمان تهاجم وحشیانه فاشیزم شورای نظاری وسیافی به غرب کابل که در یک نبرد بر سر استی ونیستی این جامعه بود.آیا این عنصر کثیف .معامله گر نبود که صف اتحاد این مردم را شکست وباعث شکست مقاومت این مردم در مقابل تهاجم وحشیانه دشمنان شان شد.وبه قتل وغارت دارایی های این مردم وجامعه انجامید.چطور شده که جناب عالی امروز به فکر اتحاد افتاده اید.
    آیا این همان عنصر کثیف ودین فروش نیست که فتوای از بین رفتن عنافر مفاومتگر غرب کابل را خواستار شد وفتوای دین فروشانه مرتد بودن انان را صادر کرد.کجا بودید آدم های حیر خواه وچیز فهمی مانند شما که آنروز به این دین فروش کثیف ودجال یاد آوری می کردید که این مردم وجامعه مورد آماج حملات وحشیانه فاشیزم قرار دارد وبه صلاح نیست که صف اتحادش شکافته شود.
    هنوز که هنوز است این دین فروش دجال وضد هزاره مشغول توطئه بر ضد مردم وجامعه ما است ومی خواهد جلو رشد وخود باوری و تثبیت هستی وشکوفایی جامعه ما را بگیرد.ودر این راه نه تنها با عناصر هزاره ستیز داخلی هم پیمان وهم سنگر شده بلکه با سگ فاشیست های نژاد پرست وآریا گرای ایرانی دستش در یک کاسه قرار دارد در توطئه وتضعیف جامعه ما.ولی ما وجامعه ما راه خود را یافته ایم راه ما راه روشن عدالت خواهی بابای بزرگ وغرور افرین مااست.راه عزت وشرف وزیستن وزنده گی کردن شرافتمندانه وعزتمند.
    ما وارث تمدن بزرگ بامیان وصاحب اصلی این سرزمین استیم واز حیات واستی خود با چنگ ودندان دفاع خواهیم کرد.وتا این جا نیز فقط وفقط بر بازوان پر توان مردم خویش تکیه کرده ایم وتا اینجا رسیده ایم.هیچکسی ما را کمک نکرد هیچ دولت خارجی وهیچ شیعه غیر هزاره یی ما را در جنگ بی امان ما در مقابل فاشیزم جنایت کار ومغرور کمک نکرد ما خود دماغ مغرور فاشیست های رنگارنگ داخلی وخارجی را به خاک مذلت مالیدیم وحقوق حقه وانسانی خویش را از حلقوم شان بیرون کشیدیم.با وجود کارشکنی های کنیزک های شیطانی چون محسنی دجال وارباب کثیف ایرانی اش.ما مرجعیت خودی را بر کرسی واقعیت نشاندیم وخودرا از یوغ اسارت فرعونی سگ فاشیست های رذل وپلید ایرانی رهانیدیم .با رهبری پیر خردمند واسطوره تاریخ مردم خویش بابه بزرگ وغروآفرین مزاری بزرگوکبیر.ما راه این بزرگ مرد را ادامه خواهیم داد این را به اربابان کثیف خارجی تان وکنیزک کثیف وهرزه یی پونمحسنی وامثال اش گوشزد کنید

  • ناشناس ۱۳۸۸ دوشنبه ۱۲ اسد

    سلام عزیزان دیگرتبلیغ بی جا بس است ودیگر ولایت های پشنون در حال ا بادی است وشما بر علیه یک دیگر شعار های مخالفت میدهید وتفرقه اندازی بس است به فکر ابادی وطن باشید وکوچی ها هر سال درهزاره جات خون بچه های شما می ریزد وشمااز تبلیغ دست نمی کشد وبا حترام

  • ناشناس ۱۳۸۸ دوشنبه ۱۲ اسد

    فتوای اقای محسنی مثل نانگیرسر قماروارست گپش را کس قبول نداره زیرریش خودرا خارش کرده در تلویزیون خمارمی ماند

  • شریف وطن دوست ۱۳۸۸ دوشنبه ۱۲ اسد

    سلام به مردم عزیزم وشما دوستان به جای توهین کردن به استاد محقق واستاد خلیلی وتفرقه اندازی به فکر مردم باشید درزمان استاد شهیدهم زنده بودبه علیه گپ می زدیت وحالا که دربین ماها نسیت شعارهای مزاری مزاری مدهیدبه جای از این به فکر مردم وحدت ملی تان باشید که خدای نخواسته تاریخ پانزده سال پیش وفاجعه افشار تکرار نشود هوشیار باشید ودیگر تبلغ بی جا بس است ومردم ما دوست ودشمن خودرا میشناسد وسلام

  • عبدالله نظری ۱۳۸۸ شنبه ۲ جوزا

    با سلام !
    با ابراز قدردانی از لطف برادر عزیز جناب نسیم طوفان و همچنان سایت ارزشمند جمهوری سکوت مظهر حقیقت های تاریخ!
    در سخنان استاد محقق پیام بس مهم و سرنوشت سازی نهفته است، و اشاره ی طنز گونه اش حاوی افشاگری بزرگیست. گرچند با چهره ای خون آشام و شیطانی این موجود کثیف و همدستانش همه وجدانهای پاک جامعه آشناست. اما با آنهم داریم کسانی را که هنوز گول این شیادان رذل و پست را میخورند.و با فتواهای ننگین و مخرب اینان دست به اعمال فوق العاده تخریب کارانه و خطرناک میزنند.....البته نباید از آنها گله مند بود و باید برای بارور ساختن شعور و درک انسانی اینان باید تلاش کرد به هر نحو ممکن!
    عبدالله نظری

  • تاج ۱۳۸۸ سه شنبه ۲۲ ثور

    به نۍر من هیج خاصیت آقای محقق به رهبر نمی ماند تا ما او را رهبر خېاب کنیمږ برادر من! حیف کلمه رهبر که تو وقتت را ضایع می کنی و محفف را رهبر می خوانی و یا به ‍‍پای حرف هایش وقتت را ضایع می کنیږ بیا و به حال خودت فکری دیګری کنږږږږ

  • ناشناس ۱۳۸۸ سه شنبه ۲۲ ثور

    عده ادم عقده پیدا شده که شب وروز هیچ کاری بلد نیست جز فحشاش ونا سزا گفتن به اقای محسنی این افراد در حالی که
    بشدت از قوم گرای پشتونها

  • yasin ۱۳۸۸ جمعه ۱۱ ثور

    tashakkur az jenab austad muhaqqeq wa tashakkur az bradar aziz aqaei nasim jan ki en matlab ra naql karded

  • علی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۱۰ ثور

    فکر می کنم اگراز استاد محقق حمایت صورت گیرد، در خدمت هزاره ها خواهد بود. برخی خرده می گیرند که او در پی شهرت و معامله هست، باید گفت که اگر شهرت نداشته باشد یا در پی سازش و چانه زنی با دیگران نباشد، هیچ کسی نمی تواند گم نام و تنهابرای مردم خود خدمت کند. به باور من ائتلاف استاد محقق با ازبیک ها، که الیاس کوشانی آن را معامله گری می داند، بسیار دقیق، حساب شده و به نفع هزاره ها خواهد بود. سخنرانی ایشان در مسجد فاطمه الزهرا (ع) بیان گر این حرکت سنجیده بود. او کنیزهای شیطان صفت را که در میان ما در دست به تخریب می زنند خوب ترسیم کرد. این مردم هستند که باید بفهمند و به جای هرنوع خرده گیری به حمایت برخیزند.

  • الیاس کوشانی ۱۳۸۸ چهارشنبه ۹ ثور

    سپاس از نسیم جان فکرت که دوستان را در جریان این سخنرانی قرار دادند.
    سخنان استاد محقق در خور تاءمل است اما محقق هم از هزاره ها سوء استفاده میکند او هم رهبر دلسوز برای هزاره ها نیست. چنانچه ما کارنامه ایشان را در طول این هفت, هشا سال دیدیم. در این مرحله که هزاره ها کاندید ندارد حتی با حمایت و پشتیبانی برادران ازبک این خود بیانگر معامله گری های محقق با سر نوشت مردم ما است. محقق این کارش را طوری توچیه میکند که میگوید او کار تکراری نمیکند اما در بین هزاره ها افراد روشن فکر و تحصیل کرده کم نیست میتوانست یکی از چهره های این قوم را معرفی کند از جانب حزبش و از مردم میخواست که به ایشان رای دهید.حالا عکس العمل را که در مقابل محسنی اختیار نموده است چون جایگاه خود او از جانب محسنی تهدید میشود و الا چرا در پارلمان محقق جلو تصویب این قانون ضد بشری را نگرفت؟ خود سوال بر انگیز است. محقق فراکسیونی قوی در پارلمان دارد میتواند خیلی موءثر باشد اما چون انگیزه ندارد و همیشه مشغول معامله گری است برایش اهمیت ندارد.امسال در سالگرد شهادت بابه مزاری ستورگ در وین آقای بسم الله میمنگی یکی از خاطراتش را که از مزاری داشت نقل کرد, مزاری چیقدر آینده نگر بوده است آن خاطره از این قرار بود که روزی ما را مزاری به کارته سه دعوت کرده بود چون جلسه داشتیم با ایشان هنگام نان ظهر نان برای ما چند نفر مهمان مفصل تر بود نسبت به چند بار دیگر که با ایشان ملاقات داشتم. یکی از این تفاوت ها این بود که مزاری ما را دعوت کرده بود چون قبلا ما بدون دعوت میرفتیم و با ایشان جلسه داشتیم اما این بار ما را دعوت کرده بود دلیل نان مفصل هم همین بود. وی فرمودند که هنگام غذا خوردن مزاری به سید فاضل گفت که شما بروید چون این نان فقط برای مهمان ها است. این نکته را توجه داشته باشید. حالا شما سفره محقق را بیبینید که برای دو تا بچه سوسول به اصطلاح ژورنالیست نان که فراهم آورده برای بیست نفر کافی است آن هم غذای که کمتر کسی در زندهگی اش دیده باشد چه رسد به خوردنش. در حالی که مردم در بامیان از گرسنه گی در مغاره کوه ها زندهگی میکنند اما این است وضع رهبر شان. محقق ازموتر هایش تعریف میکند و کدام مارک را بیشتر دوست داردو میپسندد جوانان هم با تمسخر سوالات بیشتر و تمسخر آمیز تر را مطرح میکند که این کار افراد است که در کوچه و بازار صورت میگیرد نه بین یک رهبر جامعه و ژورنالیست ها. تشکر

  • عادل تابان ۱۳۸۸ چهارشنبه ۹ ثور

    سلام عرض میکنم بر تمامی نوسنده های این سایت تشکر از فعالیت های شما که با بر داشتن نقاب از چهره ای خیانت کاران وطن وهویدا ساختن چهره اصلی دروغ گویان وطن .

  • علی ۱۳۸۸ چهارشنبه ۹ ثور

    تشکر از نسیم جان توفان که سخنان استاد محقق و مورد اشاره فکاهی ایشان را بازگو کردید. بنده که خود در مجلس حضور داشتم و دلم خیلی از آنچه در غرب کابل خصوصاً برچی اتفاق می افتاد درد داشت و اتفاقاً همان روز با تعدادی زیادی از آدمها هم در مورد محسینی و شیطنت بازیهای این شیخ شیاد، مجادله داشتم و تاریخ،گذشته و عمل کردهای محسینی را به یاد آنها می آوردم، اما فکر می کردم که حرف های من در بین آن جمع که متشکل از یک تعداد ملا و محاسن سفید بودند کاملاً بیگانه و بی اهمیت است. آنها همه از محسینی دفاع می کردند و او را بر حق میدانستند و استدلال می کردند که اگر محسینی درست نمی گوید چرا رهبران هزاره مثل خلیلی و محقیق در برابر او اعتراض نمی کنند و چرا آنها سکوت کردند. با دل پر از درد و رنج در آلزهرا آمدم تا شاید چیز های بشنوم که کمی از سنگینی و شدت آندوه خود بکاهم.وقتی در الزهرا رسیدم جمعیت کثیر از مدم همانطور که اشاره فرمودید جمع بودند و آقای حکیمی هم در ارتباط با انتخابات و اهمیت اشتراک مردم در آن صحبت می کند و مردم را تشویق به سهم گیری فعال در انتخابات ریاست جمهوری می نماید. کمی ناامید شدم و با دوستم که در کنارم نشسته بود گفتم، محقیق شاید در این مجلس هم سکوت خود را در برابر گستاخی های محسینی حفظ کند و در آن مورد اشاره نداشته باشد، شاید به دلیل نزدیک بودن انتخابات و ترس از دست دادن جایگاه خود در بین مردم محقیق ریسک نکرده و قضیه حمله به مکتب معرفت و تبلیفات زهراگین محسینی از طریق تلویزیون تمدن را مسکوت نگهدارد. می خواستم مجلس را ترک کنم، از جا بلند شدم، در نزدیکی های دروازه مسجید رسیده بودم، اما یک بار متوجه شدم که حکیمی اشاره داشت به مسئله قانون احوال شخصیه اهل تشیع و موقف حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان را مبنی بر تعدیل قانون احوال شخصیه اهل تشیع از مجاری قانون را اعلام نمود. به محض شنیدن این مطلب دوباره برگشتم و سری جای خود نشستم و امیدوار شدم که محقیق هم در این رابط صحبت خواهد داشت. صحبت های مقدماتی محقیق برایم خیلی طولانی معلوم می شد و احساس می کردم وقت به کندی سپری می شود، اما دیدم کم کم محقیق به موضوع مدنظرم نزدیک می شود، همینکه قصه شیطنت کنیزک را کرد و بدنبال آن سخنان از شهید بلخی را ذکر کرد و ضمناً شیطنت های محسینی را محکوک کرد به وجد آمدم و با نعره بلند تکبیر احساساتم را ابراز دشتم. از مسجید خارج شدم، خیلی خوشحال بودم و شب هم خیلی راحت در خواب رفتم

  • ناشناس ۱۳۸۸ چهارشنبه ۹ ثور

    بزرگان هزاره و دولت ما از انجام مسؤولیت شانه خالی می کنند!!

    با تشکر از آقای محقق عزیز!
    بزرگان هزاره و دولت نباید این قدر بی تفاوت باشند، آقای محسنی باید به محکمه کشانیده شده و زندان ابدی شود: دلایل:
    1. اول این که آقای کرزی و تعهد او را در قبال جامعه جهانی جهت رعایت موازین بین المللی خدشه دار کرد. افغانستان در جزیره بدور از جهانیان زندگی نمی کند...
    2. این آیت الله، دین اسلام را خدشه دار کرد و دین را وسیله قرار داد، حال آن که دین هدف است، نباید ابزار دست آیت الله قرار بگیرد.
    3. این آدم طالب تربیه می کند و فخر می فروشد.
    4. هزاره ها را به جهان کور، کر، بی عقل و جاهل معرفی کرد. قبلاً حمله بر مکتب رسم طالبان بود، ولی این آدم بر تحریک احساسات مذهبی مردم، هزاره ها به جهانیان طالب معرفی داشت. هزاره حق اعاده ی حیثیت دارند.
    5. مردم نا آگاه و بیسواد اند، نمی دانند. آنهایی می دانند و بی تفاوتی نشان می دهند واقعاً تداوم ظلم است.
    اگر بینی که نابینا وچاه است/ اگر خاموش بنشینی گناه است

    6. افغانستان بیش از هر چیز نیاز به وحدت ملی دارد، ولی این آدم درون تهی تفرقه می اندازد. عیدها را ببینید، بجای این که مظهر اتفاق باشد، توسط این استفاده جو مظهر نفاق شده است. این آدم هرگز به دولت و دین اسلام به عنوان منبع وحدت و همبستگی مردم و مسلمان احترام نمی گذارد... تلویزیون این آدم سرچشمه نفاق و مانع ترویج روحیه وحدت ملی است.
    7. شاگردان آیت الله نیز باید در مقابل آیت الله برخیزند؛ اندکی بیاندیشید: آیا مسلمان به مسلمان دیگر توهین می کند؟؟ چرا آیت به شاگردان معصومش را یاد داد که به زنان تظاهرات کننده توهین کنند و فحش بدهند؟؟ از یکطرف مسلمان، از طرف دیگر فحش و توهین به مسلمان دیگری سازگار است؟؟ آیا تکفیر مردم و بستن دریچه روشنگری به بهانه های مختلف بروی مردم بیجاره و چاهل مردم شایسته انسان عصر امروز و مسلمانان جهان است؟ آیا اسلام خشونت ترویج می کند؟؟ نه هرگز نه!!! آیت الله زندانی کنید، بکشید و اعاده حیثیت کنید!!!
    8. آیت الله رسماً به مردم مسلمان افغانستان و کشور همسایه ایران توهین کرده است؛ مسلمان را طالب و ایران اسلامی را حامی روحیه طالب نما و ترویج کننده ی خشونت و نفرت مشهور ساخته است.

    خلاصه این که:
    همه مسلمانان شریف افغانستان، باید دست به کار شوند. آیت الله به زنده به گور کنند و بر قبر او بنویسیند: "غرق شهوت، تخم نفرت، عداوت و جهالت"
    -- آیت الله را به جزای اعمالش رسانیدن، مدرسه، تمدن و دار و دسته اش را بستن یعنی: 20 سال افغانستان را به جلو کشانیدن است.
    -- آقای کرزی صاحب! ما به شما رای دادیم، آیا شما از این خجالتی که مردم شریف افغانستان و به خصوص شیعیان و هزاره ها توسط آیت الله وارده آمده است، سکوت می کنید؟؟؟ آیا شما در قبال تعهدات بین المللی خود بی تفاوت هستید؟؟ چرا هر استفاده جویی آبروی شما و مردم افغانستان را در وقت حساس و سرنوشت ساز خدشته دار کند؟؟ فکر کن که هزاره هیچ کسی ندارد که جلو این آیت الله سرکش را بگیرد، شما هم دست به دست او می دهید؟ تا مردم ما شرمسارتر شوند؟؟؟؟؟؟؟ نکنید لطفاً مردم افغانستان ذاتاً این قدر بد بخت زاده نشده اند، بلکه دولت ها نا کارآ بوده اند؟ ایت الله ها چشم مردم را کور نگهداشته اند...

    5.

  • یوسف ۱۳۸۸ سه شنبه ۸ ثور

    انگشتر محقق چه قدر با انگشتر تصویر خانم لوگوی سایت جمهوری سکوت تطابق دارد.

  • محمد ۱۳۸۸ سه شنبه ۸ ثور

    باسلام بر تمام نویسنداگان و گردانندگان این سایت از اینکه برای رسوائی دشمانان مردم هزاره(محسینی انوری سیاف جاوید...)وافشای هویت اصلی انهاجهاد میکنید از شما قلبا"تشکر وبرای تک تک شما عزیزان ارزوی موفقیت میکنم با احترام محمد

  • نواندیش ۱۳۸۸ سه شنبه ۸ ثور

    سلام!
    با تشکر از جناب نسیم طوفان وگردانندگان سایت وزین جمهوری سکوت که به نشر سخنان جناب استاد محقق پرداختند.این حکایتی که استاد محقق بیان داشته است یکی از دقیق ترین مثال های است که از هرسوی آن نظر اندازی، به کردار شیخ محسنی میماند چون این شیخ ازآغاز تاکنون هدفش "هزاره ستیزی " بوده وبه همان دلیل در برابر رهبر شهید، با پشاور نشینان کنار آمد، برای سرکوب جامعه هزاره انبان حرکت رااز سادات انباشته ساخت ، حادثه افشار را آفرید در برابر مقاومت غرب کابل برخاست، اکنون هم میخواهد زیر نام مذهب، رسوایی رابرای اهل تشیع وهزاره ها بارآورد وستیزه علنی وی با کانون فرهنگ وتربیت این مردم (لیسه معرفت )بیانگر آن نیتی است که این شیخ در قبال جامعه ما دارد. از آقای نسیم طوفان که نامه های ارزشمند، دقیق ، با محتوا وروشنگرانه از کابل می فرستد، صمیمانه سپاسگذاریم واز ایشان تقاضا داریم که سخنرانی آخر آقای محقق راکه از تلویزیون" فردا" منتشر شده است، بدسترس خوانندگان سایت جمهوری سکوت قرار بدهند. گفته میشود که آقای محقق در این سخنرانی، صریحتر وواضح تر موضع شان را در برابر شیطنت این کنیزک فاشیزم( محسنی )بیان داشته است.

نظر خود را برای ما ارسال نمائید...
نام: ایمیل: وب سايت / وبلاگ:
نظر:
از طریق فرم زیر این مقاله را برای دوستان خود ارسال نمائید.
نام شما: ایمیل شما: ایمیل(های) دوستان شما:
ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
متن نامه:
با استفاده از فرم زیر و اکانت فیسبوک خود می توانید برای ما نظر خود را ارسال نمائید.
برای آگاهی از آخرین اخبار، گزارشها، تحلیل ها و مقالات مختلف منتشر شده در وب سایت جمهوری سکوت، لطفاً ایمیل خود را در بخش زیر وارد نمایید

  • صفحه اصلی
  • ارسال مطلب
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • خاطرات، نامه ها, سفر ها
  • هر چه می خواهد دل تنگت بگو
  • سکوت به روایت تصویر
  • آرشیو مطالب
  • خاطرات، نامه ها, سفر ها
کلیه حقوق متعلق به وب سایت "جمهوری سکوت" می باشد .
بازنشر کاغذی یادداشت های "جمهوری سکوت" بدون ذکر منبع و باز نشر الکترونیکی بدون لینک مجاز نیست.