سید ناصرعلی شاه چند روزی هست که در استرالیا بسر میبرد و این مصاحبه در شهر پرت استرالیای غربی  روز دو شنبه نهم اپریل دو هزارو دوازده انجام شد، قابل یاد آوری میباشد که در همین روز تعداد شش تن از هزاره ها در کویته  پاکستان بر اثر حمله تروریست ها به شهادت رسید و بیش از سه نفر دیگر زخمی شد.

با عرض سلام و منده نباشید، به استرالیا خوش آمدید و از دیدن شما بسیار زیاد خوشحالم و تشکر از این که وقت خود را در اختیار ما قرار میدهید.

س-1خوش حال میشویم که اگر اول خود را معرفی نمایید  و از فعالیت های سیاسی خود  برای ما بگویید

ج-1بسیار تشکر از شما   و من هم سلام های گرم خود را به تمامی هزاره های استرالیا و همه کسانی که این مصاحبه را میخواند تقدیم میدارم و باید بگویم که بسیار خوشحال هستم که اینجا در جمع قوما قرار دارم و میبنم که هزاره ها اینجا از یک وضعیت خوبی بر خوردار هست، من در شهر های دیگر استرالیا هم بودم و دیدم خدا شاهد است بسیار خوش حال شدم، اکسر هزاره ها اینجا سیتیزن استرا لیا شده و همه از یک حقوق یک سان بر خوردار است، تجارانِ قوما را دیدم،و از وضعیت خوبی اقتصادی که قوما دارد، آدم خوش میشود، با توجه به محرمیت های زیادی که در طول چند صد سال ما هزاره ها داشته ایم چه در پاکستان و چه در افغانستان ، اگر چه  زمان های و ضعیت در پاکستان خوب بوده است. و اما در رابطه به معرفی خودم، من پدرم سناتور حاجی سید حسین، عضو عوامی نیشنل پارتی بود  و او در سالهای 1969 زمانی که بنگله دیش هنوز جز از پاکستان بود  سیاست را  به طور عملی در میان هزاره ها شروع کرد، منظورم  سیاست عملی  سیاست ِ است که در بین مردم میروی و از انجا فعالیت هایت را آغاز میکنی ، پدرم عقیده داشت که هزاره ها در پاکستان باید یک سیاست نرم داشته باشد سیاست که بر اساس رابطه ی خوب با دیگران استوار باشد، منظورم اقوام ساکن دیگر در منطقه است چون این اقوام هست که برای همیشه در کنار هم ماندگار است ، حکومت ها  می آیند و میرود ، البته با حفظ اصول ها که همان کرامت انسانی و احترام متقابل به ارزش های دو طرف باشد. و من خودم نیز از همان سالها  وارد سیاست شدم و در سال 1969 مجموعه ی دانشجویان هزاره را،  با همکاری دیگر دوستانم ایجاد کردیم و در همان سال ما برای اولین بار اعتراضات مدنی را  همراه  با فعالین بلوچ و پشتون،  در همین میزان چوک فعلی  براه  انداختیم، و ازان سالها تا به امروز در سیاست فعال هستم و برای قوما کار میکنم.

س- 2  در سال 2010  شما مورد یک حمله ی ترورستی قرار گرفتید، میشود یک کمی از جزءیات این حادثه برای ما بگوید؟

ج - 2 بله  دقیقاً شانزدهم اپریل 2010 بود که این حمله برای از بین بردن من انجام شد ، این که چرا و چه گونه ؟ لازم میبینم که اتفاقات چند روز پیش از این حمله را برای شما بیان کنم، تاریخ دهم اپریل من در پارلمان این سوالها ی را مطرح کردم،که اولاً چرا هزاره ها بی گناه هدف حملات ترورستی قرار میگرد و دوم این که چرا حکومت و حزب حاکم هیچ کاری برای توقف این گونه حملات انجام نمیدهد و تروریست ها ره به محاکمه نمیکشاند؟ من از اعضای پارلمان پرسیدم آیا هزاره ها انسان نیست؟ آیا هزاره ها پاکستانی نیست؟ آیا هزاره ها در انتخابات شرکت نکرده و رای نداده است؟ و چندی پیشتر ازان همین اعتراضات را با شخصی جناب  زرداری ریسجمهور نیز مطرح کرده بودیم ، روی همین اعتراضات من از پارلمان به رسم اعتراض خارج شدم و در بیرون از پارلمان به تحصن پرداختم، آنجا بود که نخست وزیر توسط رحمان ملک وزیر داخیله از من خواست که به اعتراضاتم پایان دهم و به پارلمان باز گردم و در عوض قول داد که مسأله کشتار هزاره ها را به طور جدی پیگیری نماید، و نیز قرار شد که در روز سیزدهم اپریل با شخصی نخست وزیر ملاقات داشته باشم که متأسفانه انجام نشد نخست وزیر به یک سفر عاجل خاریجی رفت و من طرف کویته آمدم. یک روز پیش از حادثه من کنفرانس مطبوعاطی دایر نمودم و در و در آنجا هم اعتراضات خود از حکومت را بیان داشتم ، و فردای آن روز من در سءول هسپتال که به عیادت زخمی ها رفته بودم مورد حمله انتحاری قرار گرفتم، انتحار کننده  ازپشت سر به من حمله ور شد پایش لغزید به من نرسید ولی با تأسف  چهارده نفر از قوما شهید شد و چهل نفر زخمی که در میان زخمی ها من خودم و یک پسرم هم بود زخم من سطحی بود ولی پسرم به کلی فلج شده.   

س-3 چرا هزاره ها  هدف مندانه مورد حملات ترورستی قرار میگرد، چه کسانی این حملات را انجام میدهد و هدف شان از این همه کشتار چه هست؟

ج- 3 خوب این که چرا هزاره ها بیشتر مورد حملات ترورستی هست چند دلیل دارد، یکی اینکه این ها یک هدف بسیار آسان است، به دلیل  موقعیت جغرافیای که ما داریم، تعداد نفوس بسیار کم ما، که با دیگر اقوام ساکن در پاکستان اصلاً قابیل مقایسه نیست ، و هم چنان حرکت های بسیار نا درست که  گاهاً از هزاره ها سر میزند، به طور نمونه وقتی یک حمله صورت میگرد شهید و زخمی بجا میگذارد مردم ما خیلی سطحی و به شدت احساساتی عمل میکند ، یا با پلیس در گیر میشود و یا هم خشم خود ها را متوجه دیگر اقوام مثلاٌ بلوج ها و پشتون ها میسازد در حالی که اکسر قاطع آنها بی گناه است و در پی دشمنی با هزاره ها نیست، تنش و کشیده گی میان میان ما و دیگر اقوام چیزی هست که دشمن به شدت دنبال آن است. و اما اینکه چه کسانی این اعمال نا جوان مردانه را انجام میدهد، میگویند لشکر جنگوی هست و گاهی هم طالبان را مسبب این حملات میداند، ولی واقعیت این است که بنیاد گرای و انتها پسندی مذهبی و جنون مذهبی در این خِطه و منطقه وجود دارد یعنی قدرت های دیگر به و جود آورده هست ، چه در افغانستان که بعد از انقلاب ثور به بهانه این که اسلام در خطر است به وجود آمد و چه در پاکستان که پیشتر از افغانستان بنیاد گرای رشد کرده بود و  بر علیه ذلفقار علی بوتو ازان استفاده شد، و متأسفانه این سیاست تقویه بنیاد گرای از همان دهه های شصت و هفتاد میلادی ادامه دارد و به طور خطر ناکی به پیش برده میشود، ما میبنیم که در میان اقوام منطقه، قدرت و جای گاه سران قبایل، به بنیاد گرا ها سپرده میشود و گروه های ترورستی کم کم در میان اقوام بلوچ و پشتون از پایگاه اجتماعی بر خوردار میشود، که این یک تحول بسیار خطر ناک است. و در رابطه با سوال شما که تروریست ها چه هدفِ را از کشتار مردم بی گناه هزاره دنبال میکند باید گفت که در قدم اول آن ها شغل و کار شان آدم کشی ایجاد و حشت  و ترور میباشد، در واقع آنها برای همین کارها ساخته شده است اگر آن ها این کار ها را انجام ندهد خود از بین میرود، دیگر کسی آنهارا کمک مالی نمیکند، اداره های نظامی و اطلاعاتی با آنها همکاری نمیداشته باشد ، وهابی های عرب به آنها پول نمیدهد، و از دیگر اهداف آنها کشاندن اقوام ساکن به جنگ یک د یگر است ، که این نکته را همه ای ما باید متوجه باشیم.

س- 4 در به وجود آوردن طالبان، دولت پاکستان و شخصی بی نظیر بوتو به عنوان نخست وزیر  و رهبر حزب مردم پاکستان نقش داشت، آیا پس از کشته شدن بی نظیر بوتو توسط بنیاد گراها، هنوز هم حزب مردم به عنوان حزب حاکم که شما هم در آن عضویت دارید، از طالبان و بنیاد گرای حمایه میکند؟

ج- 4 در اینکه پاکستان طالبان را به وجود آورد و شهیده بی نظیر هم در یک مصابه خود از آن به عنوان یک اشتباه یاد کرد با شما هم نظرم ،من یک نکته ای  خیلی مهم را این جا میخواهم  یاد آور شوم زمانی که طالبان تازه در قندهار اعلان موجدیت کرد که آن هم توسط نصراّلاه بابر وزیری داخله دولت پاکستان در یک بر نامه کاملاٌ از قبل طرح ریزی شده انجام شد، ما پیش ازان خبر داشتیم، پدرم در یک جلسه ای تمام سران هزاره در کویته را دعوت کرد و به آنها گفت که یک گروهی قرار است داخل افغانستان شود و یکی از اهداف آن زدن قدرت شیعه ها در افغانستان است، شما باید آقای مزاری را در جریان بگذارید که متأسفانه کسی این کار را نکرد. اما در رابطه با پالیسی حزب مردم پاکستان  امروز در قبال بنیاد گرای حزب ما  به هیج عنوان از بنیاد گرای و طالبان حمایت نمیکنید بلکه به شدت مخالف آنهاهم هست.

س-5 آیا این نظریه درست است که میگویند پاکستان حفظ  منافع اش درافغانستان را در به قدرت رسیدن پشتون ها  میبیند؟

ج-5  این طبیعی است که پاکستان از کسانی در افغانستان حمایت کند، که منافع پاکستان را در نظر داشته باشد.

س-6 نظر شما در رابطه با ایران چه هست و ایرانی ها چه نقش و جای گاهی در مبان جامیعه ای شیعه در پاکستان دارد؟

ج-6 خوب نظر من این است که ایران همه ای اسلام و شیعه نیست و جامیعه شیعه هم در پاکستان این را درک میکند، ایرانی ها منافع خود شان را دارد  و ما پاکستانی ها منافع خود را.

س-7 عمل کرد احزاب سیاسی هزاره ها را  شما چه گونه میبنید ؟

ج-7 زیاد خوب نمیبینم، این که با شعار قومی وارد سیاست شویم  خود را محدود ساخته ایم و کاری زیاد نمیتوانیم انجام دهیم، نمیدانم چرا سیاست  مداران ما نقش قومی  و مذهبی را بر جسته میکند و این در سیاست ما یک نقطه ضعف کلان است، ما میتوانیم  شعار سیاسی خود حقوق انسانی و شهر وندی را قرار دهیم و در یک میدان وسیع برای مردم خود فعالیت کنیم و مفید واقع شویم، ما میتوانیم از رهبران بزرگ که داشتیم درس بیگریم ، ما در تاریخ خود  شهید مزاری را داریم ، او که با داعیه تحقق عدالت اجتماعی وارد سیاست شد و مردانه تا پای جان اش بر سر این اصول ایستاد.

س-8 و سوال آخر اینکه راه برون رفت  از وضعیت کنونی در کویته به نظر شما چه هست؟

ج-8 من فکر میکنم پیدا کردن یک راه سریع برای توقف حملات در کوتاه مدت احتمال اش کم است، اما برای  آینده ما میتوانیم بر نامه ریزی کنیم ، اگر ما بتوانیم روابط خود با دیگر اقوام را بهبود بخشیم، از عمل کرد های افراطی  بی پرهزیم ، و در کل عمل کرد گدشته ای  خود را به نقد بیگریم، و باید گفت که  متأسفانه بعضی از قوما خیلی بد عمل میکند، ما حتی روابط حسنه با شیعیان غیر هزاره ی  پاکستانی نداریم، وقتی آنها دچار حادثه ای میشود با آنها همدردی نمیکنیم  آنهارا از خود میرنجانیم ، به طور نمونه حتی مرده های آنها را در قبرستان خود نمیگذاریم ، این اتفاق افتاده است یک پنجاپی شیعه را نگذاشته در قبرستان دفن شود، روی تابلوی قبرستان نویشته هزاره قبرستان، و میگوید دیگران حق ندارد در آنجا مرده  های ای خود را دفن کند و اگر سیاست مداران  ما زیاد شعار قومی ندهد و به جای آن به احزاب بزرگ سیاسی بی پیوندد و هوشیا رانه عمل کند، آن وقت وضعیت بهتر خواهیم داشت.

تشکر از شما که وقت خود را در اختیار ما گذاشتید. از شما هم تشکر .