بعد از انتشار کتاب اتنوگرافی اقوام غیر پشتون افغانستان، ابتدا محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به این کتاب در یک کنفرانس مطبوعاتی اعتراض کرد و اطرافیان فاسدکرزی را متهم کرد که در حال  دسیسه سازی و زمینه سازی برای یک جنگ داخلی  هستند. همچنان در نشریات و سایت های اینترنتی موجی از اعتراضات از طرف هزاره ها ی داخل و خارج افغانستان نسبت به این عمل فاشیستی آکادمی علوم براه افتاد.

به دنبال این اعتراضات کرزی مجبور شد به تاریخ 30 جوزا 1391 جلسه ای را در ارگ ریاست جمهوری تشکیل دهد و چهار تن از مقاومهای  آکادمی علوم را از وظایف شان برکنار کند این اشخاص عبارتند از: سر محقق عبدالباری راشد رئیس آکادمی علوم، سر محقق سید امین مجاهد منشی آکادمی علوم، سر محقق عبدالحکیم صافی رئیس مرکز علوم اجتماعی و نصرالله سوبمن معاون علوم بشری.

در بین این چهار نفر سه تن ایشان  سر محقق سید امین مجاهد، سر محقق عبدالحکیم صافی و نصرالله سوبمن از قوم پشتون هستند و به احتمال زیاد تفکرات فاشیستی دارند که دراین قسمت بنا به ضرب المثلی که « چیزی که عیان هست چه حاجت به بیان است» کدام گپی وجود ندارد.

 در این کتاب به هزاره ها صفات توهین آمیزی مانند « هزاره ها مردمانی هستند که بین خود اختلاف دارند پس نمی شود بالای اینها اعتماد کرد، هزاره ها رافضی اند و همچنان مردمی کینه توز، لجوج و دروغ گو توصیف شده اند که همیشه بین خود دشمنی دارند و اکثرا با هم در جنگ وجدال هستند».  اما بی شرمانه ترین توهین که از همه بدتر هست بر اساس خبرها که عبدالباری راشد آنرا نوشته، مطلبی است در مورد ساختمان فیزیکی زنان هزاره است که زنهای هزاره  فقط سرشان مو دارد و سایر بدنشان بی مو است و دلیل برکناری ایشان هم همین مسئله بوده است.

اما علوم عبدالباری راشد چه کسی است؟ عبدالباری راشد  در زمان جنگ های داخلی  با احمدشاه مسعود همراه بود و برای مدتی مسولیت جریده ارگان نشراتی شورای نظار را نیز بر عهده داشته است اما بعد از مدتی از مسعود جدا می شود و به برهان الدین ربانی و حزب جمعیت اسلامی می پیوند و در کنفرانس بن نیز به حیث نماینده ربانی اشتراک می کند.

در کنفرانسی که فرادی برکناری این افراد برگزار گریده بود و در آن نماینده لوی ثارنوالی و اعضای آکادمی علوم شرکت کرده بودند، الباری راشد( رئیس برکنار شده آکادمی علوم) نه تنها ابراز پشیمانی و عذرخواهی نکرد بلکه با صراحت و بی شرمی گفت که واکنش ها به این کتاب ریشه های سیاسی دارد: « ... این یک ریشه سیاسی داشت و بسیار عاقلانه وعامدانه از طرف رئیس جمهور حل شد و انشالله که به این نقطه پایان بگذاریم و  ما می دانیم و مراجع عدلی و قضایی و جواب دادن به کلمه کلمه این مطالب با نشان دادن اسناد و شواهد » [سایت تلویزیون طلوع نیوز/ برنامه خبری چهارشنبه 20 جون 2012] (1) . البته شایعاتی  وجود دارد که عبدالباری راشد رابطه ی خوبی  با ایرانی ها دارد و زمینه ی مداخله ایرانی ها را نیز در آکادمی علوم فراهم نموده است؛ و نیز  امسال عبدالباری راشد در سالمرگ آیت الله خمینی در کابل در ثنای خمینی توصیف های زیادی از وی نموده است.

چند روز از این حادثه نگذشته بود که دو تن از هنرمندان هزاره محسن وحیدی و عزیز الله هزاره (که در همین اواخر آثارشان را در نمایشگاهی در آلمان به نمایش گذاشته بودند)  قصد داشتند همان آثار را در نمایشگاهی در نگارستان ملی به معرض دید عموم قرار بدهند. در روز نمایشگاه در هنگام  چیدن آثارشان ناگهان مکتوبی رسمی از طرف وزرات اطلاعات و فرهنگ و با امضا معین فرهنگی وزارت مذکور برایشان رسید که در آن نوشته بود یک اثر نقاشی از محسن وحیدی (تاشه) و یک اثر  از عزیزالله هزاره  اجازه نمایش را ندارد و صاحبان این آثار به هیچ جای دیگری هم حق نمایش این دو اثر را ندارند. این دو نفر نیز طبق دستور، آن دو اثر را جمع می کنند و به کارشان ادامه می دهند که دو ساعت بعد ناگهان هیئت بزرگی از وزارت اطلاعات وفرهنگ همراه با شخص وزیر اطلاعات و فرهنگ "سید مخدوم رهین" داخل باغ صلح امید می شوند و بدون پرس وجو از کسی به کارمندان خود دستور داد که آثار این دو هنرمند هزاره را جمع آوری و ضبط شان کنند.  بعد از جمع آوری آثار، شخص وزیر با لحن تندی برای آنها تذکر داد که دیگر چنین اشتباهی را مرتکب نشوید (یعنی دیگر چنین آثاری را خلق نکنید).

بعد ازاینکه وزیر و هیئت همراهش نگارستان را ترک گفتند، احمد ولی کاظم کیومرث سرپرست و کاندید برای ریاست نگارستان ملی افغانستان با عصبانیت کامل و با سه تن از نیرو های امنیتی نگارستان داخل اطاق شدند و به محسن وحیدی و امین تاشه حمله کرده و حرف های زشت وتوهین آمیز علیه تمام ملت هزاره سردادند. احمد ولی کیومرث سرپرست نگارستان ملی در حضور تمام هنرمندان و افراد حاضر در نمایشگاه به این هنرمنان هزاره گفت است که: « شما هزاره ها نگارستان ملی را نجس کردین، به خاطر شما هزاره ها آبرو و حیثیتم نزد وزیر برباد رفت، بچه های هزاره های سگ، لعنت بر هزاره ها». (2) با وجود اینکه سه الی چهار نفر او را محکم گرفته بودند با زور به طرف محسن وحیدی حمله کرده و با لگد وی را زد و بعد برای  نیروی امنیتی دستور داد که دو نفر را از نگارستان بیرون بیندازند.

قابل یادآوریست در این نیم ساعت که  دو نفر در توقیف بسر می بردند، چهار سرباز با اسلحه در بالای سر شان ایستاده بودند و مدام آنها را تهدید می کردند و حتا یکی از سربازان با اسلحه که در دست داشت به طرف شان گرفته می گفت که در این کلاشنکوف سی تا مرمی است که برای هر یکی از شما پانزده تا کافیست (تمام تحقیر و توهین سربازان را دیگر هنرمندان خارجی و داخلی شاهد بودند).

بعد از نیم ساعت توقیف به هزار جنجال با همکاری آقای عمر مسئول باغ صلح امید، این هنرمندان توانستند که از بند رها گردیده و آنجا را ترک کنند. افرادی که در تحقیر و توهین علیه این هنرمندان هزاره  اقدامات نژاد پرستانه نمودند عبارت اند از:

۱ . سید عنایت اسدی ( سرپرست فعلی که در همین روزها مقرر شده است)
۲.  احمد ولی کاظم کیومرث ( که فعلا در هالند به عنوان نماینده هنرمندان افغانستان رفته است)
۳.  محمد ادریس ( کارمند مسلکی نگارستان ملی)
۴.  مدیر اداری نگارستان ملی

این بار اول نیست که  اینگونه به هزاره ها توهین می شود دفعه قبل چند سال پیش در فیلم «کابل اکسپرس» که توسط یک کارگردان هندی افغانی تبار ساخته شده بود، حنیف هنگام که درنقش یک راننده در آن فیلم ایفای نقش می کرد و در قسمتی از فیلم، هزاره ها را آدم های دزد، آدمکش، وحشی، سگ‌صفت و کسانی که به سر انسان‌ها ميخ می‌کوبند معرفی کرد؛ این در حالی بود که در آن زمان موسسه ی« افغان فیلم» در دست عناصر وابسته و متعهد به احمدشاه مسعود و شورای نظار بود (3). همچنان  سید فاضل سنگچارکی  از عناصر وابسته به شورای نظار که در پست معینیت وزارت اطلاعات و فرهنگ ایفای وظیفه می کرد در مصاحبه با بخش فارسی بی‌بی‌سی  تجمع و اعتراضات هزاره‌ها را نسبت به فيلم موهن کابل اکسپرس بی‌مورد دانست و گفت که اعتراضات جماعت هزاره‌ها (مانند عبدالباری راشد) بيشتر ايده سياسی دارد (4).

هزاره ها باید بدانند که علاوه بر پشتونیزم، همچنان اعضای سابق شورای نظار هنوز کینه و دشمنی هزاره ها را در دل دارند و در هر فرصتی که بتوانند نیش خود را به هزاره ها می زنند؛ مانند امرلله صالح که امسال در سالگرد تولد رهبر شهید در کابل، در هنگام سخنرانی می گوید که من از مزاری کدام اطلاعاتی ندارم و بعد شروع می کند به تعریف و تجمید از مسعود، این بدان معناست که هنوز این اشخاص از عملکردهای گذشته شان نسبت به هزاره ها پشیمان نیستند. اگر هزاره ها حافظه تاریخی داشته باشند دشمنی های ناشی از برتری طلبی های سیدها  و شیطنت های شیخ آصف محسنی را نیز نباید فراموش کنند و باید این تجربیات تاریخی را در معادلات سیاسی و اجتماعی مد نظر بگیرند.

همه اینها را که کنار هم بگذاریم به این نتیجه می رسیم که هزاره ها باید بدانند در کشوری زندگی می کنند که نه یک دشمن و بدخواه (پشتونیزم)، بلکه چندین دشمن دارند و باید با درایت و سیاست عاقلانه، در جامعه ای که راستی، صداقت، صلح جوی و علم گرایی به کاهی ارزش ندارند طوری حرکت کنند که کمترین ضرر را متقبل شوند. حال چیزی که بسیار واضح هست اینکه اگر هزاره ها با  قضیه ی آکادمی علوم برخورد قاطعانه انجام ندهند و این را هم مانند مسئله فیلم کابل اکسپرس و حنیف هنگام رها کنند، در آینده منتظر توهین های دیگر باشند.

هزاره ها باید به خود و سرنوشت حزن انگیز خود فکر کنند به امنیت هزاره ها، به نجات هزاره ها و به دست یافتن هزاره ها به یک زندگی عزتمند؛ یادمان باشد که برخی افراد فقط برای اینکه حالا از قدرت کیش شده اند و یا اینکه با هزاره ها زبان مشترک دارند گاهی به هزاره ها اظهار دوستی می کنند ولی درد و رنج هزاره ها را احساس نمی کنند که هیچ، حتا حاضرند در مواقعه ای که منافع شان اقتضا کند  با تیم فاشیستی یکی شوند و بر علیه هزاره ها اقدامات فاشیستی انجام دهند.

محسن احمدی

12/04/1391      02/07/2012

 


  • 1. http://www.tolonews.com/en/video
  • 2. http://www.hazarapeople.com/fa/?p=13019
  • 3. http://katebhazara.blogfa.com/post-89.aspx
  • 4. http://katebhazara.blogfa.com/post-109.aspx