از كثرت تا وحدت؛
نسيم توفان
۱۳۸۸ شنبه ۹ جوزا
18
نسخه مناسب چاپ
همايش تركهاي افغانستان
روز پنجشنبه، مورخ 7 جوزاي 1388 اولين همايش تركهاي افغانستان به اشتراك بيش از هزار و پنجصد نفر از مردمان هزاره (شيعه، اسماعيلي و سني)، ازبك، تركمن، ايماق و قرهلق در هوتل كابلشاهان برگزار گرديد. تمويل اين همايش از سوي موسسهي امريكايي آي آر آي صورت گرفته و در برگزاري آن نهادهاي مختلف سهم داشتند. آقاي جواد اميد، به نمايندگي از موسسهي آي آر آي، ضمن توضيح اهداف آي آر آي از برگزاري اين همايش گفت: حركتهايي در گذشته صورت گرفته اما همهي اين حركات در حلقات محدود باقي مانده است.
وي افزود: همايش امروز با مشاركت همهي اقوام تركتبار ايجاد شده و آي آر آي كه براي تقويت نهادهاي دموكراتيك تلاش ميكند، هر حركتي را كه بتواند زمينه مشاركت آگاهانهي مردم و اقوام را مساعد سازد مورد حمايت خويش قرار ميدهد.
آقاي اسدالله ولوالجي به عنوان يكي از برگزاركنندگان همايش گفت: كساني كه در اينجا اجتماع يافته اند، ميخواهند از گذشتهي شان چيزي بدانند. وي گفت: درباره گذشتهي تاريخي و جاي زيست تركها اسناد مختلفي وجود دارد. در شاهنامه فردوسي از جغرافيايي به نام ايران و توران ياد ميشود و در سراسر شاهنامه جنگ بين ايران و توران جريان دارد. وي از قول برخي از شرقشناسان ياد كرد كه منطقهي آسياي مركزي كه شامل كشورهاي متشكل از آسياي ميانهي امروزي ميشود، مسكن تركها بوده، ولي اين ادعا يك ادعاي محض بوده و منطقهي آسياي مركزي سراسر آسياي ميانه، افغانستان كنوني و شرق ايران و پاكستان امروزي را شامل بوده است. وي گفت كه تركها نسبت عوامل طبيعي و يا مهاجرتها و لشكركشيها به بينالنهرين رفته و مدنيت ايلام و بين النهرين را به وجود آورده اند. آقاي ولوالجي از قول ويل دورانت ياد كرد كه تركها حدود نه هزار سال قبل از ميلاد زرع گندم و جو را آغاز كرده اند و در شهرها نشيمن داشته اند. وي مدنيت تركها را در يك حوزهي گسترده كه از چين و منچوري تا افريقا و قسمتهايي از اروپا را شامل ميشود، قابل مطالعه دانست و گفت كه مدنيت بينالنهرين را تركها ايجاد كرده، موهنجودارو اثر مدنيت تركها بوده و تركها با تمام قدرتهاي واقع در حوالي بينالنهرين و مصر ارتباط داشته اند. اما او تأكيد كرد كه همهي اين مدنيت ها توسط آريايي ها از بين رفته و براي اثبات قول خود از اويستا نقل كرد كه گويا خطاب به آريائيان ميگويد: شماييد كه تورانيها را در هم شكسته و قلعههاي آنان كه مستحكم و خوفانگيز بودند، ويران كرديد. آقاي ولوالجي گفت: توران تاريخي كه در تواريخ ياد ميشود در كويته و اطراف آن وجود داشته و جهانگشايان قديم ايران كه حركت ميكرده اند در همين منطقه با تركها ميجنگيده اند. وي با استناد به كتابهاي تاريخي گفت كه توران در جنوب افغانستان كنوني موقعيت داشته و به همين دليل، برخلاف قول رايج، تركهاي افغانستان مهاجر نيستند، بلكه ساكنان بومي و اصلي اين منطقه بوده اند. او در ختم سخنان خود گفت: با وجود اين افتخارات تاريخي اكنون تركها از محرومترين مردمان اين منطقه اند و بايد دوباره به قدرت و عظمت خود دست يابند.
حاج كاظم يزداني، دومين سخنران اصلي همايش، با ذكر آيهاي از قرآنكريم گفت كه خداوند همه انسانها را از نفس واحده خلق كرده و مردان و زنان بيشماري را از وي پديد آورده است. وي كثرت در ميان انسانها از مشيت خداوند دانست و وجود كثرت را در صورتي كه استفادهي مثبت از آن شود، مفيد خواند. او گفت: كثرت اقوام ميتواند بر غنامندي و زيبايي يك كشور كمك كند. آقاي يزداني تركها را داراي زبان غني قديمي دانسته و آن را خاستگاه زبانهاي قديم سومري و ايلامي قلمداد كرد. وي همچنين، وجود كلمات فراوان تركي در زبان عربي را نشانهي بارز همسايگي تركها با عربها دانست و گفت: تركها با سامينژادها در حدود عراق كنوني با هم معاشرت و داد و ستد داشته و اين همسايگي باعث شده است كه كلمات شان به همديگر تبادله شود. وي كلمات «اب» و «ام» و امثال آن در زبان عربي را همريشه و مطابق با معادلهاي تركي آن دانست. وي عنكبوت را با تجزيهي تركي آن به معناي نازكپا داراي ريشهي تركي دانست كه در عربي استفاده ميشود. آقاي يزداني حتي به كلماتي همچون قلبه و امثال آن اشاره كرد و كاريز را به مثابه يك مثال ياد نمود كه از زبان تركي گرفته شده و ريشهي تركي است: كار يا كر به معناي كاويدن و كندن و اير كه گاهي ايز و گاهي اير تلفظ ميشود به معناي قطار و رديف است، يعني كاويدن به شكل رديف...
برخي از سخنرانان، بر روحيهي تسامح و دگرپذيري تركها تأكيد كرده و گفتند كه تركها هميشه پذيراي اقوام و تيرههاي نژادي مختلف در دربار و سلطنت خود بوده اند. مثلاً سلطان محمود غزنوي بيش از چهار صد نفر شاعر دريزبان را در دربار خود پرورش ميداد. در اين همايش اثرات بزرگ تيموريها و غوريها نيز مورد اشاره قرار گرفت كه همه ريشهي تركي دارند.
يكي از سخنرانان جالب اين همايش مولوي حكيم فاضلي مشاور حقوقي ولسي جرگه بود كه در ابتدا پس از قرائت آيهي از قرآنكريم، در مورد محلات و سكونت تركها سخن گفت و ياد نمود كه حوزهي بالكان حوزهي زندگي مغولها بوده و مغولها از تيرهي تركها بوده و حوزهي اورال نيز منطقهي آرياييها بوده و روايتهاي تاريخي نشان ميدهد كه آرياييها نيز ترك بوده اند. او گفت اينكه گفته ميشود تركها مناطقي را با لشكركشي تصرف كرده ضعيف است و تركها در اينجا زندگي داشته اند. وي تأكيد كرد كه تركمنها و سلجوقيها و ازبكها و هزارهها و تركيهي امروزي همه تركها اند، اما در قسمت بعدي سخن خود گفت: تركهاي اوليه زندگي بدوي داشته و با لشكركشي مناطق حاصلخيز و سرسبز را تصرف كرده اند. از جمله گفت: تركهايي كه در تركيهي امروزي زندگي ميكنند از تركهايي هستند كه با لشكركشي بر اين منطقه دست يافته اند. وي از فضيلتهاي ترك در دوران اسلام سخن گفت و اينكه افتخارات بزرگي از سوي تركها براي اسلام كمايي شده است. وي از سلطنتهاي تركي ياد كرد كه براي گسترش دين اسلام نام كشيده اند و صلاح الدين ايوبي يكي از اين تركها بود و امروز نيز اردوغان در تركيه به صلاحالدين ايوبي تشبيه ميشود كه از حقوق مردم فلسطين دفاع كرد. در اين قسمت، سخنان آقاي مولوي حكيم فاضلي با چك چك حاضران مواجه شد و اين چك چك وي را به خشم آورد و فوراً مردم را از كفزدن منع كرد و گفت به جاي اين رسم كفار بايد تكبير بگويند. او گفت: كفار قديم وقتي به دور مسجد اقصي جمع ميشدند و شراب ميخوردند و عيش و نوش ميكردند چك چك ميكردند و اروپاييها امروز آمده و رسوم كافري خود را براي ما آورده اند. وي از مردم خواست كه براي او تكبير بگويند و نعرهي تكبير بلند كنند. پس از اين حادثه، لحن و مسير سخنراني آقاي فاضلي چرخش يافت و رنگ تبليغ ديني گرفت و در عظمت و برتري دين اسلام سخن گفت و اظهار تأسف كرد كه كساني كه از دين اسلام روگردان ميشوند همه جاهل اند و به خاطر پول دين خود را ميفروشند. او از مردم دعوت كرد كه همه بايد خود را سپاه اسلام بدانند و به تعصبات قومي و نژادي كه باعث تفرق مسلمانها ميشود دامن نزنند و از پيامبر اكرم نقل قول كرد كه گفته است: هر كسي به قوميت دعوت كند و هر كسي كه در راه قوميت جنگ كند و هر كسي كه در اين راه كشته شود از امت ما نيست. او گفت: مسلمانها مكلفيت ديني دارند و بايد به اين مكلفيت ديني برسند.
يكي ديگر از سخنرانان جالب محفل، آقاي انجنير نسيم مهدي بود كه در سابق عضويت حزب اسلامي را داشت و در ابتداي جنبش معاونت اين جريان را عهدهدار شد و بعداً دوباره به سوي حركتهاي شبهبنيادگرايي خود روي آورد. وي اكنون مشاور دولت است. در ابتداي سخنان خود با اظهار خوشي از برگزاري همايش تركهاي افغانستان گفت چه عواملي در برگزاري اين همايش موثر بوده است. خود او در پاسخ به سوال خويش گفت: اولين عامل آگاهي است كه به خاطر كارهاي برازندهي مورخين نصيب مردم شده است. او در اين قسمت از عظمت تركها ياد كرد و به استناد يك كتاب گفت: از مجموع هشتاد و چند سلطنت اسلامي بيش از چهل و پنج سلطنت آن مال تركها بوده است. وي همچنين از مرحوم سيرت تالقاني نقل قول كرد كه روزي در يك محفل در خصوص عظمت و افتخارات تركها سخن ميگفتم تا اينكه كسي از من پرسيد با اين توصيفي كه از ترك ميكني بگو باباي آدم چه كاره بود. او هم ترك بود؟ گفتم: باباي آدم اول ترك بود بعداً آدم شد. وي همچنين گفت: در گذشته حرف مشهوري وجود داشت كه ميگفتند: الدين عند العرب، الحكومه عند الترك و الادب عندالفارس. يعني دين از آن عرب است و حكومت از آن ترك و ادب از آن فارس. آقاي نسيم مهدي دومين عامل را فضايي دانست كه از بركت حضور خارجيها به ميان آمده و سومين عامل دموكراسي است كه باعث شده مردم در چوكات قانون آزادي پيدا كنند و در همهي امور سهم داشته باشند. آقاي نسيم مهدي وقتي به اين قسمت از سخنان خود رسيد، به مردم و منتقدين توصيه كرد كه وقتي انتقاد ميكنند ميان فرد و نظام تفكيك كنند و نظام را بد نگويند كه نظام خوب است و از اين بهتر نظام نميتوان داشت. او گفت: همين نظام بوده است كه افغانستان را از شر نظامهاي ملوكالطوايفي نجات داده است. پس از اين آقاي مهدي يادش رفت كه از ترك و تركها سخن بگويد و تمام حرفش رفت روي كمپاين انتخاباتي براي بيان كارواييهايي كه حكومت فعلي انجام داده است: سرك ساخته و مكتب ساخته و اين و آن كرده است. او گفت: ساختن يك نظام مانند ساختن يك قصر در روي سنگلاخ است و خيلي زحمت ميخواهد تا يك نظام ساخته شود.
آقاي دايفولادي كه از آخرين سخنرانان همايش بود، سخنان خويش را با چند حملهي شديد بر دو سخنران قبل از خود شروع كرد و نقدي هم روي عنوان و محتواي همايش مطرح ساخت. وي به محض اينكه پشت جايگاه قرار گرفت، با كف زدن حاضران مواجه شد و او هم از اين فرصت استفاده كرد و با تشكر از كف زدن حاضران، خطاب به مولوي حكيم فاضلي گفت: كافران همه چيز شان غلط نبود. دين شان غلط بود و اسلام آمد تا دين شان را اصلاح كند و فرهنگ شان را جهت تازه بخشد. او از حاضران خواست تا بار ديگر كف بزنند. وي همچنين گفت: محفل امروزي از قصههاي تاريخ شروع شد و خستهكننده شد، سياسي شد بد شد، و دولتي شد بيمزه شد! آقاي دايفولادي چند نكتهي برجستهي سخنان نسيم مهدي را نيز مورد اشاره قرار داده نقد كرد: اولاً اينكه آقاي مهدي گفت: دموكراسي را غربيها يا خارجيها آورده اند، آقاي دايفولادي يادآور شد كه اين هديهي خارجيها نبوده است. حد اقل هزارهها تا قانون دموكراتيك را در اين كشور شاهد شوند هزاران انسان خويش را قرباني كردند و در رأس همه مزاري را سرمايهگزاري نمودند تا به اينجا رسيدند. اين هديهاي نيست كه ديگران براي ما داده باشند. او همچنين گفت: اين سخن غلط است كه دين از عرب و حكومت از ترك و ادب از فارس است. دين از خداست و حكومت و ادب از بندگان خدا، انسانها، كساني كه عنوان خليفهي خدا در زمين را دارند. آقاي دايفولادي در قسمتي از حرفهاي خود با اشاره به تحولاتي كه در زمان ما اتفاق افتاده است، خطاب به زمامداران پشتون گفت: دست شما را ميفشارم كه اين قانون را براي ما هديه كرديد. اين قرباني بزرگ بود كه داديد تا همه در قدرت سهيم شوند. آقاي دايفولادي تأكيد كرد كه بايد ادبيات سياسي ما تغيير كند و ادبيات كلاسيك جاي خود را به ادبيات جديد بدهد. او گفت: به جاي توجه به قدرتمدار بايد به قدرت انديشيد و بايد قدرت را به دست آورد. او تأكيد كرد: امروز قانون خوب داريم اما براي ايجاد قانونيت بايد تلاش كنيم و اين وظيفهي آگاهان جامعه است كه بايد به سر رسانند.
بعد از آقاي دايفولادي، آقاي اسمعيل اكبر سخنراني كرد و ضمن تمجيد از سخنان آقاي دايفولادي نقدي بر كساني نمود كه بر لشكركشي و فتح و غلبهي تركها افتخار ميكردند و گفت: اين اتهامي است كه ديگران را به خاطر آن محكوم ميكنيم ولي براي خود آن را مايهي فخر ميدانيم. آقاي اكبر همچنين بر اين بخش سخنان آقاي دايفولادي نقد كرد كه گفته بود وضعيت كنوني محصول و دستاورد كار و تلاش خود ماست و خارجيها هيچ نقشي در آن ندارند. او تأكيد كرد كه اگر خارجيها از كشور بيرون شوند ما چيزي براي افتخار كردن نخواهيم داشت.
قبل از اينكه قطعنامهي پاياني همايش توسط آقاي فريد خروش خوانده شود، شجاع خراساني رييس دانشگاه تعليم و تربيهي كابل بر محفل كه صورت سخنراني يكجانبه گرفته بود انتقاد كرد و گفت: كساني كه اينجا جمع شده اند بردگان اسپارتاكوس نيستند كه فقط بشنوند. بايد براي شان حق داده شود تا سوالات و نظريات خويش را در مورد بيانات سخنرانان مطرح كنند. اين پيشنهاد او از جانب هيأت برگزاركنندهي محفل پذيرفته نشد و گفتند كه وقت و صورت برنامه گنجايش ديالوگ و گفتگو را ندارد اما هر كسي نظري داشته باشد ميتواند به كميتهي برگزاري همايش تسليم كند تا در جزوهي مخصوص اين همايش به چاپ برسد.
نتيجهگيري كلي:
1) معلوم نيست كه هدف اصلي از برگزاري اين همايش، به خصوص با حمايت مالي آي آر آي كه يك موسسهي امريكايي است، چه بوده است.
2) به استثناي ولوالجي و يزداني كه اندكي تحقيق نموده و براي سخنراني خود آمادگي گرفته بودند، بقيهي سخنرانان به نظر ميرسيد كه به طور تصادفي و يكي متأثر از ديگري به ايراد سخن پرداختند.
3) برگزاري اين محفل در زماني كه زمزمهي تحولات عميق و بنيادي در سطح منطقه بر سر زبانها است، ميتواند پيامدهاي جدي و عميقي نيز داشته باشد.
4) براي اولين بار كه يك گروه بزرگ قومي در افغانستان خود را در هويتي مشترك كنار هم مييافتند. اين امر ميتواند به مثابهي يك تحول و يك نقطهي عطف در تاريخ معاصر افغانستان محسوب شود.
5) در همايش هواداران آقاي محقق و جنرال دوستم حضور خيلي كمرنگ داشتند و از هواداران آقاي خليلي نيز افراد ردههاي پايين اشتراك كرده بودند. هر چند افراد ردههاي پايين حزب آقاي خليلي به يك نسبت چشمگير حضور داشتند و يكي از گردانندگان محفل نيز يكي از هواداران آقاي خليلي بود.
6) برگزاري همايش فقط چند هفته بعد از همهمهي قانون احوال شخصيه و آنهم در مقابل مدرسهي خاتمالنبيين نيز ميتواند تصادفي باشد و ميتواند نوعي واكنش غيرمستقيم به حساب آيد.
7) از ميان رسانهها تلويزيون طلوع و شمشاد در همايش خبرنگار نفرستاده بودند و انعكاس آن در رسانهها نيز سرد بود.
8) ...