چه می شود اگر کشورهای ثروتمند  دروازه های خود را به روی مهاجران ببندند؟

برای روشن شدن دلایل رکود اقتصادی، میزان بی سابقه بیکاری در کشورهای توسعه یافته و گسترش بی سابقه بیگانه​ستیزی، فروم اقتصاد جهانی با همکاری مجله تایم با یان گلدین (Ian Goldin) مدیر مارتین کالج اکسفورد و پرفسور کرسی توسعه و جهانی شدن در دانشگاه آکسفورد، مصاحبه ای در باره عواقب احتمالی اجرای قوانین ضد مهاجرت جدید انجام داده است.

گلدین هشدار می دهد که اجرای چنین قوانینی نه تنها  موجب آسیب به جوامع جهان سوم می شود  بلکه موجب کاهش تولید در جوامع توسعه یافته نیر می گردد.

س. آیا ما در استانه یک نبرد تمام عیار علیه مهاجران می باشیم؟

ج. ما به دلیل بحران شدید اقتصادی، میزان بالای بیکاری و افت استانداردهای زندگی،  توجه ریادی را معتوف مهاجرین کرده ایم. همانطور که در طول تاریخ شاهد بوده ایم، ما تمایل زیادی داریم که مهاجرین را عامل این مشکلات بدانیم. از نظر سیاسی این یک راه حل ساده است اما به عنوان یک استراتژی هرگز کار آمد نبوده است.

س. آیا شما علایم آشکاری از این استراتژی می بینید؟

ج. در بدترین نمونه ها می توان از حملات فیزیکی امسال به مهاجرین در یونان نام برد، که  انسانها تنها به خاطر رنگ پوست و شکل ظاهریشان لت و کوب شدند. در سطح سیاسی هم  تلاش های واقعی ضد مهاجرین را می توان دید، در انگلستان فشار زیادی را بر مهاجرین وارد می کنند که باعث می شود که استخدام کارگران ماهر بسیار دشوار گردد. شرایط ویزای انگلستان آنقدر سخت شده است که مثلا دانشمندان  چین و آفریقای جنوبی که برای کنفرانسهای علمی دعوت می شوند، حاضر به آمدن نیستند. در اسپانیا به مهاجرین وعده پول نقد داده می شود تا به گشورهای خود برگرددند. درانتخابات اخیر فرانسه، حزب راست افراطی جبهه ملی به شدت بر علیه مهاجرین شعار داد و تقریبا 20% آرا را به خود اختصاص داد. در آمریکا هم پیش از اتنخابات ریاست جمهوری، مهاجرین یک موضوع اصلی بحث می باشد و موضوع جالب در آمریکا این است که مهاجرین اسپانیایی زبان عاملی تعیین کننده در تغییر نتیجه انتخابات می باشد.

س. چه اتفاقاتی می افتد وقتی دولتی واقعا درهای خود را ببندد؟

ج. اگر کشورهای ثروتمند بخواهند که دروازه های خود را واقعا بر روی مهاجرین ببندند، آنها نیازمندند تا تمام پروازهای بین- المللی را متوقف کنند، بندرهایشان را بسته نمایند، توریسم را منع کنند و خود را برای کاهش درآمد سرانه آماده نمایند. برعکس تصوری که می گوید درصد بی کاری کاهش می یابد، بیکاری افزوده خواهد شد. شرکتها به دلیل از دست دادن کارگران و مدیران خود ورشکست خواهند شد، تقاضای بازار مصرف افت خواهد نمود و تعداد مهاجران غیر قانونی افزایش می یابد. در آمریکا، هر گاهی که دولت قوانین سختگیرانه تری علیه مهاجرین در پیش گرفته است تعداد مهاجرین مکزیکی غیر قانونی افزایش یافته است. علت آن است که وقتی یک مهاجر می داند درصورتی که کشور را ترک کند دیگر نمی تواند بازگردد، سعی می کند همان جا بماند حتی اگر کار خود را از دست بدهد.

س. چه کسی بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد؟

ج. در مرحله اول مهاجرین: بخصوص مهاجرین قانونی بیشتر از مهاجرین غیر قانونی تحت تاثیر قرار می گیرند. در مرحله بعدی تمام اجتماع. بسیاری از صنایع - همانند کشاورزی، خدمات صحی، صنایع ساختمانی و گردشگری- وابسته به نیروی کار مهاجر می باشد. شفاخانه ها بسته خواهند شد بخاطر از دست دادن نظافتچی و جراح قلب بطور همزمان. زنانی که وابسته به پرستاران کودک خارجی هستند، تا بیرون از خانه کار نمایند به شدت دچار مشکل خواهند شد. همچنین تاثیر آن بر کشورهای مهاجرخیز مخرب خواهد بود. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه میزان پولی که توسط مهاجرین از خارج برای خانواده هایشان فرستاده می شود بسیار بیشتر از کمک های خارجی که دریافت می کنند است. جریان این سرمایه حیاتی  به این کشورها خشک خواهد شد.

س. عواقب بعدی این  سختگیرها چه خواهد بود؟

ج. علاوه بر از دست رفتن اخلاق انسانی و گوناگونی فرهنگی، دور نگه داشتن مهاجرین از بازار کار کشورهای پیشرفته بطور کلی رقابت را از اقتصاد حذف می کند. مهاجرین یک گروه داوطلب هستند که خطر می کنند و حاضرند تا فداکاری های بزرگ نمایند. خارجی بودن جسارت زیاد می خواهد و به همین دلیل مهاجرین منبغ عظیمی از تحرک و فعالیت هستند.مثلا در آمریکا، بیشتر از نصف شرکت های جدید در سیلیکون ولی و بسیاری از شدکت های مشهور مانند اَپل، گوگل و یاهو را مهاجرین تاسیس می کنند یا کرده اند. دانشمندان و هنرمندان مهاجر  سه برابر بیشتر از آمریکایی الاصل ها جایزه نوبل و یا جایزه اسکار را به دست آورده اند. کشورهای توسعه یافته توانایی پرداخت هزینه از دست دادن این دانشمندان و هنرمندان را ندارند.

س. زندگی در یک جامعه بدون مهاجر چه حسی می تواند داشته باشد؟

ج. زندگی در جامعه ای بدون مهاجرهمانند زندگی در کوریای شمالی خواهد بود.

س. بهترین راه مقابله با برخوردهای افراتی با مهاجرین چیست؟

ج. من در سیاست بی تجربه نیستم. من مرزهای باز را توصیه نمی کنم، هر چند می تواند یکی از آیده آلهایی باشد که برای رسیدن به آن تلاش کرد، همان طوری که مذاکرات برای رسیدن به توافق نامه تجارت آزاد 50 سال به دازا کشید. در مرحله اول باید قبول کنیم که مسئله مهاجرت به درستی مدریت نشده است. مهاجرین هزینه های کوتاه مدت محلی را به دولتها تحمیل می کنند، در حالیکه منفعت آنها بلند مدت و برای کل اجتماع است و تفاوت در همین نکته می باشد. چه در جزیره لامپِدوزا در سواحل ایتالیا  که دروازه ورودی مهاجرین تونسی می باشد، یا شهراِسلَو انگلیس که جمعیت بزرگی از مهاجرین دارد، مردم محل معتقدند که مهاجران باری بر دوشان است که قابل فهم است. مهاجرت یک مسئله ملی است که باید در سطح ملی مدیریت شود. در مرحله دوم، سیاستمداران و رهبران باید بیشتر صادق باشند، چیزی که درباره شرایط حاضر واقعا ناراحت کننده است این می باشد که که هیچ دلیل و شاهد واقعی وجود ندارد که مهاجرین شغل مردم را از آنها می گیرد یا منابع اجتماع را می بلعد و وزنه ای برای اقتصاد می باشد. اما افسانه ها باز تولید می شوند، بدون توجه به این نکته که هر چه بیشتر به گذشته برگردیم همه ما مهاجریم. در بریتانیا، ملکه ویکتوریا که سمبل بریتانیایی بودن است کودکی و جوانی خود را در جرمنی گذرانده و آلمانی صحبت می کرد. ما به جای توجه به واقعیت ها همواره در حال تولیدآفسانه ها هستیم. برای مثال، اگر کشورهای ثروتمند حاضر بودند که نیروی کارشان را با استفاده از مهاجرین کشورهای فقیر 3% افزایش دهند، براساس یک تخمین جهان 356 میلیارد دالر در سال ثروتمندتر بود. بیشتر از 50 % ساکنین شهر تورنتو را مهاجرین تشکیل می دهند و بطور متناوب به عنوان یکی از بهترین شهرها برای زندگی  رتبه بندی می شود. ما بیشتر به داده های آماری نیاز داریم و کمتر به شایعات.

س. برای شخص شما چه چیزی مهم است؟

ج. مهاجرت همیشه راهی برای فرار از خشکسالی، فقر و شکنجه است. بدون مهاجرت، من اینجا نبودم، چه بعنوان یک نفر از افریقای جنوبی در انگلستان و چه  بعنوان انسان. اگر خانواده من نمی توانستند اتریش را ترک کنند توسط نازی ها کشته می شدند.