اعلان کاریابی

عنوان وظیفه: ریاست کمیسیون مستقل فساد اداری

وزارت/ اداره: کمیسیون مستقل فساد اداری

بست: رتبه اول

موقعیت: .....

کمیسیون فساد اداری جهت سپردن کار به اساس ناشایستگی و بی لیاقتی و گسترش هر چه بیشتر فساد اداری یک پست رتبه اول ریاست کمیسیون مستقل فساد اداری را به اعلان سپرده است از واجدین شرایط درخواست می شود خود را در بست مورد نظر کاندید نمایند.

تاریخ ختم اعلان:...

این روزها جویندگان کار با این اعلانات کذایی در ادارات و نهادهای دولتی و بخصوص از طریق کمیسیون مستقل فساد اداری آشنایی دارند. از قضا این بار پست ریاست کمیسیون فساد اداری هم به اعلان سپرده شده است و کاندیدان به سرعت در پی تهیه ملازمات اشغال این پست  کلیدی برآمده اند. بسیاری از واجدین شرایط حتی کاندید شدن در این پست هم به ذهنشان خطور نمی کنند؛ با وجود اینکه هم تجربه کارهای اجرایی و هم تحصیلات فوق عالی به نسبت تحصیلات افغانستان دارند. با این حال تعدادی از افراد خود را در این پست کاندید نموده و به عبارتی تیری در تاریکی رها می کنند. البته کاندیدان این پست از تحصیلات عالی مسلکی نیز برخوردارند و صد فیصد واجد شرایط این پست هستند.

ریاست فعلی کمیسیون مستقل فساد اداری برای ابقای خود در این پست و نیز برای دفاع از مقام و منزلتش کاندید مجدد این پست شده است. اما به لحاظ عدم داشتن مدرک تحصیلی و تخصص کافی دلهره و اضطراب دارد. اما از سویی دیگر به آنچه که در آینده اتفاق می افتد خوش بین است. وی می داند که کسانی که در نهایت تصمیم گیرندگان اصلی در پروسه انتخاب و گزینش هستند اکثراً از خویشان وهمبستگان و دوستان و هم ولایتی های خودش می باشند که قبلا از طریق خود وی این پستها را اشغال کرده اند. ضمنا در طول این سالها او اکثر خویشاوندان و نزدیکانش خودش را در پستهای مختلف جابجا نموده است که هر کدام امروز مدیون و وامدار سخاوتش هستند و به طور کلی اکثر پرسنل کمیسیون از مقامات بالا و پائینیش خودی هستند. وزرایی که امروز در کابینه هستند تک تک شان دست به دامان وی بودند تا پستی در اداره برای خویشان و نزدیکانشان فراهم سازند و چطور امروز کسی می تواند رقیب وی باشد؟؟؟ او از طریق جابجایی عوامل خود در طول این سالیان در تمام کشور ریشه دوانده است.

البته رئیس صاحب فساد اداری گاهی هم این فکر به ذهنش خطور می کند که دیگر نیازی به کار در این پست ندارم! آنقدر در این مدت کار و زحمت کشیده ام و از عرق جبین امرار معاش کرده ام و پول حلال کسب کرده ام که تا اخر عمر خودم و فرزندانم و نواسه هایم برایم کفایت می کند"ً!!! اما رئیس صاحب نمی تواند از این پست و مقام دل بکند کجا بهتر از اینجا" سات ما تیر است کل دوستا و قوما  هم در چهار گرد و برم"، کی از مه میتانه نظارت و کنترول کنه، ......نی نی! مه این پست ایلا دادنی نیستم".....

سرانجام رئیس صاحب دست به اقدام جدی می زند از وابستگی سیاسی و قومی و گروهی و هر چه که شما فکر کنید استفاده می کند و به قول معروف" خوب واسطه خوده جور میکنه" و با خود می گه" سرش خبر نباش کارت جور است رئیس صاحب!!!"

کاندیدان دیگر پست مورد نظر هم در این مدت بیکار ننشسته و به شدت قوانین مختلف اداری و مالی و قضایی و عدلی و هر چه که در دسترشان بود را مطالعه نموده و خود را برای امتحان آماده کرده اند.

بالاخره روز امتحان فرا می رسد و کاندیدان امتحان را سپری می کنند. امتحان بسیار ساده و آسان بوده و کاندیدان خوشحال خندان به امید کامیابی در امتحان از جلسه خارج می شوند. رئیس صاحب با مدرک بکلوریا از دو تن دیگر از کاندیدان با مدرک دوکتورا نمره بالاتر اخذ نموده و برنده امتحان رقابتی شده و در پست خود ابقا می شود!!! البته ناگفته نماند که رئیس صاحب محترم قبلا از طریق عوامل خود سوالات امتحان را همراه با پاسخ های انها دریافت نموده بود. همچنین کاندیدان دیگر نیز به سوالات امتحان پاسخ صحیح داده بودند اما ممتحنان درک و شعورشان فقط به اندازه همان پاسخ هایی بود که در اختیار داشتند و بیشتر از آن خیر.

افغانستان علاوه بر داشتن مشکلات زیاد در عرصه های مختلف این روزها با فساد اداری نیز دست به گریبان است. کمیسیونی تحت عنوان کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکلی با هدف ایجاد اداره سالم و سپردن کار بر اساس شایستگی و لیاقت بدون در نظر داشت وابستگیهای سمتی و قومی طبق کنفرانس بن به ساختار جدید افغانستان افزوده شد. اما آنچه در عمل این کمیسیون انجام می دهد عکس اهداف اولیه این نهاد مهم و تاثیر گذار است.  کمیسیون اصلاحات اداری به عنوان یکی از ابزارهای بازتولید بی لیاقتی و ناشایسته سالاری در سیستم اداری افغانستان است این کمیسیون نه تنها به ایجاد اداره سالم کمک نکرده است بلکه اداره سالم را هم ناسالم و آلوده نموده است. تکثیر و حمایت از بی لیاقت ها و بی تخصص ها از طریق معامله گری ،به شکل کارکرد روزمره این نهاد در کشور درآمده ا و شعارهای اصلی خود یعنی شایسته سالاری و تخصص را زیر پا نهاده است. تحصیل و تخصص نقش بر آب شده است و واسطه کری و معامله گری جای آن را گرفته است. بیجا نیست مثلی کلیشه ای زد و گفت: هر چه بگندد نمکش می زنند، وای از آن روز که بگندد نمک! سرگذشت اعلان کاریابی گرچه می تواند شبیه به آنچه که گفتیم باشد؛ اما اوضاع پروسه کاریابی بسیار وخیم تر و بحرانی تر از این است. پروسه بالا فقط نوعی پروسه صوری است و کاندیدان اصلی قبل تر انتخاب شده و فقط جهت قانونمند کردن آن پروسه ای مضحک بنام امتحان رقابتی برگزار می نمایند. خوانندگان حتما در جریان هستند که از طریق همین پروسه امتحان رقابتی کذایی چه افراد شایسته و متخصصی برکنار و بی لیاقت ترین افراد جایگزین آنها شده است.