علل ناکامی مبارزات زنان ا فغانستان در 12 سال اخیر

زعصای قال بگذر به قدوم حال برخیز

که به کاروان رسیدن نبود  محال برخیز

****

به خیال خام هرگز نرسیده کس به منزل

توبسوز پخته تر شو زچنان خیال برخیز

****

عجب است زان توکل که تو بار خلق باشی

به قفای سعی و کوشش بود اتکال برخیز

****

چو حجاب عیب و زشتی بجز از هنر نباشد

تو هم ای خجسته خواهر به صف رجال برخیز

****

برای من جای بسی مسرت و افتخار است که درین مراسم که بخاطر تجلیل و بزرگداشت از دو مناسبت بزرگ، مهم و تاریخی یعنی سالروز شهادت ابر مرد تاریخ، مزاری بزرگ، اسطوره عدالت خواهی و برابری طلبی تاریخ افغانستان و هشت مارچ روز همبستگی زنان در سراسر جهان، شرکت می کنم. تا ازین طریق بتوانم به حضور همیشه زنده مزاری و همراهانش ادای دین و ادای احترام کنم و هم به عنوان یک انسان درین روز صدای باشم که بر محرومیت همیشه جاری زنان "نه" بگویم.

عنوان حرفهای امروزم را تحت عنوان "علل ناکامی مبارزات زنان در 12 سال گذشته" انتخاب کرده ام، این موضوع بعد از مرور گزرا بر وضعیت زنان در تاریخ به بررسی گرفته خواهد شد، امیدوارم حرفهای امروزی بتواند در یافتن ضعف این مسئله حداقل در 12 سال اخیر کمک کند.

با و جود اینکه مسئله زن از صدها سال بدینسو به عنوان یکی از دغدغه های جدی و به عنوان یکی از موضوعات بحث برانگیز در افغانستان مطرح بوده است، اما اگر تاریخ افغانستان را ورق بزنیم دوره ی را که بتوانیم از آن به عنوان یک دوره ی طلایی برای زنان در بعد مشارکت اجتماعی نام بگذاریم کار دشواریست.

یکی از عوامل که همواره نقش تعیین کننده در محرومیت های تاریخی زنان افغانستان داشته است، عدم موجودیت قوانین عادلانه ی که حامی حقوق زنان و حامی مشارکت اجتماعی زنان باشد در تاریخ افغانستان کمتر به چشم می خورد، اگر به تاریخ افغانستان نگاه کنیم، در می یابیم که که زمامداران به خواست خود گاهی زن را به صحنه اورده اند (مانند دوران امان الله و داکتر نجیب) و گاهی به خواست شان محصور چهاردیواری خانه کرده اند (مانند دوران طالبان)، یعنی اگر زنان افغانستان سال ها خود را در چهاردیواری خانه مقهور زندگی دانسته اند و یا اگر اجازه نسبی برای ورود به اجتماع را یافته اند همه و همه خواست رژیم های حاکم در هر دوره بوده که هر کدام مطابق سلیقه شان سرنوشت زنان را به دست گرفته و مطابق میل چرخانده اند.

اما بعد از سقوط طالبان یا بعد از رویکار آمدن حکومت فعلی مبتنی بر ارزش های دموکراتیک، این وضعیت به گونه بی سابقه به نفع زنان افغانستان رقم خورد، چرخشی که در تاریخ افغانستان می توان به عنوان یک دوره بی نظیر از آن نام برد. ایجاد وزارت امورزنان، حضور زنان در کابینه، حضور زنان در پارلمان و شوراهای ولایتی، پروتوکول محو ازدواج اجباری، ایجاد کمیسیون محو خشونت علیه زنان، پیوستن افغانستان به کنوانسیون ها و میثاق های بین المللی دفاع از حق زن و محو تبعیض علیه زن از جمله مواردی است که در دهه دموکراسی به عنوان ضمانت های قوی و محکم حقوق زنان و مشارکت اجتماعی زنان توسط حکومت افغانستان مقرر و پذیرفته شد. اما این دستاورد ها فقط بر روی اوراق مانده و چانس تطبیق برزندگی عینی مردم و به خصوص زنان را نیافته است. تا هنوز هم زنان با مشکلات عدیده دست و پنجه نرم می کنند، تاهنوز هم زنان افغانستان به شکل فجیع، محاکمه صحرایی می شوند، در ملا عام دره می خورند، گردن زده می شوند، به جرم هیچ کشته می شوند و صد ها مورد دیگر که زبان از بیان آن عاجز است.

سوال اینجاست که چرا؟ چرا با وجود اینکه افغانستان به میثاق های بین المللی مختلف پیوسته است، قانون اساسی با نگاه مثبت و امیدوار کننده نسبت به زن تدوین شده است، وزارت امور زنان وجود دارد، زنان در پارلمان حضور دارد، زنان حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را دارند، بازهم چرا با زنان به شیوه های قرون وسطایی برخورد می شود؟

جواب دو گزینه دارد. اول چون این دستاورد ها نه نتیجه مبارزات زنانه و نه برخواسته از متن اجتماع و نه حتی به خواست حکومت افغانستان، بلکه توسط فشار و اراده جامعه جهانی به دست آمده و زنان سهمی درین تغییرات نداشته اند.

زنان افغانستان همانطوریکه در طول تاریخ در مقابل ظالمانه ترین قوانین خاموشی اختیار کرده و عکس العملی از خود بروز نداده اند و آن را به عنوان مشیت الهی پذیرفته اند، دستاورد های فعلی را باز هم با همین دید و به شکل یک تحفه از جامعه جهانی پذیرفتند.

دوم: راهکار های دفاع از حق زن و نحوه ی پرداختن به آن به صورت وارداتی، ازخارج افغانستان وارد شده که هیچ تطابق با زیر ساخت های فرهنگی- اجتماعی جامعه افغانستان نداشته است.

در کشور ما قبل ازینکه روشنفکر و قشری اندیش، بدعت و سنت بتوانند در مقابل هم صف آرایی کنند و متناسب با وضع فرهنگی اجتماعی جامعه افغانستان به یک مبارزه منطقی بپردازند و از طریق این مبارزه یکی بردیگری غالب آیند، متاسفانه، این مسئله و این راهکار از خارج از افغانستان وارد شد و جریان این نبرد داخلی را بر هم زد، و به همین دلیل است که فعلا این راهکار ها به صورت یک تجدد گرایی وارداتی و خالی از خودجوشی و بدون اینکه امید به ماندگاری آن باشد، در کشور ما با رسوم و عنعنات سخت جان دست و پنجه نرم میکنند.

چون زنان همان مرحله طبیعی  و منطقی را که باید برای به دست آوردن حقوق حقه شان می گذرانند، نگذشتانده اند و همین است که حق خواهی زنان تبدیل به یک مسئله شده که فعلا نه جامعه افغانستان قادر به پذیرش این نقش نوین و این فرهنگ وارد شده است و نه حتی خود زنان نیز نمی توانند خود را با این فرهنگ بیگانه سازگار سازند.

نهادها و اشخاصیکه زیر نام نهاد ها و مدافعین حق زن در کشور ما فعالیت دارند فارغ از هر نوع کنشگری اجتماعی هدفمند و بدون اینکه حمایت و مایه های اجتماعی را با خود داشته باشند برنامه های کوتاه مدت و روبنایی را برای زنان اجرا می کنند که نه تنها به اعاده حقوق زنان و مشارکت اجتماعی آنان نمی انجامد، بلکه اذهان عامه را دچار یک برداشت برعکس از حق زن و تشکل و سازمان های رهایی بخش زنانه کرده است.

اگر در هیچ دوره از تاریخ افغانستان دوره طلایی برای زنان افغانستان وجود نداشته است، چون در هیچ دوره از تاریخ جنبش های رهایی بخش خودجوش زنانه و مبارزات آزادیخواهانه زنان در سطح گسترده با مایه های اجتماعی آن، آن چنانی که راهگشای درین مسئله باشد و لازمه یی هر حرکت آزادیخواهانه نیز هست، در واقع درهیچ دوره ی تاریخی در افغانستان شکل نگرفته است.

تاجنبش های رهایی بخش و آزادیخواهانه زنان در افغانستان به شکل خودجوش و از درون جامعه افغانستان شکل نگیرد و زنان خود خواستار تغییرات بنیادین در رابطه به حقوق و نقش های اجتماعی شان در تطابق با زیر ساخت های اجتماعی و فرهنگی حاکم بر جامعه افغانستان نشوند هیچ نیروی دیگری نمی تواند برین مشکل فایق آید، همانطوریکه با گذشت صد ها سال این مشکل همچنان پا برجاست.

حال زمان آن فرارسیده که زنان یک جنبش قوی و فراگیر زنانه را در افغانستان ایجاد نمایند و با استفاده از قدرت این صلاح یعنی همبستگی و وحدت که قوی ترین اسلحه در راه به دست آوردن خواست های انسان ها در طول تاریخ بشر حرکت کرده و مطرح بوده است، با مبارزات جدی و فراگیر به پا خیزند! و نه با تقلید از کشور های دیگر و نه با تغییر شکلیات، بلکه با نفود در درون اذهان مردم و با تغییر ذهنیت ها، با احترام به فرهنگ مردم در پی شکستن و غلبه بر ذهنیت هایی باشند که زن را به شی وارگی و شی انگاری مبدل کرده است.

باید به خاطر داشت که نفوذ در درون ذهنیت یک اجتماع، به خصوص افکار بسته اجتماع ما، کاری ساده نیست. آری! تاریخ سختی را پشت سرگذراندیم، عصر دشواری در پیش روست، کمر همت را محکم ببندیم!

به امید روزیکه زنان افغانستان به مثابه صدای رسا و ماندگار در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه زنان صدای زنان افغانستان را که قرن ها در افغانستان با مشکلات عدیده دست و پنجه نرم کرده است ، به عنوان خواست میلیون ها انسان آزادیخواه این سرزمین مطرح کند و به امید روزیکه این خواست های مطرح به ثمر بنشیند، سخنانم را خاتمه می دهم.

به امید آنروز

سلام، رحمات و برکات خداوند بر شما باد