درچند دهه اخیرتاریخ کشورما حرکت های مختلف،با دیدهای متفاوت را تجربه نموده وبه شکلی از اشکال درتاریخ سازی آن نقش ایفا کرده اند.

واین نهضت ها با فراز نشیب های درمبارزات شان مواجه بوده اند ودراین میان جنبش های آزادیخواه ومردم محور، برای منافع ومصالح جامعه گام های نسبتا موثرومثبت برداشته اند.

درعین حال جریانهای افراطی وقدرت طلب،نیزبودند و توانستند که برسرنوشت ومقدرات مردم بازی نمایند وسکان دار عرصه های مختلف گردند. وبا تفکرات جامد وغیرملی خود، با استفاده ازعنوانهای ارزشمند؛ با تزویر و خشونت به پیش رفته وجامعه را به رکود بکشانند.

 زمانیکه دگم اندیشی وافراطی گری با قدرت طلبی همگام همرنگ می گردد پیامدهای ناگواری آن به مردم تحمیل میشود. واز شاخصه های عمده این جریانها،همانا انحصارقدرت از راههای نامشروع بوده ودرهمین حال پایبند هیچ معیاری نبوده وحاضرنیستند که ارزشهای مدنی وملاکهای پذیرفته شده ای بین المللی راقبول نمایند و یا به عبارت دیگر ارزشهای دیمکراتیک وحقوق بشری را بپذیرند.

ملاکهای پذیرفته شده ای جهانی که از نیازهای جامعه بحران زده ما بوده ونهادینه نمودن آن نفوذ معنوی وتوانایی ویژه ای را می خواهد.

واین ارزشها به باورما عبارتست : از؛حقوق شهروندی،حقوق زن وحقوق کودک، و درقالب آن محوانواع تبعیض هاوخشونتها می باشد. درمجموع اکثر اینها دراعلامیه جهانی حقوق بشر تعریف وگنجانیده شده است.

درقسمتی ازمقدمه این اعلامیه چنین می خوانیم:-" از آن جا که نادیده گرفتن و تحقیر حقوق بشر به اقدامات وحشیانه ای انجامیده که وجدان بشر را بر آشفته اند و پیدایش جهانی که در آن افراد بشر در بیان و عقیده آزاد، و از ترس و فقر فارغ باشند، عالی ترین آرزوی بشر اعلام شده است-"

دربخشی از ماده 2 این اعلامیه امده است:"هر کس می تواند بی هیچ گونه تمایزی، به ویژه از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین، عقیده ی سیاسی یا هرعقیده ی دیگر، و همچنین منشاء ملی یا اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر وضعیت دیگر، از تمام حقوق و همه ی آزادی های ذکر شده در این اعلامیه بهره مند گردد".

اگربه این ماده اندکی توقف ومکثی داشته باشیم توصیه واجرای آن، التیام بخش رنجهای جامعه بشری، به خصوص جامعه ای ما میباشد.

دراین ماده از تمایزات نژادی،جنسی،زبانی،دینی،عقیدتی وسیاسی به صراحت یادآوری شده است.

اگرصادقانه قضاوت گردد،تمایزات وتعصبات موارد متذکره درگذشته ها ، گاهی به تندی و گاهی هم به کندی جامعه ای ما را آزار داده است واین نقص ها دربعضی کتب ومنابع به ثبت رسیده، وقسمت های آنهم مکتوم ونادیده گرفته شده است.

برای پاسداشت از دست اورد های جامعه بشری ، که یکی ازانها همین اعلامیه است و متضمن اخلاقی آن، رهایی انسان از سختی ها وبدبختی ها را نوید میدهد. ودرجهت تحقق آن انسان های آزادی خواه وآزاد اندیش تلاش ورزند ، تا ایده ها وآرمانهای آن درجوامع بشری نهادینه گردد ، وروزی فرا رسد که هیچ انسانی دیگردچار رنج وعذاب در وادی تبعیض وتعصب قرار نگیرد.

نادیده گرفتن ارزشهای بشری درکشورما باعث کشمکشها ، تشنجها وبی عدالتیهای بوده،.وگاهی ناشی ازآنست که ما شاهد تقسیم بندی شهروندان به درجه یک و دو هستیم وگاهی هم شاهد کتمان حقوق شهروندی بوده ایم.

حقوق زن درکشورما درحد بسیارپایین مطرح بوده ویابهتربگوییم متاسفانه هیچ ازآن خبری نبوده، حتا گاهی زن از جنس دیگر شمرده شده است.اگرگاهگاهی زنان توانسته اندکی نفسی بکشند آنها دراقلیت قرارداشته اند.

 طرح حقوق کودک شاید برای بعضی ها گنگ ونامفهوم محسوب گردد ولی دیده ایم سالهاست که کودکان درکشورما از حقوق اولیه شان محروم بوده، ومعیارهای که متضمن حقوق شان است به ان توجه نشده است..

تمایز وتبعیض سبب شده، که اقوام وملیتها درپوشش شعارملی ازحقوق هویتی شان محروم گردد ، وگاهی هم باشعار مذهبی به انکارهویت شان پراخته شده است وتا حدی اعمال محوفزیکی هم پیش رفته اند.

از واکنشهای مناسب دراین رابطه یکی از گفته های شهید مزاری میباشد؛که گفته است: "درافغانستان شعارها مذهبی است ولی عملکردها نژادی است".

دراینجا یاد آوری این نکته خالی از فایده نخواهد بود که افراطیون برای رسیدن به قدرت ازهیچ سوژه دریغ نه ورزیده اند ودین بهترین وسیله شان بوده وبه نام آن ستمهای فراوانی به ارزشهای معنوی ، مادی ، تاریخی وملی مردم ما نموده اند ودرحقیقت مذهب ودین را به گروگان گرفته واز سکو وآدرس آن جنایتهای زیادی را مرتکب می شوند.

پدیده ساخته وپرداخته شده حرکتهای بنیاد گرایانه درجوامع نسبتا بسته توانست معادلات متوازن ومتعادل را به چالش بگیرد و آنهائیکه قرائت عقلانی ازدین وتحولات اجتماعی برای رشد تفکر ملی داشتند را نیز به مشکل مواجه سازند.

توجه داریم ! که متاسفانه افکارعامه درجهان امروز دراثر تبلیغات رسانه ای وغیر رسانه ای، دیدگاه افراطی را به حیث نماینده باورهای اعتقادی ودینی مسلمانان پذیرفته اند، واین پذیرش، نادرست وغیرواقعی بوده واز معضلات غیرملموس فعلی جامعه مسلمانها به حساب می اید.

 دیدگاهی که بربنیادعقلانیت وتفکر استواراست با افراطی گری هیچ نوع همسویی وپیوندی ندارند وحتا درتضاد با آن قرار دارد جداسازی وشفافیت این دوتلقی وبرداشت لازم وضروری به نظر میرسد ونکته ایست که به ان توجه شود و روشن گردد که تفکر افراطی وبنیادگرایی دراقلیت هستند وعوامل متعدد ودست های پیدا وپنهان دربرجسته نمودن ان نقش ایفا نموده وتاحدودی هم اینها دربزرگ سازی آن موفق بوده اند.

آری ! شهید مزاری شخصیتی است که مبنای حرکت وموضع گیری هایش براساس تفکروخردمندی استوار بوده که دراین راستا درمقاومت غرب کابل توانست به شایستگی ازآن نمایندگی نماید وتوانست حلقات سیاسی ومردمی را با درایت ومدیریت در محورعدالت خواهی  رهبری وسازمان دهی نماید.

وآنهائیکه قرائت سنتی و افراطی ازدین وباورهای مردم داشتند حاضرنشدند تا برای انسجام و وحدت ملی درکشور انعطاف نشان دهند براساس دید افراط گرایانه ی شان مردم را قربانی امیال توسعه طلبانه خود نمودند ودرحقیقت تفکرافراطیت وانحصارگری دریکطرف، تفکرعدالتخواهی درطرف دیگر قرار داشت و درک این دودیدگاه برای انانکه بیطرفانه به این قضایا می بینند زیاد مشکل نخواهد بود.

استاد مزاری درتعاملات کشور نقش محوری را بازی می کرد. اوبراساس حقوق انسانی وحقوق شهروندی به دفاع ازحقوق ملیتهای محروم پرداخت وباشخصیتهای ملی نیزبرای حل بحران کشور به گفتگوپرداخته وراه حلهای فراقومی را جستجو نمود، وطرحهای جامع وفراملیتی را دراکثرمذاکراتش برای حل بحران کشورارائه میکرد.

گفتگو ومذاکره ازمبناهای اساسی اندیشه وی محسوب میگردد؛ بارها درجنگهای تحمیلی غرب کابل اعلام کرده است که جنگ راه حل نمی باشد دراین رابطه دریکی از سخنرانی هایش در جمع مردم کابل درتاریخ 16.10.1373 چنین می گوید:" خدارا شاهد می گیرم که هرجنگی برسرما تحمیل شد روزاول اعلامیه آتش بس را یکطرفه امضاکردم." (ص 50 کتاب احیای هویت)

"درهمین رابطه بازدرجای دیگرمی گوید:"خداراشاهد می گیرم وشماراهم شاهد می گیرم که طرفدارجنگ نبوده ونیستم وبعدازاین هم نخواهم بود." (ص62 کتاب احیای هویت)

یادرهمین راستا چنین تاکید می کند:"ماطرفدارجنگ نیستیم وجنگ طلب هم نیستیم اما امکان دارد حضورشمارا تحمل نکند واینهاجنگ دوباره راسرشماتحمیل کند".(ص79 احیای هویت)

دراین جمله که میگوید حضورشمارا تحمل نکند واین حضوریعنی حق یک شهروند؛ به عبارت دیگر؛ این مردم حق انسانی وشهروندی دارند ونبایدازاین حق محروم گردند.

اما انحصارگرایان وافراطیون نمی خواست که این مردم درسرنوشت شان سهیم باشند وجنگهای سنگین را برپیکر جامعه تحمیل کردند وذهنیت منفی را علیه خود دراذهان عامه ماندگارساختند ومتاسفانه گهگاهی درقضاوتهای سطحی، ظالم ومظلوم در یک چوب رانده می شوند واین ستم دیگریست از جنس سطحی نگری.

اینگونه برداشتها گاهی ازسرنااگاهی و گاهی هم براساس غرضهای سیاسی وحساب شده دربعضی جاها نشر وتبلیغ میگردد، واینگونه غرض ورزی ها نوعی بی عدالتی است درقضاوتها.

شهید مزاری درراستای تعامل وتعادل ساکنان وشهروندان کشور، چنین می گوید":مامردم افغانستانیم هیچ نژادی را نفی نمی کنیم،ترکمن است،هزاره است،تاجیک است،افغان است،ایماق است،ودیگراقوام است همه آنها دراین مملکت برادروار زندگی کنند وهرکس به حق شان برسند وهرکس درباره سرنوشت اش خودش تصمیم بگیرد واین حرف ماست."(ص33 احیای هویت)

شهید مزاری درجهت سهیم شدن همه درسرنوشت مشترک کشور راه حل انتخابات را؛ برای به وجودآوردن یک حکومت قانونی ،  پیشکش میکند ومیگوید:" راه بیرون رفت، مساله انتخابات است که مردم رای بدهند و آنهم به نحوی که حقوق همه اقوام، احزاب و ملیت ها در نظرگرفته شود. به یک کلمه که اگر احزاب و اقوام بیایند و یکدیگر را تحمل بکنند، روی این معیار که ظلم بالای کسی نشود، یک حکومت قانونی بوجود بیاید، این راه بیرون رفت از این بن بست هست. در غیر این صورت ما برای آینده زیاد خوشبین نیستیم."(وحدت نیوز)

شهید مزاری ازمحدود رهبران جهادیست که دیدگاه روشن ومشخص دررابطه با جایگاه زن دارد او بادید واقع بینانه وبراساس خرد وتعقل بااین قشر ازجامعه برخورد دارد و دراین راستا چنین گفته است:" زنان ازکلیه ی حقوق انسانی برخوردار هستند ومی توانند درهمه عرصه های حیات اجتماعی سیاسی کشور فعال باشند، انتخاب شوند وانتخاب کنند".(یوتوب نگاه تی وی)

او باگستاخی وشهامت جمعی از زنان تحصیل کرده را، در شورایی مرکزی تحت ریاست اش می پذیرد ودرشرایط این سنت شکنی راانجام میدهد که شنیدن صدای پای زن جرم محسوب می شد ولی او برای زن جایگاهی خاصی قائل میگردد.

و دست اورد تلاشهای این اندیشه، آنست که اولین والی زن و اولین شاروال زن درتاریخ کشور دردایکندی وبامیان به ثبت رسید. ودرسایرنقاط افغانستان نیز زن در چارچوب این ایده وتفکر درحال پیدا نمودن جایگاه واقعی شان هستند.

درشرایط که ده ها دلیل برای عدم حضور زن در اجتماع مطرح میگردید ولی شهید مزاری عملا مدافع شخصیت وحقوق زن است.

مزاری با واژه ها بازی نکرد ودرعمل ثابت کرد که حقوق شهروندی یعنی چه ؟ وباادبیات ساده ودرعین حال با صداقت از حقوق انسانی مردمش دفاع کرد.

اویکی از مدافعین سرسخت حقوق ملیتهای محروم بود ودرحافظه تاریخ کشور،این ایده وآرمان به روشنی وشفافیت میدرخشد.

دریک جمع بندی کوتاه ومختصر اگرجایگاه اندیشه شهید مزاری که همانا قرائت عقلانی از باورها واعتقادات مردم درتحولات سیاسی واجتماعی است را، اگربعداز گذشت دو دهه از شهادت اش بررسی نماییم به وضوح دیده میشود که اندیشه مزاری همچنان زنده وجاریست وهر روز هم این تفکر بالنده وپربارتر میگردد رهروان راه این اندیشه مصمم ترازگذشته به پیش می روند.دوست داران این تفکر درجهت تحقق دموکراسی ومستحکم نمودن پایه های حقوق بشری کوشا وفعال بوده اند وکارنامه ای این دهه، گواهی برادعای ماست.

پس شهید مزاری یکی از تاریخ سازان وپیشتازان این مرز بوم بوده، که باعقلانیت وتفکر، اندیشه ها وعملکرد افراطیون وبنیادگرایان را به چالش گرفت و در راه تثبیت مفکوره اش تا قربانی شدن جانش به پیش رفت وجان عزیزش را نیزهدیه این آرمان مردمی نمود و این راه و رسم را عملا جاودانه ساخت.

والسلام

نبی قانع زاده

شمال اروپا-فنلند

13.03.2013