۱۳۸۸ يکشنبه ۲۷ جدی
دختر افشار

دختر افشار

دختر زیبای بودم
از دل افشار
هفت سالم بود
شاید کمتر و یا بیش

عاشق چشم چپم سیاف شد
پیر مرد استاد دانشگاه الاظهر
با خدا و دین و قرآن میل ها از دیگران نزدیکتر
ریش انبوهش نشان قرص ایمانش
پایتخت مکر شیطان گرچه باشد در دل و جانش
آمد و چشم چپم را چون عروسِ
برد
تا با خود نگه دارد
روز "توی" چشم من
"قوده" مست فتح بود
پای کوبیدند و رقصیدند
از طنین خندهای مست راکتها و هاوانها
لرزه در اندام افشار جوانمرگ اُفتاد

ذبح کردند
کودک و پیر و جوان و مرد، زن
کله و دست و زبان و گرده بود و پای بود
گوشتها خروار در خروار
پیش پای نو عروس و پیر مرد زنده دل

انتهای دست و دل بازیست
"توی" با این کش و فش

بعد عمری گشنگی
سکهای سرگردان شهر
معده های خشک شان تکلیف بود
از پر خوری

سالها از "توی" چشم من گذشت
روز گار خاطرات آلود
از فریمانی گوشت
قصه دارد پیر سگ با نسل امروزش

هفت سالم بود
شاید کمتر و یا بیش
خوب یادم هست
گو همین دیروز بود

نویسنده : عزیز فیاض نظرات : 21
  • بی بیرار ۱۳۸۹ دوشنبه ۳ جوزا

    دوستان جمهوری سکوت سلام. مانده نباشید. پیامهای دوستان را به این متن خواندم. خیلی ها به دلیل این که روایتگر درد افشار بود لقب شعر عالی و خوب را به آن داده بودند. من یک خواهش دارم لطف کنید یک شاعر به جمع تان دعوت کنید تا هر شعاری را به نام شعر نچاپید. اگر قار نشوید این متن نه شعر بود نه ک.و.س شعر. بلکه گوی تان بود.

  • رضاصفایی ۱۳۸۹ شنبه ۱۴ حمل

    ما گله ازسیاف ومسعود نداریم آخه کسانی که مقتدایشان به دختر رسول خدا سیلی زنندپهلویش رابشکنند دیگه چه انتظاری از پیروانشان داشته باشیم اینها نامردزائیده شدن نامردخواهند بود

  • علی دانشیار ۱۳۸۸ چهارشنبه ۱۲ حوت

    برادرم شعرت علی بود اما در مورد عاملان افشار باید گفت که عناصر دوچهره هم دخیل بودند مانند آیات المنافقین شیخ آصف محسنی لعنت الله علیه

  • درویش ۱۳۸۸ شنبه ۲۴ دلو

    آقای فیاض شعرت زیبا بود.
    عالی. اینجا بر سر ساختار شعر حرفی ندارم؛ مهمتر محتوای آن است.
    زنده باشی عزیز!

  • مهدی هزاره ۱۳۸۸ شنبه ۲۴ دلو

    شعر بسیار زیبا بود.از شاعر توانمند عزیز فیاض بسیار تشکر. کسانی‌ که با دست‌های پدران و مادران ما به ا رش رسیدند روزی با دستهای بچه‌هایشان یعنی‌ ماها به فرش میرسند .منظور من را قوم من مفهمد .

  • غلام حسن ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    عاملین این جنایت کاران درعرصی...!

  • Hafizullah parhizgar ۱۳۸۸ شنبه ۳ دلو

    baradare bininda,
    goman konom sayyed asti, wa ali jan waqeiat ra ba sora dorost dark karda lotfan narahat na basheed. wa agar manzor tan chezi degar hast lotfan wazehtar benweseed.
    tashkkor.

  • باز محمد نیقلعه ۱۳۸۸ پنج شنبه ۱ دلو

    شعر شما نه تنها جالیب است که یاد آوری فاجعه افشار وظقه هر انسان است در افشار تنها هزاره قربانی نشد اگر کسی در افشار زندگی کرده باشد میداند که اقشار سه قسمت بود
    قسمت بالا ی افشار را سید های سنگ لاخت زندگی میکردند
    قسمت وسطی توسط هزاره های جاغوری وچند خانه محدود از هزاره های قره باغ غزنی زندگی میکردند
    قسمت پاین افشار مردم قزل باش کابل مقیم بودند
    اما وقتی که نیرو های شورای نظار وسیاف به افشار تاخت صدها انسان را کشت وبه صد ها زن دختر جوان وپسر جوان تجاوز صورت گرفت آن وقت افتخار کردند که ما هزاره ها را سرکوب کردیم.
    سوال اینجاست در صورتکه تاجک ها وپشتون ها سید ها وقزل باش ها را هزاره میدانند چرا خود این آقابون خود را تافته نا دوخته میدانند.!

  • جواد ۱۳۸۸ پنج شنبه ۱ دلو

    برادران اشتباه نکنید
    عامل اصلی فاجعه و جنایت و قتل عام افشار بزهای سنگ فروش کوهستانی یعنی عناصر شورای نظار احمدشاه مسعود( بز سنگ فروش کوهستانی ) بود. هرچند که نیروهای سیاف هم دست اندرکار جنایت بودند.
    به این مساله دقت کنید. همان طور که جنایت مزار شریف توسط طالبان به وجود آمد. جنایت و قتل عام افشار توسط سنگ فروش کوهستانی یعنی مسعود به وجود آمد. دقت کنید همیشه غفت از دشمن شناسی و ساده انگاری نوعی خیانت به حساب می آید.

  • عبدالوحيد محمدي ۱۳۸۸ چهارشنبه ۳۰ جدی

    برادر م خيلي شعر زيبابود ، اما چه بايد كرد براي آينده ؟ تنها ياد آوري از واقعات تلخ تاريخي مشكل كشا نيست

  • محمدي شريعتمداري ۱۳۸۸ چهارشنبه ۳۰ جدی

    شعر خيلي قشنگي بود ،‌ وافعا يك بار ديگر واقعه المناك افشار را به ياد ما انداختي، اما چه بايد كرد..............؟

  • ناشناس ۱۳۸۸ سه شنبه ۲۹ جدی

    مگرم از ائتلاف پارلمان و ریاست جمهوری چی نگفتی .تمها از افشار گفتی

  • بیننده ۱۳۸۸ سه شنبه ۲۹ جدی

    برادر! منظورم از توهین دختری تشبه شده است زیرا صیاف لیاقت عاشق شدن را به او ندارد

  • علی تابش ۱۳۸۸ يکشنبه ۲۷ جدی

    سلام
    شعرقشنگی بود.
    ولی از واژه "قوده" من چیزی دستگیرم نشد،نمیدانم منظورتان چیست؟
    شاید اگر از واژه "قوده" "معقوده" را در نظر داشته باشید ولی بازهم خیلی شاعرانه نمی نماید...

    نکته دیگر اینکه اگر نام ها (اسمهای افراد و منطقه) بصورت نمادین "جان بخشی" شده بود خیلی شاعرانه تر از این بود. و این را هم نباید فراموش کنیم تمام دوستان که این جا نوشته ای، ارسال میکنند،سعی کنند محتوای انرا برای مخاطبانی جدی تری تنظیم کنند. فکر میکنم بعضی نوشته از کیفیت محتوائی سایت میکاهد. بنا براین اگر عده ای، گاهی از این جا سری میزند شاید برای همیشه پشت کنند
    موفق باشید

  • محمود ۱۳۸۸ يکشنبه ۲۷ جدی

    غم ها جه زیاد غصه ها چه زیاد هرچه گویی گویی نگفتی زین غم ها را باید فریاد زد

  • عزیز فیاض ۱۳۸۸ يکشنبه ۲۷ جدی

    سلام به همه دوستان و خوانندگان این سایت
    تشکر از نظرات شما عزیزان
    جناب بیننده ضمن تشکر از نظر شما باید عرض کنم که از حقیقتها نباید فرار کرد
    اگر آنانکه فاجعه به این بزرگی را بوجود آورده اند بدون احساس شرم ، یاد آوری آن فاجعه چرا توهین به کسی شود . آیا گفتن حقیقت توهین است؟
    آیا سیاف و همدستانش هزاران برابر این یاد داشت کوتا جنایت نکردند؟
    اگر یاد آوری واقعیتها شرم است پس شرم بر من اگر نیست پس بی انصافی نکنید

  • اقبالعلی همدم ۱۳۸۸ يکشنبه ۲۷ جدی

    برادرفیاض عالی بود
    آنانیکه حتی به طفل شیرخواررحم نکردندوازخونش یادگاری نوشتند توحین نیست ولی اگرازاین قوم کسی پیداشدواین واقعیت هارابرای نسل بعدبازگوکرد،توحین حساب میشود.خیلی جالب است....
    یابتعبیردیگربایدواقعیت هاگفته نشودتاتوحین نشودبرای دیگران(مجریمان).

  • وکیل ۱۳۸۸ يکشنبه ۲۷ جدی

    فیاض گرامی عالی بود.
    افشار درد تاریخی است که بعد از نسل کشی عبدالرحمان لعین در تاریخ هزاره بی سابقه بود.
    ای کاش مردم جهان میدانستند که چه فاجعه ء بر هزاره در افشار گذشت،آنانیکه قهرمانی را با ریختن خون زنان و کودکان افشار کمایی کردند......

  • علی ۱۳۸۸ يکشنبه ۲۷ جدی

    در آن فاجعه، تنها از سیاف کاری نمی آمد. با تاسف سیاف های خودمان نیز راه را برای سیاف باز کرده و از هر نوع تبه کاری دریغ نکرد. سید فاضل لعنت الله علیه، انوری و هکذا سایر افراد سلاله پاک ( هاهه) همه و همه دست کثیف و گند زده شان در خون عزیزان افشار آلوده است.

  • بیننده ۱۳۸۸ يکشنبه ۲۷ جدی

    برادر از زحمات تان تشکر، مگر کوشش شود در بیان واقعیت ها چه در قالب شعر وچه نثر به سمتی وقومی وفردی توهین نشود از آغاز شعر شما نوعی توهین و تشبه ناخوشایند درک میشود میتوانستید از تعبیر خوبتر استفاده کنید

  • ذاکر حسین دانش ۱۳۸۸ يکشنبه ۲۷ جدی

    تشکر برار جان خیلی زیبا بود

  • نظر خود را برای ما ارسال نمائید...

    • نام:
    • ایمیل:
    • وب سايت / وبلاگ:
    • نظر:
  • ارسال به دوستان

    • نام شما:
    • ایمیل شما:
    • ایمیل(های) دوستان شما:
      ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
    • متن نامه: