تاریخ ایالات متحده امریکا نشان می دهد که فرهنگ برده داری در آواخر قرن نوزدهم در این کشور ملغی اعلام شد و دیگر جنبۀ قانونی نداشت و رنگ قانونی خود را برای همیشه تاریخ از دست داد. اعلام به تاریخ پیوستن آیین برده داری، زلزلۀ بزرگی بود که بسیاری از جوامع سنتی آن روز را تکان داد. باور و هضم این تفکر انسانی برای حلقه های "آپارتایدمحور" آن روز، بسیار مشکل بود. هیمن بود که پس لرزه های آن تکان بزرگ تا سال ها ادامه داشت. این بار، اما، نه در قامت "مشروع برده داری" که در چهارچوب "نژادپرستی نهادینه شدۀ چندین ساله" تا نیمه های قرن بیستم دامنگیر جامعۀ آن روز امریکا گردید و مدت های زیادی، رنگ "معیاری برای کسب و سلب امتیاز" به حساب می آمد. سیاه پوستان مجبور بودند از مکان های عمومی و آموزشی ویژۀ خود استفاده کنند و به صورت کاملاً طبیعی از حق استخدام و مسکن محروم بودند.

در سال 1954، فعالان مدنی، دادگاه عالی امریکا را در مورد پروندۀ معروف "براون علیه شورای آموزشی" تحت فشار قراردادند تا جداسازی دانش آموزان سیاه پوست و سفیدپوست را مخالف قانون اساسی و حقوق مدنی شهروندان امریکا اعلام کند. اگرچه این پیروزی بزرگی برای باورهای ضد تبعیض نژادی بود، اما هیچ وقت فرهنگ فرسودۀ تبعیض را نتوانست به مرز صفر برساند.

در راستای همین باورهای فزایندۀ ضد تبعیض نژادی بود که در سال 1955، دکترمارتین لوترکینگ (کشیش باپتیست سیاه پوست) پا به عرصۀ مبارزات ضد تبعیض نژادی گذاشت. مبارزۀ کینگ از مونتگمری آلاباما شروع شد: همان جا که فرهنگ جداسازی نژادی حتی در سطح اتحادیۀ اتوبوسرانی جنبۀ قانونی داشت.

مبارزۀ کینگ از آن جا شروع شد که رزا پارکس، زن امریکایی افریقایی تبار، حاضر نشده بود جای خود را در اتوبوس به مرد سفیدپوست امریکایی تبار بدهد و در نتیجه به خاطر این رفتار محکوم به حبس شده بود.

البته، اقدام پارکس که منجر به زندانی شدن او گردید، هماهنگ شده و تاکتیکی از طرف تشکل ضد نژادی بود که توانست سازمان اتوبوسرانی مونتگمری را بایکوت نماید. پاراکس را لوترکینگ آگاهانه انتخاب کرده بود. او خانمی متأهل سیاه پوستی بود که دارای شغل بود و در جامعۀ سیاهان آن روز، شخص ذی اعتباری محسوب می گردید. به کارگیری این تاکتیک برای مبارزات محلی کینگ خیلی حیاتی بود.

آغاز مبارزات بدون خشونت ضد تبعیض نژادی کینگ از همین جا رقم خورد و به مدت سیزده سال در زمان حیات کینگ ادامه یافت. او در چهارم آپریل 1968، ترور شد. اما جنبش بدون خشونت علیه تبعیض را کینگ پایه گذاری کرده بود تا اوایل دهۀ 1980 ادامه یافت.

ویژگی های مبارزاتی کینگ

  • 1. مانیفیست لوترکینگ در سخنرانی معروف او "رؤیایی دارم" کاملاً مشهود است. او مبارزات حق طلبی عاری از خشونت را بعد از گاندی در قارۀ امریکا تجربه کرد. حق خواهی آرام از شعارهای اصلی لوترکینگ بود. او گاندی را الگوی مبارزاتی خود می دانست. او باور داشت: "عطش ما برای رسیدن به آزادی نباید با نوشیدن جام بیزاری و نفرت سیراب شود."
  • 2. کینگ در خلال ۱۱ سال مبارزات حق خواهی در جبهه مقاومت مدنی، میلیونها کیلومتر سفر كرد و بیش از ۲۵۰۰ سخنرانى ایراد نمود و اعتصاباتى بزرگی مانند "اعتصاب در بیرمنگام آمریکا" را مدیریت نمود. در همۀ این اعتصابات، کینگ از موضع مردم خود سخن به میان می آورد و همواره در میان مردم خود بود.
  • 3. در اعتصابات و تظاهرات بزرگ خیابانی، هیچ وقت کاری نمی کرد که مرزشکنی نماید. حتی شعار هم نمی داد. او باور داشت که "مردم خود باید صحنه خوانی نماید." یکشنبه خونین ماه مارچ 1965، مدیریت مبارزاتی آرام کینگ، تمام قدرت و توان جبهۀ مخالف را به چالش گرفت. اعمال خشونت بار پولیس و توزیع عکس های آن صحنه ها، بسیاری از جوامع سفیدپوستان امریکا را تحت تأثیر قرارداد. مشاهدۀ آن صحنه ها و گفتار همیشگی کینگ که می گفت: "اگر لازم شد، با خشونت رو در رو می‌شویم اما بازگشت به خشونت را رد می‌کنیم،" باعث شد، مقامات امریکایی به خواست های حقوق شهروندی سیاهان تن دهند.
  • 4. طرح منطق احترام متقابل که همیشه ورد زبان کینگ بود: "اگر به مخالفان خود احترام بگذاریم، احتمالاً به فهم تازه‌ای از روابط انسانی مطروحه دست می‌یابیم."

با توجه به این پوینت های مثبت بود که مبارزۀ چندین سالۀ کینگ به ثمر نشست. پیروزی ابو در دو نوبت و رقص تاریخی او و خانواده اش در کاخ سفید، نتیجۀ رؤیاپروری های کینگ بود که در چنددهه قبل در جامعۀ امریکا رواج یافت.

در افغانستان هم برای برخی از گروه های قومی خیلی لازم به نظر می رسد که در فکر پرورش لوترکینگی باشد یا راه آزمایش جنبش او را تجربه کنند. با نظر داشت وضع نابسامان کشور همسایۀ جنوبی افغانستان و شرایط وضعیت بعضی از اقلیت ها، وجود جنبش لوترکینگی را نشاید که از نظر دور دانست.