۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو
قطعه ای در بارة عکس ها:

قطعه ای در بارة عکس ها:

خوانشِ تاریخ را آغاز کنید؛ دومین عکسِ تان را در کنارِ نخستین بگذارید و همین طور ادامه دهید، تا آخرینِ آن ها. با در کنارِ هم چیدنِ عکس هایی تان می توانید

اسد بودا

عکس­ها، روشن­تر از هرچیزی روندِ رو به زوال تاریخ را نشان می­دهند. اگر می خواهید تاریخ را درست بفهمید، به جایِ مراجعه به متونِ تاریخی که چیزی جز تخیلاتِ واهی و بی پایه­ی تاریخ­نگاران نیتسند، از نخستین عکسی که از خودِ تان دارید، خوانشِ تاریخ را آغاز کنید؛ دومین عکسِ تان را در کنارِ نخستین بگذارید و همین طور ادامه دهید، تا آخرینِ آن ها. با در کنارِ هم چیدنِ عکس هایی تان می­توانید، یک تاریخِ بصری­ای رسم کنید که در آن، زمان، این بن­پارِ نادیدنیِ و ساحتِ پنهانِ هستیِ تان، آشکارا دیده می­شود. اکنون شما در انتهایِ فرسایشِ گذارِ زندگی قرار دارید؛ توان و سرمایه­ی وجودیِ تان پیوسته رو به کاهش است. ردِ پایِ جورِ زمان را که بی رحمانه وجودِ ما را می فرساید، بیش از همه در عکس­ها، به ویژه در چین و چروکِ چهره هایِ که بی شمار آرزوهایِ بربادرفته در آن­ها نمایان است، می توانید بازخوانید. عکس ها تصویرِهایی حقیقی زندگی هستند؛ چراکه دوران های تاریخی و پاره های گمشده ی زندگی را به صورت تکه­تکه و «نا- این همان»، و آن­گونه که هست، به نمایش می گذارند، نه آن­چنان که تاریخ­نگاران به خطا آن ها را پیوسته درک می کنند. هر عکسی، ثبتِ لحظه ی از زندگی است؛ بنابراین پیوندِ آن با حقیقت، یک پیوندِ ناگسستنی است، زیرا حقیقت نه پیوسته، بلکه رخدادِ ناگهانی است که به صورتِ لحظه­ها درخشان می گردد.

نویسنده : اسد بودا نظرات : 15
  • محمد حسین ۱۳۸۸ پنج شنبه ۱۳ حوت

    به نام خدا
    فرزندان هزاره بیایید با هم هم قسم شویم که هرگز به ضرر هم کار نکنیم و اتحاد که یگانه رمز پیروی ما هست را همیشه در ذهن خودمان حک کنیم.
    برای فردای ملت خودمان باید تحصیل و یاد گرفتن سواد را حداقل فراموش نکنیم آینده مال ماست.
    ما باید به سرنوشت ملت خودمان فکر کنیم و عبرت از گذشته خود بگیریم.

  • ساغرمینا ۱۳۸۸ جمعه ۲۳ دلو

    برادر غزیز!
    من نه می دانم که جناب عالی از کدام دوره صحبت می کنید که تا هنوز قبله ی سیاسی هزاره ها را (ایران ) می شمارید . اگر با خبر شده باشید مهمانی که سفارت ایران در کابل تهیه دیده بود رسما از چند مهمانان هزارگی شان که نفوذ مردمی هم دارد خواسته بود که از داکتر عبدالله حمایت کنند و گرنه از حمایت ایران محروم خواهند شد. برادران هزاره ما بدون کدام تعلل موضیع می گیرد و حمایت شان را از کرزی اعلام می کند یعنی زهر چشمی به نماینده ایران می دهد.
    دگر اینکه سید هادی که برای تظاهرات درحمایت از خمینی هفته ها درکوچه و پس کوچه کابل خاک خورد و مردم را فراخوان می داد نتوانست آن چه را که با درانش انتظارش را داشت بر آورده سازد این خود نشان می دهد که هزاره ما قبله سیاسی اش را تغییر داده است و قبله ی فقهی اش هم درحال تغییر است که نمونه آن می توان گرایش مردم بسوی آقای فیاض جاغوری را نام برد ولی متأ سفانه دراین مورد باید گفت که مابیشتر خود کش بیگانه پرور هستیم.

  • طاهر ۱۳۸۸ جمعه ۲۳ دلو

    جناب بودا
    جریان تاریخ همانند جریان آب یک رودخانه پر تلاطمی از مسیر کوهسار تا رسیدن به دریا در حرکت است و چون حرک می کند ، زنده است و چون زنده است ، زندگی هم می آورد و به همین سبب به پایش بسیاری آدمیان هم با به تفاوت گوناگون در کنارش زیسته و می زیند.
    تاریخ هم برای زندگی انسان همین نقش را داشته و دارد و تا آن روز که بشر بر روی این کره خاکی باقی است ، تصوری برای زوال تاریخ نخواهد بود . تاریخ ؛ سراسر عبرت و آموزندگی است . تاریخ ؛ تجربه موفقیت ها و ناکامی های گذشته ها برای تدبیر و خوب زیستن حال و آیندگان است.
    برداشت شما از این تصویر زیبا ، قدری بدبینانه و همراه با نگاه ناامیدی در زندگی است. ما نباید تنها به ظاهر صورت سیاه و چروکیده دست و صورت مادری کهنسال بنگریم و گمان کنیم که از سر تا پایش را فقر و فلاکت فرا گرفته و با داشته ها و نداشته هایش بد زندگی کرده و برای ما پیام بدبختی و فلاکت را به یادگار گذاشته است ، بلکه باید به قلب سفید و پاکش نگاه کنیم که با هزاران امید به آینده و در سخت ترین شرایط زندگی ، فرزندان برومندش را در آغوش مهربانش تربیت کرده ، تا در این روزگاران که او را کهولت عمر فراگرفته ، نمو نهال برومندش را در خدمت به این سرزمین به تماشا بنشیند و هنوز هم اگر بداند فرزند و فرزندزادگانش به امداد ناچیز او نیاز دارند ، از قوت لا یموتش کاسته و تقدیم زندگی امروز و فردای آنان خواهد کرد.
    و در نگاهی دیگر ؛ او صبورانه این سالها را یکی پس از دیگری و بدون آنکه جگر گوشه اش احساس کند ، سختی ها را تحمل کرده و سخنی به شکوه نگشوده است تا مبادا این نهال امیدش در طوفان سخت زندگی از پای درآید و با همین حال نیز مقاومتش را به او لبخند گرم و شیرینش نشان می دهد ، هرچند سطور دفتر رنجنامه اش از هزاران صفحه می گذرد ولیکن همواره امیدوار و رو به فردا زیسته است و در غیر این صورت ، شاید هرگز من و تو نبودیم.

  • رضا کاتب ۱۳۸۸ پنج شنبه ۱۵ دلو

    جناب امیری:
    درسروده های معاصر این مملکت چنین آمده است؛ دا د باتورانو کور – دا د زمریانو کور!
    سروده فوق 20 سال قبل توسط عبداله مقری به یک آهنگ ناب زمان بدل شد، خوب اگر به پیام این شعر توجه شود، دیده میشود این جا محل زورگوی وطن زور گویان است – و وطن شیران است.
    درمحل زورگوی قانون هیچگاه جای ندارد وازسوی دیگر وظیفه شیر شکار وکشتن سایر حیوانات درجنگل است هرگاه اگر حیوانی برای شکار باقی نماند باز شیران همدیگر خود را میخورند؟ توجه بفرمایید به وضع کشور درمناطق پشتون نیشین!
    اساس مملکت زور وقدرت بوده نه قانون!
    خوب درهشت سال اخیر بسیار وضوح دیده شد؛ که کمک های جامعه بین المللی تحت تاثیر شعر معاصر مملکت قرار گرفت. ودرآینده هم چنین خواهد بود.
    نطفه مدنیت وفکر مدنی درین جا تا هنوز بسته نشده است؛ پس تا زمانیکه زورگویان تغییر نکنند، مردم عادی باید همان مبلغ پنج هزار را بپردازند، ورنه جای شان همان زندان زندگی دراین جنگل سیاه خواهد بود.






  • دوستدار بودا ۱۳۸۸ سه شنبه ۱۳ دلو

    جناب الیاس کوشانی:

    جان برار؛ هرگاه شما آدرس ایمل خودتانرا ازطریق مدیریت وب سایت بفرستید، باز بعضی مسایل را برایتان بطور مستند میفرستم، که خاطرتان جمع شود. بگذار یکی ازنشانه های وابستگی؛ آن هم ازنوع مرجعیت مذهبی هزاره ها "شیعه جعفری" را برایت بگویم.

     درغرب کابل ملاهای هزاره برای چندتا مردک ایرانی" خمینی، فاضل لنگرانی، و..." که سالهای قبل مرده اند تا هنوز همه ساله عزاداری میکنند! ولی تا هنوز سنی ها" پشتونها،تاجک ها، وحتی ازبکها" را ندیدم که چنین کار احمقانه را برای یک شخصیت مذهبی سنی مذهب انجام دهند؟ حتا دربعضی ولایات این گونه مجلس ها پررونق تر است.
     من در مورد شیخ آصف قندهاری ودوستانش شیعه وسنی اش کاری ندارم، چون برایم مسله ی نیست!
     بعضی از آدم های تحصیل کرده مقیم ایران این مشکل را دارند، لازم نمیدانم که اسامی شان را برای تو بنویسم. ولی ای کاش فکرهمه شان مثل اسد احمدی میبود.
     تنظیم های هشت گانه جهادی در دوران جنگ وابسته به ایران بودند، وبه دستور ملای ایرانی" خمینی " 45000 جوان هزاره درجنگ های میان قومی "گروهی" به نام جهاد کشته شدند؛ آیا این هم دروغ است؟ این وابستگی تا هنوز ادامه دارد. بی باوری وخود کامگی را درمیان سران این تنظیم ها رایج ساخت.
     درنظر اولی گفتم، که مردم ما، خنثی اند، زیرا؛ این معضل به وضوح در جنگ بهسود با کوچی "پشتون" دیده شد، نه در سنگر گرم کسی از مردم بهسود حمایت کرد، نه درمیز مذاکره! حتی وکلای هزاره درپارلمان حاضرنشدند این معضل را اجندای مجلس پارلمان سازند وبعدش مشکل ازمجرای قانونی حل نمایند. شواهد نشان میدهد که سران احزاب هزاره گی یک سال قبل ازرفتن کوچی ها توافق کردند که کوچی ها برای گرفتن وچور وچپاول جان ومال به بهسود بروند.
     من گفتم، مردم ما خنثی اند، زیرا؛ درمیان این همه تاجرو سیاست مدار، خانواده رهبر کبیرشانر حکومت ایران نان، خانه وآب میدهد، آیا این هم دروغ است؟
     من گفتم، مردم ما خنثی، زیرا؛ سران احزاب هزاره گی، از آدرس این ها صاحب دولت وپول میشوند، بالای چهار وزارت خانه معامله مینمایند. و امروز نقش هزاره ها، درسیاست کشور، مانند بیضه های آدمی است به این معنا که ازاصل بازی دور رفته است وچانس برگشت به این بازی را زودی ندارد. درمجموع 10000 کرسی دولتی، " ازرتبه سه تا خارج رتبه" فقط سهم ما، چار وزارت خانه که آن هم ازدست معامله گران ازدست رفت، شده است. سهم هزاره ها درین پست ها به یک فیصد هم نمی رسد. آیا این دروغ است؟
     من دیگر با شما والهام دیالو نمی کنم.



  • الیاس کوشانی ۱۳۸۸ يکشنبه ۱۱ دلو

    با درود مجدد! دوستدار بودای عزیز این چیز های را که نوشته ای جز اوهام، خیال پردازی و اتهام چیزی دیگری نیست. اینکه شما میفرمایید که سفیر یا کارمندان سفارت ایران در فلان جلسه درکارته سه آمده بود و از بعضی کار های مردم ایراد گیری کردند شما در آن جلسه چی میکردید؟ این کار ها در خفا صورت میگیرد نه در حضور عام. این اظهارات شما نشانگر آن است که شما خود مهره ی ایران هستید. ممکن هزاره هم باشید اما تمام هزاره ها مانند شما مهره ی ایران نیست که در نوشته گذشته هم گفته ام. در مورد قشر تحصیل کرده هزاره مقیم ایران هم شما بسیار یک دلیل بی ربط و پیش پای افتاده را ذکر کرده اید. شاید حدود دو میلیون هزاره در ایران مهاجر باشند. و یک تعدادی اندکی از ایشان توانسته تحصیل کنند، این به معنی این نیست که آنها مهره های ایرانی ها باشند، مانند همین اسد بودا که تحصیل کرده ایران است و شما هم دوستدار او از نظر شما آقای بودا مقصر و مهره ی ایران است چون در ایران تحصیل کردهاست. گذشته از آن تعداد زیادی از مردم افغانستان در کشور های جهان مهاجر هستند و در آنجا تحصیل هم کرده اند از نظر شما همه ی آنها مهره های کشوریکه ساکن آن هستند، هستند؟ در مورد مرجعیت هم نظر خیلی ساده دارید بهتر است که در مورد چیزی که تخصص دارید اظهار نظر کنید و الا جز اتهام زدن به دیگران چیزی را ثابت نخواهید کرد. باز هم در پایان اگر خواستید چیزی را ثابت کنید با سند و مدرک اظهار کنید نه اتهام و خیال پردازی یا مذهب را دلیل بیاورید. خیلی مزخرف است آوردن دلایل از این قبیل.

  • آرا ۱۳۸۸ يکشنبه ۱۱ دلو

    حقیقت یک باره ظهور میکند و این ظهور در یک وضعیت و درون یک جهان صورت میگیرد. در عین حال همانطور که یکباره ظهور کرده بود، یکباره نیز ناپدید خواهد شد. جهان نیز قوام میخواهد که بر بدن قوام میپذیرد. رخداد نیز ردپایش میماند. در نهایت بدنهایی است که ساخته آمده و اینکه تا چه حد میتوانند به ردپای رخداد وفادار بمانند. رخداد تاریخ را پاره میکند و آن را از مساله بودن میاندازد دیگر ما به تاریخ وفادار نیستیم و آن را باید ذیل رخداد قرائت نمود. نتوانستن و در عین حال اجبار به ادامه دادن، تناقض این است. حال بزن توی رگ در فقدان ابدی من.

  • دوستدار بودا ۱۳۸۸ يکشنبه ۱۱ دلو

    جناب الهام والیاس کوشانی:

    دیشب من با اسد یک صحبت کوتاه داشتیم و دوستان بدانید، من قصد اهانت به خودم " هزاره" را ندارم. اما چند مسله بسیار واضح است که رهبران سیاسی شما مردم بیشترین ارتباط را با ایران دارند، تا یک کشور دیگر!

    گذشته کاری شان، سند خوبی برای مدعا من است، این معضل شامل اعضای پایین رتبه احزاب هزاره گی نیز میشود. من درکابل به قشر تحصیل توجه کردم تا یک حدی آنها ازین مسله نیز متاثیراند. ممکن کسانی نباشند در ایران تحصیل نکرده باشند؟

    فعلا وضع درکابل شکل دیگراست؛ ازسفارت جمهوری برادر خرما" ایران" برای یک عده کسانی که هویت هزارگی دارند، گفته میشود که فلان روزنامه با ما نیست و یا فلان کار شما خوب نبود. این ما همان شیعه است. درچندین جلسه با تعداد ازهزاره وسفیر و یا کارمند سفارت درکارته سه امده واین مسایل درست بیان شده است.

    ازهمه مهم تر تا هنوز مرجعیت مذهبی شما مردم، متاسفانه درشهر قم مقدس است و مزاری بزرگ خواست تا این معضل حل گردد؛ ولی او انسان ضعیف النفس را برای این هدف انتخاب نمود. ببینید بعد ازطرف رفتن مزاری هیچ چیز درحوزه مرجعیت مذهبی تغییرنکرده است.

    ببینید! درین کشور شما هزاره ها عید را طبق دستور ایران به تجلیل میگیرید؟ یا این هم درست نیست؟ من با نظر خالد پشتون موافق نیستم ولی دوست من هزاره نیست.

    میخواهی برایت بیشتر بنویسم؟



  • الیاس کوشانی ۱۳۸۸ شنبه ۱۰ دلو

    تقاضای من از مدیریت محترم سایت این است که ادعا های بی اساس و پوچی مانند همین دوستدار بودا را نشر نکند. زیرا نظرات از این قبیل هیچ گونه شاهکاری را برای ما مشخص و تعیین نمیکند که هیچ، بلکه ما را بیشتر انگشت نشان دیگران میسازد، طوری که الهام عزیز نیز به آن اشاره داشته است. مدیریت محترم سایت بایستی توجه مبذول دارد که این جمله مردم ما خنثی اند. یعنی چه؟ و تا آخر نظر را دنبال کنید! این طور نظرات جز اهانت و مارک زدن مردم ما به ناحق، چیزی دیگری بیش نیست. گذشته از آن من به هزاره بودن این شخص هم شک دارم چون هزاره نه خنثی است و نه ایران قبله ی سیاسی مردم ماست، و نه مردم ما شعار مرگ بر اسراییل و یا زنده باد فلسطین را سر داده اند. اگر یک گروهی سر داده اند آنرا نمیشود به حساب تمام هزاره ها ریخت ممکن است که یک تعداد مرید سادات و پیروان محسنی بنا به دستور ایران این کار را کرده باشند، اما حساب آنها از مردم ما جدا است. لهذا شایسته نیست که مردم ما با چه دلگرمی و امیدی این جا میآیند تا چیزی را بداند یا حد اقل یک سمت و سوی از این سایت بیاموزند، نه اینکه تحقیر و توهین شده، مایوس و سر افگنده از این سایت بیرون روند.

  • رفیع ۱۳۸۸ جمعه ۹ دلو

    درود بر بودا
    ده شانی ازمه از تصاویر می توان به عمق یک بخشی از تاریخ پی برد اما این نوع پی بردن خیلی تامل می خواهد و این نوع تاریخ فهمی امتیازات سودمند و با ارزشی را دارد که تاریخ خوانی ندارد
    ولی ما خیلی بی تفاوت و ساده به تصاویر می نگریم .
    باید همانگونه که شناوری می خواهد در قعر دریا رود و شنا کند ما هم با چشم جان به تصاویر خیره شویم و حوادث تاریخی را احساس و لمس کنیم.

  • الهام ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    به جناب "دوستدار بودا"
    میگویند هرکس دنیا را از آیینه خود میبیند. حالا شاید ایران برای خودت و اطرافیان مثل خودت جایگاه ای قبله ای سیاسی را داشته باشد. که امید واریم اینچنین نباشد. ما به هیچوجه نمیتوانیم این اتهام پوچ و طفلانه را بالای مردم هزاره بزنیم که ما وابسته به ایرانیم. و هرچه هم آنها گفتند ما در افغانستان اجرا میکنیم. این یک دیدگاه کاملا نادرست و شوم است که از طرف دشمنان مردم ما بالای ما تحمیل میگردد. نمونه بارز این اتهام رامیتوان درنقل قول از خالد پشتون در متن مقاله نیورک تایمز به خوبی مشاهده کرد. نقل قول از خالد پشتون قرار ذیل است.

    "دولت باید تلاش زیاد نماید تاامکانات پشرفت را برای مناطق دیگر در کشور مهیا سازد. من با موفقیت هزاره ها در عرصه های آموزشی هیچ مشکلی ندارم، تنها ترسم از این است که شاید کشورهای دیگری مانند ایران از این روند به سود خودشان استفاده کنند."


    شما بیبنید که ما چگونه تحت تاثیر اتهامات احمقانه و شوم دیگران قرار میگریم. توصیه ای من برای خودت.

    اولا، فکر نکن هرچه خودت در مورد هزاره بودنت فکر میکنی معادل است با افکار عمومی جمعیت چند میلونی هزارهها برای خودشان.
    دوم، هر ادعای که میکنی لطفاحد اقل سند و مدارک را با آن ذکر کن.
    سوم ، لطفا آله دست انسانهای نادان و احمق که اتهامهای بی مورد را بالای مردم تحمیل میکنند قرار نگیر.

  • صحرا کریمی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    این یک نگاه فلسفی خیلی عمیقی است که با کنار کنار هم گداشتن عکسهایمان قادر به دیدن زمان نا مرعی هستیم... عالی

    زنده باشید

  • علی تابش ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    سلام براسد بودای عزیز...!
    نوشته زیبای بود.
    بانظر اغای دوستدار بودا موافقم ...
    اماشاید واژه "یخزده" که فقط سرما انرامنجمد تر میکندقشنگتراز واژخ خنثی باشد. وهر ازگاهی گردغبار روی ان بنشیند...
    و حد اقل این غبار چهره برفگونه انرا تغیر دهد،
    ولی چیزیکه جناب بودا گفت فکرنمیکنم که برای مردم ما حقیقت یک "رخداد ناگهانی" باشد... بلکه یک هیولای ناگهانی... ولی برای مردم منجمد چه فرقی میکند که این یک هیولای ناگهانی باشد یا یک رخداد ناگهانی ...!!!!!!!11
    موفق باشید

  • عارف جعفری ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    تماشای گذر تاریخ و آرزوهای بر باد رفته بسیار سخت وآزاردهنده است اما تحمل آن برای مردمی که زندگی اش سراسر رنج است آزار دهنده تر می نماید کو اراده ای که برای زدودن این محرومیت ها گام بردارد و سرنوشت مردم را با سرشتش همگام نماید.

  • دوستدار بودا ۱۳۸۸ پنج شنبه ۸ دلو

    اسد!

    مردم ما، خنثی اند. نه ازتاریخ پند گرفتند! و نه از- عکس وفلم. قبله ی سیاسی شان ایران است. درصورت فشارآمدن ازبالا چند قطره اشک به یاد مردک عربی درتکیه خانه میریزند وبس!

    اگر احساساتی شوند، باز زنده باد ومرده باد قدس و اسراییل میگویند؛ عزیز

  • نظر خود را برای ما ارسال نمائید...

    • نام:
    • ایمیل:
    • وب سايت / وبلاگ:
    • نظر:
  • ارسال به دوستان

    • نام شما:
    • ایمیل شما:
    • ایمیل(های) دوستان شما:
      ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
    • متن نامه: