ستاگیدیا،زابلستان،غرجستان،هزارجات و بلاخره هزارستان.اینها از نامهای سرزمین است که تاریخش تقریبا به 7000 سال می رسد.در این سر زمین مردمان زندگی می کند که از نسل ترکیبی مغول و ترک تشکل یافته و امروزه بنام (هزاره )یاد می شود،کنت کورت و بطلیموس مورخین عهد سکندر کبیر، فریبه جهانگرد فرانسوی، هنری فیلد کریستیاتس محقق دنمارکی و جورج راورتی، از مورخان غربی. مقدسی، مولف گمنام حدودالعالم در ۹۵۹ میلادی، ابی بکر مشهور به ابن فقیه، ابن خرداد در ۹۲۰ میلادی، ناصر خسرو بلخی از مورخین اسلامی و همچنان هیوان تسنگ راهب چینی از موجودیت غرج الشار، غرجه، غرجستان، شاران غرجستان و موجودیت هزاره‌ها در غرجستان به کرات یاد نموده‌اند.مردم هزاره در طول تاریخ شان دچار نبسان های شدید شده است،تمام تاریخ مردم هزاره راتا قبل از دولت جمهوری داوودخان به سه دوران می توانیم تقسیم کنیم دوران شکوفای و اقتدار،دوران برابری با دیگر اقوام ودوران خورد شدن واز هم پاشیدن،ودوران بعد از جمهوری را هم به سه بخش می توانیم تقسیم کنیم، دوران بازیابی هویت،دوران مقاومت و دوران افتخاروپیشرفت.

 فصل اول:دوران قبل از جمهوری

1)دوران اقتدار.بر اساس تاریخ و شواهد که بدست آمده مردم هزاره از بومی ترین اقوام افغانستان و محدوده آسیای مرکزی به حساب می آید،قوم هزاره در زمان های کمی قدیم تر به نامهای دیگر مانند(هوساله و یا غرچه نیز یاد می شده است که در همین هزارستان فعلی البته با وسعت خیلی بزرگتر از این هزارستان می زیستند،وسلسله پادشاهان زیادی از همین مردم در هزارستان و یا فراتر از مرز های هزارستان حکومت کرده است که اوج اقتدار آنها به کوشانیان بر می گردد،کوشانیان یکی از اجداد مردم هزاره است،کوشانیان تقریبا 1500 سال قبل در سرزمین فعلی هزارستان حکومت می کرده و تندیس بودا را که از بزرگ ترین تندیس های بت جهان بحساب می آید از خود به یادگار گذاشته اند،شیران بامیان از اولاده کوشانی و یفتلی و بعدآ به نام‌های هزار بنده - شار و ریو شاران یاد می‌شدند که عمدتآ در دو نقطه تاریخی این سرزمین به نام‌های (پشین) یا افشین یکاو لنگ کنونی و (سورمین) سر پل فعلی که پایتخت تابستانی و زمستانی ایشان بودند حکومت میرا ندند.

ودیگر از شاهان هزاره امیر ذوالنون ارغون از طایفه ارغون از مغلان ایلخانی ایل ترخان اولین حاکم و امیر سلسله امرای ارغونیه در هزاره جات بود وی توانست قلمرو خود را تا کابل -قندهار- سند و فراه توسعه دهد. امرای ارغونیه مردمان دادگر- دانش پرور - هنر دوست بودند و مجمو عآ از سال ۸۸۴- الی- ۹۶۴ - هجری قریب به هشتاد سال با سیاست و فراست حکومت کردند. امرای ارغونیه از جمله نیاکان مردم هزاره {یعنی هزاره هامغل خالص ان} بوده ‌است که در هزاره‌جات حکومت مستقل و دارای قلمرو وسیع را تشکیل و با درایت کامل اداره می‌نمودند.در این دوران مردم هزاره در اوج شکوفای قرار داشتند و در بین امپراتوری های دیگر آریانا و هند از نظر قدرت ،سیاست و اقتصاد بی رقیب بودند،قرار داشتن جاده ابریشم در هزارستان را می توان یکی از دلایل این شکوفای شمرد.

2)دوران برابری با دیگر اقوام

دراین دوران که مردم هزاره تقریبا با دیگر اقوام خراسان قدیم در عرصه های مختلف سیاسی،فرهنگی،اقتصادی و غیره در یک درجه می زیستند،در منطقه هزاره جات که خیلی بزرگتر از هزارستان فعلی است،بصورت خودمختار زیر نظر قلمروهای قبیله ی و خوانین زندگی می کردند.

نداشتن یک حکومت قانون مند و مدرن در این دوران یکی از دلایل شکست خوردن مردم هزاره در برابر عبدراحمن و تشکل نیافتن کشور بنام هزاره ها بوده است.

در این دوران که تمام معادلات سیاسی جهان بهم ریخته بود،مردم هزاره فرصت خوب داشت تا کشور خودرا تشکل می دادند چون در آن زمان حکومت افغان ها تسلت خوب بر هزارستان نداشت.با وجود انکه در این دوران مردم هزاره دارای یک حکومت بانظم نبود اما افراد برجسته زیاد داشت که برای همکاری با دیگر اقوام افغانستان خیلی تلاش کرد تا برای تشکل دادن حکومت مستقیل در محدوده خراسان قدیم،سهم بزرگ داشته باشد.که در این جا به بعضی از آنها اشاره می شود.

سعی دودمان درویش علی خان در استحکلم دولت درانی که وی سمت نایب الحکومه هرات را دارا بود و تا آخرین روزهای حیات احمد شاه دراین سمت پا برجا بود. این همکاریهای سران مردم هزاره با دولت درانی حداکثر در زمینه حفظ استقلال وتسلط بر نقاط سرحدی و جلو گیری از نفوذ اجانب به داخل کشور و پاسداری از حاکمیت کشور در آنسوی مرز ها بوده است که در تاریخ استقلال طلبی مردم ما اهمیت زیادی دارد.

ابراهیم خان هزاره یکی از داعیان حکمروانی در سر حدات غربی کشور , حاجی فیروز الدین فرزند تیمور شاه والی هرات را تشویق و کمک کرد که غوریان را ازتصرف ولی میرزا والی مشهد دو باره آزاد کند.

بنیاد علی خان هزاره از مردان بزرگ واز خوانین قدرتمند خراسان بود او مردی شجاع , جنگ دیده خرد مند - پر نفوذ و از پر چمداران صیانت وطن در مناطق شمالغرب کشور بشمار میآ ید. بنیاد خان گروهی از جنگاوران هزاره جمشیدی و فیروز کوهی را به اطراف خود جمع کرد و در سال -1231 - هجری قمری ولایت جام و باخرز را تسخیر کرد و تا حوالی مشهد پیش را ند و این مناطق را به زیر فر مان آورد. در سال 1232 - هجری قمری در جنگ میان افغا نستان و ایران و زیر فتح خان جراحت برداشت اما بنیاد خان هزاره در د قایق اخیرجنگ میر زا عبدالو هاب معتمدالدو له اصفهانی را که دومین شخص مهم لشکر قا جار بود به اسارت گرفت بعدآ او را آزاد کرد در بدل آن شجاع السلطنه حکومت جام باخرز وغوریان را به بنیاد خان سپرد.

کرنیل شیر محمد خان هزاره یکی از چهره های معروف در جنگ های پارتیزانی بود در سال 1254 هجری برای دفع تجاوز خارجی چهار هزار نفر قوای جنگی را تجهیزو به قوای کامران والی هرات ملحق گردانید و در نبرد دیگر ی جلو پیشروی آصف الدوله را بسوی قلعه نو مانع شد وتلفات سنگینی بر او وارد ساخت و در سال 1255 هجری در یک جنگ پار تیزانی ششصد رآس اسپ از قوای دشمن را به تصرف در آورد. یکی از مهمترین و بزرگترین کار نامه و مقاومت این مرد رزمنده در برابر سپاه انگلیس در نبر دگاه میوند است. در فرصتی که سپاه ایوب خان از قوای انگلیس هزیمت یافته و مورد تعاقب دشمن قرار گرفته بود. شیر محمد خان هزاره با افراد معیتی خود در مقابل دشمن ایستاده و ساعتها به جنگ ادامه داد و بدین ترتیب از شکست قطعی جلو گیری بعمل آورد و با این عمل جا نبازانه میتوان نام او را در ردیف فاتحان واقعی میوند به ثبت رسانید.

امیر امان الله خان از آغاز جلوس به سلطنت موضوع استقلال با انگلیس ها به میا ن آ ورد . مردم از هر جا بصورت داوطلبانه برای جهاد حاضر شدند واز جمله مردم هزاره علاوه بر هزاران نفری که در صفوف ارد و حاضر خدمت داشت، هزاران نفر دیگر را بطور داوطلبانه آ ماده  جهاد در راه استقلال کشور گردانید و از جمله محمد الله خا ن هزاره - عبا س خان هزاره و عبدالله خان قیاق نیروی منظمی را به کمک جبهه قندهار بسیج نمودند . وتعداد زیادی از جوانان مردم هزاره در جنگ تحصیل استقلال در جبها ت نبرد به شها دت رسیده اند.

اینها تاریخ از جان فدای های مردم هزاره برای استقلال کشور بود که بعدها شاهان همین کشور(افغانستان)مردم هزاره بی رحمانه لگد مال کردن و از تمام حق وحقوق محروم ساختند که بعدا در این باره بحث مفصل خواهد شد.بعد از این همه فداکاری وقتی که سران هزاره متوجه شد که در دولت افغانستان هیچ سهم به انها داده نشده،تصمیم گرفتن تا برای خود شان قلمرو بسازند که در سدر آن میر یزدان بخش بهسودی قرار داشت.میر یزدان بخش بهسودی تلاش کرد تا امیران و خوانین هزاره را برای ساختن یک حکومت منظم متحد سازد،اما قبل از این کار دوست محمد خان که در کابل حکومت میراند با فریب دادن میر یزدان بخش بهسودی و اعدام کردن وی جلوی این کار را گرفت تا رویای مردم هزاره برای داشتن یک حکومت مستقل هرگز برآورده نشود.

3)دوران خورد شدن واز هم پاشیدن

بعد از این که مردم هزاره متوجه شدکه در دولت که با تلاش تمام اقوام مخصوصا مردم هزاره تشکل یافته هیچ نقش نمی توانند داشته باشند،و از سوی دیگر بی عدالتی های اجتماعی از طرف حکومت به مردم هزاره صورت میگیرد،مردم هزاره به ناچار کم کم خاستن تا تکلیف خودا با حکومت روشن کنند که با تحدید عبدالرحمن امیر وقت افغانستان روبرو شدند.قیام مردم هزاره در برابر استبداد داخلی و بی عدالتی های اجتماعی امیر عبدالرحمن خان . بناچار در برابر رویه ای غیر مسوولانه عاملان امیر صورت گرفت. امیر بجای حل و فصل موضوع و تبدیلی کارداران دولت خود توجه نماید به بسیج قوا و سرکوب مردم اقدام کرد .این جنگ نا برابر وغیر عادلانه که به سا ل 1885-هجری آغاز یافته بود تا سا ل1315 - یعنی ده سا ل ادا مه پیدا کرد و در اثر آن بیش از 62- فیصد نفوس مردم هزاره قتل عام شد و ویرانیها و نابه سامانیهای جبران ناپذیری برمناطق هزاره نشین ومردم وارد گردید.وآنان را به استعفاف کشانید .این قیام به مقصد رفع بیداد گری و تامین عدالت اجتماعی , در تاریخ وطن ما نقطه عطفی بحسا ب می آ ید که یاد آن از صفحه ء روزگار محو نخواهد شد. در این جنگ غیر عادلانه به قول خود امیر در تاج التاریخ یک سپاه پنجا ه هزار نفری ونیز به قول منابع دیگر بیشتر ازآن تعداد- افراد ایلجاری اشتراک داشتند .که بر جان وما ل مردم , برخلاف موازین انسانی و اسلامی و دست درازی کردند وحتی زنان ودختران و اطفال را به اسارت کشیدند. این قیام مردم هزاره در برابر بیدادگری و استبداد- نشان دهنده ءروحیه ضدستمگری وبی عدالتی وضد افکار برتری جویانه می باشد . ,محمد عظیم بیگ سه پای رهبر و پیشوای قیام کننده گان مردم هزاره و برگزار کننده اولین جلسه یا جرگه عمومی میران هزاره در هزاره جات که در مقابل قوای مهاجم امیر عبدالرحمن خان فدا کارانه رزمید و بخاطر منافع مردمش از امتیازات لقب سرداری ومعاش مستمری صرفنظر نمود. در تاریخ مردم هزاره صفحاتی بی عدالتی وبیرحمی بی مانندی علیه آنان نیز وجود دارد که نمی توان آنها را بدون احساس درد مرور کرد .

با شكست مقاومت هزاره ها در برابر امیر عبدالرحمان، دوره ی انزوا و گم شدگی سیاسی هزاره ها آغاز گردید. دوره ا ی كه یك قرن طول كشید و طی آن، نه تنها هویت تاریخی و اراده سیاسی، بلكه آن «رؤیای تاریخی» نیز از هزاره ها گرفته شد. بعد ازین جنگ نا برابر مردم هزاره با گرسنگی ، برده گی و آواره گی زندگی میکرد. رهبران مقاومت هزاره ، تلاش كردند تا به نحوی از جامعه ی هزاره در برابر سیاست های ویرانگر حكومت های خاندانی و فاشیستی، دفاع نمایند و از فروپاشی كامل موجودیت و هویت این جامعه، جلوگیری كنند. چهره های شاخص این دسته عبدالخالق قهرمان, اسماعیل بلخی , برات علی تاج , ملا فیض محمد كاتب، ابراهیم خان گاوسوار, فرقه مشر فتح محمد خان فاتح کوتل اونی , احمد خان شاهنور, غلام نبی خان چپه شاخ , غلام نبی خان گلگ ، تقی دایز نگی , جنرا ل علی دوست خان ، اسماعیل لو لنجی، میر علی گوهر غور بندی و غیره بودند . شخصیت های بالا بخاطر رهائی و نجات مردم هزاره از شر استبداد وبی عدالتی قدرت های حاکمه سالهای طولانی را در زندان ها و سیاه چالها سپری کردند و مبارزات جانبازانه را انجام دادند یاد همه شان گرامی باد.

فصل دوم:دوران بعدازجمهوری

در زمان جمهوری سردار محمد داود خان که وی یکی از شخصیتهای متعصب و قبیله گرا و در دشمنی با مردم هزاره شهرت داشت. هیچ یک از شخصیت های سیاسی هزاره در حکومت او در کابینه و حتی مقامات, متوسط دولتی راه داده نشد .اما مردم هزاره رنج ها ی زیادی از حکومت استبدادی این سردار هزاره ستیز متحمل شدند.همانطور که در بالا گفته شد دوران بعد از داودخان را هم به سه بخش تقسیم می کنیم،دوران بازیابی هویت،دوران مقاومت،و دوران افتخار و تلاش.

1)دوران بازیابی هویت ملی.با روی کار آمدن دولت کمونستی افغانستان از یک طرف و مخالفان این دولت، از طرف دیگر فرصت خوبی برای مردم هزاره فراهم شد تا در هردو جبه مشارکت داشته باشد. این دوران بعد از ستم های شاهان متعصب افغانستان،بهترین فرصت را برای مردم هزاره فراهم کرده بود تا بازیابی هویت شان را از سر گیرد.در اینجا نگاه مختصری داریم به هزاره های که در دولت کمونستی و خلق افغانستان به مقام های بالای دولتی دست یافتند.رجال سیاسی هزاره که دردوره ای  کمونستی و خلق.حضور پیداکرده بودند یاد آوری میگردد.

عبدالکریم میثاق سال 1357- الی ماه جدی سا ل-1358 -ش. وزیر مالیه

سلطانعلی کشتمند سال- 1357-ش. وزیرپلان. بعدآ زندانی شد.

محمد عوض نبی زاده سال 1357-ش. رئیس منابع دولتی بعدآ زندانی شد.

عباس خروشان سال 1357-ش. منشی مرکزی جوانان خلقی افغانستان.

سلطانعلی کشتمند - سال 1359 -1369ش . صدر اعظم جمهوری افغانستان .

عبدالواحد سرابی سال 1366 - 1371ش. وزیر تحصیلات عا لی معاون صدراعظم و معاون رئیس جمهور.

سلطان حسین خان سال1367 - 1371ش وزیر امور پلان

شاه علی اکبر شهرستانی سال 1367- 1371ش. معاون مجلس سنا

میر خادم حسین بیگ سال1364 - 1367- ش. رئیس شورای مرکزی ملیت هزاره

عبدالکریم میثاق سال 1369 - ش. شهردار کابل

اسدالله کشتمند از سال 1367- 1371 -ش. سفیر در هنگری - ا یران و حبشه

محمد فرید لعلی سال -7 136- ش . معاون شهرداری کابل

شیخ محمد عظیم احمدی یکی از روحانیون شهیدان با میان سال 1364 - ش. والی بامیان

مرحوم غریب حسین خان ارزگانی یکی از متنفذین قومی سال 1367- ش. والی سرپل

مرحوم داکتر محمد لطیف جاغوری فرزند مرحوم محمد شریف پیلوت سال 1364- 1368ش. والی غزنی و معین وزارت عودت مهاجرین.

غلام حیدر جمالی سال 1362 - 1366ش. والی بلخ و معین وزارت شئون اسلامی و اوقاف

مرحوم دگروال نوروز علی سال 1367 - ش.والی و قوماندان امنیه با میان

محمد شریف سال-1366- والی سمنگان

محمد ابراهیم روستا سال 1361 -ش.والی با میان

سلطانعلی ارزگانی سال 1363 ش. والی ارزگان

و تعداد زیاد هم که نام بردنش در اینجا طولانی می شود،به عنوان معین وزارت خانه ها ویا ولسوال،شهردار،معاوین والی،قوماندوی فرقه ها...در این دولت ها مشغول بودند.

اما در طرف دیگر آن که مخافان دولت کمونست هستند نیز مردم هزاره خیلی قدرت مند حضورداشتند.مردم هزاره از اولین اقوام افغانستان بود که جهاد بر علیه دولت کمونست افغانستان را از ولسوالی دره صوف آغاز کردند که در مدت کوتاه این جنگ به تمام نقاط هزارستان و بعدا به تمام افغانستان سراید کرد و مردم هزاره باز توانست کنترل هزارستان را در دست بگیرد و بعدها با تشکل دادن حزب وحدت به رهبری استاد عبدالعلی مزاری تمام مناطق هزارجات را خود مختار اعلان کردند، این تحرکات سیاسی مردم هزاره در آخر منجر به شکست شوروی از افغانستان و بلکل باعث محو و نابودی شوروی از صفحه روزگار گردید؛واما بعد از شکست شوروی مجاهدین افغانستان که از همه اقوام بودند برای تشکل دادن یک حکومت اسلامی در افغانستان باز هم حق مردم هزاره را نادیده گرفت ودولت خود را بیرون از خاک افغانستان در پاکستان و تحت امر دولت پاکستان تشکل دادند که مردم هزاره وقتی دید بازهم با این همه فداکاری هیچ نقش دردولت جدید برای آنها در نظر گرفته نشده،مخالفت خودرا با دولت دست نشانده پاکستان آغاز کرد که بعدا این مخالفت بین همه ی اقوام افغانستان گسترش یافت و گلبدین حکمت یار پشتون هم از جمله مخالفان این دولت گردید.

عبدالعلی مزاری که از نادیده گرفتن هزاره ها بشدت ناراحت بود،حزب وحدت را در غرب کابل مستقر کرد و توانست غرب کابل را بزودی فتح کند وکنترل % 40 از خاک کابل را دردست گیرد و در این مدت جنگ های خونین بین حزب وحدت و شورای نظار صورت گرفت.در این درگیری ها ناجوان مردانه ترین حمله ها از سوی شورای نظار گردید که فاجعه افشار یکی از آنهاست،در فاجعه افشار سربازان احمد شاه مسعود حتی به طفل شیر خواره و پیرزنان هم رحم نکردند و ناپسند ترین کار ها را انجام دادند ومردم بی گناه افشار قربانی این حمله های ناجوان مردانه گردید.شهید عبدالعلی مزاری در دوران حیاتش خیلی تلاش کرد تا مردم هزاره را دوباره از نو بسازد و به تمام جهانیان معرفی کند که در این کارش تا حدود موفق شد و هویت ملی هزاره ها را تاجای که توانست بازسازی کرد ودراین راه از هیچ چیز دریغ نکرد. تا انکه با ورود گروه ناشناخته طالبان به افغانستان سرانجام استاد مزاری توسط طالبان دستگیر و به ( تاریخ1373/12ه ش) در چهار آسیاب کابل به شهادت رسید. زنده یاد مزاری شهید که، محور اندیشه و عمل خویش را برپایه مبارزه بخاطر تأمین حق زندگی، حق کار و حق سهمگیری بدون تبعیض، عادلانه و برابر درحاکمیت برای آن ملیتها و اقوام افغانستان و بویژه هزاره های صلحجو و شیفته آزادی که به چشم شهروندان درجه دوم و حتی درجه چندم نگریسته میشدند، بنا نهاده بود. او دراین راه حق، زندگی خویش را بنام مردم و آزادی انسانهای رنجدیده وطن قربان نمود. روانش شاد باد! بعد از به شهادت رسیدن مزاری مردم هزاره تاچندمدت دوباره دوچار سردرگمی واز هم پاشدگی شد.

2)دوران مقاومت. دراین دوران که طالبان از طریق خاک پاکستان از مرز های جنوب کشور تا کابل پیشروی کرده بود،مرکز حزب وحدت به ناچار از کابل به بامیان منتقل شد ودرآنجا حزب وحدت دوباره با رهبران جدید (کریم خلیلی واکبری)شکل گرفت تا از ورود طالبان به مناطق هزارستان جلوی گیری شود و در شمال هم رهبری حزب وحدت بدست "محقق شولگر"بود دراین زمان مقاومت های خودجوش وبعضی وابسته به احزاب عمده(وحدت وحرکت)بسیاری در مناطق هزارستان شکل گرفت تا دربرابر تهاجمات طالبان از هزارستان دفاع کنند. در زمان طالبان تقریبا تمام مناطق هزارستان بدست حکومت های محلی و خودمختار اداره می شد و در صورت لزوم برای یکدیگر قوای پشت بانی می فرستادند.طالبان که فکر می کردن براحتی می توانند تمام هزارستان را تصرف کنند،بعد از چند حمله دریافتند که شکستن سنگر هزاره ها کار دشوار تر از جنگ با شمال است،طالبان وقتی با مقاومت جانانه هزاره ها روبرو شد به ناچار راه های دیگری را که عربستان سعودی برای آنها پیشنهاد داده بود،به اجرا گذاشت(تحریم هزارستان) تقریبا چند سال از ورود طالبان به افغانستان می گذشت اما طالبان موفق به تسخیر هزارستان نشده بود آنها به ناچار راه دوم یعنی تحریم هزارستان را آغاز کردند،تحریم علیه هزارستان تقریبا سه سال به طول انجامید در این تحریم مردم هزاره با هیچ یک از شهر های تجاری افغانستان ارتباط نداشت و از ورود هرنوع مواد( پوشاک،خوراک ودیگر وسیله ها)به داخل هزارستان محروم بودند؛ تا انکه سر انجام در سال (1378ه ش) بامیان تسلیم شدن خود را دربرابر طالبان اعلام کرد و این بود که تمام هزارستان به یک باره بدست طالبان افتاد، ودر مدت دوسال که طالبان در هزارستان حاکم بود تمام جنایت های عبدالرحمن را علیه مردم هزاره از سر گرفت (در مرحله اول شکستن مجسمه های بودا در بامیان، سر بریدن مردم یکولنگ،آتش زدن خانه ها و مغازه ها دربامیان،منع مدارس دخترانه ،منع اجرای مراسم مذهبی،ورود کوچی ها و خوردن مزارع مردم توست شتران وگوسفندان آنها،جمع آوری مالیات سر خانه،آدم و زمین وهزاران شرط وشروط دیگر برای مردم هزاره)طالبان با این کارش برای همه مردم هزاره ثابت کردکه برای تمام کردن کار نیمه تمام "عبدالرحمن" در هزارستان آمده است؛اما مردم هزاره باوجود این همه فشار های که از سوی طالبان بر آنها وارید شده بود روحیه باز یافته ی خود را از دست ندادند و راه رهبر شان (شهید عبدالعلی مزاری را درپیش گرفتند و همچنان به مقاومت ها ادمه دادند تا انکه در سال (1380 ه ش)با سرنگون شدن برجهای دوگانه درامریکا طالبان هم سرنگون شد.

3)دوران افتخار.

گرچند مدت زیاد از روی کار آمدن دولت دمکراسی در افغانستان نمی گذرد و این دولت هم کاری مفید برای مردم هزاره انجام نداده است، اما با توجه به پیشرفت چشم گیر فرزندان هزارستان در همه عرصه ها، بدون شک این دوران را ما می توانیم دوران افتخار برای هزاره ها بدانیم، یکی از دلایل پیشرفت سریع هزاره ها درمدت این 9 سال می تواند امن بودن هزارستان باشد، در مدت این نه سال هزارستان به عنوان امن ترین منطقه افغانستان معرفی شده است.در زمان های نه چندان دور درمناطق هزارجات اگر نامه ی می آمد آن نامه را در چند قریه می بردند تا بلآخره یک نفر سواد خواندنش را داشته با شد این درحال است که هم اکنون در هرخانه از هزارستان دو تا سه نفر با سواد هست که یک شان حتما دوازده پاس یا دانشگاهی هست،در زمان دور تر اگر ما صدای آبه میرزا(دلآرام)را از دل کوه های سر به فلک کشیده هزارستان می شنیدیم هم اکنون صدای دلنواز الهه سرورها را از قلب کابل از مجلل ترین تالار ها می شنویم و ده ها خواننده و هنرمند دیگر که درمدت کوتاه همین 10 سال از میان فرزندان هزاره رشد کرده و به درجه استادی رسیده اند و برای مردم هزاره افتخار می آورند، و ده ها ورزش کار دیگر از بین همین مردم هزاره به مسابقات بینلملی راه یافته اند و برای افغانستان مدال کسب کرده اند که از جمله اولین مدال المپیک برای افغانستان توسط روح الله نیکپی هزاره آورده شد،روح الله نیکپی در المپیک 2008 پکنگ موفق به مدال آوری برای افغانستان گردید.پیل زابرسکی یکی از نوسندگان غربی در مقاله (هزاره ها بیگنگان افغانستان )می نویسد: شش سال پس از سقوط طالبان, هنوز آثار جراجت برسرزمین هزاره چات باقی مانده است. اما با این وجود, آنچه را که امروز در این سرزمین میبینی ده سال گذشته حتی تصور آن هم ممکن نبود.امروز, بامیان از امن ترین مناطق افغانستان محسوب میشود, تقریبا عاری از زمین های کشت تریاک که در مناطق دیگر به وفور یافت میشود. نظم سیاسی جدیدی براین سرزمین حکم فرماست. هزاره ها اکنون به دانشگاه دسترسی دارند, به پست های دولتی و دیگر جاده های رو به پیشرفت و ترقی که مدت مدیدی بود از آن محروم شده بودند. یکی از معاونین رئیس جمهور کشور هزاره است , و یک زن هزاره , تنها والی زن در این کشور است, اولین زنی که توانسته چنین موقعیتی را به دست آورد. پرفروش ترین رمان آمریکایی, بادبادک باز, شخصیت داستانی یک هزاره را به تصویر میکشد و یک هزاره واقعی برنده اولین "ستاره افغان  " شده است.همچنان که این کشور در تلاش است تا بعد از ده ها سال جنگ داخلی, خود را از نو بازسازی کند, بسیاری بر این باورند که هزاره جات در این زمینه میتواند بهترین الگو باشد, نه فقط برای هزاره ها که برای کل افغان ها. اما گاه خاطرات تلخ گذشته و ناامیدی های امروز سایه شک بر چنین باور خوشبینانه ای می افکند: جاده هایی که هنوز تعمیر نشده, شورش گاه به گاه طالبان, و قیام تندروان پشتو.در سال های اخیر, مدارس زیادی به کمک تیم بازسازی ولایتی و دیگر نمایندگان از سایر ارگان ها در منطقه هزاره جات ساخته شد. در ولایت دایکندی, تعدادی از نوجوانان می گفتند که جوانان در اینجا ازدواج نمیکنند مگر اینکه تحصیلات خود را تمام کرده باشند. بیشتر از یک سوم کسانی که در آزمون ورودی دانشگاه شرکت میکنند از دانش آموزان هزاره هستند. و این تعداد هر روز بیشتر میشود. ریحانه آزاد یکی از اعضای شورای ولسوالی در دایکندی می گوید: اینجا دختران به مکتب میروند. آنها هم باورهای خود را دارند و هم آزادی خود را.

شاید روزگاری این دانه ها به بار بنشیندد و تمام کشور از آنها درس بگیرند. اما در حال حاضر خانواده ها باید در پی نگرانی های خود باشند. که عمدتا به این مفهوم است که باید جایی بروند که کار وجود داشته باشد. در این قریه و آن قریه شما زنهایی را می بینید _ در حالی که دامن های بلند, بلوز و روسری های آبی, سبز و قرمز پوشیده اند_ که برفهای پشت بامشان را پارو میکنند یا روی زمینهایشان به تنهایی کارمی کنند, چون مردهایشان به شکل روز مزد در پاکستان, ایران, هرات و یا کابل کار میکنند. این وضعیت هم برای مردانی که می روند و هم برای زنانی که می مانند سخت و طاقت فرساست. اما گاه خو کردن به یک مکان به مفهوم یافتن مکانی جدید است. برای بسیاری این مکان جدید شهر کابل است, جایی که %40 از ساکنین آن در حال حاضر هزاره هستند. در خیابان های اطراف قسمت غرب کابل, شما بچه های هزاره را می بینید که یونیفرم مخصوص پوشیده به مکتب میروند. فروشندگان هزاره را می بینید که دکان های خود را باز کرده اند و خیاط های هزاره که مشغول کار شده اند. "حسین یاسا" سردبیر روزنامه "daily outlook" می نویسد که هزاره ها اکنون ایستگاههای تلویزیونی مخصوص به خود دارند, صاحب روزنامه هستند و مدارس و مساجد مخصوص شیعه را در دست ساخت دارند. یاسا می گوید:طبقه متوسط هزاره ها به سرعت رشد میکنند.فرزندان هزاره هم اکنون از پیشرفته ترین سازه های بشر مثل اینترنت بخوبی می توانند استفاده کنند.هم اکنون بیش از %80کاربران اینترنت افغانستان را هزاره ها تشکل میدهد و مدیران بیش از %80از سایتهاو وبلاگهای افغانستان از نوسندگان هزاره هست.در زمان کمی دورتر اگر یک هزاره را در کابل می دیدند اورا به نام کالای که با خود از دهات آورده بود صدا میکردند،مثلا اگر پست آورده بود،می گفتند او پست و یا شخل،جو، باقلی...این در حال است که هم اکنون هیچ سیمناری در کابل بدون سخنران هزاره برگذار نمی گردد.من امید وارم که این پیشرفت ها همچنان ادامه داشته باشد تا فرزندان هزاره بتوانند آرزو های پدران ومادران خودرا که روزی برای آنها لالایی های حماسی می خواند،برآورده کنند.فرزندان هزارستان هنوز هم قله های زیاد برای فتح کردن در پیش دارند.

ماخذ:

 (هزاره و یکیپدیا)

هزاره ها ازقتلعام تا احیای هویت-(هزاره ها بیگانگان افغانستان) نوسنده:پیلزابرسکی

(هزاره ها بومی ترین مردم افغانستان)نوسنده:عوض نبی زاده، نشر:سایت کاتب هزاره

(هزاره های افغانستان)نوسنده: سید عسکر موسوی

(هزاره نسلی از سلسله ترکتباران)........