پیشنهاد مشخص در رابطه با عملی کردن طرح پیشنهادی
سیاست خاموشی مطلق و قناعت ،که بگفته این رهبران « بهتر است دیو را از خواب بیدار نکنیم » تا اکنون نتیجه نداده و بعد ازین نیز نتیجه نخواهد داد. دیو همیشه بیدار و در هر لحظه آماده وارد کردن ضربه های مهلک جدید بر پیکر در غیر انهم توته و پارچه ملیت ما و قربانی گرفتن جدید از ملیت ما است .
مقدمه
دوستان نهایت عزیز و محترم ، وطنداران گرامی!
چندی قبل در ضمن مطلبی بنام « افشاز زخم خونینی در قلب هزاره» که از طریق سایت وزین جمهوری سکوت نشر گردید ، طرح پیشنهادیی را در رابطه به ایجاد یک سازمان سرتاسری هزاره های جهان ارایه کرده بودم. ممنون و متشکرم از دوستانیکه به این طرح واکنش نشان داده و عملی شدن آنرا پیش زمینه ی برای نجات ، تامین و تضمین امنیت و ارتقا و رشد سطح فرهنگی و اقتصادی ملیت هزاره دانستند. بر علاوه حس مسئولیت خودم ، همین واکنش دوستان ، مرا واداشت تا به تعقیب ارایه این طرح ، نحوه اجرا و عملی کردن آنرا ( از دیدگاه خودم) نیز پیشنهاد نمایم تا از یکطرف تصویری که در نزد یکعده از وطنداران ما که با شک وتردید به این طرح می بینند وآنرا مشابه به رها کردن تیر در تاریکی میدانند ، روشنتر گردیده و از طرف دیگر به هواداران این طرح ، راه امکانات عملی ساختن آن را باندازه توانم رهنمایی کرده باشم.
مقدمتاً باید عرض کنم که ، من باور کامل دارم که ملیت هزاره شایستگی بیشتر و بالاتر از موقف سیاسی و اجتماعی کنونی اش در افغانستان را دارد . تنها راهی که به آن میتوان دست یافت ، اتحاد وهمسویی همان استعدادهای تیت و پراکنده وشخصیتهای ناشناخته شده ملیت ما است که باید همه در یک سازمان واحد جمع گردیده وبه استعدادها سمت و جهت مثبت داده شود. با جرئت میتوانم بگویم که، جوانان ملیت هزاره یکی از نیرومند ترین، بیدارترین ، آگاه ترین ، صادق ترین ، متمدن ترین، بادرکترین و با احساس ترین جوانان در کشور و منطقه میباشند. نیروی فزیکی و دماغی این جوانان باید در راه احیای هویت هزاره ها ، آبادی ورشد اقتصادی مناطق هزاره نشین و تنویر ذهنیتهای مردمش بکار گرفته شود . ذهنیت هاییکه مارا بنام های شیعه و سنی و اسماعلیه و جعفری ، راستی و چپی و .. تقسیم کرده و فقط میتوانند به نفع دشمنان ملیت هزاره و یا طفیلی هایکه ازنام مذهب و ملیت خود، زندگی کرده و تفرقه را وسیله قیادت و سیادت خود میدانند ، باشند . ذهنیت های مردم وملیت ما باید همه برای تحقق احیای هویت هزارگی و ایدیای ایجاد یک هزارستان جدید آماده گردند.
تاریخ 250 سال اخیر نشان میدهد که صرف یاد آوری از حقایق تلخ تاریخی و بگریه وزاری پرداختن و نوحه مرثیه سردادن، دردهای ملیت ما نه تنها مداوا نکرده بلکه دیگر هم بیشتر ساخته است. ناله وفغان سردادن ، به سر و صورت خود کوبیدن و از یک فاجعه تا فاجعه دیگر زیستن و منتظر قتل و کشتار دسته جمعی بعدی بودن ، در حقیقت به معنی تسلیمی بوده و تمام عمر در ترس و لرز زندگی کردن است . همان تسلیمی و ترس ولرزی که ، همه غرور و غیرت وهمت و مردانگی مارا تا بنیاد خدشه دار ساخته است. بیایید یک کمی خودرا مطابق بشرایط کشور و جامعه ایکه در ان زندگی میکنیم عیار بسازیم . درمقابل سیاست خشونت از خشونت و درمقابل سیاست نیرنگ از نیرنگ و در مقابل سیاست صلح از صلح کار بگیریم. سیاستهای مطیع و منقاد بودن بیش ازحد ما ،که عمدتاً از طرف عده از رهبران و متنفذین محلی، بر مردم ما تحمیل گردیده است ، بیشتر برای کسب و جلب توجه حاکمیت های مستبد ملی ، نسبت بخود این رهبران و به تحت الحمایه گرفتن آنان جهت سرکوب و اتلاف بیشتر حقوق این ملیت میباشد. سیاست خاموشی مطلق و قناعت ،که بگفته این رهبران « بهتر است دیو را از خواب بیدار نکنیم » تا اکنون نتیجه نداده و بعد ازین نیز نتیجه نخواهد داد. دیو همیشه بیدار و در هر لحظه آماده وارد کردن ضربه های مهلک جدید بر پیکر در غیر انهم توته و پارچه ملیت ما و قربانی گرفتن جدید از ملیت ما است . بر عکس این ما هستیم که تا حال در خواب گرانیم .
بیایید هنوز هم دیر نشده از خواب بیدار و آماده دفاع ازننگ و ناموس و مردم و خاک و وطن خود گردیم.
همه آگاهی داریم که نظر به اسناد و شواهد معتبر تاریخی 62% مردم ومنطقه هزارستان توسط عبدالرحمان جابر تباه و بغارت رفته است . ما نسل کنونی حق نداریم که در سرزمینی که مردم آن از جمله نفوس بومی بحساب آمده و از هزارها سال باینطرف نیاکان ما تمدن کیانیان و زابلستان و شاران و شیران و غوریان را داشته و صفحات آفتخار آمیزی را در تاریخ این خطه ثبت کرده اند، همان 38% دیگر را نیز از دست دهیم.
نسل آینده هزاره و تاریخ این ملیت هرگز مارا نخواهند بخشید.
دیده میشود که، در شرایطیکه وضع امنیتی در کشور روز بروز رو بخراب شدن واوضاع سیاسی برای ملیت هزاره در نازل ترین سطح قابل قبول قرار دارد ، رهبران کنونی ملیت هزاره آنهاییکه تا هنوزهم از نام بهترین فرزند صادق و فداکار این ملیت شهیدعبدالعلی مزاری ، بهره برداری سیاسی میکنند ، صرف بفکر خود بوده ، آگاهانه و یا ناخود آگاه آینده ملیت مارا بسمت نا بودی سوق و رهبری میکنند. انزوای سیاسی ملیت هزاره در سطح کشور و بی اعتمادی کشورهای غربی نسبت به ملیت هزاره به اتهام تمایل ایرانی داشتن که از رهبران ملا منش ما منشه میگیرد ملیت مارا به بانکروت کامل سیاسی و اقتصادی مواجه ساخته است.
ما با درک این حقیقت که در شرایط کنونی رهبران ملیت هزاره ، دیگر پا بپای تغیرات ملی و بین المللی که ازان به منافع ملیت ما اسفاده گردد، حرکت نتوانسته و همچنین دارای ستراتیژی مشخصی برای حال و آینده ملیت و مردمش نمی باشند ، لازم می بینیم تا در ایجاد یک سازمان سرتاسری ملیت هزاره که بتواند خلای ایجاد شده کنونی را پر و نقش ملیت مارا در سیاست های داخلی و خارجی کشور و جذب کمک های بین المللی در راه آبادانی مناطق هزاره نشین برازنده بسازد ، اقدام و دراین راه همت بگماریم. سازمانیکه از عمق توده ها برخواسته و جوابگوی نیازهای تمام صنوف و لایه های ملیت ما بوده و بتواند ملیت مارا از انزوای سیاسی در داخل و خارج کشور آزاد سازد. سازمانیکه با کار وفعالیت فداکارانه اعضا و هواداران خود ، تا سرحد خودمختاری ، آینده ی درخشان و دورنمای روشنی را برای مردم و نسل آینده به ارمغان داشته باشد.
ما از تمام سازمانهای سیاسی فعال ملیت هزاره ، طرفداران سازمانهای چپ دموکراتیک و سازمانهای معتدل و میانه رو راست بشمول شاخه های حزب وحدت ، از تمام شخصیتهای سیاسی ، علما و دانشمندان ، منورین و روشنفکران ، بزرگان و موسفیدان قومی ،متنفذین و خوانین محلی ، و فرد فرد این ملیت غیور دعوت میکنیم تا با پذیرفتن شرایط جدید محیطی و منطقوی ، اهداف و استراتیژی جدید مردمی ، در طرح و تاسیس سازمان جدید اجتماعی باجوانان ملیت خود همکاری کنند. سازمان جدیدیکه در محراق و نقطه تقاطع آرمانها و آرزوهای تمام سازمانهای هزارگی و فرد فرد این ملیت ما قرار داشته بیانگر منافع تمام ملیت هزاره باشد.
فکر میکنم که دیگر زمان آن گذشته است که با مقالات و سخنرانی های داغ و آتشین خود ، مردم را بوعده های دور ونزدیک رنگارنگ امیدوار بسازیم . باسخن نمیتوان شکم مردم را سیر و امنیت جان و مال آنان را تامین و تضمین کرد. دردهای مردم ما نه تنها ببیان کردن ، بلکه بیشتر از همه بدرمان ضرورت دارند. وقت عمل کردن و اثبات نمودن ادعای قوم دوستی و وطن پرستی ما فرا رسیده است و ما فقط در کار مثبت و مثمر خود برای قوم وملیت خود میتوانیم ازین سنگ محک و میدان امتحان موفقانه بیرون آمده مسئولیت خودرا در مقابل آنهاییکه مارا زاده و بما عقل وشعور وهویت داده اند ، اداء نماییم.
گامهای اولی در راه عملی ساختن طرح
اول- ایجاد سازمانهای اولیه محلی
با وجودیکه میدانیم ، عملی کردن طرح ایجاد سازمان سرتاسری ملیت هزاره و جهانی ساختن آن کاریست دشوار و بگفته دوستان ، زمان ، شجاعت و دلسوزی کار دارد ، اما بازهم از آنجاییکه توقف ما بمعنای مرگ ونابودی ما بوده و آیندهء ملیت مارا به لجنزار بدبختی میکشاند ، جبرزمان و احساس مسئولیت در قبال این ملیت ، مارا مجبور میسازد تا دست به دست هم داده و با تصمیم قاطع در این راه اقدام کنیم. بگذار حرکت ما خیلی بطی و لاک پشتی باشد اما بازهم حرکت است و بر توقف کنونی که مارا بمرداب سیاست تبدیل کرده است رجحان دارد. اما آنچه ارتباط میگیرد به شجاعت و دلسوزی که دوستان ، پیش شرط تطبیق این طرح میدانند ، من شخصن ایمان کامل دارم که دربین افراد با استعداد ملیت ما تعداد اشخاصیکه دارای این صفت و ممیزه باشند ، کم نیستند. موجودیت منورین و روشنفکران آگاه با درک احساس از وجایب و مسئولیها ی شان ، لایه های وسیع اجتماعی ملیت هزاره دهقانان ، کارگران ، اهل کسبه ، تجاران و محصلین و کارمندان دوایر دولتی و موسسات خصوصی ، زنان و مردان ملیت ما در سراسر جهان از کانادا تا چاپان ، از ناروی تا استرالیا ،که تشنه ی کار و خدمت به مردم شان میباشند ، میتوانند تضمینی خوبی برای موفق بودن و عملی شدن این طرح باشد.
من گام های اولی در ایجاد این سازمان را به شکل زیر پیشنهاد میکنم:
1- ایجاد گروپ ها ی همفکر و هم نظر در سطح هر ولسوالی ، ولایت و شهر در داخل افغانستان ، گروپ هاییکه حیثیت خشت اول سازمان سرتاسری ملیت هزاره را دارا می باشد . انتخاب یکنفر از هر گروپ بعنوان مسئول همان گروپ و تامین ارتباط و همکاری این گروپ ها با همدیگر از طریق اعلامیه ها در رسانه های الکترونی ، تیلفون های موبایل ، پیامهای انتر نتی ، اخبار و روزنامه ها و ..
2- ایجاد سازمانها و گروپهای مشابه در بیرون از کشور در هر شهر ، مملکت و قاره و تامین ارتباط این گروپها باهم از همان طریق موبایل و انترنت و پخش اعلامیه ها و تدویر همایشها و نشستها.
3- بعد از ایجاد چنین گروپها و انتخاب مسئولین گروپ ، ایجاد حلقه های بزرگتر که شامل چندین ولسوالی ، ولایت ، شهر و یا کشور گردد و انتخاب یک مسئول عمومی در هر کشور که جوابگوی و مسئول تمام حلقه ها در سطح همان کشور باشد. باین معنا که فعالین سازمان به مسئولین ولسوالی ، ولایت ، شهر و کشور تقسیم و رده بندی گردند.
4- بعد از ایجاد حلقه های اساسی اولیه ، که عمومن خود جوش بوده و به ابتکار جوانان با درک وبا احساس همان ولسوالی و ولایت و شهر و مملکت صورت میگیرد ، زمینه سازی وفراخوان یک نشست بزرگتر که حیثیت کنگره ویا مجمع عمومی ملیت مارا داشته باشد . نشست این مجمع باید در یکی از شهرها ی افغانستان و یا بیرون از کشور نظر به وضع وشرایط امنیتی و اقتصادی صورت بپذیرد.
5- در مجمع عمومی باید اساسنامه ،نام سازمان و برنامه کار ، ( اهداف دور و نزدیک سازمان و سیاست داخلی و خارجی ) آن ، تایید و تصویب گردد. من عجالتن نام سازمان سراسری ملیت هزاره را «توحید» و یا «نیرو» پیشنهاد میکنم.
6- بالای نام سازمان میشود نظر خواهی گردیده و یک نام کلی و جامع بالای این سازمان که تا اندازه معرف ماهیت و شیوه کار و اهدافش باشد گذاشته شود.
7- در پهلوی نام ، باید لوگو ویا نشان سازمان نیز تصویب گردد. من عجالتن این لوگو را مقطع افقی کراچی سرچپه که بمعنی« جوالیگری بس است!» و یا « ما دیگر جوالی نیستیم !» باشد پیشنهاد میکنم این تصویر در حقیقت یک خط مستقیم افقی و یک چرخ مماس به آن را نشان میدهد که خط افقی راه راست و چرخ علامه تمدن و انکشاف نیز میباشد. . روی تعیین لوگو و سمبول سازمان هم باید نظر خواهی صورت بگیرد.
8- استفاده از هرگونه شعار و سمبولهای غیر اسلامی و اسلامی در لوگوی سازمان میتواند ایجاد جنجال و تفرقه در بین اعضای سازمان که دارای عقاید و نظریات مختلف ایدیالوژیکی اند گردد و بناءً نادرست میباشد. سازمان باید محل تجمع تمام هزاره ها صرفنظر از اندیشه های سیاسی و مذهبی آنها باشد.
9- در مجمع عمومی ،باید اعضای شورای رهبری و مسئولین بخشهای کار و مسئول عمومی شورا برای یک دوره معین از سه تا پنجسال ، انتخاب گردد.
10-ثبت و راجستر این سازمان «نیرو» و یا «توحید» در داخل کشور و اغاز فعالیت رسمی و علنی در داخل و خارج کشور مطابق به قوانین نافذه همان مملکت باید صورت بگیرد.
11- قدم بقدم بسوی تطبیق طرح پیشنهادی ایجاد سازمان جهانی هزاره (درجمهوری سکوت قبلن نشر شده است) ،پیش رفته ، تا باشد که در اثر کار صادقانه ی اعضا و افراد هوادار این سازمان ، بمرور زمان شاهد یک سازمان جهانی هزاره های سراسر جهان باشیم .
سازمانیکه در تاثیر گذاری بر بهبود وضع امنیتی و اقتصادی مناطق هزارستان نقش بسزا داشته و آینده آرام ومرفه را به نسل جوان ملیت ما تضمین نماید.
...
دور از امکان نمیدانم که، با ارایه کردن این طرح و گذاشتن گام های عملی در راه تطبیق آن یک عده از جوانان ما که تا امروز دم از مردم دوستی میزنند ، ممکنست پله ترازوی سنت گرایان ، کهنه پرستان و دیگر نیروهای محافظه کار جامعه و ملیت مارا سنگین بسازند. برعلاوه شاید توطئه ها و شانتاژهای هم براه انداخته و مزاحمتهای را نیز ایجاد نمایند. وبگذار چون این عمل آنها خود بخود همان تصفیه طبیعی است که دیگر هم صفوف هوا داران سازمان را مستحکمتر خواهد ساخت.
و ما که رهروان راه مردم خود هستیم باید آماده پذیرش هر گونه خطر دراین راه بوده وکمر همت را محکمتر از پیش ببندیم تا باشد که با ایجاد یک سازمانیکه اعضای آن با الهام از ضرورت تاریخی و درک مسئولیتهای اجتماعی در قبال مردم خود ، همچون آب زلال راهش را از عمق زمین ، از درون سنگها و صخره ها باز نموده و جلگه های وسیع و سر سبزی را که مردم از فیض وبرکت آن در آزادی ، آبادی و ناز و نعمت زندگی کنند را، بسازند .
من بازهم از تمام دوستان و وطنداران عزیزم که این طرح پیشنهادی را راه گنجشکی برای نجات ملیت ما میدانند ، خواهشمندم تا در جهت تکمیل و تعمیم ان همت گمارند.
با ید آینده را با دستان خود ساخت و اگر ما امروز در این راه غفلت میکنیم ، فردا فرزندان ما هم به همان سرنوشتی مواجه خواهند بود که امروز ما مواجه هستیم. باور کنید که در کشوریکه همه مناسبات سیاسی و اجتماعی قومی اند ما حق نداریم که قوم وملیت خودرا فراموش کرده و آهنگ جهان وطنی بسراییم. این دیگر منتهای ترسو بودن و بیغیرتی مارا نشان خواهد داد.
دوم - ترتیب و تدوین اساسنامه و برنامه کاری
در راه تدوین خاکه اساسنامه و برنامه کاری سازمان سرتاسری ملیت هزاره «نیرو» ، «توحید» نیز باندازه توانم کوشش و تلاش خواهم کرد که بعدن در معرض نظر خواهی عمومی دوستان قرار خواهند گرفت . صادقانه اعتراف میکنم که درتمام بخش ها ، به کمک فعال دوستان نیاز مندم و امید وارم که بخاطر تحقق این هدف خطیر و مقدس از همکاری و کمک های معنوی شان دریغ نفرمایند.
نمره تلفون:375295028975 +
E-mail:zardady@rambler.ru
zardadi124@yahoo.com Zardadi2.blogfa.com
دست بدست هم به سوی آینده درخشان !!