به ياد استادم
رضا يمك
۱۳۸۸ چهارشنبه ۱۲ حوت
4
نسخه مناسب چاپ
پس از سقوط طالبان چند صباحي انديشمندان-نخبه گان و روشنفكران ما واژه ي جنگ سالار را از ناكجا آبادي دريافتند و چون نقل و نبات در هر نشستي با چاي در آميختند و از ناروايي هاي گذشته بر مردمان بي گناه و بي پناه گفتند.
استادم سيورن بلانشه در حملات صبح روز جمعه ي شهرنو كشته شد.مرگ او هرچند برايم قابل باور نيست اما باعث شد كه نگاهي تازه به پيرامون خود بياندازم.من دركجا و در ميان چه كساني زندگي ميكنم؟
به گمانم در سرزمين كذايي ما بايد فاتخه ي انسانيت و ارزشهاي والاي انساني را خواند.هنر و هنر مند كه در اين بين بيخي هيچ شمار نيستند!
روند روبه رشد ناهنجاريها-آدم رباييها-قتل ها و..... به راحتي توانسته انسان و كرامت انساني رادر اذهان پريشان-مريض-ترسو و درگير روز مرگي هاي ما از بين ببرد.به اين بوده همينكه مي بينيم خود و نزديكان ما-هرچند شايد به زودي نزديكان از دايره ي نگرانيها حذف شوند!-قرباني نشده ايم سر بر نازبالش بي خيالي نهاده ومي خسبيم.پيامد اين بي خيالي ها چيزي نيست جز گسترش ناامني ها تا پشت دروازهاي حلبي خانه هاي نه چندان آباد ما.ماياني كه خود را متمدن-بافرهنگ و اي بسا خردمند و دلاور مي دانيم.و اين يعني ما باري ديگر درگير جنگ داخلي شده ايم ليكن خود نمي دانيم.شايد مي دانيم ليكن نمي خواهيم بپذيريم.و شايد حق نيز داشته باشيم كه سر خود را چون كبك در زير برف نماييم.آري سختست خوب گرامي!جنگي كه سي سال مردم ما را چون ماهي در تاوه ي كرايي پخت و روانه ي خانه ي هر شده ناشده يي نمود.اما سر در زير برف كردن هم خردمندانه نيست.
پس از سقوط طالبان چند صباحي انديشمندان-نخبه گان و روشنفكران ما واژه ي جنگ سالار را از ناكجا آبادي دريافتند و چون نقل و نبات در هر نشستي با چاي در آميختند و از ناروايي هاي گذشته بر مردمان بي گناه و بي پناه گفتند.اما متاسفانه در شرايط حاضركه ناروايي ها به مراتب * بنيادين تر - ساختارمندتر و جهت دار تر* از گذشته مي باشند چيزي براي گفتن و يا راهكاري براي برخورد با اين بدبختي هاي روز افزون ندارند.به گفته ي عوام چون خر در گل گير كرده اند.البته اگر من باشم مي گويم دور از جان خر.زيرا آن بدبخت درگير كاري و يا روانه ي راهيست در خدمت تمدن.اما اين عاليجنابان كاكه چطور؟نه.متاسفانه.نه.
حملات انتحاري و درگيريهاي خونين كه دامنه ي شان تا كوچه پس كوچه هاي پيرامون ارگ شاهي كشانيده شده چيزي جز يك خبرچند ثانيه يي چون ديگر اخبار اقتصادي، ورزشي و آب و هوايي نيستند كه در رسانه هاي به اصطلاح آزاد ما باز تاب مي يابند. اگر رقابت رسانه يي، جلب توجه مردم و بدنبال آن كسب آگهي هاي بازرگاني بيشتر نباشد با باورمندي گفته مي توانم كه آن چند ثانيه هم از كشته شدگان در حوادث گوناگون گوشه و كنار شهر دريغ مي شد. آري بيزنس، بيزنس است و اربابان رسانه ها به بازدهي سرمايه ي خود مي انديشند. نه به ريشه يابي معضلات كلان احتماع.
خبرهاي داغ و كوتاه يكي پس از ديگري مي آيند و مي روند. بي آنكه تأثير مثبت بر جامعه داشته باشند و يا باعث دگرگوني در سياست هاي دولت و رفتار سياستمداران به نفع مردم بي پناه شوند. يگانه پيامد آن خسته شدن مردم از شنيدن تكرار فجايع هر روزه مي باشد. پس از خستگي درماندگي و بدنبال آن بي خيالي گريبانگير مردم مي شود. كما اينكه شده است. ديگر تاثر در چهره ها به بوده مرگ انسان و انسانهاي بيگناه ديده نميشود. ديگر كسي به اين نمي انديشيد كه انسان اشرف مخلوقات است. كم كم ارزش انسان و كرامت انساني در اذهان مردم اين مرز و بوم كذايي روبه فراموشي است. و اين يگانه دستاورد رسانه هاي به اصطلاح آزاد و دولت دمكرات و كاردان ما مي باشد. در شرايطي كه ما ميزبان قدرت هاي بزرگ جهاني و پرچمداران صلح و انسان دوستي براي ترويج هم گرايي و هم پذيري ميباشيم.
اين تكرار مكررات است اما با عرض پوزش مي گويم: اگر يكي از فجايي كه هر آن در گوشه و كنار سرزمين ما رخ مي دهد (مثلاً حمله صبح روز جمعه به مهمانخانه ها در شهر نو) جاي ديگري از دنيا اتفاق بيفتد فكر مي كنيد پيامدش براي دولتمردان و سياستمداران آنجا چه خواهد بود؟
اگر ما نگاهي به روند رو به رشد كمكها بياندازيم در سايه اش روند رو به رشد نا هنجاري ها و نا امني ها را نيز به وضوح مي بينيم. چرا؟ آيا اين بدان معناست كه اراده يي شوم در پشت پرده براي تقويت دستگاه آدمكشي طالبان وجود دارد؟ آيا پس از هر عمليات از بودجه يي كه براي باز سازي زيربناهاي اين سرزمين از ماليات مردمان ديگر در نظر گرفته شده به آنها پاداش داده ميشود؟اگر نه پس چرا اين همه مبارزه نتيجه نمي دهد؟نشود كساني هستند كه اينجا را سرزمين قاتلان بالفطره ميدانند و زيربنايي ترين بازسازي را بازسازي سيستم هاي آدم كشي؟
توگويي همه ي كمك هاي چند ساله اخير جامعه جهاني براي رشد و شگوفايي اين سرزمين نه، بلكه براي به منجلاب كشانيدن دوباره اين مرزوبوم بوده است. در دوره طالبان با همه ي كاستي هايش امنيت نسبي وجود داشت بي تفنگ بدستي در كوچه و بازار. اما در شرايط كنوني بر سر هر چهار راهي و در هر كوچه پس كوچه يي تفنگ بدستي را ميتوان ديد. ليكن امنيت؟ كيمياي كميابيست كه در قوطي هيچ عطاري پيدا نميشود.
***
*بنيادين تر: براي حفظ منافع خود قانون مي سازند.
*ساختار مندتر : احزاب-گروهها-شركتها-اينجوها و رسانه هاي گوناگون را مي سازند.سازمانها و موسسات مهم ملي و بين المللي را در انحصار گروه به شبكه هاي خود در ميآورند. تا جهانيان آنچه را آنها ميخواهند و آنگونه كه آنها ميخواهند از ما و شما بنگرند و بشنوند.
* جهت دار تر : از هر آنچه كه ساخته اند براي قدرت بيشتر و حذف ديگران از صحنه هاي سياسي و بين المللي كار ميگيرند. علاوه ي بر آينها براي ساختن پشتوانه و اطمينان از آينده به بورسيه هاي مهم خارجي بي پروا دستبرد ميزنند.
جمهوری سکوت : عکس از وبلاگ دوشنبه ها