همراهانی داریم، همه اهل دل و در جستجوی دنیایی دیگر تا تفسیری بهتر از خود فراهم آرند: دانش‌آموزان معرفت: هادی رهنورد، راضیه رضایی، زینب حیدری، فاطمه جعفری، قاسم میرزاده، سعید مددی، بسم الله احمدی، اسدپژمان و نظیفه علیزاده. شاعر و نقاش و عکاس و نویسنده....

امروز پنجشنبه، رفتیم و تکت‌ها را برای روز دوشنبه ثبت کردیم. پرواز بعد از ظهر دوشنبه است و رسیدن به میدان هوایی دوبی هم نزدیکی‌های شام. پرواز بعدی نیمه‌های شب است و از روز نهم مارچ در واشنگتن و فیلادیلفیا خواهیم بود.

این برنامه به همکاری و اشتراک مکتبی به نام «مکتب قانون اساسی» در فیلادیلفیا و موسسه‌ای به نام «مرکز قانون اساسی» در همین شهر و با حمایت مالی موزیم ملی فیلادیلفیا انجام می‌شود. آنکه دست ما را در همه‌ی این احوال گرفته است، جیف سترن است که در دانشگاه امریکایی افغانستان معاون عبیدنجاتی بود و عبید نجاتی همان کسی است که برای کسانی زیاد در این شهر راهی باز کرد و امیدی خلق کرد و تقوای علمی را با مناعت شخصیتی به آنها یاد داد. روزی که او با جرقه‌ای از یک آتش به کابل آمد، شمع‌های زیادی خاموش و بی‌اعتنا به هر سو نگاه می‌کردند. اما وقتی او خواست از دانشگاه امریکایی به محل بلندتر و پرثمرتری رحل کشد، کسانی زیاد در امتداد گام‌های او شمعی در دست داشتند.... جیف و جنیت و یوهان و بعداً ده‌ها و صدهای دیگر از همین محل دست به معرفت آوردند و هدیه به دل‌سوختگان این دهکده‌ی علمی دادند. اکنون چند دانشجویی از همین سلسله به آن مرکز اکادمیک و علمی راه باز کرده اند که سنگ اولش را نجاتی گذاشت.

... و اینک سفری در ادامه‌ی همین خط.

تجربه‌ای خواهد بود جالب و قشنگ و به یادماندنی و پر از آموختن و تجربه گرفتن. از میان اعضای گروپ، یکی استاد مسافر است که هنوز به خاطر مشکلاتی که در ویزا گرفتارش شد، قول همراهیش را نگرفته ایم. تا آخرین، دقایق ناامید نخواهیم شد و دست از طلب برنخواهیم داشت، اما به نظر می‌رسد وقت برای داشتن او خیلی تند به سوی آخر خط کشانده می‌شود. استاد مسافر در طول هفت هشت ماه گذشته با شاگردان خود راه رفت و آنان را با هنر عکاسی آشنا ساخت و قرار بود برنامه‌ی سفر را هم تکمیل کند. چرا ویزایش دچار مشکل شد؟ ... هنوز نمی‌دانیم. برنامه به خاطر گیر آوردن و تکمیل کردن ویزا سه بار به هم خورده و به نظر می‌رسد دیگر امکان تبدیل و تغییرش هم نیست... باید رفت ولو بدون استاد!