خط قرمز آزای بیان تا کجا باید باشد؟
محمد اسحاق فیاض
۱۳۸۸ شنبه ۱۵ حوت
3
نسخه مناسب چاپ
افکار و اندیشه های گوناگون ، پا به عرصه مطبوعات کشور گذاشتند، از نظر تاریخی طی8سال گذشته عصر طلایی آزادی بیان در افغانستان باید باشد، زیرا در این مدت افغانستان با انبوه رسانه های جمعی مواجه بوده است.
رسانه های جمعی اعم از مطبوعات، رادیو و تلویزیون، رکن اساسی آزادی بیان را تشکیل می دهد و آزادی بیان رکن اساسی دموکراسی در هر کشوری است. در واقع میزان استحکام بنیادهای دموکراسی در هر کشوری به شرایط و گستردگی آزادی بیان در سایه رسانه های جمعی، آشکار می گردد. در سایه آزادی بیان آگاهی توده های مردم رشد می کند و خرد جمعی و انگیزه های رعایت به قانون و حقوق شهروندی را بالا می برد، در سایه نقد جمعی چالش های اجتماعی حل می گردد و اشتباهات مدیران دولت گوشزد شده و راهکارهای درست را فراروی آنان قرار می دهد. آزادی بیان نوعی هژمونی اجتماعی را در قالب نظارت عمومی بر دولت و مدیران بوجود می آورد و مانع سوء استفاده مدیران و کارمندان دولت می شود.
بر این اساس آزادی بیان فرایندی است که در کنار نقد و انتقاد از ساختارهای روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه گرفته تا نظام سیاسی، احزاب و گروهمایی و کلوپها و ... زمینه ساز راهکارهای سازنده است. بسیاری از اشتباهات و یا راهکارهایی را که مسئولین و مدیران دولتی و سازمانی متوجه نمی شوند، رسانه های جمعی آن را بزرگ کرده و گوشزد می نماید. آزادی بیان منادیان آزادی و حقوق شهروندی و تبلور جامعه مدنی است که بدون آن جامعه مدنی و آزادی شکل نمی گیرد.
تا پیش از این آزادی بیان در افغانستان فراز و نشیب تلخ و رقت بار داشت است. اما پس از موافقت نامه بن و استقرارنظام دموکراسی و حکومت قانونی در افغانستان، بنیادهای جامعه مدنی کم کم شکل گرفت، مطبوعات و رسانه ها که رکن چهارم دموکراسی را تشکیل می دهد، در افغانستان و بویژه شهرهای کابل جان تازه ای گرفت، تلویزیونها و رادیوهای خصوصی، در کنار رادیو و تلویزیون دولتی به نشرات خودآغاز کرد، روزنامه ها، هفته نامه ها، ماهنامه ها و فصلنامه های متنوع ومتعدد، با افکار و اندیشه های گوناگون ، پا به عرصه مطبوعات کشور گذاشتند، از نظر تاریخی طی8سال گذشته عصر طلایی آزادی بیان در افغانستان باید باشد، زیرا در این مدت افغانستان با انبوه رسانه های جمعی مواجه بوده است.
هم اکنون در افغانستان بیش از صد فرستنده رادیو،
21 کانال تلویزیون سراسری و چند کانال تلویزیونی ولایتی، فعالیت می کند که بسیاری انها خصوصی است و در زمینه مطبوعات حداقل 12 روزنامه، در حال نشر است، این آمار نشان می دهد که وضعیت رسانه ای و آ زادی بیان نسبت به گذشته مطلوب بوده است و نیزهم اکنون در افغانستان صدها خبرنگار مشغول فعالیت هستند ودو اتحادیه ژورنالیست ها از حقوق آنان دفاع می کنند.
اما آنچه در این میان به عنوان چالش رسانه ای مطرح شده ، نبود نظم رسانه ای یا افسارگسیختگی رسانه ای است .
تردیدی نیست که مردم ما اکنون به آزادبیان عادت کرده اند و برای شان دشوار است سانسورو استبداد رسانه ای را تحمل نمی کنند. اما آنچه در این میان آزادی بیان را به چالش کشیده است نبود تعریف جامع از آزادی بیان و تعین نشدن حد و مرز مشخص برای آزادی بیان است. به راستی حد و حدود ازادی بیان در افغانستان تا کجا است و خطوط قرمزی که برای ان باید مشخص شود کدام مسئله و موضوع باید باشد؟
اعتراضاتی که در مورد مورد محدودیت نشر زنده حملات تروریستی صورت گرفته مصداق عینی این موضوع است که هنوز ازادی بیان تغریف درست نشده و حدود آن مرز بندی نگردیده است. آقای سعيد انصاري سخنگوی سازمان امنیت ملی در يك نشست خبري گفته است: پس از هماهنگی های صورت گرفته با مقامات نظامی کشور، وزرات داخله با ارسال نامه ای به رسانه های تصویری از آنان خواسته است که از پوشش مستقیم حوادثی مانند انفجارهای اخیر در کابل، پرهیز کنند. وی دلیل این امر را اینگونه بیان نمود که پخش مستقیم چنین حوادثی می تواند به شورشیان و مهاجمان کمک کند زیرا این احتمال وجود دارد که اسرار نظامی در هنگام اجرای عملیات منتشر گردیده و دشمن سوء استفاده نماید. لذا برای جلوگیری از همین خطرها نهادهای امنیتی و تقریباً شورای امنیت ملی دستور به "وضع محدودی" داده است. براساس این دستور سازمان امنیت ملی و وزارت داخله همه رسانه های داخلی و خارجی موظفند تا زمان پایان نیافتن عملیات نظامی و اطلاعاتی خبر تهیه ننمایند، در غیر این صورت تمام وسایل آنها ضبط می گردد ولی پس از اتمام عملیات می توانند از نتیجه درگیری ها فیلم و اطلاعات تهیه نمایند.
بسیاری از فعالان عرصه خبر معتقدند این تصمیم دولت سبب خواهد شد تا حقایق به مردم منتقل نشود و مردم از دانستن وضعیت امنیتی در جریان حملات محروم بمانند و این خلاف قانون آزادی بیان می باشد.زیرا مردم ميخواهند تمام حقايق موجود را در زماني كه رخدادهاي امنيتي صورت ميگيرد بدانند. و این تصمیم وزارت داخله و سازمان امنیت ملی کشور خلاف قانون اساسی و مفاد قانون رسانه ها می باشد چرا که در سراسر جهان پوشش رسانه های تصویری از حوادث تروریستی مطابق به قانون بوده و نظارت بر کار آنها باید از سوی مراجع قانونی صورت گیرد.
سئوال اساسی این است که ایا ازادی بیان مقدم بر مسایل امنیتی است یا ازادی بیان؟
تردیدی وجود ندارد که در همه کشورهای جهان و حتی کشورهای غربی که خود را مظهر آزادی بیان معرفی می کنند، امنیت را مقدم بر ازادی بیانی می داند که سبب تهدید امنیت می گردد.
کابل طی یک ماه اخیر دو حمله تروریستی را تجربه کرده است، در این حمله خونین و خسارت بار تروریستی رسانه های تصویری با یک دیگر برای نشر زنده و لحظه ای گزارش از صحنه های تروریستی با یک دیگر به رقابت پرداختند و خبرنگارها و تصویر برداران خود را به عمق خطر نیز فرستادند و تمامی جهانیان توانستند صحنه های تروریستی کابل را همزمان در کشورهای مختلف از طریق ماهواره به تماشا بنشیند. در چنین وضعیتی نمایش حمله تروریستی و قدرت نمایی و جولان طالبان در در شهر کابل درسراسر جهان توسط تلویزیونهای مستقر در کابل بهترین تبلیغ از طالبان و قدرت نمایی آنها است، نمایش به مراتب بهتر و موثرتر از رسیدن طالبان به اهداف تروریستی شان است، زیرا همه جهانیان نمایش قدرت طالبان را در تصویر می بینند، بدون ایت که طالبان برای این نمایش هزینه زیادی را به مصرف رسانده باشند.
همین موضوه سبب می گردد که طالبان بیشتر تشویق و ترغیب بشود که در شهر کابل حملات تروریستی انجام دهند، تا قدرت خود را با هزینه های کم به نمایش بگذارند.
حال در چنین وضعیتی آیا این ضرورت را نمی طلبد که از نشر چنین گزارش هایی به صورت قانونی جلوگیری شود. روشن که جلوگیری از نشر چنین گزارش های زنده از نظر امنیتی خوب و به نفع مردم افغانستان است.
اما در کنار آن این نکته را نباید فراموش کرد که این موضوع نباید به چماقی برای سرکوب آزادی بیان استفاده گردد و نیز برای اجرای این دستور با با وزارت فرهنگ و اطلاعات هماهنگی صورت می گرفت و این ممانعت از سوی وزارت فرهنگ اعلام می گردید بهتر بود.