مدارا و دیگر پذیری در اندیشه شهید مزاری
مقدمه
تساهل و تسامح، از مفاهیمی است که در تاریخ بشر به صورت عملی تجربه شده است. به صورت طبیعی، این واژه اجتماعی زمانی مفهوم پیدا می کند که شخص و اشخاصی در موقعیتی در جامعه قرار داشته باشند که بتوانند به پیروان و طرفداران اندیشه مخالف، مشکل ایجاد کنند؛
امّا، به خاطر باوری که دارد، به مسایل با دید مدارا و سعه صدر برخورد می کنند. در این جا، نویسنده، فرم کلیشه ای یک تحقیق کتابخانه ای را در نظر گرفته، بعد از طرح اهمیت موضوع، در بخش پژوهش های مرتبط؛ ابتدا واژه تساهل و تسامح را از نظر لغوی، سپس از نظر اصطلاحی، آنگاه از نظر دینی و در پایان، دیدگاه شهید مزاری را از ترم سیاسی اجتماعی به ارزیابی می گیرد. اهداف و فرضیه هایی که وجود دارد و ذکر نتایج محتمل از تحقیق و جایگاهی که تحقیق به آن به صورت احتمالی نایل خواهد شد؛ از مسایل بعدی این تحقیق خواهد بود. ذکر روش ها و ابزارهایی که در این تحقیق استفاده شده، نیز از یاد نخواهد رفت تا محققان آینده کشور و مردم ما، راه و روش طی شده را تکرار نکند. منابعی که در این جا مورد بهره برداری قرارگرفته است، آخرین بخش این تحقیق خواهد بود.
2. اهمیت موضوع
از آن جا که طرح های مزاری برای مهار بحران ملی (که تازه جهاد چندین ساله ملت به پیروز رسیده بود) در صحنه بین المللی و کشوری با پیمان شکنی رو به رو شد و معاهده جبل السراج را امضا کنندگان نقض نمودند و به صورت حساب شده دست به جنگ زدند؛ مزاری مجبور شد دست کسانی را که آتش جنگ را شعله ور می ساختند بگیرد و آن ها را در هر فرصتی که ایجاد می شد به گفت و گو تشویق نماید.
اکنون که پانزده سال از روزهای تلخ غرب کابل می گذرد؛ هم بعضی طرفداران مزاری و هم حریفان آن روز او از وی انتقاد می کنند. با این تفاوت که دوستان مزاری انتقاد می کنند که وی بیش از حد سعه صدر به مسایل نشان می داد و در هر فرصتی که پیش می آمد، پیشنهاد مذاکره و تعامل به معاهده جبل السراج را مطرح می نمود. حریفان آن روز مزاری و و ستایشگران امروز او نیز با این استدلال از موضعگیری های وی انتقاد می کنند که او با حرکات تنگ نظرانه خود صحنه را برای مذاکره و مفاهمه محدود کرد و با مطرح کردن نام گروه قومی خاصی، به حساسیت های اتنیکی به صورت فزاینده ای دامن زد.
به نظر می رسد که ارزیابی این موضوع، مهم است و شاید گامی باشد در جهت روشن شدن شخصیت مزاری در فاز مفاهیم کلان اجتماعی "تساهل و تسامح" یا همان "شکیبایی در جهت دیگر پذیری".
3. پژوهش های مرتبط
ترم های سیاسی-اجتماعی "سعه صدر"، "رواداری "، "دیگرپذیری "، "مدارا "، "تسامح و تساهل " و "شکیبایی " از اصطلاحاتی است که مورد کاوش سیاستمداران و اسلام شناسان معاصر به صورت فزاینده ای قرار گرفته است و در یک نگاه اجمالی، می توان مفاهیم یاد شده را به عنوان کلمات مترادف یاد کرد. شاید هر نویسنده ای، روی یکی از این ها متمرکز شده باشد، ولی به صورت کلی، هرکدام از این ها که مورد ارزیابی قرار گرفته است؛ نتایج به دست آمده در طول تحقیق نشان می دهند که این ها اصطلاحات هم معنا می باشند.
در این جا لازم است اول به معنای لغوی "تساهل و تسامح" پرداخته شود. آن گاه کاربرد اصطلاحی آن مورد ارزیابی قرار بگیرد. سپس از زاویه نگرش دینی به بحث گرفته شود که تا چه میزانی با ارزش های دینی در حوزه روابط اجتماعی، سازگاری دارد. در آخر، به پژوهش هایی که انجام شده، پرداخته شود.
3.1. "تساهل" و "تسامح" در لغت
"تساهل" و "تسامح" در لغت به معنای "آسان گرفتن و نرمش نشان دادن" می باشد. این دو کلمه با هم نیز هم معنا می باشد. با این تفاوت که "تسامح " فرق ظریفی با "تساهل " دارد. تسامح از "سمح " گرفته شده که به معنای بخشش و گذشت است. بنا براین، مفهوم ضمنی تسامح، "مدارا " همراه با "بزرگواری " و "گذشت " می باشد. (1) معادل این کلمه در زبان انگلیسی، کلمه "tolerance" می باشد که به معنای تحمّل و شکیبایی نشان دادن در برابر چیز یا شخصی بدون شکایت و گلایه مندی است. (2) پس می توان معادل دیگری برای تساهل و تسامح در فرهنگ فارسی نام برد و آن واژه "حلم " است؛ یعنی، تحمل عقاید و جریان های ناگوار در عین داشتن قدرت و توان برای دفع آن ها. (3)
3.2. "تساهل " و "تسامح " در اصطلاح
در اصطلاح "تساهل" و "تسامح" به معنای عدم مداخله و ممانعت اعمال و عقایدی است که مورد پذیرش و پسند شخص نباشد. بنا براین، موارد ذیل را می توان در این اصطلاح تصوّر کرد:
وجود تنوّع و اختلاف؛ زیرا، در میان جامعه هم عقیده و یک رنگ، مدارا و شکیبایی معنا ندارد.
ناخشنودى و نارضایتى؛ بنابراین، مدارایی که از روی بی تفاوت باشد، در قلمرو تساهل و تسامح محتمل نیست. چون، در تساهل و تسامح مبنا مخالفت است، ولی روی مصالحی، این میل و باور سرکوب می شود. در نتیجه، مفهوم ضمنی تساهل و تسامح در اصطلاح، پذیرش عقیده مخالف نیست.
آگاهی و قصد؛ بنا براین، تساهل و تسامح از روی جهل و بی هدفی نیست که فرد بدون انگیزه و به صورت جاهلانه، به مسایلی چشم پوشی نماید.
قدرت و توانایی در امر جلوگیری از عقیده مخالف؛ بنا براین، اغماض از روی ناتوانی و عجز، شکیبایی و مدارا نامیده نمی شود.
نگرش به شخص نه به اعمال آن؛ بنا براین، وقتی در شکیبایی، اعمال و عقیده شخص، علت تعیین کننده باشد، در این صورت، عنوان "تساهل" درست نخواهد بود. آن جا تعبیر "تسلیم" بیشتر همخوانی دارد.
3.3. تساهل و تسامح در اسلام
در متون اسلامی، آیه ای محکم و روایتی تصریحی وجود ندارد که حکایت از تساهل و تسامح نماید. تنها در حوزه اخلاق اسلامی، می توان از "حلم" و "بردباری" نام برد که خیلی به تساهل و تسامح نزدیک است؛ اگرچه ممکن است بار معنوی "حلم" را از "تساهل" و "تسامح" نتوانیم به دست بیاوریم. (4) اما، از آیات متشابه و سیره ائمه می توان "تساهل" و "تسامح" را در دین اسلام نیز جست و جو کرد. نفی "عسر" و حرج" که در دین تأکید فراوانی را با خود دارد، می تواند نمونه ای از تساهل و تسامح باشد. قرارداد همزیستی مسالمت آمیز با اهل کتاب در زمان پیامبر اکرم در مدینه و "مدارا" و مهربانی با اسیران جنگ بدر و جریان صلح حدیبیه و رفتار کریمانه امیرالمؤمنین با پیروان ادیان، نمونه هایی از سیره ائمه است که تا حدی به معنای تسامح و تساهل نزدیک می باشد. شکیبایی و مدارا در اسلام که امروزه گاهی تعبیر "تساهل و تسامح دینی" از آن می شود، بیشتر در فاز اخلاقی و در سطح احترام به عقاید و شخصیت دیگران، قابل تصوّر است. در حوزه اصول و فروع دین، مدارا و گذشت بی معنی می باشد. زندگانی ائمه اطهار علیه السلام پر است از "تساهل و تسامح دینی" چه تسامح و تساهلی بالاتر از اینکه در حکومت علی (ع) در حقوق شهروندی و انسانی هیچ فرقی بین یک مؤمن و یک یهودی وجود ندارد. شمشیر عدالت علی (ع) همان قدر که برای احقاق حقوق یک شهروند مؤمن و مسلمان و شیعه بران است، درست، همان مقدار برای گرفتن حق یک شهروند یهودی به کار گرفته می شود. (5)
3.4. مروری به پژوهش های انجام شده
همان سان که در فوق اشاره شد، در زمینه "تساهل و تسامح" تحقیقات زیادی وجود دارد و نویسنده با آثار فراوانی در این زمینه به دو زبان فارسی و انگلیسی رو به رو شده است. اما، مشخصاً که شخصیت مزاری را از این چشم انداز مورد تحقیق قرارداده باشد، برنخورده است. لذا راه علاج را در این مرحله، در یک تحقیق میدانی دانسته، از کسانی که از یاران نزدیک وی بوده اختصاصاً این سؤال را نموده است که به عنوان یک قضاوت بی طرفانه، به شکیبایی و مدارای مزاری، چه نمره ای را از 20 می دهند. جوابی را که دریافت کرده است به این صورت است:
43% 18
31% 16
17% 15
9% 10
معدل نمرات به دست آمده، 75/14 است که برابر می باشد با: 75/73 از 100؛ این رقمی است که در عرف قضاوت مورد پذیرش می باشد.
کلمات کلیدی: تساهل و تسامح، مدارا، شکیبایی، سعه صدر، رواداری، دیگر پذیری
4. اهداف و فرضیه ها
هدف از این نگارش، دستیابی به درستی و نادرستی دو انتقادی بود که از جانب طرفداران و مخالفان مزاری در زمینه شکیبایی بر او شده است. از تحقیق نه آن چنان فنی ای که صورت گرفته است، می توان این فرضیه را مطرح نمود که ضریب دیگر پذیری مزاری در سطح نسبتاً بالایی بوده است. بنابراین، انتقاد طرفداران مزاری، وارد است؛ یعنی، مزاری، با حریفان آن روز خود، بشتر از در "مدارا" وارد می شده است. اما، این عاقلانه ترین استراتژی بوده است. زیرا، آن چه را که در هشت سال گذشته در کشور، شاهد آن بوده ایم؛ نشان می دهد که دیگر پذیری مزاری، کاملاً منطقی بوده است؛ زیرا، تنها راه حاکمیت فراگیر و به وجود آمدن امنیت همه جانبه در کشور، سعه صدر و هم پذیری گروه های قومی ساکن در کشور می باشد. در مورد انتقاد حریفان او شایسته است تحقیق میدانی جداگانه ای صورت بگیرد و با کسانی که آن روز حریف و مخالف مزاری بوده، مصاحبه شود تا معلوم شود که دلیل آن ها بر ادعای شان مبنی بر سختگیری های مزاری چه می باشد.
5. استدلال
آن چه نویسنده به عنوان یک فرضیه و نتیجه این تحقیق می تواند به آن استدلال نماید این است که اولاً، مزاری در مناسبات آن روز خود، با روحیه دیگر پذیری با مسایل جاری کشور و مخالفان خود ظاهر می شده است. ثانیاً، این دیگر پذیری، در موارد زیادی به معنای اغماض و "رواداری" افقی نبوده است. مزاری، احزاب سیاسی آن روز، گروه های قومی ساکن در کشور، پیروان مذاهب خاص و گویندگان زبان های مختلف اتباع کشور را نه تنها به دیده تحمل می نگریست که حتی در معاهده جبل السراج تمام این موارد را به رسمیت شناخته بود. به رسمیت شناختن یک تشکیلات، یا یک مذهب یا حتی یک فرهنگ، در سطح "رواداری" عمودی قابل ستایش است و مزاری این ستایش را نه تنها در معاهده جبل السراج، حتی در مذاکراتی که در بحبوحه جنگ های خانمانسوز سال های 71 تا 73 پیش می آمد، از آن خود کرده است.
نویسنده این احتمال را برای خود می تراشد: "شاید انتقاد مخالفان در این فاز باشد که مزاری فقط خواسته های آن ها را تحمل می کرده ولی به رسمیت نمی شناخته است." اما، شواهد و مدارکی که وجود دارد، این احتمال را نفی می کند. در خاطرات منتشر نشده یکی از یاران نزدیک مزاری که نویسنده در سال 76 طی مصاحبه ای در بامیان از او به یاد دارد، نشان می دهد که مزاری همزمان در دو جبهه جنگ و مذاکره و استناد به معاهده فراگیر جبل السراج، زندگی آن روز سیاسی مردم خود را رقم می زد. این دو جبهه، تنها در فاز قدرت حاکم در مرکز کشور نبود، حتی در رابطه با گروه طالبان که تازه ظهور کرده بود و بخش هایی از جنوب را به دست آورده بود، نیز وجود داشت.
این استراتژی مزاری از دو منبعی سرمایه می گرفت که عمری وی برای آن ها زندگی اش را اختصاص داده بود:
5.1. باورهای دینی
5.2. منافع ملی.
6. روش استفاده شده در این تحقیق
از مدتی به این طرف، نویسنده در تلاش بود تا تحقیقی از نوع کتابخانه ای با استفاده از روش فیش برداری در این حوزه انجام دهد. اما، در طی مراحل انجام کار متوجه شد که با فقدان منبع رو به رو است. لذا تصمیم گرفت از کسانی که در سه سال زمان حضور شهید مزاری در غرب کابل، آن با وی در تماس بوده اند پرس و جویی ساده نماید. انتخاب افراد به صورت اتفاقی بوده و به میزان آشنایی آن ها با مزاری خیلی تأکید نشده است. در میان نمونه های مورد پرسش، اعضای شورای مرکزی حزب وحدت، نظامی های درجه دار، نظامی های ساده، مردم عادی، دانشجو، بازاری و مأمور دولت قرار داشتند.
6. پی نوشتها
(1) علی اکبر دهخدا. فرهنگ دهخدا.
(2) Oxford Advanced Learner's Dictionary (1998-99).
(3) محمدسعید حنایى کاشانى. "تسامح و تساهل"، نامه فرهنگ، شماره 28، ص. 61.
(4) محمدتقی اسلامیِ. تساهل و تسامح در اسلام، 1381، ص. 4.
(5) علی اکبر دژاکام. تساهل و تسامح از دیدگاه شهید مطهری، روزنامه کیهان، 20/2/88.