۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت
نور عظيم

نور عظيم

تاريخ با نورِ چشمانت ورق خورد، تو نورِ جاني، و چشمانِ آبيات، چشمانِ بيدارِ تاريخ، متبرک باد نامت، که آغازِ بيپايان است. با چشمانِ آبي ات ورق ميزنم، تاريخ را. «چشمانت بوطقیای نابِ عدالت است.

نور عظيم

پدر! تو «رخدادِ حقيقتي»، حقيقت، رخ داد با تو، برق​آسا، در کمتر از يک چشم به​هم​زدن، يک­باره و ناگهان، معجزه وار، چونان «نورِ عظیم»؛ تاريخ با نورِ چشمانت ورق خورد، تو نورِ جاني، و چشمانِ آبي​ات، چشمانِ بيدارِ تاريخ، متبرک­باد نامت، که آغازِ بي​پايان است. با چشمانِ آبي­ات ورق مي​زنم، تاريخ­­را. «چشمانت بوطقیای نابِ عدالت» و آية مقدسِ هستندگي​ ماست، چشمانت​را گرامي خواهيم داشت؛ نامت آيه بشارتي است که روياهايِ بزرگ­را در ما بيدار کرد، نامت را  بزرگ بزرگ می داریم. پیمودنِ راهت که همچون خطوطِ کمرنگ چشمانِ بادامی ات باريکِ است، سخت و  است دشوار، اما یگانه راهی است که به «شهرعدالت» می برد ما را؛ به نجات و رستگاری. هر آن­که پذيرايِ نامت نباشد، پذيرايِ آرمانت نخواهد بود! چشمانت سورة آبيِ عدالت است و خونت سندِ سرخِ رهايي و يادت درخششِ مجدِ تاريخِ ستمديدگان؛ متبرک باد نامت، اي سورة توحيد که يگانه بودي و ما در تو يگانه مي​شويم. در تو «نورِ عظیم دیده ایم

نویسنده : اسد بودا نظرات : 13
  • حسین ۱۳۸۹ شنبه ۲۸ حمل

    سلام بودا عزیز خیلی زیبا بود، موفق باشی

  • فرید یاسا ۱۳۸۹ دوشنبه ۱۶ حمل

    اقای بودا عزیز سلام و درود برشما سخنی که از دل بر آید بر دل نشیند
    در جای خواندم عشق و محبت مردان خدایی در دل هر انسانی با وجدان زنده و پایدار هست .
    در وصف پیشوا دوستان نمی دانم که چرا دوست دارم به جای رهبر شهید کلمه پیشوا به کار ببرم گرچند هر دو زیبا ست .در وصف پیشوا بودای عزیز چقدر زیبا و جذاب نوشته است .
    بودای عزیز و امسال ایشان برای ملت قهرمان هزاره یک نعمت هست
    گرچند عده ای مزخرفات می نویسد ولی مشکل نیست

  • ازهر ۱۳۸۸ جمعه ۲۸ حوت

    سلام بودا
    نوشته خیلی پر محتوا بود
    هر کس ...

  • مزاری ! ۱۳۸۸ جمعه ۲۱ حوت

    نمیدانم که آقای بودا و بلال نوروزی این همت را دارن تا در کنار این همه اراجیف این چند کلمه را نشر بنمایند یا خیر . که ، فکر میکنم بلال جان و اسد جان همان سیاست های زور گویی و استبداد گرایی سازمان نصر را تعقیب میکنند و کوچک ترین صدای مخالف را در گلون خفه مینمایند .
    این که شما در سایت تان ااین همه سنگ هزاره و دفاع از هزاره را در سینه میزنید ایا هزارستان فقط در محدوده قلمرو سیاست سازمان نصر می چرخد . ایا این همه جوانان هزاره که در زمان حیات مزاری کشته شد هزاره نبودند . اقای بودا ایا شما به خداوند ایمان و باور دارید . ایا در وجود شما زره یی وجدان موجود هست . جواب این همه خون را که میدهد . اگر موضوع یکی دو نفرمیبود ما هم خپ خودرا میگیریفتیم . رهبر شما یک ملا بود و سیاست را بلد نبود و از همین انتخاب غلط ما تا هنوز در باطلاق لجن دست و پا میزنیم . شما وحدت بین پارسی گویان را در بد ترین شکلش تخریب نمودید و رهبران تان تا آخرین لحظه در پهلوی گلبدین لنگر انداخت و آخرش هم به طالبان تسلیم شد . تسلیم، میدانی ؟! . اگر یک مقداری سیاست را خوانده باشی مرا درک مینمایی . نی شما سیاست مدار هستید و نی هم رهبر تان . بروید در کنج مسجد از برای خدا بگذارید تا ملت زنده گی کند . ملا را باید مهار کرد . برای چند نفر بیسواد روضه میخوانی و ان ها هم برایت به به و چه چه میگویند و تو هم دلت را خوش کرده یی . حقیقت خون ها ریخته شده توسط مزاری ، توسط سیاف ، توسط احمد شاه مسعود ، ملا عمر و عبدلرحمن خان در تاریک خانه تاریخ مد فون نه خواهد ماند . خدایی هست و عدالتی و.. این ها همه از یک قماش اند و ریشه در خاک ارتجاع دارند . نمونه اش دفاع محقق از سیاف است . از برای خدا بس کنید داریم آخرین نفس ها را میکشیم . خدا را مددی .

  • آصیف حسنی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت

    دورود واحسنه خدا بر شما بسیار پرمعنا و با ارزیش!
    موفق و سربلند باشید

  • صادقی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت

    سلام دوستان خوبم
    درتوصیف مزاری را به خدا برابر می کنیم اما درعمل ؟
    دقیقا امروز ازخبر شنیدم درست یک روز پیش ازسالگرد شهید مزاری که اقای کرزی در پاکستان رفته اعلام کرد که من حاضرم با ملا عمر جنایت کار مزاکره نمایم این اوج غروز پشتون وبی چارگی مردم هزاره است ایا یک عبدالخاق پیدا خواهد شد که حساب ملاعمر را درکف دستش بدهد؟؟؟
    درکجای دنیا دیده اید که رهبر واقعی یک قوم را دستگیر کند بلا فاصله بدن انرا قصابی کند به شیوهای اورا شهید کند که جز خدا کسی نداند این همان خون است که باید انرا ثارالله نامید وتا انتقامش از شخص ملاعمر و... گرفته نشود عزاب وجدان ونامردی مارا رها نخواهد کرد به امید انروز

  • علیزاده-آسترالیا ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت

    برار گل! همیشه شکوفا بشی، امیری ره هم پس بیرو

  • يك آشنا ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت

    سلام بودا جان
    از نوشته زيبايت لذت بردم موفق باشيد
    روح بابه شاد.

  • نسرین هزاره ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت

    سلام بر شما استاد واقعان که ادم نمیتواند چیزی بگوید خیلی کم ولی با محتوا نوشتی
    ...........................................................................................................
    پدرسایه ای بود و پناهی بود و نیست شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست سخت دلتنگم ، کسی چون من مبادسوگ ، حتی قسمت دشمن مباد ” هست ” ناگه ” نیست” گردد در نظر
    می برم او را که آورده مراپاس ایامی که پرورده مرا گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر خوش به حالت ، خوش به حالت ای پدر /پدر وقتی رفتی انقدرکوچک بودم که حس نکردم چیطوری رفتی وفرزندانت ر...ا تنها گذاشتی اه پدر نمیتوانم چیزی بنویسم چون دستم میلرزد اشک گونه هایم را فرا گرفته

  • بیکزاد ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت

    سال روز شهادت رهبر رنج دید ه به همگی تسلیت باد و به راه روان راستین آن رهبر برکت و بر اوپرچونست های سیاسی لکنت باد

    ای که دستت میرسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

    اهالی و بینندگان جمهوری سکوت نباید فراموش کند که فرصت دست آمده برای این جمهوری از هر لحاظ قابل اهمیت است خصوصا از زاویه زمانه و فر صت ها زیرا رسیدن به ارزشها ، قدر ت سیاسی ، توسعه اجتماعی و اقتصادی و نیروی نظامی برای یک ملت اصل نیست بلکه زمان رسیدن به این ارزشها بس قابل تامل وحایز اهمیت است .واین تنها زمان است که فاصله های بزرگ طی ناشدنی را بین ملت ها و جامعه ها بوجود میاورد ودرک زمانه خود میتواند فرصت استفاده آنرا مساعد سازد و نگذارد مثل برق از دست کسانی که اندک روی روشنای را دیده است بیهود ه رود . آنچه برای من شخصا قابل تامل است اغراق بیش از حد جمهوری سکوت به موضاعات خیلی احساساتی ونشر مقالات تراژدیک که بیشتر آزاردهنده ای روح است و کمتر ثمری در قبال دارد پرداخته است یاد بود از شهدای گلگون کفن خصوصا مزاری بزرگ و یادآوری های محرومیت ها ی هزاره ها بدون شک یک بخش نوشته ها و مقالات باید باشد ولی پرداختن و مصرف نیروی تمام نویسندگان وخوانندگان این سایت به مقالات تراژدیگ خود ضیاع منابع است که جبرانش میسر نخواهد بود .البته هدف همه مقالات که درین اواخر برای بابه مزاری نوشته شده نیست این مقالات جادارد ولی اصل نوشته های این سایت بیشتر عاطفی مینماید تا واقعی و ملزم نیاز نسل نو . ما باید بیشتر ازین که مقالات گریاننده بنویسم تحقیق نماییم که ریشه این همه بلایا ما مردم درچیست و چه بوده ؟ فعلا ما درکجا ی از فرهنگ ، سیاست ، اقتصاد و نظام افغانستان قرار داریم ؟ دریچه باز شده برای جبران تمام محرومیتها و عقب مانی و تعادل قدرت وسیاست برای ما کافی است و یا هنوز صد فرسخ راه از ملیت های دیگر افغانستان دور قرارداریم؟ توازن منابع تعلیمی وتربیوی درکشور چطور است و سطح کمی وکیفی تحصیل در هزاره جات در مقایسه با سایر نقاط در چه وضع قرار دارد ؟ رهبران ما در کدام سیاست غوطه ور است خنثی است ویا مسول ما در برابر آنها چه کنیم ؟ریشه های اصلی ضعف ها را باید کاوید و شناخت وسپس برای حل آنها اندکی باید قدم برداشت . روی هم رفته من خیلی در قبال میزان تحصیل هزاره ها ، میزان حضور هزاره در اردو و پولیس ملی ، میزان کارمندان دولتی وغیر دولتی هزاره و دسترسی ما به تجارت و شهرکهای اقتصادی وهمه همه نیروی های زیر بنایی واصلی ناامیدم و با تداوم این حالت باز ما جایگاه خویش را نخواهم پیدا کرد با وجود این اگر دید منفی باشد و غیر واقعی دوستی برایم واضح سازد که نه این چنین نیست تا پی برده باشم

  • علی تابش ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت

    بلی بودای عزیز همین طورهست!
    در "او" نورعظیم دیده میشود، در اندیشه او، در نگاه های آبی گونه او،...
    "او" که هریک از اندیشه هایش آبستن یک راهبرد دیگر بود، آبستن آرزوی که همچون اشک شوق از گونه هایش هرازگاهی سرازیر میشد. شرم باد به اونهای که سعی میکنند کور کورانه تقلید کنند، مثل تقلید اونهای که از راهبان ریاضت کشی بیابان مصر دارند. بدون آنکه مانند اونها نماز و دعا بخوانند، مثل اونها در بیابان بسر میبرند... چه بهتر بجای انکه صخره ها را سوراخ کنند در روح لغزیده خود بکاوند...
    "او" میدانست که جنگ عیاشی باخون است، هم چنانکه سیاست عیاشی با منافع عمومی است.
    اسد جان میدانی چندروز پیش با دوستانم در کانادا، سوید، لندن و آلمان صحبت کردم، از شور حال مراسم های امسال در این مورد پرسیدم ...
    انگار یک حرکتی خجسته ای، جنبشی عجیبی در افکار این نسل بوجود آمده و احساس میشود. فکر میکنم این حرکت از هرنوعی که باشد، قدرتی بی پایانی است. اگر خدا ابدی هست باور کنید که همیشه در حرکت است. شاید خدا همان حرکت هست. بنا براین، این حرکت ها هم مانند او بوصف در نمی آید، مانند او عمیق و بی حد هست، به فهم در نمی گنجد. باور کنید اثرات آن حس میشود، بدون انکه به دیده ها نگریسه شود.

    اما اسد جان انچکه مهم هست این هست، نباید پتانسیل و انرژی های ان بیهوده و سرانجام به ناکجا آباد منتهی شود شاید عده باشند که قصد سوء کنند حاصل "اون" تلاشها، ایثارگریها را نه درقلب که میشکند، نه درحواس که تیرگی میگرد، بلکه در مغز که فرسوده نمیشود و بیش از همه دوام میاورد نهاد.
    اسدجان این را هم اضافه کنم عده هم ادعای باسواد بودن را دارند، نمی دانم این ها سواد را چگونه برای خودش تعریف میکنند؟ چیزیکه من فهمیده ام برای این ها باسواد بودن یعنی وصیت نامه ای را سوزاندن، و بعد بصورت مردم شرافتمند زندگی کردن و مورد احترام دیگران بودن... و ....

    بودای عزیز شاداب و مهتابی باشی.

    راستی جدیدا از طریق همین سایت با لیسه معرفت در کابل آشنا شده ام
    نمی دانم در کجای کابل هستی به هرحال قشنگ است اگر بتوانی بابچه های اونجا برنامه ای داشته باشی حد اقل هریک ما دو بار ... که باهم گفتگو کنید زیبا است....

    ها یه چیزی دیگه باز یادم امد.
    یادت هست در فیس بوک برات نوشته بودم در مورد اون کنکور که ازطرف سازمان حقوق بشر اتحادیه اروپا در پاریس برگذار میشد... و ازت خواسته بودم...اما یکدفعه و برای ابد از فیس بوک رفتی...شاید بخاطر من ...؟؟؟ اری ...؟
    من پسرعموی نسیم فکرت هستم... پیامت را در وبلاگش چند روز پیش خواندم به اون خاطر گفتم... و ببخشی که از این صفحه برای پیامی شخصی ام استفاده کردم. میشه ازت خواهش کنم اگر ادرس ایمل داری برام بذار همین جا

    موفق باشی
    بای !!!!!!!!!!!!!!!!!

  • حمید جوادی ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت

    آقای بودا سلام !
    بدون مبالغه میگویم در وقتهای اول که شما در جمهوری سکوت شروع به نوشتن کردید من عاشق نوشته های شما بودم . هر مطلب تان را چندین مرتبه میخواندم . اما از آنجاییکه مردم وجامعه ما به عمل ضرورت دارد و بناءً در عقب هر حرف و کلام باید عملی نهفته باشد من آهسته آهسته در جستجوی عمل شما برامده ام . به عقیده من صرف مداحی و روضه خوانی نمیتواند که دردهای مردم مارا تداوی کند. شما با این همه استعدادی که دارید میتوانستید خدمت بهتری را به ملیت بدبختتان بکنید تا اینکه خوانندگان ج.سکوت را مصروف نگه داشته گاهی بگیریانید و گاهی هم بخندانید. میترسم که چندی بعد شما هم مانند امیری نگویید که تمام مقالات تان بازی با کلمات بوده است و صرف جنبه زیبایی شناسی آن برایتان اهمیت داشته است. بهر ترتیب برای من حیف است که ما ملیتی که به کمک همدیگر ضرورت داریم بیشتر در حالت بیتفاوتی بسر برده و گوسفند گونه منتظر آن می نشینیم که چه وقت نوبت کارد به گلوی هر کدام ما میرسد.
    آقای بودا! اگر ج. سکوت همین نظرم را نشر کرد . از شما خواهش میکنم که یک کمی برای قاطبه مردم تان کار کرده و فکر واندیشه و استعداد تان را در خدمت قوم تان بگذارید همانطوریکه مزاری اینکار را کرد. شما برای براورده شدن اهداف و مرام مزاری چه کرده اید؟ بیایید در عمل پیروخط مزاری باشیم نه از نام مزاری سوء استفاده کرده و برای خود ذخیره سیاسی بیاندوزیم.

  • بیراری بیرار ۱۳۸۸ پنج شنبه ۲۰ حوت

    واااااااااااااااااااااااااااااااااا بیرار قیامت کردید، این نوشته شما کوتاه بود اما خیلی خیلی جالب بود.
    میبوسمت بیرار

  • نظر خود را برای ما ارسال نمائید...

    • نام:
    • ایمیل:
    • وب سايت / وبلاگ:
    • نظر:
  • ارسال به دوستان

    • نام شما:
    • ایمیل شما:
    • ایمیل(های) دوستان شما:
      ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
    • متن نامه: