پیش درآمدی بر گفتگو با ابو ولید المصری عضو ارشد القاعده و طالبان افغانستان
سیدعلی مرتضوی
۱۳۸۹ شنبه ۱۸ ثور
9
نسخه مناسب چاپ
ابو ولید المصری ( مصطفی حامد ) است. همان کسی که از سوی ایالات متحده تحت تعقیب است. او یک افغان العرب است که سی سال عمرش را در افغانستان سپری کرده است. با شخصیات مهم عربی مانند اسامه بن لادن ، عبدالله عزام و.... رابطه بسیار نزدیکی داشته است.
در تاریخ 11 اردیبهشت مطلبی را در این سایت گنجاندیم با عنوان گفتگوی من با یک طالبانی
البته در آن نامه قبلی که به ابو ولید ارسال کرده بودم به دلایلی ( امنیتی و ... ) نام خود را ذکر نکرده بودم. اما اکنون به این نتیجه رسیدم که دلیلی برای ترس وجود ندارد چون او تحت تعقیب است من که تحت تعقیب نیستم. وانگهی به قول حافظ : بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم.

بنده از ولایت بامیان و دانشجوی دوره دکتری در رشته زبان و اربیات عرب و سرگرمی ام ترجمه است از عربی به فارسی و بالعکس. چند سال پیش یک سری کتابهایی را با همکاری برخی اساتید ترجمه کردیم که عنوان اصلی کتاب ثرثرة فوق سقف العالم بود. این کتاب که به جریان جهاد در دروان اشغال شوروی در افغانستان پرداخته است، به نام غوغایی بر بام جهان چاپ شد. که درسایت پژوهشسرای تاریخ افغانستان نیز معرفی شده است.
بقیه مترجمین کار ترجمه را که تمام کردند ، از فکر مسائل مطرح شده در این کتاب فارغ شدند یعنی تمام همت آنان صرف معادل یابی کلمات و جملات شده بود ( که در این مورد هم اشتباهات زیادی از آنان دیده میشود ). ولی من نه. رهایش نکردم از همه کس درباره او پرسیدم آخرش خسته شدم و در موتورهای جستجو به دنبالش گشتم. اطلاعات کامل تر که چه عرض کنم بلکه خودش را در فضای مجازی گیر آوردم. نویسنده کتاب ابو ولید المصری ( مصطفی حامد ) است. همان کسی که از سوی ایالات متحده تحت تعقیب است. او یک افغان العرب است که سی سال عمرش را در افغانستان سپری کرده است. با شخصیات مهم عربی مانند اسامه بن لادن ، عبدالله عزام و.... رابطه بسیار نزدیکی داشته است. او گرچه از دوستان نزدیک بن لادن بوده است اما بسیاری از کارهای او را مورد انتقاد قرار میدهد. از سه رهبر جهاد ( به عبارتی رهبران فساد ) یعنی گلبدین حکمتیار و سیاف و برهان الدین ربانی به شدت تنفر دارد و در کتاب مذکور از آنان به تفصیل سخن گفته است. با ظهور طالبان شانس او گُل میکند و او اولین خارجی است که با امیرالمؤمنین خود یعنی ملا محمد عمر بیعت میکند. و با رهبر خود رابطه بسیار نزدیکی داشته است.
به نظر می رسد که در دوران طالبان میدان برای جولان دادن او مهیا بوده است. او خبرنگار شبکه الجزیره هم بوده است البته پیش از این هم در کار رسانه سابقه ای طولانی داشته است.
تحصیلات عالیه و کار رسانه ای و جهاد در افغانستان و سر و کار داشتن با شخصیتهای مهم جهادی عربی و افغانی از او یک مرد با تجربه - و شاید هم نظریه پرداز - می سازد. چه اینکه او در جای جای کتابش ضمن تحلیل و آسیب شناسی جریان جهاد افغانستان، از نظریه پردازی هم غفلت نمی کند.
با حمله امریکا به افغانستان او به مانند اغلب عربها می گریزد ( البته خیلی ها شون گیر افتادند و به گوانتانامو برده شدند). ولی اکنون او در فضای سایبری قلم میزند. یک کارشناس و تحلیل گر امور تروریست بنام لیا فارال که استرالیایی هست، با او باب گفتگو را باز کرده است. این امر سبب شد که من با اطلاعاتی که از کتابهایش داشتم، نامه ای اینترنتی برایش فرستادم تا باب گفتگو با وی را باز کنم. البته من در نامه خود را معرفی نکرده بودم و تنها درباره ضرورت صلح در افغانستان و گرایش حکمتیار به صلح و میانجی گری او برای صلح با طالبان سؤالاتی را مطرح کرده بودم. بعد از مدتی دیدم که او همانگونه که در کتابهایش رویدادها را بسیار به دقت نقل و تحلیل میکند، با همان دقت و موشکافی به نامه من پاسخ داده است ؛ که آن را در همین سایت برایتان قرار دادم .
او کتابهای زیادی دارد و به قول خودش چون تفنگ از دستش بر زمین افتاده است، او به قلم روی آورده است و زیاد می نویسد. کتابی که هم اکنون در حال ترجمه آن هستم، حرب الافیون الثالثة است او دید دیگری به پدیده افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان دارد و از زاویه دیگری به این قضیه نگاه می کند و بسیار موشکافانه و با نقل پیشینه های تاریخی، مسائل را تحلیل می کند. البته من تقریبا تمام کتابهای دوازدگانه او را خوانده ام و در فرصتهای بعدی به تفصیل درباره آنها سخن خواهیم گفت.
تا کنون نیز او بر همان بیعت خود با امیرالمؤمنینِ خود باقی مانده است یعنی یک طالب تندرو به شمار می رود. و در نوشته هایش به جای حرکت طالبان از امارت اسلامی استفاده می کند. «علی رغم دشمنی طالبان با شیعه که بر هیچ کس پوشیده نیست، و اولین اقدام آنها در مقابل شیعه که در شهادت شهید عبدالعلی مزاری تجلی پیدا کرد، خود گویای بسیاری از مسائل ناگفته است. اما من در نوشته های این طالبانی تندرو جملاتی را دیدم که نشان می دهد در نوشته های خود انصاف را رعایت کرده است. او از ماجرای شهادت مزاری به عنوان یک حادثه پیش بینی نشده و غم انگیز و تأسف آور یاد می کند که بر دکمه دشمنی ایران با طالبان کلیک نمود».
«در باره شهید مزاری مینویسد که اقلیت شیعه که در طول تاریخ افغانستان مظلوم و پراکنده بودند و تحت هیچ پرچمی جمع نشده بودند، درایت مزاری بود که آنان را تحت پرچم وحدت خود گرد آورد».
او از نحوه آغاز و اوج دشمنی ایران با طالبان هم سخن می گوید. بالاخره سرتان را درد نیاورم خودتان بهتر می دانید که چنین نظریه پردازی هیچ مسأله سیاسی منطقه ای و بین المللی را بدون تجزیه و کنکاش رها نمی کند.
به زودی طی مصاحبه ای با این عضو ارشد القاعده، مسائل حساس و جنجال برانگیز مرتبط با افغانستان را مطرح خواهیم کرد و از شما اندیشمندان که سوالاتی در این ارتباط در ذهن دارید دعوت به عمل می آید تا با طرح سوالات و دیدگاه هایتان ما ار در پیش برد این مصاحبه یاری فرمایید.