به جواب نوشته برادرم آقاى داي فولادى

حاجى محمد محقق



بسمه تعالى



از جناب أقاى داى فولادى بتاريخ ٢٧ ميزان ١٣٩٢ مقاله اى در سايت جمهورى سكوت منتشر گرديد كه در رابطه باصف آرايي هاى انتخاباتى جامعه هزاره واحزاب سياسى شامل جناحهاى حزب وحدت نگاشته شده بود كه مفصل وحاويى چند مطلب است . بنظر من اين نوشته شامل مطالب مفيد و بر حقى هم هست و مواردى هم داراى اشكال وغير عادلانه است ، زيرا كه قلم شيوا ودرعين حال تهاجمى نويسنده چيره دست مان به شمشير مالك اشتر در آردگاه ليلة الهرير شباهت دارد كه گاهى كه آهنگ رزم ميكند ترو وخشك را نمى شناسد وهمگان سره وناسره رايكجا هدف قرار ميدهد .


بهر حال با احترام به آزادى بيان وحق انتقاد سازنده واينكه ايشان در نامه شان طى ده روز خواستار جواب شده اند ، زياد منتظر نمى مانم به فاصله زمانى كمتر ى نكاتى را هم به جواب ايشان و هم به خاطر تنوير افكار عمومى ملتم مينگارم اميد وارم كه دين خويش را دربرابر افكار مردمم اداء كرده باشم .

سعى ميكنم كوتاه بنويسم زيرا نمي خواهم اصل مطلب درپيج خم سطور طولانى اين مقال گم شود ودر چنين شرايطى لازم است كه راه آينده بصورت شفاف ، بدون پيرايه وعارى ازهرگونه جملات دوپهلو وچند منظوره تبيين شود .



چرا تكت انتخاباتى را با داكتر عبدالله وَ انجنير محمد خان ساختيم

اول : اين تكت انتخاباتى بر خواسته از تصميم يك اتحاد بزرگ است بنام ( اتحاد انتخاباتى افغانستان ) كه در آن هم مشاركت ملّى رعايت شده وهم حدود پانزده حزب سياسى كه تعداى با سابقه طولانى است كه ريشه در جهاد مقدس مردم افغانستان دارند وبعضى احزاب نوين كه ثبت شده فصل نوين ديموكراسى هستند عضويت آنرا دارند ونيز همين احزاب سياسى در دهه نوين ازجمله معماران وكار گذاران ديموكراسى ميباشند . و در تكت انتخاباتى اين اتحاد شخصيت هايى ازقوم پشتون ، تاجك وهزاره تنظيم شده ، وامّا مطابق قانون اساسى كشور تكت انتخاباتى رياست جمهورى سه ضلعى پيش بينى شده بناءً جهت تأمين متعادل مشاركت ملى براى قوم اوزبك هم يكى ازوزارت خانه هاى كليدى پيش بينى شده بود كه مورد قبول آن برادران واقع نشد،
وبراى جناحهاى سياسى وقومى ديگر در ساختار كابينه جايگاه مناسب آنها درنظر گرفته شده كه من فكر ميكنم ازنگاه رعايت معيارهاى ملى وحزبى اين تيم ازميان همه تيمها يك تيم جامع وبرتر بحساب ميآيد كه ما آنرا تيم ( وحدت ملى ) تعبير ميكنيم .



دوم : اين تكت انتخاباتى علاوه برمزيت جامع بودن از منظر ملى و تشكيلاتى تيم سر نوشت وتيم مقاومت ملّى نيز هست در دهه مقاومت ، دورانى كه افغانستان مور د تهاجم تروريزم بين المللى واقع و اكثر مناطق كشوراشغال شد همين تيم بود كه ازتماميت ارضى واستقلال كشور دفاع نمود ، مدافعين از جنوب وشرق ، تا غرب وشمال ، تا مناطق مركزى در يك صف واحد از اين أب وخاك دفاع كردند . در سه سال اخير مقاومت كه من با بعضى از سران جهاد ومقاومت در كوهستانات شمال ومركزى در عمق محاصره سه صد كيلو مترى دشمن فعال فعال بودم و مركز بزرگ مقاومت درولايات شمال شرقى بود من با تمام وجودم حس ميكنم كه چه قدر براى حفظ استقلال كشور به همديگر نياز داشتيم ودر هرگونه تحولات سياسى بعدى هم اين نياز وجود دارد پس چه بهتر كه همديگر را درك نمائيم ومتحد شويم .



سوم : درميان كانديدانى كه اسامى شان مطرح بود ، داكتر عبدالله عبدالله ازتجربه سياسى وكارايى بهتر برخوردار بود، با داشتن تجربه دوران جهاد و مقاومت ، كارى طولانى در وزارت خارجه مقبوليت مردمى وروابط بين المللى مناسبى داشت خواستيم تا با يكجا شدن مان بشمول انجنير صاحب محمد خان اين ظرفيت را براى اداره بهتر كشور كامل بسازيم



چرا با تيم منسوب به ارگ يكجا نشدم

گفته ميشد كه آقايان ذلمى رسول واشرف غنى احمد زى دو كانديد مورد حمايت ارگ رياست جمهورى ميباشد ، چهار هفته قبل ازختم ثبت نام كانديدان رياست جمهورى بود كه ازطرف رييس جمهور براى مذاكره به ارگ دعوت شدم ، بعد ازظهر بود دريك جلسه اى كه يك ساعت دوام كرد ما حصل حرف هاى رييس جمهور اين بود كه تعداد كانديد ها زياد بود از استاد سياف وعمر داوود زى هم نام برد وگفت كه آنها را ميگويم كه صرف نظر كند برادرم قيوم خان كرزى را به هيج وجه اجازه نميدهم كه كانديد كند فقط مانده سه نفر
(١ ) داكتر ذلمى رسول
(٢ ) داكتر اشرف غنى احمد زى
( ٣ ) داكتر عبدالله عبدالله
رييس جمهور علاوه كرد هرسه نفر نقاط مثبت ومنفى دارند ، اشرف غنى آدم كاركن وپخته است ولى بسيار تند وغير قابل گذاره ، ذلمى رسول آدم نرم وخوبى است اما سست وبي كاره ، عبدالله كاركن وبا تجربه است ولى نمى برد ، چون عبدالله نمى برد ازين دونفر ديگر يكى را انتخاب كن وبحيث معاون كاركن ، من به جواب گفتم من عضو اتحاد انتخاباتى هستم به شرطى اين كار را ميكنم كه شما با اتحاد به توافق برسيد ونيزمن واستاد عطا باهم تعهد داريم كه هرجا رفتيم يكجا ميرويم ، مذاكره ناتمام ماند و گفت هفته بعد مي بينيم كه نديد ،
بعداز ختم جلسه وقتيكه طرف منزل ميرفتم سؤال اساسى كه ذهنم را به خود مشغول ساخته بود حرف هاى رييس جمهور در باره سه كانديد بود ، كه اولاً اگر واقعاً اشرف غنى تند وغير قابل گذاره وذلمى رسول سست وبي كاره هستند پس چرا رييس جمهور ازمن براى همكارى با آنان دعوت به عمل ميأورد دوماً اگر انتخابات آينده شفاف وپاك هست ، آقاى رييس جمهور كه نه رمل واسطرلاب بلد است ونه علم غيب ميداند چگونه قاطعانه ميگويد كه داكتر عبدالله انتخابات را نمى برد ؟



بهرحال من به دو دليل با تيم ارگ يكجا نشدم اول ، معلوم نبودن كانديد واقعى ارگ واينكه اقاى كرزى خودش هم به دو كانديدى كه عرضه ميكرد چنانكه زكر شد باور نداشتند دوم ، به نظرم رفتن با تيم ارگ ، دوام حاكميت كرزى است واين تداوم نه بنفع ديموكراسى ونه به نفع كشور ونه مورد قبول جامعه افغانى بود .



چرا تركيب تكت مابگونه ديگر تشكيل نشد

بعضى را نظر بر اين بود كه تكت انتخاباتى ما بدون حضور يك شخصيت مؤثر ازقوم برادر پشتون شكل بگيرد ، يعنى كه يك. تاجك رييس جمهور ، يك اوزبك ويك نفر هزاره معاونين وتحليل بر اين. بود كه اين تكت چانس برندگى اش بيشتر ازهمه است وشايد هم درست بود كه چانس برندگى اين تكت بالا بود اما من به دو دليل اين طرح را نپزيرفتم ،


اول : اينكه عدم حضور يك شخصيت اثر گذار پشتون در تكت ما احتمال تصادم شمال وجنوب را در افكار عمومى تداعى وزنگ خطر رفتن به طرف نفاق هاى داخلى وحتىٰ نهايتاً تجزيه افغانستان را به صدا در ميآ ورد واين چيزى بود كه نه افكار عمومى داخل آنرا قبول داشت ونه جامعه جهانى .

دوم : اينكه دراين تركيب بحث بر سر معاونت اول و دوم بين هزاره وبرادران اوزبك مطرح ميشد كه اين بحث براى من كه خودرا ازمناديان دوستى بين همه اقوام با هم برادر كشور خصوصاً هزاره واوزبك ميدانم دشوار بود زيرا در صورت پا فشارى برادران اوزبك بر سر معاونت اول من نمى توانستم كوتاه بيايم و معاونت دوم را بپزيرم و در جايگاهى بايستم كه براى مردم هزاره اين را تداعى كند كه انها در معادله سياسى وساختاردولتى درجايگاه چهارم ايستاده اند ، البته من با همه احترامي كه ازنگاه شخصى به جنرال صاحب دوستم دارم سر جايش ولى حقوق وحيثيت مردم بحث ديگر است ،


در انتخابات رياست جمهورى اول ، جناب كرزى با بيشتر از ٥٠٪ آراء اول ومحمد يونس قانونى با ١٦٪ دوم واينجانب با ١٢٪ سوم و دوستم با ٩٪ چهارم شد واين ترتيب توان انتخاباتى هرقوم را در معادله سياسى كشور نشان ميدهد ، واين جايگاه را مردم هزاره در دوران جهاد ومقاومت با خون شان ودر دوره ديموكراسى بارأى شان رقم زده بودند، كه يك. پيره زن هشتاد ساله از غزنى با پاى پياده خودرا به صندوق راى رسانيده بود و يا يك پير مرد ورسى ازچندين كيلو مترى به سوارى الاغ خودرا به مركز راى رسانيده بود واداء تكليف كرده ، براساس وظيفه دينى وملّى اش برايم راى داده بود وتنزيل دادن اين جايگاه مردم جفاى بزرگ در حق أنان بحساب ميامد .



بعضي هارا نظر براين بود كه وحدت وجنبش يا اوزبك وهزاره دريك تكت انتخاباتى با يك كانديد پشتون برود وتاجيك ها از تكت كنار گذاشته شود ، كه در اين طرح عين اشكالاتى كه در تركيب قبلى به رياست يكنفر تاجك وجود داشت دراين تركيب دقيقاً متصور بود فلهذا به اين طرح اقدام نكرديم .



امّا اشكالاتى را كه من بر نوشته آقاى داى فولادى دارم قرار ذيل است

( ١ ) ازعباراتى كه ايشان بكار برده پيدا است كه نوشته شان در يك شرايط چندان مناسب صورت نگرفته وادبيات استفاده شده در آن مانند وحدت چار پله ، وحدت چار جيبه ، وحدت چار بانكه وچار دهنه و و و همچنين تعبير فروش هزاره به اين وآن از يكسوادبيات سياسى نيست كه از شأن نويسنده مانند ايشان بعيد است وازسوى ديگركاربرد اين عبارات اهانت آشكار به احزاب سياسى و مردم هزاره است زيرا كه اين مطلب را دراذهان عمومى تداعى ميكند كه جامعه هزاره لياقت وظرفيت ايتلاف باهيج جناح سياسى وقومى ديگر راندارند وفقط خريد وفروش ميشوند واينگونه حرف زدن در باره هزاره نشانگر بيگانه بودن از ارزشهاى هزاره است زيرا كه اين قوم غيور براى حفظ استقلال وتحقق اهداف ومرام شان دراين كشور پيش تر وبيش تر ازهرقوم جناح سياسى وقومى قربانى دادند ومن تعجب ميكنم از آقاى داى فولادى كه به كدام جرأت اينگونه بى محابا وبدون سنجش بر اين مردم تاخته است ،


مگرايتلاف كردن يك جناح سياسى باجناح سياسى ديگر در منطق ديموكراسى جرم وگناه است ، مگردر تمامى ديموكراسيهاى جهان ائتلاف يك حزب با حزب ديگر يك امر رايج وقبول شده نيست ، اين فقط براى هزاره ممنوع است ، يا هنوز هم حضرت ايشان هزاره را در رديف حيوانات ميدانند كه فقط خريد وفروش ميشوند وبس، نه منحيث يك انسان و آ نهم يك انسان متمدّن وبه ديموكراسى رسيده كه بتواند هرگونه تعامل مشروع و ديموكراتيك را با جناح هاى سياسى ديگر انجام دهد



( ٢ ) بزرگنمايى تعدد احزاب جامعه هزاره ودر نتيجه ناچيز نشان دادن رأى آنان اشتباه ديگرى است كه ايشان مرتكب ميشود واين در حقيقت در عالم سياست تيشه به ريشه خود زدن است ، مگر تعدد احزاب سياسى لازمه ديموكراسى نيست ، مگر نظام تك حزبى يك نظام كهنه وغير ديموكراتيك نيست ، مگر اقوام ديگرى كه در اين سر زمين زيست ميكنند همه در يك حزب هستند ، مگر برادران پشتون ، تاجك واوزبك هركدام در چندين حزب سياسى متكل نيستند ، چطور تعد د احزاب راى ديگر اقوام راكم نمى كند وفقط راى هزاره راكم ميكند ، درحاليكه ديگر جناحهاى سياسى به تعيين كننده بودن وتمركز راى جامعه هزاره باور دارند ، اين را ميگويند حس حقارت ، وخود كم بينى ، اين را ميگويند عدم اعتماد به نفس ، كه هنوز هم گريبانگير پيشگامان عرصه فرهنگ وسياست ما است .



( ٣ ) مبهم ماندن سرنوشت راى هزاره ها ، ايشان فرموده اند كه به احمدزى كوچى سر فرود آوردن بد است و به عبدالله كه آنرا اخوانى تشخيص داده راى دادن اشتباه است ، ولى نه فرموده اند كه هزاره اين راى را كجا بايد بريزند ، چونكه نگفته اند كه تكليف راى هزاره چيست دو احتمال متصور است
اول اينكه هزاره ها انتخابات را تحريم كنند ، چون همين شعار تحريم فعال را بعضى هاى ديگر هم مطرح كرده اند ، كه در اين صورت هزاره ها ازپروسه سياسى عود وتوان معادله ساز هزاره ضرب صفر ميشود واين اشتباه حد اقل تا يك دهه ديگر قابل جبران نمى باشد .



دوم اينكه اگر اشاره آقاى داى فولادى به تيم ديگر ارگ يعنى ذلمى رسول باشد كه هزاره راى خودرا به ايشان بدهند باز هم دو اشكال موجود است يكى اينكه معاون اول ذلمى خان باز هم همان اخوانى يا شوراى نظارى است كه ايشان قبول ندارد دوم خود ذلمى رسول گرچه آدم نرم خوى به نظر ميرسد ولى ازنظر وابستگى سياسى ايشان در حلقه تيم خاندان سلطنتى بوده كه در طول تاريخ سياست شان مبتنى بوده است بر سكوت وكتمان هزاره ودور كردن آنان از مراكز علمى ، سياسى ، نظامى و اقتصادى وصحه گذا شتن بر قتل عامها ى تاريخى وكوج دادن هاى اجبارى هزاره .


بناءً تشويق كردن هزاره هارا براى رأى دادن به ذلمى رسول نشاندهنده ضعف حافظه تاريخى ودرايت سياسى مشوق است ، كه فكر ميكنم هزارها به اين مرحله از شعور رسيده اند كه بفهمند رأي شانرا چگونه ودر كجا استفاده كنند .

والسلام على من اتبع الهدىًٰ

حاجى محمد محقق كابل ٢٨ ميزان ١٣٩٢