رقصِ داد خواهی

 

 

 

نویسنده: نسیم ابراهیمی

 

واکنش انسان ها نسبت به محیط شان، هنر را به میان آورده است. هنر روایت گر واقعیت ها و رابطه های زنده گی انسان است و با سرنوشت انسان ها پیوندی نا گسستنی دارد. چه بسا هنرهایی هستند که عمری به قدامت عمر آدم ها دارند. سرنوشت هنر با سرنوشت آدم ها گره خورده است. هر آنچه تا هنوز بر آدم ها گذشته است هنر را نیز در مسیرش، با خود ملحق ساخته است.

 

 در میان هنرها، رقص نیز مثل آدم ها راه پر خم و پیچی را طی کرده است و حتی تهدید به مرگ هم شده است. آنکه رقصیده است منفور ترین آدم ها شناخته شده است. گویند رقص برای شادی و خوشی است. آنکه شاد است و خوش، می رقصد و می بالد و پر و بال می زند. رقصیدن در محافل خوشی و شادی را گواه بر این مقوله می دانند. اما در جامعه ای که مجالی برای شادی نیست، غم انبوه است و شادی اندک. شادی فقط در محافل انگشت شماری چون عروسی خلاصه می گردد. رقص حالت دیگری را به خود می گیرد و با رویکرد دیگری تبارز می کند. حتی در روشن ترین و شاد ترین لحظه ها، نمی تواند تیره گی را از خود بزداید. تیره گی های زندگی را در شاد ترین لحظه ها رسوا و عریان می کند. رقص در این هنگام برای شادی نیست، رقص برای تامل و اعتراض است. آنکه بیشتر در تاریکی است، بیشتر می رقصد. در جامعه ی ما، رقص از همین گونه است، بس غریبانه و داد خواهانه. جامعه ای که در آن نادانی حکم فرما است و هر نوع تبعیض عیله آدمی و هنرش روا داشته شده است، آنکه نتوانسته در این جامعه حرفی بزند، در اندک ترین مجالِ دست یافته، فقط رقصیده است و اعتراض کرده است. آنکه روح سرکش و آزادی خواهی بیشتر داشته است، بیش از دیگران رقصیده است. حتی به خاطر رقصیدن، دردها و رنج های بی شماری را پشت سر گذاشته است.

 

پیدایش رقص

شادی و خوشحالی رفیق دیرینه ی آدمی است. شادی، همگام با پیروزی ها و دست آورد های آدمی بوده است. در قدیمی ترین روزگاران وقتی آدم ها از جنگ برگشته اند و یا شکاری را به دهِ شان آورده اند، وابسته گان شان با شور و شادی به سوی آن ها شتافته اند و شادی آنها توام با حرکت های گروهی، تکان دادن دست و پا، کف زدن ها، بهم زدن شمشیرها آمیخته با صداهای آهنگین و موزون بوده است. صداها و حرکت ها به مرور زمان قاعده ای خاصی را به خود گرفته اند و ریتم خاصی را تشکیل داده اند. به همین منوال رقص و موسیقی وارد سنت جامعه ی بشری شده است.

 

رقص که یکی از بدوی ترین و قدیمی ترین هنر ها و جنبه های تمدن بشر است، از آغازین گام هایش در حوزه ی هنریِ آدم ها، رد پایی به جا نگذاشته است. اما باستان شناسان و کاوش گران، نشانه هایی از رقص را در نقاشی های مقبره های مصری و پناه گاه صخره ی بیمبتکا در هند یافته اند. قدامت این نشانه ها را به سال های 3300 پیش از میلاد حدس زده اند. این آثار نشان می دهد که کاربرد رقص برای مراسم تشریفات، سرگرمی و جشن بوده است. یکی از دیگر کاربرد های ویژه ی این هنر قبل از کشف زبان های نوشتاری چون نقاشی و خط، انتقال داستان های اسطوره ای در جوامع بشری بوده است. همچون سایر هنرها، این هنر نیز بیشتر در خدمت خاندان شاهی رشد کرده است. رقاصان برای انتقال خواست ها و فعالیت های شاهان و نیز برای شاد نگهداشتن آنها، همواره در خدمت آنها رقصیده اند و پایکوبی کرده اند، از همین رو دربارهای شاهان توجه ویژه ای به این هنر به خرچ داده اند. چنانچه برای اولین بار در سال 1661 میلادی به فرمان شاه فرانسه «اکادمی شاهی رقص» (Académie royale de danse) در پاریس بنیان گذاری شد. هنر رقص پس از تشکیل اولین اکادمی اختصاصی، به مدت کم، رشد زیادی را شاهد بود و علاقه مندان زیادی به این هنر پیوستند. گروه «باله» اولین گروه سازمان یافته ی رقص است که پس از تشکیل اکادمی شاهیِ رقص به رقصنده گی شروع کرد. رقصنده گان اولیه ی این گروه را تنها مردان تشکیل می دادند. پس از آن، در سال 1681 میلادی زنان نیز به این گروه پیوستند. لویی فولر، ایسادورا دوتکان، ماری ویگمن و راث سن دنیس از چهره های برجسته ی رقص اند که برای اولین بار، نام های شان در تاریخ مدرن این هنر حک شده است. مارتا گراهام و دوریس هامفری از ابداع گران سبک های رقص شناخته می شوند که در سال 1920 میلادی با ایجاد سبک های جدید، تحول بزرگی را در این هنر پدید آوردند.

 

امروز، هنر رقص یکی از رشته های مهم هنری شناخته می شود که در دانشگاه های بزرگ جهان آموزش داده می شود. رقص نظر به اهمیت اش در دنیای هنر در سال 1920 رسما به عنوان یک رشته ی تدریسی دانشگاه ها شناخته شد و اکنون در جنبه هایی چون انسان شناسی، مطالعات فرهنگی، تمرین، نظریه ها و تاریخ تحلیلی رقص و موسیقی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. رقص، انعکاس دهنده ی خواست ها و احساسات مردم یک جامعه در قبال سر نوشت جمعی و فردی شان می باشد. از همین روست که رقص در هر جامعه به سبک و سیاق خاص و منحصر به همان جامعه عرض وجود کرده است. جامعه شناسان، یک جامعه را به خاطر شناخت اتنیکی و تباری، از نقطه نظر رقص نیز مورد کاوش قرار می دهند. رقص جنبه ی هویتی یک جامعه را به خود اختصاص داده است و انعکاس دهنده حالت های انسان است. تاریخ بشر گواه بر این است که حالت های انسان چون حالت عرفان، شادی و حتی اعتراض در هنر رقص به نمایش گذاشته شده است. رقص های اعتراضی و داد خواهانه از مهمترین رقص های قرن اخیر شناخته می شوند که بیشترین تاثیر را در زنده گی آدمی داشته اند. رقص، مسیرِ تارِ بشر را به یک مسیر روشن و انسانی سوق داده است.

 

رپ

رپ، روایت گر تاریِ زنده گی تیره پوستان است. تیره گیِ زنده گی، تیره پوستان را واداشت که اعتراض کنند و به جاده ها بریزند. آنها اعتراض را با "رپ" شروع کردند و با رقص و موسیقی به تبعیض نژادی "نه" گفتند. در دهه 1960 میلادی، "رپ" قویترین اسلحه مبارزاتی جوانان سیاه پوست امریکا بود که نژاد گرایان را در کشورشان از پا در آوردند. امروز، رقص و موسیقیِ "رپ" الگو و سلاح مبارزاتی جوانان آزاده در جهان است. هر آنجایی که جوان  و اعتراض است، "رپ" با آنها شریک و همدم است. "رپ" کابلیان را نیز همراهی کرده است، به سراغ آدم های کابلی به زیر پُل رفته است و اعتراض کرده است. دردِ آنها را از طریق گروه "FM1" فریاد زده است.  رپ، نوعی رقص و موسیقی تند و تیز است که با حرکت ها و ادای کلمات پیهم و سریع اجرا میگردد. می توان گفت که رقصِ رپ از رقصِ دیسکو منشأ می گیرد.

 

رقص در افغانستان

افغانستان را پیوندگاه و زادگاه هنری و تمدنی ملل جهان خوانده اند. موقعیت ویژه ی جغرافیایی این سر زمین است که این امتیاز ویژه هنری و تمدنی را از آنش کرده است. تاریخ گواهی می دهد که هنر و تمدن های زیادی در این سرزمین پرورش و گسترش یافته است. در این میان، هنر رقص از جمله هنرهایی است که در این سرزمین به شکل و شیوه ای مختلف پرورش و گسترش یافته است. این هنر ریشه در گذشته ی تاریخی این کشور دارد. باشنده گان این سرزمین در مناطق مختلف به شیوه ها و خواست های متفاوت، هنر نمایی می کنند و می رقصند. هنر رقص در این کشور بسیار مهم پنداشته می شود طوریکه این هنر را به یک هنر هویتی تعبیر کرده اند و برای آنکه تمام ملت را زیر یک چتر در آورند لقب "ملی" را به یک سبکی از هنرِ رایجِ رقص در بین مردم، اختصاص داده اند. با این وجود، ساختار سنتی جامعه اجازه نمی دهد که کسی این هنر را به شکل حرفه ای آن بیاموزد. حتی در دانشکده ی هنر با اینکه موسیقی تدریس می شود، ولی از رقص خبری نیست؛ حال آنکه موسیقی و رقص هنر هایی جدا ناشدنی از هم اند.

 

اتن

 نوعی رقص در افغانستان است که حکومت آنرا به عنوان «رقص ملی» شناخته است.  آن را با همین پسوند یاد می کنند. این رقص به شکل گروهی با جنباندن سر و حرکتِ دست و پا به طور منظم انجام می پذیرد. این رقص را مردان و زنان انجام می دهند. مطابق ساختار و سنت جامعه، این رقص را مردان در محافل عمومی و زنان عموما در محافل خصوصی در خانه ها انجام می دهند. صدای دهل، چاشنی اصلی این رقص است که رقاصان را به وجد می آورد. عموما موسیقی نواز یا همان دهل زن در وسط قرار می گیرد و رقاصان به شکل دایروی به دور او می چرخند و می رقصند. در هزارستان (مناطق مرکزی افغانستان) به این رقص آتنگ می گویند و با اندکی تفاوت توسط بانوان انجام می شود. بانوان یک دایره را تشکیل می دهند و یکی از آنها منحیث سرتیم، دریه (دف) می زند و پیشاپیش حرکت می کند و دیگران از پشت سر او حرکت می کنند و می رقصند. پس از هر دور مکمل همگی خود را به داخل دایره خم می کنند دف زن، دف و دیگران کف می زنند  و این روال هم چنان ادامه پیدا می کند. پژوهش گران، ریشه تاریخی این رقص را به دوران زردشتی نسبت داده اند و گفته اند که روحانیون و مومنین زردشتی همین کار را برای انجام عبادت شان به دور آتش انجام می داده اند.

 

قرصک

 نوعی رقص شاد و سر زنده است که به شکل گروهی با ترانه خوانی انجام می شود. در میان گروه یک نفر دف می زند، دو یا سه نفر ترانه می خوانند و دیگران می رقصند و کف می زنند. این رقص به نام قرصک پنجشیری مشهور است.

 

پیشپو

رقص مخصوص بانوان است که در هزارستان اجرا می شود. این رقص را بانوان هزاره با ترکیبی از یک ملودی دلنشین آوایی، بنام پوف ـ فی در هم می آمیزند و با حرکت های زیبا و جذاب برای تماشاگران در محافل خوشی و شادی انجام می دهند. رقص هایی چون غومبور، اخ ــ خُوچَی و ... نیز وجود دارند که توسط بانوان اجرا می شوند. رقص پیشپو جذابیت منحصر به خود را دارد. این رقص به شیوه و نام های متفاوت چون انباغ جنگی، جنگ بیری و ... انجام میشود. بانوان این رقص را نوعی اعتراض و داد خواهی می دانند. آنها با رقص شان نوع ساختار اجتماعی و حاکمیت مرد سالاری در جامعه را به چالش می کشند. زنان با پیشپو، درد، رنج، تاریخ، غصه، ظلم و نابرابری را بیان می کنند. رقص پیشپو ارتباط مستقیم با مفهوم واژه ی آن دارد: پیشپو به کلمات و لفظ هایی گفته می شود که با غصه و شکایت همراه باشد.

 

انباغ جنگی

انباغ جنگی، رقص انسان های در بند است. انسان های اسیر و دربند که قربانی خود خواهی و تبعیض در یک جامعه ای بسته است. آنکه طعم تلخ تبعیض را چشیده است، می رقصد. انباغ جنگی، بازی آدم هایی است که بخاطر زن بودن شان محکوم اند. انباغ جنگی روایتی از زنده گی تار آن آدم هایی است که فقط در زنده گی شان انتخاب می شوند و انتخاب ندارند. انباغ جنگی رسواگر جامعه ی مرد سالاری است که طیف عظیمی از جامعه را به نام زن، با زر و تزویر برای کامروایی اش در بند می کشد. انباغ جنگان با رقص شان علیه استبدادِ جامعه می خیزند. آنها با رقص شان زنده گی تار آدم های در بند را عریان و برای آینده شان شمعی را فروزان می کنند. انباغ جنگی رقص اعتراضی، داد خواهی و روشن گری است. آنها می رقصند و دیگران را دعوت به انقلاب می کنند، انقلابی که فقط برابری می خواهد و به تبعیض "نه" می گوید.

 

انباغ جنگی زنده گی تلخ دو زنی را به تصویر می کشد که روزگار آنها را به زیر یک سقف کشانده است و در پای یک شوهر زنده گی می کنند. رقص انباغ جنگی را دو نفر هنر نمایی می کنند. دو نفری که که گویا انباغ هم اند، در یک خانه زنده گی می کنند و یک شوهر دارند. رقص از خوشی های زنده گی شروع می شود. انباغ جنگان، چادر (لاته)های کلان به سر می کنند و روی خود را نیز می پوشانند و به رقص شروع می کنند. آنها در اول، زنده گی آرام و با صفای روستایی را به تصویر می کشند. خانه را جاروب می کنند، گاو می دوشند، کوزه به شانه می کنند و از چشمه های با صفای ده آب می آورند ... با در هم آمیزی ملودی دل انگیز پوف ـ فی با حرکت های شان بیننده گان را بیشتر به خود جذب می کنند. زنده گی تحمیلی به پیش نمی رود. چون آن ها با تزویر وارد زنده گی همدیگر شده اند. دیری نمی پاید که زنده گی با صفا و صمیمی پایان می یابد. به جای محبت خشونت می آید. این بار آنها با حرکت های شان بیننده گان را به وجد می آورند و حرکت های تندی را با ادای کلمه " پیشتومبره پیشتومبُو" انجام می دهند. آنها از گوشه های چادرشان می گیرند و از آن چون چوب، سنگ و ... استفاده می کنند و به هم دیگر می کوبند. کار به خشونت زیاد می کشد تا انکه میانجی از مجلس می خیزد و دعوای آن ها را آرام می کند.

 

رقصنده گان آدم ها را به اعتراض و بیداری دعوت می کنند. رقص در این هنگام تریبون اعتراض و فریاد است. فریادی که فقط زنده گی، آزادی و شادی می خواهد.

 


1- مخفف نام های فرهاد و متین که آهنگ های شان را با نام گروپ FM اجرا می کنند و در سال 2011 آهنگ شان را به نام اعتراض با تصویر برداری از حالت معتادین زیرپل سوخته اجرا کردند.

منابع:

  • 1. لعلی انجنیر علی داد، سیری در هزاره جات
  • 2. دانشنامه آریانا
  • 3. سایت جمهوری سکوت
  • 4. سایت رادیو بین المللی فرانسه