تاريخ همچون مادر

 

 اگر بخواهيم براي تاريخ يک قرينة «اخلاقي​-​فلسفي» پيدا کنيم، مي​توان گفت اين قرينه «مادر» است[i]. مادر تصوير انضماميِ تاريخ است؛ در نگاه معصومي که تا دمِ مرگ تصويرِ فرزندانش را حفظ مي​کند، موهايِ سپيد و رنگ و رو رفته​اي که زوالِ زندگي و «جور زمان» در آن​ها نمايان است، لبخندي که با ملايمت و مهرباني دنيايِ تيره-​و-​تارِ ما را روشني بخشيده و محبتش را نثار مي​کند بي​هيچ چشم​داشت و اميدي، گام​هايي که با تمامي مقاومت در برابر سيلابِ زندگي آرام آرام از ما دورتر مي​شوند، اين همه چيزي نيستند جز تصويرتام و تمام تاريخ. اگر بپذيريم که «تاريخ خراب​آباد است(برنهادة اول)»، بي​ترديد مادر، تصويرِ حيات ويران و نفي شده است که هستي در آتشِ وجود او جان مي​گيرد. آن روندِ رو به فرسايشي که اديانِ توحيدي «هبوط» تصور مي​کردند و «ماترياليسمِ تاريخي» در برهوتِ تضادهاي اجتماعي​ـ​اقتصادي و منازعاتِ تاريخي به دنبالش بود و نتوانست دريابد، همان مادر است. مادر، سرچشمه هستي و «طبعيتِ نخستين» است؛ تجسمِ عيني تاريخ؛ چشمانِ پرغبارِ او «موناد» است که تماميِ جوهر تاريخ را در خود دارد. گذشته، اکنون و آينده، چيزي جز «بيرون​گستريِ» نگاه مادر به سه جهت نيست. جامعه​ي که قادر نيست تصويرِ خويش را در نگاه سه​وجهيِ مادر دريابد، جامعة بي​تاريخ است و فردي که جهان را در پرتو مشعلِ فروزان حقيقتِ نگاه مادرانه به تماشا ننشنيد، کور خواهد بود. بصيرتِ تاريخي يعني ديدن تصويرِ گذشته، اکنون و آينده به حيث سه جلوه​اي نگاه مادرانه. مادر ديالکتيکِ غيبت و حضور است؛ حضور و غيبت همزمانِ او، حضور و غيبتِ رخدادهاي تاريخي است. مادر هرلحظه دور مي​شود از ما، دور و دورتر، و از طريق اين فاصله​گيري مداوم به هستيِ جاودان بدل مي​گردد؛ رفتنِ مادر و برنگشتنِ او به ما مي​گويد که امر گذشته بر نمي​گردد اما جاودانگيِ او به حيثِ " يگانه تصويرِ درون​ماندگار" بر اين امر دلالت دارد که «فراموشي» هستي غايب از نظر ناممکن است. پيشانيِ چين​خوردة مادر که نشانِ روزهاي بازگشت​ناپذير در آن​ها عيان است، دليل محکمي است بر اينکه که «زمانِ از دست​رفته» به صورتي تمام و کمال قابل بازسازي نيست، اما بازسازي اين تصوير به شکل قصة غربت يا هر شکلِ ديگري در فراق هستيِ آغازين(مادر) حکايت از آن دارد که پيوندِ ما با هستيِ آغازين و زمان سپري​شده، پيوندِ ناگسستني است. گذشته دور شونده و در عين حال سازنده حافظ و نگهبان ماست، درست همچون مادر که به همان نسبتی که از ما دور می­شود، بیش تر نگران هستی ماست.

روز مادر بر همگان مبارک­باد



[i] این یاد داشت پیش از این در سایت نشر شده است، این قطعه از آن را برای روز مادر مناسب دیدیم و باز نشر کردیم.