روابط غیر رسمی ایالات متحده امریکا و افغانستان به گذشته بیش ازدو قرن بر میگردد ، اما از  روابط رسمی در سطح سفارت خانه بین دو کشور حدود بیش از نیم قرن میگذرد، حادثه یازدهم ستامبر سال 2001 میلادی امریکا و متحدین غربی او را به افغانستان کشاند. دولت موقت که به اساس توافق بن و و قطع نامه شورای امنیت سازمان ملل متحد شکل گرفت از حمایت خاص ایالات متحده امریکا بر خوردار بود. البته توافق بن نیز دارای شفافیت نبود ، زیرا اعضای «جبهه متحد» که از کابل به آلمان رفته بودند ، همه دارای نظر واحد نبودند ، بالاخره بعداز روز ها بن بست و فشار های سازمان ملل متحد و نماینده امریکا موافقت بر سر اداره موقت صورت گرفت. در رأی گیری که میان دو نامزد اداره موقت آقایان هریک ستار سیرت و حامد کرزی صورت گرفت ، ستار سیرت 12 رأی و کرزی  با 2 رأی بدست آورد. با آنهم کرزی به ریاست اداره موقت رسید. البته امریکا نقش تعین کننده را در توافق بن داشت این نقش به عنوان میانجی نه بلکه به عنوان اعمال فشاربود. خلیلزاد مهره اصلی امریکا در پروسه بن بود ، زیرا خلیلزاد بود که کرزی را بالای جبهه متحد قبولاند. همین بود که خلیلزاد به عنوان فرستاده خاص امریکا به کابل فرستاده شد. کرزی در دوران موقت و انتقالی تمایل زیاد نسبت به طالبان داشت ، آقای کرزی سه بار ؛ بار اول در شورای امنیت ملی و دو بار دیگر در مجلس کابینه از نماینده دایمی حکومت طالبان در سازمان ملل متحد قصه کرده است. کرزی بتاریخ 22 قوس 1380 به کابل آمد و یک هفته بعد قدرت را از برهان الدین ربانی تسلیم شد ،  کرزی در جوزای 1381 دوباره قدرت خویش را از طریق لویه جرگه اضطراری برای 18 ماه دیگر در دوره انتقالی تمدید کرد. لویه جرگه اضظراری که با دستان محمد ظاهر شاه گشایش یافت ، کرزی از این جرگه لقب بابای ملت را بنام ظاهر شاه گرفت و ظاهر شاه را از وزیر اکبر خان به قصر سلام خانه  انتقال داد. روابط امریکا و کرزی در ابتدا به حدی بود که کرزی برای خود بادیگارد های امریکایی انتخاب کرد و در تمام مجالس سربازان امریکایی او را بدرقه میکرد. کرزی در لویه جرگه اضطراری به حمایت جبهه متحد نیاز داشت ، اما در لویه جرگه قانون اساسی تمام اختیارات خودش به دست گرفت ؛ نظام را به میل خود ریاستی نمود ، حدود اختیارات معاونین اش را به حد اقل کاهش داده که حتی در تعین سکرتر دفتر شان هم مختاج به منظوری رئیس جمهور باشد. او انتخابات دور اول را بسیار خوب مدیریت کرد و کابینه اش را به میل خودش تعین کرد. گرچند تمام چیز ها به میل خلیلزاد پیش میرفت اما مجری آقای کرزی بود. خلیلزاد در پهلوی پیشبرد برنامه امریکایی ، برنامه های قومی و عقده مندانه خویش را نیز به پیش میبرد ، خلیلزاد در افغانستان در پی اقلیت و اکثریت بود ، او پشتون ها را تا حدود هفتاد فیصد وانمود میکرد ، فیصدی  تاجیک ، هزاره ها ، ازبک ها و ترکمن ها و سایر اقوام افغانستان را نهایت کم جلوه میداد و بالاخره او میخواست که یک حکومت قومی در افغانستان به میان آید که پشتون ها در آن صاحب صلاحیت عام و تام باشد.  خلیلزاد زمانیکه افغانستان را به مقصد عراق ترک میکرد ، به مردم افغانستان از جلب کمک های بیشتر امریکا برای باز سازی خبر داد ، اما این وعده ها هیچگاهی جامه عمل نپوشید.  امریکایی ها در خصوص بازسازی افغانستان هیچگاهی صادق نبوده است ، ملیارد ها دالر امریکا به افغانستان آمد اما معلوم نه شد که چه شد ، خارجی ها با ایجاد دفاتر مشورتی پول های قابل ملاحظه ذریعه مشاورین خارجی از این کشور خارج نمود،  در آن زمان گفته میشد که تعداد مشاورین خارجی درسال های (2005 الی 2009) از تعداد مگس ها هم کرده زیاد تر بوده است.

 

کرزی به کمک امریکایی ها انتخابات 18 میزان 1383 را به نفع خویش مدیریت کرد و برنده انتخابات گردید. میزان اشتراک مردم در این انتخابات نهایت پر رنگ بود ، زیرا مردم به عنوان دارنده رأی برای اولین بار در تاریخ به پای صندوق های رأی رفتند و انتخابات را به عنوان یک پدیده جدید مورد آزمایش قرار دادند. گفته میشود که در این انتخابات بیشترین تقلب در حوزه های جنوب و جنوب شرق به نفع آقای کرزی صورت گرفت و صندوق ها در غار های توره بوره از سوی منسوبین آقای کرزی به نفع او پر گردید. بسیار بجا خواهد بود که بنیان تقلب در انتخابات افغانستان را آقای کرزی تهداب گذاری کرد و برای دیگران الگو قرار گرفت. قدرت آقای کرزی در اثر انتخابات عمومی برای یک دوره انتخابابی تمدید گردید. کرزی تا سال 2009 با امریکا روابط خوب داشت .

 

پشینۀ تاریخی تنش روابط بین آقای کرزی ومقامات امریکایی را سخنان آقای پترزگالبریت معاون دفتر سازمان ملل متحد تشکیل میدهد که انتخابات سال 2009 را پر تقلب عنوان نموده و تیم آقای کرزی را متهم به تقلب نمود. اظهارات آقای داود علی نجفی وزیر ترانسپورت و رئیس اسبق دارالانشای کمیسیون انتخابات، همچنین کتاب خاطرات رابرت کیتس ، وزیر دفاع ایالات متحده امریکا از مداخلات امریکا در انتخابات پرده بر میدارد. نجفی میگوید : در انتخابات سال 1388، از سوی نماینده گان آمریکا؛ از جمله پیترز گالبریت، تهدید شدم. وی به من تلفون كرد و گفت با اعلام نتایج دور اول انتخابات، گور خودت را می کنی . گالبریت از جمله دپلومات های امریکایی است که با مقامات افغان روابط خوب نداشته است. کرزی انتقادات اش را علیه امریکا با ندای مداخله خواندن و امریکا ستیزی آغاز کرد. زماینکه باراک اوباما در سال 2010 به بگرام سفر نمود ، صرف با یک تماس تلفونی روابط اش را با آقای کرزی خلاصه نمود ، دیگر از تماس های تلفونی و ویدیویی ماهوار میان دو متحد خبری نبود. بعد از انتخابات سال 2009 تا اکنون روابط کابل و واشنگتن به سردی گرائیده و هر روز یکه سپری میگردد ، بر میزان بی اعتمادی میان دو متحد استراتیژیک افزوده میشود. بصورت کل منشأ اختلافات و تفاوت دیدگاه ها میان سیاست گذاران امریکایی و آقای کرزی در چند نکته ذیل به خوبی بر جسته گردیده که اسباب سردی روابط میان دو متحد را مساعد نموده است.

 

یک -  مبارزه تروریسم

 

آقای کرزی و مقامات امریکایی اختلافات شدید بر سر تعریف تروریسم دارند ، این اختلاف نظر ها در سخنان آقای کرزی بخوبی بر جسته گردیده است. از دیدگاه آقای کرزی طالبان تروریست نیستند ، طالبان افراد فریب خورده و ناراضی هستند که امریکا میتواند آنها را به پای میز مذاکره حاضر نماید، کرزی از طالبان گلایه دارد، به باور او رهبران طالب هر روز با امریکایی ها مذاکره مینماید، تشدید حملات طالبان سبب شده تا امریکا در افغانستان حضور دراز مدت داشته باشد. در ضمن آقای کرزی بار ها از جانب امریکایی خواسته است تا دیدگاهش را در مورد تروریسم روشن سازد و به کرات سوالات  را از قبیل : تروریست کیست؟ ما با کی در جنگ هستیم؟ از تریبون ارگ ریاست جمهوری و گاهی در سفر های خارجی اش مطرح نموده است. از دید آقای کرزی مراکز امن تروریست پاکستان است  و افغانستان قربانی تروریسم گردیده و مبارزه با تروریسم باید در خاک پاکستان صورت گیرد. با شکل گیری تنش میان آقای کرزی و مقامات امریکایی فعالیت های نیروی های خارجی نیز محدود گردید ، طوریکه در سال 2012 برنامه انتقال مسئولیت های امنیتی از نیرو های خارجی به نیرو های داخلی آغاز گردید ، در سال 2013 بدستور آقای کرزی عملیات شبانه و هوایی نیرو های خارجی ممنوع قرار داده شد ، کرزی در مصاحبه اش با بی بی سی قوای امریکایی و ناتو را به کشتن غیر نظامیان متهم نموده میگوید: ناتو باعث رنج مردم کشورش شده و جان بسیار را گرفته است و افغانستان امنیت ندارد. از دید کرزی این همه انتقاد ها برای سود شخصی و امریکا ستیزی نه بلکه برای حفاظت از مردم اش صورت گرفته است. کرزی امریکا را به مداخله در امور افغانستان متهم مینماید. کرزی حاکمیت ملی افغانستان بسیار مهم میداند ، زیرا او خودرا شیر و افغانستان را خانه شیرها دانسته و از امریکا ها خواسته که با او به عنوان یک کشور مستقل وارد مراوده گردد نه به عنوان یک کشور استعمار گر. به عقیده آقای کرزی امریکایی ها در امور داخلی افغانستان مداخله نموده و هرزمان که فرصت یافته علیه افغانستان اقدام نموده و اگر زور ما برسد ما هم در امور داخلی امریکا مداخله خواهیم کرد.!

 

دوم- کمک مالی و نظامی

 

ایالات متحده امریکا بعد از سقوط گروه طالبان به مردم افغانستان وعده داد که ملیارد ها دالر را برای بازسازی افغانستان بخصوص برای تجهیز ارتش افغانستان کمک خواهند کرد. امریکا و متحدین غربی او در طی 13 سال حضورش در افغانستان تا اکنون برای گذاشتن سنگ تهداب کدام بند برق ، کدام فابریکه تولیدی و یا زیر بنای باز سازی و انکشاف اقتصادی افغانستان گام بر نداشت. کوچه های کابل شاهد ده ها دفاتر خارجی بنام موسسات انکشافی و باز سازی با ایجاد دژ های نظامی  و بوری های بزرگ مملو از ریگ و شهر کابل را به یک شهر جنگ زده و نظامی مبدل کرد ، در این مدت ارتش افغانستان جز قربانی چیزی دیگر نصیب نه شد ، عامل عمده این تلفات در اختیار نداشتن تجهیزات و کمبود سلاح ثقیله و دور برد عنوان شده است. کرزی بار ها مقامات امریکایی را در رابطه به کوتاهی در تجهیزات ارتش ملی هشدار داده ، در صورت عدم تسلیح این نیرو ها ، با جانب رقبای نظامی امریکا یعنی چین و روسیه خواهد شتافت. ارتش ملی افغانستان تا اکنون از تسلیحات بجا مانده دوران شوری سابق استفاده مینماید  ، البته کمک های نظامی که از سوی ایالات متحده به ارتش افغانستان صورت گرفته ، اعطای معاش ماهوار و اعاشه و اباته ارتش ، در اختیار قراردادن تانگ های زرهی و آموزش ارتش ملی افغانستان بوده ، که تا اکنون صورت گرفته است.  کمک های بدون حساب و کتاب امریکا مقامات دولتی افغانستان و شماری از افراد را به اطفال بازار خورک مبدل کرد، که جز دزدی و غارت چیزی دیگری را برای اداره عمومی افغانستان کمایی نکرد.به نحوی این کمک ها افغانستان را سومین کشور فاسد دنیا معرفی کرد، اختلاف نظر ها میان دولت آقای کرزی و مقامات امریکایی بر سر مصرف کمک یک امر تازه و معمول نیست ، آقای کرزی تأکید دارد که این کمک ها باید از طریق ادارات دولتی افغانستان و مطابق به اولویت های افغانستان به  مصرف برسد ؛ امریکایی ها و متحدین غربی اش ، اداره آقای کرزی را ضعیف و فاسد میداند ، طوریکه تعهدات توکیو نیز مشروط بر مبارزه جدی با فساد قرار داده شد، کرزی ضعف اداره اش را می پذیرد ، اما قسمت اعظم از فساد را مربوط به نهاد های بین المللی میداند.

 

سوم- موافقتنامه امنیتی

زمانیکه بحث مربوط به خروج نیرو های مطرح گردید ، امریکا در سال 2012 پیمان استراتیژیک را با افغانستان امضا کرد ، موافقت امنیتی بخش از پیمان استراتیژیک است که حضور نیرو های خارجی ، آموزش و تجهیز نیرو های امنیتی افغانستان و ادامه کمک های ایالات متحده و جامعه جامعه جهانی را به افغانستان تضمین مینماید ، جنجال ها بر سر مصئونیت قضایی سربازان امریکایی و حرمت گذاشتن به مسکن افغان ها از مباحث اختلافی در این توافقنامه امنیتی بوده است ، در این رابطه هیچ از یکی از طرف مذاکره کننده از موقف خویش بدون کدام تضمینی گذشتنی نبود. افغانستان  در سند همکاری های امنیتی و دفاعی محدودیت های وسیع را در خصوص عملیات های نظامی بخصوص در تلاشی مسکن افغان ها ، وضع کرد، این موضوع به حدی رسید که امریکا گویا از امضا این سند استنکاف ورزیده است. طرفین بنا بر اهمیت و  حیاتی بودن این موافقت نامه بخصوص برای افغانستان ، از جانب امریکا خواهان تضمین در این مورد گردیده. این تضمین نه چندان حقوقی ، بلکه به مثابه تضمین اخلاقی آنهم در محتوی یک نامه  که از سوی باراک اوباما ارائه گردیده ، از سوی آقای کرزی به حاضرین جرگه مشورتی نیز قرائت گردید. کرزی برای امضا و عدم امضا این توافقنامه جرگه مشورتی را دایر نمود ، در ابتدا گمانه زنی های وجود داشت که گویا رئیس جمهوری توافقنامه امنیتی را وسیله قرار داده میخواهد قدرت اش را از این طریق تمدید نماید ، در جرگه مشورتی که حدوداً 2500 تن اشتراک نمودند ، اعضای جرگه در یک تصمیم بی سابقه بر خلاف خواست آقای کرزی و فضای رسانه ای افغانستان که گویا کرزی خواهان تمدید قدرت اش از طریق این جرگه میباشد ، به اکثریت آرا رأی شان را مبنی بر امضا توافقنامه امنیتی با در نظر داشت یک سلسله شرایط با امریکا ابراز نمودند ، به حدی که شماری از اعضای جرگه خواستار پایگاهی نظامی امریکا در ولایت بامیان نیز شدند. لحن کرزی در روز اختتامیه جرگه به یکباره گی تغیر کرد و امضا این موافقت نامه را مشروط به ؛ به قطع عملیات بالای خانه های مردم افغانستان ، حمایت از پروسه صلح  و تضمین انتخابات مشروع قرار داد. عدم امضا این توافقنامه پای سوزان رایس، مشاور امنیت ملی امریکا را به افغانستان کشاند ، باز هم سفرمذکور یخ جنجال موافقت نامه امنیتی را باز کرده نتوانست ، خانم رایس در پاسخ به سوال که کاخ سفید در صورت عدم امضا توافقنامه از سوی آقای کرزی چه تصمیم خواهد گرفت؟ ، میگوید: از اینکه رهبری دولت افغانستان از حضور نیرو های امریکایی پشتیبانی نمی نماید ، ممکن دولت امریکا گزینه خروج قطعی نیروهایش را روی دست گیرد ، و از قراین معلوم است که آقای کرزی حاضر به امضا این موافقتنامه در زود هنگام نیست. من به نماینده گی از دولت امریکا موافقه خویش را مبنی بر تعهدات امریکا در قبال افغانستان به آقای کرزی گفتم ، ما از تصمیم لویه جرگه اعلام حمایت مینمائیم ، از کابل تا کندهار که من سفر داشتم همه  از امضا این موافقتنامه اعلام حمایت میکردند.  طرفین مذاکره نموده و به توافق رسیده  و لویه جرگه نیز به آن موافقه نموده است. علاوتاً هشدارهای صبغت الله مجددی رئیس لویه جرگه مشورتی و یکی از شخصیت های تأثیر گذار بالای رئیس جمهور کرزی ، موقف اش را تغیر داده نتوانست ، حتی از هشدار هجرت نیز نترسید .کرزی امضا این توافقنامه را به عنوان میراث به حکومت آینده منتقل مینماید ،  تا هنوز وضعیت این توافقنامه بر حال خود باقی است.

 

چهارم- پروسه صلح و دفتر قطر

 

زنگ صلح مدتهاست که از سوی حکومت افغانستان به رهبری شورای عالی صلح نواخته میشود ،  صلح که تا اکنون نه تنها نتیجه ملموس در قبال نداشته بلکه باعث جسارت طالبان نیز گردیده است ، کرزی با اعتقاد مطلق باورمند به آوردن صلح به افغانستان به حمایت امریکا است ، به گفته آقای کرزی کلید صلح افغانستان به دست امریکا است ، این ثابت است ، برای من مطلق ثابت است و یک عالم دلایل هم دارم. امریکا آوردن صلح را به افغانستان رد نمیکند ، اما آوردن آن یک شبه نمیداند ، مشاور امنیت ملی امریکا در پاسخ به سوال که آیا خواست های کرزی برای تان قابل پذیرش است؟ میگوید: ما جادو نداریم که صلح را در ظرف یک روز در افغانستان حاکم گردد ، صلح نیازمند به وقت بوده و ما تلاش های خویش را در این زمینه به خرچ میدهیم.

 

18 جون 2013 روز گشایش دفتر سیاسی قطر برای طالبان بود ، بازگشایی این دفتر تحت نام «امارت اسلامی افغانستان» در قطر نفی سفارت افغانستان و بزرگترین دست آورد سیاسی برای طالبان بود ، آقای کرزی در لویه جرگه مشورتی در مورد پروسه صلح افغانستان و ایجاد دفتر قطر برای طالبان و همچنان برسمیت شناختن آن از سوی امریکا و متحدین غربی او ، حتی تجزیه افغانستان به حمایت امریکا و واگذار نمودن شماری از ولسوالی ها به طالبان اظهارات بی پشینه داشت. او از کاهش تلفات ملکی و نظامی افغانستان در روز های که افغانستان وعده امضا توافقنامه را با جانب امریکا داده است ، نیز خاطر نشان نمود که به مراتب کاهش یافته است.

 

پنجم- رهایی زندانیان طالب

 

علاوه بر موارد یاد شده ،مقامات دولت های افغانستان و امریکا ،  بر سر مسایل رهایی و عدم رهایی زندانیان طالب در زندان های امریکا بخصوص درزندان بگرام و کندهار نیز اختلاف نظر دارند ، اکثریت این زندانی ها در اثر عملیات شبانه کوماندو های امریکایی از میدان های جنگ و یا در بمگذاری های کنار جاده بازداشت گردیده و به زندان بگرام و کندهار متقل گردیده اند، از دید امریکا این زندانیان خطر ناک بوده ، در صورت رهایی بصورت مجدد به گروه طالبان پیوسته و برای امنیت نیرو های خارجی و افغانستان خطر ناک تمام میشود ، از دید کرزی این زندانیان بی گناه دانسته و زندان بگرام را فابریکه طالب سازی از سوی امریکا عنوان کرده و برای رها سازی آنان از کمیسیون خاص اداریِ فاقد صلاحیت قضایی را موظف نموده تا دوسیه آنها را بررسی نماید ، کمیسیون مذکور بعد از بررسی شماری زیاد آنها را رها کرد و شماری دیگر شان که از طریق امنیت ملی افغانستان بازداشت گردیده بود، با استفاده از فرامین عفو خصوصی رئیس جمهور به مناسبت های مختلف از بند رها شده و یا در مدت حبس شان تخفیف به عمل آمده اند. رها سازی زندانیان طالب واکنش تند مقامات امریکایی را در قبال داشته و رها نمودن آنان را بی حرمتی به خون هزاران سرباز امریکایی دانسته که در جنگ افغانستان جان های شان را از دست داده اند.

 

در طول تاریخ ، مردم افغانستان هر مشکلات اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی را از ناحیه زمامداران متحمل گردیده اند که یا دست نشانده بوده  یا تحت الحمایه قدرت های بزرگ جهانی قرار داشته اند ، آقای کرزی این بار میخواهد این تجربه را تکرار نموده و یکبار دیگر افغانستان را در پردگاه اقتصادی و سیاسی با جهان قرار دهد. آقای کرزی در این روز ها از روابط گرم اش با امریکا سخن نمیگوید ، سفر غیر مترقبه آقای باراک او باما رئیس جمهور ایالات متحده امریکا و عدم ملاقات رئیس جمهور کرزی اوج تنش میان دو متحد را نشان میدهد. از رفتار های نا مأنوس دو رئیس جمهور به عنوان دو متحد چنین بر داشت میگردد که این دو رئیس جمهور هیچ وجه مشترک ندارند ، بر خلاف عرف دپلوماتیک میان سران دول ، یک رئیس جمهور کشور خارجی بیاید و رئیس جمهور افغانستان را ملاقات نکند و از طریق سفارت اش خبر دهد که بیا در بگرام ملاقات کنیم. اما فکر کنم که برای اولین بار ریاست جمهوری افغانستان تصمیم معقول را در عرصه روابط خارجی اش اتخاذ نموده است ، زیرا ریاست جمهوری افغانستان به مثابه مرجع تصمیم گیری در روابط خارجی با سایر کشور های مستقل جهان و ممثل وقار ، حیثیت ، و عظمت یک ملت است ، از دید دیگر بگرام یک پایگاهی نظامی کاملاً امریکایی است ، رفتن رئیس جمهور افغانستان به بگرام نه تنها که خلاف عرف دپلوماتیک بود ، بلکه صدمه به وقار و حیثیت یک ملت است ، درست است که ما یک کشور فقیر و محتاج به امریکا هستیم ، اما نباید وقار و حیثیت و صلابت و آزادی  خویش را زیر پا کرد. ما توقع زیاد از رئیس جمهور کرزی نداریم ، زیرا او اعتبار از اول جوزا «سرای دار سیاسی» بیش نیست ، گلایه ما از پارلمان افغانستان است که لا اقل به عنوان نماینده گان مردم اعتراض شان را نسبت به سفر او باما ابراز میکردند که ما میزبان هستیم و شما مهمان ، ما متحد استراتیژیک هستیم ولی غلام شما نیستیم. به همان اندازه که ما به شما نیاز داریم ، شما نیز به ما نیاز دارید.

 

کامران یوسفی