۱۳۸۹ سه شنبه ۲۲ سرطان
پرسشهای ما منتظر پاسخهای شما

پرسشهای ما منتظر پاسخهای شما

در این روزها، جامعه هزاره از مجاری مختلف مورد تهاجم تبلیغاتی و سیاسی قرار گرفته است. شما چه فکر میکنید که در پشت این تبلیغات و عملکرد ها کی ها قرار دارند؟ دولت ؟ تیم قومی کرزی ؟ مجموع پشتونها ؟ چه فکر میکنید که این برخوردها تا چه حدی با قدرتمندی طالبان ارتباط دارد ؟

 

دست اندر کاران جمهوری سکوت از لابلای مقالات، نظریات خوانندگان سایت و تماس های با نخبه گان فکری،اندیشمندان و خردورزان سیاسی جامعه هزاره در داخل و بیرون از کشور، به سوالات متعددی در رابطه به وضعیت جاری افغانستان،برمیخورند، که به تنهایی قادر به ارائه پاسخ به این پرسشهای حیاتی نمیباشند. فلهذا بنارا برآن گذاشتیم که این سوالات راپس از جمع بندی در اختیار خوانندگان گرامی سایت،قرار بدهیم.تامثل همیشه، تحلیل گران ، نویسندگان و نظریه پردازان جامعه ما،جواب های مستدل و راهگشایانه در زمینه ارائه نمایند.چون درک ما این است که پاسخهای درست و منطقی به این پرسشها میتوانند گره های ناگشوده جامعه مارا باز نموده و راه را به سمت یک رویکرد جدید و عقلانی بگشایند. شایان تذکر میدانیم که به دلیل تعدد سوالات،حتمی نیست تا هر شخص، به تمام آنها جواب بدهد. میتوان ازاین میان یک و یا چند سوال مرتبط به هم را گزینه نمود و به ارائه نظر پرداخت.اگر این پاسخ هادر حدمقالات به نگارش آیند،ما آنهارا در متن قرار میدهیم.همچنان باید گفت که قبل از طرح سوالات اشارات کوتاهی ما صرف برای زمینه سازی این پرسشها میباشند ،نه پاسخ بدانها.

     اینک پرسشها:

  گفته میشود که آقای کرزی با پاکستان و طالبان کنار آمده است، در نتیجه طالبان قدرت را تصاحب میکنند. شما چه فکر میکنید که این فقط یک شایعه است و یا حقیقت ؟ اگر شایعه است چه دلایلی در زمینه دارید؟ اگر حقیقت است، با کدام مستندات میتوانید به درست بودن آن اذعان نمایید؟ اگر فرضیه ی به قدرت رسیدن طالبان درست باشد ، شما چه فکر میکنید که جامعه هزاره مانند دور گذشته مورد آماج بیرحمانه طالبان خواهند بود ؟ و یا فکر میکنید که طالبان تغییر نموده و یا توان برخورد با آن شدت در آنها دیده نمیشود ؟ در هر دو حالت شما چه دلایلی در زمینه دارید ؟ با توجه به اعلام آقای اوباما مبتنی بر آغاز خروج نیروهای نظامی امریکا در سال ۲۰۱۱ میلادی از افغانستان، چه فکر میکنید که جامعه جهانی افغانستان را ترک میکنند؟ اگر چنین باشد، شما این " ترک " را تا چه حدی مرتبط به طالبان میدانید؟ فکر میکنید که در موجودیت جامعه جهانی ، طالبان صاحب قدرت میشوند و یا در فقدان کامل آنها ؟ درمورد ثبوت و یا رد هریک از این دو حالت ، شما چه دلایلی قانع کننده دارید ؟ در رسانه ها میخوانیم و از مردمان بومی میشنویم که طالبان نه تنها پایگاهای جنگی شان را در جنوب و شرق، بلکه در غرب ، شمال و مرکز افغانستان، گسترانیده اند. با توجه به گزارش رسمی وزارت داخله از ۳۶۶ ولسوالی تنها ۹ ولسوالی امن در کشور وجود دارند، فکر میکنید که این بزرگ نمایی طالبان و تبلیغات به سود انها است ؟ و یا اینکه این یک واقعیت انکار ناپذیر است؟ اگر واقعیت دارد شما برای ثبوت آن میتوانید مثال های مستندی از گوشه و کنار افغانستان ارائه نمایید ؟ اگر این را یک شایعه می پندارید، دلایلی در زمینه دارید ؟

  چرا امسال کوچی ها به هزاره جات  با شدت بیشتر و با کینه عمیقتر حمله کردند؟ تصور نمیکنید که اینها طالبان کوچی نما بودند که میخواستند جنگ را به هزاره جات بکشانند؟ و یا اینکه اینها نسل از همان کوچیان قدیمی بودند که به هزاره جات رفت و برگشت داشتند ؟ آیا شما عناصر قدرتمند دولت را در حمایت و حراست از کوچی ها شریک میدانید؟ اگر بلی ، چه دلایلی مستندی و دور از احساسات را در زمینه میتوانید ارائه کنید ؟ اگر نه ، چرا رسانه ها و مردمان بومی از عدم مداخله پولیس شاکی بودند ؟

  در این روزها، جامعه هزاره از مجاری مختلف مورد تهاجم تبلیغاتی و سیاسی قرار گرفته است. شما چه فکر میکنید که در پشت این تبلیغات و عملکرد ها کی ها قرار دارند؟ دولت ؟ تیم قومی کرزی ؟ مجموع پشتونها ؟ چه فکر میکنید که این برخوردها تا چه حدی با قدرتمندی طالبان ارتباط دارد ؟ فکر میکنید که  تهاجم علیه هزاره ها سر آغاز مبارزه تمامیت خواهان برای سرکوبی اقوام غیر پشتون باشد؟ اگر درست است، دلایلی در زمینه دارید؟ اگر برداشت نادرست است چگونه میتوانید این تهاجم آشکار وصریح را توجیه نمایید؟

  چه فکر میکنید که جامعه هزاره می تواند در برابر این تهاجمات و فشارهای قدرتمند بعدی، یکپارچه و متحداز خود دفاع کند؟ اگر بلی، نمونه های این یکپارچگی هزاره ها را میتوانید در پارلمان، کابینه، اپارات دولتی - ولو پایین رتبه -، در میان احزاب وحدت و احزاب دیگر، نهاد های فرهنگی و اجتماعی نشان بدهید؟ اگر نه ، چرا در شرایط بسیار سخت و ناگوار بازهم هزاره ها یک دست عمل نمیکنند وبرطبل نفاق می کوبند ؟ فکر میکنید که آقایان خلیلی ومحقق در این بی اتفاقی نقش مرکزی دارند؟ ویا فکر میکنید که به دلیل سیاست های نادرست وناشیانه اینها، هزاره ها پیش از دیگران مورد تهاجم قدرتمندان قرار گرفته اند ؟ شما در مورد سخنان آخر اقای محقق در غرب کابل که دولت کرزی را نامشروع خواند، چه فکر میکنید؟ فکرمیکنید که کمرنگ بودن مردم در این دعوت که از چند روز در رسانه های آقای محقق، اعلان میشد، پاسخ به روش های سیاسی " پر از نوسان " ایشان بود ؟ فکرمیکنید که نشان دادن سند دولت ترکیه از سوی سخنگوی آقای محقق در تلویزیون طلوع ، تا چه حدی هوشمندانه بوده است ؟ ویا اینکه چنین رویکرد، پس منظر بسیار بدی در سیاست های خارجی جامعه هزاره خواهند داشت ؟ شنیده میشود که آقای خلیلی هم تحت فشار استعفا قرار دارد؟ چه فکر میکنید که این حرف وحدیث واقعیت دارد ؟ اگر بلی ، قضیه از چه قرار است که رئیس بر معاونش خشم گرفته است ؟ اگر چنین باشد، شما فکر نمیکنیدکه هم خلیلی وهم محقق در سیاست های شان تجدید نظر کنند ؟ چه فکر میکنید که عمده ترین دلیل ناتوانی سیاسی این دو جناب در کجا نهفته است ؟ در طمع شخصی شان ؟ در احاطه چند عنصر متملق بلی گوی و آ ستان بوس ؟ ویا عدم تمکین آنها به منتقدان راست اندیش ودرست کار جامعه هزاره؟ ویا حفظ وحراست بستر های نفاق پرور در درون جامعه ؟

   شما چه فکر میکنیدکه در این مدت قریب به ۹ سال، روشنفکران جامعه هزاره، توانسته اند که پایگاه وجایگاه محکمی در میان مردم پیدا کنند ؟ اگر بلی ، چه اسنادی میتوانید ارائه نمایید ؟ اگر ، نه، عیب کار در کجاست ؟ در خودخواهی روشنفکرانه ؟ در عدم آگاهی لازم سیاسی وفرهنگی شان ؟ در طمع  های شخصی شان؟ در موضعگیری های بی ثبات سیاسی شان ؟ در جامه بدل کردن تفکرات اجتماعی شان ؟ در بوقلمون صفتی شان؟ دردشمن تراشی های فرضی شان ؟ در وضعیت انفعالی شان؟ در اهمیت ندادن کارهای تشکیلاتی شان ؟ ویا در عدم انعطاف پذیری و بهاندادن به نظریات مخالف شان ؟ ویا در فقدان صداقت وتقوای سیاسی شان ؟

 با تمام اینها که هرکدام پرسشهای آزاردهنده ولی وواقعبینانه است ، آیا فکر نمیکنید که جامعه هزاره بیش از هروقت دیگر به یک بستر جدید که بتواند عامی وروشنفکر، رهبری وصفوف را در یک محور جمع نماید، نیاز دارد؟ اگر درست است ، این بستر چگونه باید شکل گیرد؟ آیا به عنوان یک محوری که همه را باحفظ هویت سیاسی شان در خود جمع کند؟ ویا اینکه همه ، هویت های سیاسی خودرا یکسره پاک ومحو نمایند ودر این محور گرد هم آیند؟ کدام اش موثر تر وپذیرفتنی تر خواهد بود؟ فکرنمیکنید که آقایان خلیلی ومحقق تنها در همین بستر جدید، میتوانند با" زمینی اندیشیدن شان " به تمام افراد ، شخصیت ها، مجموعه ها ی سیاسی وفرهنگی جامعه، تمکین شان را  به آزمون بگیرند ؟ فرض کنیم که اگر آنها حتی با حفظ هویت تشکیلاتی شان به عضویت این محور در نیایند، آیا بازهم شما نیاز به این تجمع دارید، ویا خیر ؟ ویا اینکه شما با ایجاد این محور از آنها می برید؟ آیا بریدن از اینها در چنین اوضاع که جامعه هزاره نه اتحاد لازم  و نه " پاور " و" لابی  "خارجی دارد، ونه مجموعه ها و شخصیت های بسیج کننده، تاچه حدی مفید واقع میشود ؟ با توجه به اوضاع خطیری که در پیش رو است، دامن نفاق را گسترانیدن، در واقع استقبال دست وپا بسته ای ازحذف مردم خود نخواهیم بود؟ فکر میکنید که تاجیک ها ویا ازبک ها، بر طبل نفاق شان می کویند ؟ اگر چنین است عملکردشان را دراین راستا نشان دهید ؟ اگر نه ، با توجه به موقعیت برتر بیرونی آنها، ما چرا دامن نفاق را که به تضعیف کلی ما بیانجامد، وسعت ببخشیم؟ مایی که از همه سو در کمین متخاصمان قرار داریم. سوال آخر اینکه :

 اگر در برابر رخدادهای خطرناک میخواهیم ملت خودرا پاسداری نماییم، آیاضرورت یک محور جدید ی که همه را در خود جمع کند، وفاصله هارا به هم پیوند بزند، حس میکنید؟ اگرآن را نیاز زمان میدانید فکر نمیکنید که نام " هزاره " وپاسداری از آن ، ترازوی باشد که صداقت همه باآن محک زده شود؟ فکرمیکنید که پس از جمع آمد در این محور، گذشته ای  افراد را به تاریخ بسپاریم؟ فکر میکنید که کتاب سفیدی را بازکنیم تا افراد واشخاص از نو عملکردهای شان را در آن ثبت نمایند.؟ چون وضعیت رو به وخامت اگر چنین پیش برود، ما باید برای دفاع آمادگی داشته باشیم. فکر میکنید که هزاره ها به دلیل نداشتن وسایل دفاع و نبود پوتانسیال نیرومند سیاسی درونی وبیرونی وهم به دلیل پراگندگی کنونی، بدون وحدت کامل ولی فوری، کدام راه دیگر دفاع از خود دارند؟ 

                                                       ما در انتظارپاسخ های شما هستیم.

نویسنده : جمهوری سکوت نظرات : 19
  • ناروی ۱۳۸۹ جمعه ۸ اسد

    سلام ودرود به مدیر و گرداننده وبلاگ جمهوری سکوت !
    این جانب من حیث یک فرزند از تبار محروم هزاره / که همیش بخاطر ابرو وسر فرازی قوم مظلومم مینویسم .
    برای اینتبار محروم از درون سوختم ودارم میسوزم از شما یکدنیا سپاس گذار هستم که با این خدمات ارزنده و پاینده تان میتوانید پیوند هزاره ای دنیا را خوب ومثبت بر قرا نماید . امید وارم از این حقیر دلخور نشوید چون هرکس از خود نقد و نظر دارد و اختلاف نظر به معنی دشمنی نیست .
    ازینکه در نظریاتم دراین وبلاگ کمی در مورد بعضی اشخاص نخبه رک و راست نوشتم .
    به امید اتحاد و یگانگی مردم ما در سرا سر دنیا پهناور !! خلیلی انگوری

  • امنه یوسفی ۱۳۸۹ دوشنبه ۴ اسد

    هزاره ها به یک رهبر دانشمند که مسلمان باشد . یعنی به دین محمدی عقیده خاص داشته باشد .ضرورت دار د . حالا ما هزاره ها در راس دولت هیچ کس را نداریم . بنا از کی گله گذاری کنیم .ما مثل یتیمان حامی و طرفدار نداریم که از حقوق که باید داشته باشیم بر خوردار شویم .

    خدا بیامرزد شهید مزاری را ...... مثل پدری که فرزند نااهل تربیت میکند . انهم ......

    خلیلی را تربیت کرد . مردم ساده لوح ما پیروی از او میکند .


    خلیلی پدر بیچاره را از بین برد . تا میراث را که هیچ وقت فکرش را نمی کرد بدست اورد .
    .... که بلاخره اورد .

    البته به شما ها بر نخورد . ..... فکر کنید .

  • ناروی ۱۳۸۹ پنج شنبه ۳۱ سرطان

    با سلام مجدد! خوب متو جه باشید که ادم میتواند درایت وکاردانی یک سیاست مدرا را از لا بلای صحبت هاو تناقض گوی های شان درک کند وبشناسد . بنابراین کرزی ازین قاعده مستثنا نیست و میشه گفت کرزی واقعا مسایل سیاسی را نظر به مقتضیات زمان نمیتواند تطابق دهد .
    اما کرزی با ان بی کفایتی شان باز هم خوب سیاست بازی میکند/ چرا .
    بخاطر که کرزی یک تیم قوی کاری از افغان ملیت در کنارش من حیث مشاور کار میکند و به این خاطر تا اکنون بردش قوی بوده وقوی خواهد بود .
    اما نمیدانم اقایان محقق وخلیلی هم / از چنین تیم کاری بر خوردار هست یانه .
    بطور یقین میتوان گفت اگر محقق و خلیلی چند نفر زبده خودی را که با مسایل سیاسی روز اشنایی لازم داشته باشدو بتواند مسایل سیاسی روز را چند بعدی تجزیه وتحلیل نماید ودر کنار این دو فرد فوق الذکر قرار بگیرد / بدون شک مردم ما / برای چندمین باز از یک سراخ گزیده نمیشود .
    امروز از هر سو مردم هزاره ما اسیب پذیر است و بیشتر نقض کاری از خود ماست .

  • انجنیر محمد ایوب نجفی ۱۳۸۹ چهارشنبه ۳۰ سرطان

    بنده از اینکه نتوانستم تمام پرسشها وپاسخ ها را به علت کمبود وقت بخوانم معذرت میخواهم دررابطه به سوال اول که اقای کرزی باپاکستان وطالبان کنار امده هست میخواهم نظرم را ارائه کنم . این شایعه نیست که اقای کرزی با پاکستان وطالبان کنار امده باشد بلکه حقیقت داره این یگانه امید اقای کرزی بود که همیشه تلاشش را میکرد . اقای کرزی با حزب اسلامی صلح کرد این که واضح هست حزب اسلامی هم نماینده اجرای وسیاسی وهمه کاره پاکستان درافغانستان هست ودر عین حال حزب اسلامی رهنمای طالب امادرظاهر جدا از طالب میباشد درسابق هم همین طور بود حال به نظرمن اقای کرزی صرف یک رئس جمهور سمبولیک درافغانستان هست واصل رئس جمهور گلبدین هست که با اقای کرزی یعنی با امریکا صلح کرد ه و پشت پرده توافقاتی بدست اورده است به نظر من حال دیگه نوبت ریاست جمهوری گلبدین وخلیلزاد هست که میخواهد کنترل اداری افغانستان ازپشت پرده دردست دارد . البته من یک پیام کاملاً خطرناکی برای هزاره ها دارم اینکه درصورت عدم هوشیاری واتحاد وامادگی دربرابر بعضی تحدیدهای دراینده ممکن با خطری جدی روبرو شود حمله کوچی ها هرسال بر منطقه بهسود هرسال یک ازمون اتحاد قدرت وحساسیت هزاره هست به اساس نتائیج بدست امده از حمله به بهسود دولت هرسال به شکل تدریجی مسیر سیاست خودراتغیر داده وبادیدن بی تفاوتی هزاره ها وهمچنین عدم توانائی انها اختیارات را به شکل تدریجی از هزاره ها چه درولایتها وچی درکابل مخصوصاً درکابینه وشورای وزرا که همه میتوانند بیبینند از دست هزاره ها گرفته وبه اهداف خطرناک خود میتوانند کاملاً مسلط شوند . به نظرمن طالب ها یعنی حزب اسلامی وپشتون ها میتوانند منافع امریکا رابه خوبی درافغانستان تآمین نمایند اینها کوشش میکنند که دریک گوشه از هزاره جات یک حساسیت ایجاد کنند که هزاره ها یک اعتراض درمقابل دولت داشته باشد واین اعتراض به یاغی بودن هزاره درمقابل حکومت منجر شود وبهترین بهانه برای گلبدین یعنی دولت باشد تاباسرکوب دست ازاد هزاره ها وحدت رادرمیان خودشان ایجاد وجنگ وناامنی رااز سمت جنوب به مناطق مرکزی بکشاند . من به تمام هزاره پیشنهادمیکنم که وحدت خودراحفظ نموده و درمقابل اهداف شوم دشمن اگاه باشد البته این بدان معنی نیست که حتمن یاغی شود و اعلام جنگ کند فقط اگاه واماده باشند به نظرمن اگاهی وحدت وامادگی نمیتواند مضرباشد .

  • ناروی ۱۳۸۹ چهارشنبه ۳۰ سرطان

    شما اگر تاریخ را دقیق مرور نماید حتا در زمان عبدالرحمن سفاک که 62 در صد از هزاره ها ازبین رفت و اواره شود بیشتر دستهای خیانت خودی بود و امروز هم ما به این مرض لا علاج سردچار هستیم .
    شما خیال نکنید که سردمداران پشتون به خاطر اتفاق واتحاد ما /مارا امتحان نمیکند .
    قبل ازینکه بالای مردم ما تحاجم فر سایشی نماید مارا مورد ازمایش قرار میدهد واگر ما همدست بودیم مورد تحاجم شان قرار نمیگیریم و اگر نه / چرا که نه !
    این تحاجم کو چی با پشتوانه پشتونهای دیگر قدامت تاریخی دارد و همیش ما اسیب پذیر بودیم وشدیم و خواهیم شد .چرا بخاطر چه .
    میگوید > کلان کوچی ویاهم دولتی چنین دستور داده بود > مال وشترهای تان را بالای یک قسمت ازمین هزاره بچرانید و اگر اهالی قریه تماما امدند و سر صدا نمود و با اتحاد از خود شان دفاع نمود . بدانید که موفق نمیشویم و میدانیم که انها اتحاد دارد و باید برگردیم .
    و اگر صاحب همان زمین زراعتی مورد نظر تنها امدند و سر صدا نمود وکسی دیگراز اهالی وقریه درکنار شان نباشد ما پیروزیم .
    این کار بدستور این شیادان تاریخ تحقق پیدا نمود !
    روزی چند نفر از کوچیها مال وشتر شان را بالای یک قسمت از زمین زراعتی که تعلق به یک فا میل بود روان نمود و بعد از لهظاتی مردم قریه متوجه میشود از خود عکس العمل نشان نمیدهد و تنها دو نفر صاحب زمین میرود با کو چی ها در گیر میشود و کار ی هم نمیتواند از پیش ببرد .پشتونها میداند که مردم هزاره اتحاد ندارد دفعه بعدی تکرا ر و دو قسمت زمین که تعلق از دوفامیل بود مورد استفاده چراگاه شان قرار میدهد وسال بعد ش به مرور زمان اضافه تر و تا امروز این پروسه با پشتوانه دولت فاشیستی پیش رفته و پیش میرود
    این بار باز هزاره ها مورد از مایش قرار گرفت و برای چندمین بار است که بهسود ودای میرداد مورد تها جم پشتونهای کو چی قرار میگیرد و هزاره های دیگر مناطق / جاغوری/ مالستان/ با میان / ووو
    سکوت نمود و سر انجام این ویروس دامن گیرهمه ما میشود و چون ما برای دفع این ویروسهای مهلک از انتی بیوتیک قوی استفاده نمیکنیم وباید با مرگی تدریجی از بین برویم .
    خلیلی ناروی

  • ناروی ۱۳۸۹ چهارشنبه ۳۰ سرطان

    در قدم اول اتحاد شرط اساسی است . که نخبگان ما دارای چنین صفت نیست ودشمن هم ازین خالیگا خوب استفاده سیاسی نموده است . و بیشتر سیاسیون ما همانند عنکبوت تار را بدور خود میتند و افق دید شان از قول / دسته /منطقه و حزب شان فرا تر نیست .
    تا ما /ما نشویم همانند ماه / ماه شده نمیتوانیم که خوب بدر خشیم . خلیلی ناروی

  • اچه آزره ۱۳۸۹ چهارشنبه ۳۰ سرطان

    با تاید سحنان برادر ما محمد علی می خواهد علاوه کنم که بلی برګشت طالب چیزی نست بیشتر از شایعه و یا بر حاشیه راندن آقای کرزی به پاسخ به این سوال شما که آیا کرزی با پاکستان و طالبان کنار آمده است هم مردود نمی شمارم ګیرم اګر آقای کرزی را متحدان عربی آن نتواند با این سیاس شان در حاشیه برانند فعلآ کرزی خود فهمیده است که شانس به فدرت رسیدن کرزی دیګر تمام است و حالا کزری به این فکر ااست که باید یک دریچه فرار برایش داشته باشد پس بر این اساس در تلاش نهای خود را میکند تا با متحدان قبلی خود (طالبان پشتون تبار)از راه مذاکره پیش رودتا باشد که از یک طرف مناطق پشتون نشین را از این فلاکت برهاند و از سوی دیګر جای ګاهی دیکر برای خودش در نزد طالبان بسازد
    و در مورد این که آیابا به قدرت رسیدن مجدد طالبان مردم هزاره موردتاخت وتاز قرار مګیرند یا خیر؟ خود شاهد حملات مکرر طالبان پشتون زیر نام کوجی در مناطق هزاره نشین هستیم لذافکر نمی کنم لازم باشد که وقت خود را صرف آن کنیم و من کاملآ مطينم که اګر طالبان مجددآ بر قدرت برسد همان پلانی را پیاده می کنند که در زمان عبدالرحمن ،امان الله ظاهر شاه و دیګر حاکمین پشتون طرح ریزی شده است و راه بیرون رفت از این در جیست که اقوام دیګر متحدانه عمل کنند و نګذارند که طالبان فاشیزم قبیله ګرادر افغانستان حمکرانی نمایند و بس
    تشکر

  • مجبور ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۹ سرطان

    به نظرمن کوچی وطالب را نمیتوان به این سادگی که دوستان تحلیل کردند تحلیل کرد بنده گاه گاه میترسم که پلان این آدم کشی ها درقصرسفیدو...طرح نگردد چون ازدیدگاه من یگانه مزهب که با هیج نوع بی عدالتی ومعامله گری سازگارنیست مزهب اهل تشیع است که هم برای غربی ها وهم برای شرقی های غرب چلان ها قابل تهمل نیست به طورمسال آیا بجزازایران دیگران سلاح هستوی ندارند ونمیسازند؟ که این همه سروصداها را انداختند آیا اسرایل با این همه بی بندوباری وبی احترامی که دربرابر قوانین بین الملی کردوهمه روزه میکند کدام روزی مورد تحریم قرارگرفت؟نه چرا؟ جواب چرارا همه ما میدانیم چون وقتی پرسیدند که وزرای قوم هزاره چرا رای نگرفت کاکاوکیل گفت(دوی سابقه کاری اوتخصص نلری) چون اسرایل واسرایلیان همه چیزدارند وهرکاری که بخواهند میتوانند <لکه موژ غوندی>

  • محمد علی محصل رشته حقوق کشور هندوستان ۱۳۸۹ شنبه ۲۶ سرطان

    پیش ازپرداختن به پاسخ این سوال شما که آیا حامد کرزی با پاکستان و طالبان کنار آمده؟ آیا طالبان قدرت را به دست خواهند گرفت یا خیر؟ آیا با ظهور دوباره طالبان مردم هزاره مورد آماج بیرحمانه قرار می گیرد یا توان رویاروی با مردم هزاره را ندارد؟ ........ به عنوان مقدمه اگر نگاهی کوتاه و جامع بر دو کنفرانس مهم روم سال 2000 و بن سال 2001 تا وضعیت سیاسی , امنیتی امروز افغانستان شود به نظرم کاری بدی نیست.
    کنفرانس روم سال 2000 : با طرح صلح ظاهر شاه و پیشنهاد وی برای برگزاری لویه جرگه اظطراری در سال 2000 در روم به خاطر صلح و ثبات افغانستان برگزار شد. شرکت کنند گان این کنفرانس در طی نشستی قطعنامه ای را صادر کردند که دیگر باید جنگ های خانومانسوز به هر نوعی خاتمه یابد. قوم پرستی, نژاد پرستی , خصومت و نسل کشی توقف یابد. این ها از خصوصیات خوبی این نشست بود. ولی چیزی که نواقص و نا کار آمد این کنفرانس را آشکار می کرد این بود که راه حل های برای بیرون رفت از این چالش ها مطرح نشد و عدم مکا نیزم منظمی برای اجرای چنین مشکلات ,اوضاع سیاسی امنیتی افغانستان را در آینده متزلزل می ساخت.
    کنفرانس بن سال 2001: این کنفرانس هم به ادامه کنفرانس روم برای بهبودی اوضاع افغانستان برگزار شد. بجای که از نمایندگان اقشار مختلف افغانستان در این جلسه دعوت می شد که متاسفانه نشد و این نشست با حضوری سه و یا چهار گروه محدود شد. حاضرین این کنفرانس را نمایندگان ظاهر شاه و جبهه متحد ملی شمال و اقای گیلانی تشکیل میدادند البته اگر اشتباه نکنم با حضوز کرزی. این کنفرانس هم یک کنفرانس ملی نبود از همین جهت چندان موثر واقع نگردید. و اختلاف نظر های بعضی ها بر عدم تشکیل لویه جرگه در قسمت شمال افغانستان نواقص این نشست را بر جسته می ساخت. در این نشست فیصله صورت گرفت که باید حکومت فعال و فراگیر در افغانستان تشکیل گردد. و امنیت کشور باید توسط آمریکا و قوای بین الملی تامین گردد. تصمیمات نه چندان موثر و کار ساز این کنفرانس ها ضعف دولت انتقالی و رویداد های که عواقبا پس از دوره اول ریاست جمهوری و دوره دوم ریاست جمهوری دوباره دامن گیر مردم شد را می توانست از همان ابتدا درست حدس زد. البته دوران حکومت انتقالی ودر بخشی از دوره اول ریاست جمهوری امنیت نسبی در افغانستان حکم فرما شده بود و مردم جنگدیده و ستم دیده افغانستان هم فکر می کردند که رویاهای شان صلح و امنیت باشد به حقیقت پیوسته است . حامد کرزی که گاه گاهی اختلاف خود را با جبهه های طالبان اعلان می کرد وبه تظاهر از دموکراسی و حقوق ملت ها دفاع می کرد افکار عمومی ملیت ها را به خود جلب کرده بود که این سیاستش آرزوی رسیدن به ریاست جمهوری او را تحقق بخشید. البته از حقیقت چشم پوشی نباید کرد که آمریکا و متحدانش در انتخاب کرزی به عنوان ریس جمهور افغانستان رول اساسی داشتند.
    اما در ادمه به بحث و جواب سوال شما اینکه آیا حامد کرزی با پاکستان و طالبان کنار آمده؟ آیا طالبان قدرت را به دست خواهند گرفت یا خیر؟ آیا با ظهور دوباره طالبان مردم هزاره مورد آماج بیرحمانه قرار می گیرد یا توان رویاروی با مردم هزاره را ندارد؟ باید بگویم که:

    طالب کی است؟ بوجود آوردنده این پدیده(رژیم طالب) کی ها بودند؟ آیا حامد کرزی در دوران امارت اسلامی عهده دار وظیفه در دربار طالب نبود؟
    طالب در افغانستان باید بوجود میامد چون افغانستان دارای وضعیت آشفته و غبارآلود بود. زمینه نفوس هر دولت خارجی و بیگانه به خوبی مهیا بود و آسیب دیده ترین قشر جامعه افغانستان که اکثریت نفوس افغانستان را تشکیل میدهد یکبار دیگر آله دست دیگران شده و شبیه نظامی طالبان را بوجود آوردند. آمریکا ابر قدرت حاضر جهان اشغال افغانستان توسط طالبان را از پیش طراحی کرده بود یعنی وجود طالبان یک بازی سیاسی از پیش ساخته شده بود. در این راستا تلاش ها ی پیگیر کشور پاکستان را به خاطر کمک های شان به طالبان نباید بدست فراموشی سپرد. طالبان از پشتون و اعراب و افراد مختلف که از پست ترین طبقه فکری برخوردار بودند تشکل شده بود که نقش عربستان سعودی بر دخالت در افغانستان راهم نشان میدهد. کشوری که خود اشغال آمریکا میباشد احمق نیست که به کمک دیگران بشتابد و به بهانه پشتبانی از مجاهد و جهاد در مقابل کفر و امریکا در افغانستان دخالت کند؟

    کرزی هم در دوران حکومت طالب یکی از درباریان این لکه ننگ تاریخ بشر بود. اینکه حالا تمایل به طالب دارد و با آنها کنار می آید جای تعجب نیست. مگر از یاد برده اید که می گویند (سگ زرد بیرار شغال.)
    اگر کرزی با طالبان و پاکستان کنار بیاید هیچ شکی نیست چون آمریکا فعلا تصمیمات برقراری امنیت در افغانستان را ندارد. و اگر از زاویه دیگر بر امنیت افغانستان بنگریم آمریکا در تامین امنیت عاجز مانده است چون پیش از این شاهد یک طالبی زاده پاکستانی و خود این کشور بودیم ولی حالا قضیه طوری دیگری است. بدون شک می توان گفت که حالا طالب های ایرانی/پاکستانی/هندی/چینی/ روسی در افغانستان فعالیت می کنند که هر کدام به نفع کشور خود مبارزه می کنند. آمریکا اگر جلو طالب زاده ی خود را بگیرد و آنان را دستگیر کند آیا به نظر شما دیگر افغانستان امن است؟ نه دوستان این طور نیست بلکه قضیه بر عکس خواهد بود چون افراد دیگربنام طالب که قبلا ذکر کردم فعال می باشد و امنیت را بر هم می زنند. آمریکا پس از اینکه فهمید دستاورد خوبی سیاسی در افغانستان نصیبش نمی شود مبارزه واقعی را با طالبان از یاد برده و تا جای کوشش می کند که راههای بیرون رفت از افغانستان را محیا سازد . دانستن جواب این پرسشها تمام این حدس و گمانه زنی ها را واضح خواهد ساخت . چرا آمریکا از مذاکره کرزی با طالبان حمایت کرد؟ چرا ملیشه سازی و یا پلیس های محلی می خواهد تشکیل دهد؟ چرا بخاطر حذف نام سران طالبان از لیست تروریستان بین اللملی پشتبانی می کند؟ این طرح ها لفظا از سوی کرزی ایراد می شود ولی به نظر من این ها همه طرح و پلان های خود آمریکاست که توسط کرزی پیشنهاد می شود و کرزی هم که نفع خودش و قومش است آن را عملی و پشتبانی می کند.
    سیاست کمی شبیه به بازی شطرنج است. غربیها افغانستان را یک میدان بازی سیاسی ساخته اند از آن بخاطر منافع شان در توازون قدرت و اقتصاد بر سر کشور های دیگر نفع می برند بر علاوه معدنیات و ذخایر افغانستان را علنی و آشکار دزدی می کنند. اما آمریکا پس از آن که با حضور طویل المدت شان در افغانستان مخالفت شد. و روکود اقتصادی که دامن گیر این کشود شد واز سوی دیگر رقیبان اش مانند روسیه , چین , پاکستان و ایران هر لحظه کوشیده اند که آمریکا را در افغانستان ناکام بسازند و بسیار مسایل دیگر که برای آمریکا مشکل ساز شد همه مشکلات دست به دست هم داده و باعث شد که تمایل آمریکا نسبت به افغانستان کمتر شود. ولی به اعتقاد من ایالات متحده از هیچ نوع تلاش و سیاست مبنی بر حضور و کامیابی اش در افغانستان دست نخواهد کشید چون نمی خواهد بازنده از افغانستان خارج شود. حال آمریکا در یک موقع و مکان حساسی در چالشی قرار گرفته که ماندنش در آن هم به نفع اش نیست و خارج شدن از آن هم مشکلات جدی را برای این کشور به دنبال خواهد داشت. خروج آمریکا از افغانستان یک شکست بزرگ برای این کشور خواهد بود. اعتماد این کشور در سر تا سر جهان از بین خواهد رفت.حتی اعتمادش با کشور های دوست و متحدانش از بین میرود و در مقابل جامعه جهانی و کشور های دوستانش پاسخگو خواهد بود چون کشورهای غربی بخاطر در خواست و دعوت و سرکردگی این کشور برای تامین صلح و امنیت و بر قراری دموکراسی و از بین بردن تروریستان که کشور ها را تهدید می کردند به افغانستان در حمله نظامی ایالات متحده را کمک کردند و در چارچوب قوای بین الملی به افعانستان نیرو فرستادند و حالا خودش این کشور ها را تنها مانده و می خواهد از کشور افغانستان خارج شود ؟ به نظرم این یک قضیه ساده نیست که آمریکا چنین تصمیمی بر خروجی کامل نیروهای خود بگیرد. خروج کامل نظامیان آمریکای مساوی به شکست این کشور از افغانستان است وهیچ شکی نیست که آمریکا در کنار سایر قوای بین الملی در افغانستان باقی خواهد ماند. و از طرف دیگر حضور آنان هم چندان نفعی برایشان ندارد چون قضیه افغانستان همیشه پیچیده بوده ولی حالا از هر وقت دیگر پیچیده تر است و ابر قدرت ها می خواهند هر طوری ممکن یکدیگر را چک مات کنند. برای اینکه آمریکا این بازی را نبازد مانند بازی شطرنج از مهره های خود به هر قسم ممکن استفاده خواهد کرد چه به شکل طالب چه به شکل کرزی و یا چه به شکل کسانی و گروه دیگر. احتمال این می رود که دوباره شاهد به قدرت رسیدن طالبان باشیم. البته حقیقتی را نباید از یاد برد اینکه روابط کرزی و آمریکا هم چندان مناسب نیست چنین تبلیغات و کار های که فعلا به نفع طالبان صورت می گیرد می توان حدس زد که اعتبار کرزی را پیش مردم این کشور و جهان کم ساخته و او را که چندان فردی مناسبی برای رسیدن به اهدافش نمی بیند از سمت ریاست جمهوری کنار بزند.

    طالبان با حضور نیروهای بین اللملی به اعتقاد من به هیچ وجهی قادر به تصاحب کامل افغانستان نخواهند بود. و درصورتی که نیروهای بین الملی کاملا از افغانستان خارج شوند هم به تمام افغانستان تسلط نخواهد داشت چون نباید ملیت های دیگر ساکن در افغانستان را فراموش کرد.آیا فکر می کنید درصورت به قدرت رسیدن طالبان اقوام دیگر آرام خواهد نشست و فقط تماشا خواهند کرد که چی طور آنها بر مردم غیر طالب(پشتون) ظلم کنند؟ هرگز نه این به دور از حقیقت است. اگر طالب به قدرت برسد پس شاهدی جنگی دیگر در داخل افغانستان توسط اقوام مختلف علیه طالبان خواهیم بود. مگر این که طالب این بار با یک رویه دیگر وارد شود به همه احترام داشته باشد و به هر قشر و طبقه جامعه حقوق بدهد شاید همه ما بتوانیم با هم کنار بیایم در غیر آن صورت هیج ملیتی آرام نخواهد نشست. که این کار از طالبان بعید است.
    آیا با به قدرت رسیدن رژیم طالب دوباره هزاره ها آماج ظلم و ستم و نسل کشی آنان قرار خواهند گرفت؟ یا توان رویارویی با مردم ما را دارند؟ اگر طالب به قدرت برسد بدون شک تلاش خواهند کرد که مردم ما را ضربه بزنند نه نتها تلاش می کنند که به هزاره ها ظلم و ستم کنند بلکه به همه اقوام دیگر افغانستان ظلم و ستم و خیانت خواهند کرد چون این در گذشته ها ثابت شده است که طالب خواهان هیچ کسی جز خودشان (پشتون) نیستند. و اگر اینبار تکرار شود طوری که در گذشته همه نسبت به آنها نفرت داشتند و این بار این نفرت چند برابر شده و ملیت های دیگر چاره ای جز اتحاد نخواهد داشت . اگر اقوام متحد شوند از طالب دیگر کاری ساخته نیست. ولی اگر اتحاد نباشد پس هر قومی شدیدا دچار مشکلات فراوان و جدی خواهد شد که به نفع هیچ یک شان نخواهد بود. همین طور ما مردم هزاره که طالب کشتن ما را واجب می پندارند کار بس مشکلی را در پیش خواهیم داشت و لی این بار آرزوی من همین است که ما مردم هزاره هر راهی دیگر را رها کرده فقط یک هدف داشته باشیم و با اتحاد اطاعت از یک رهبر واحد نمایم. اگر به این هدف که اتحاد و رهبر واحد است دست یافتیم پس طالب هیچ غلطی نخواهد توانست. حالا چیزی که مهم است ما به یکپارچگی و اتحاد تحت یک رهبر واحد نیازمندیم و وظیفه هر فردی از هزاره است که در این راستا قدم بر دارد تا نشود فردا که دچار مشکل شویم و هر کسی بر ماظلم کند.

    در اخیر مختصرا می گویم که به قدرت رسیدن طالب به نظر من زیادتر جنبه تبلیغاتی دارد
    و خارجیها مبارزه حقیقی را با آنان انجام نمی دهند. طور مثال همین عملیا ت نظامی مارجه.درست است که عملیات نظامی در مارجه صورت گرفت ولی از یک جهت با طالبان جنگیدند و از طرف دیگر جهتی را بر روی آنان باز گذاشته شده بودند تا به ولایتی مجاور فرار و پناه ببرند. اگر واقعا می خواستند مارجه را از وجود طالبان پاک کنند پس چرا مارجه را کاملا محاصره نکرده بودند؟ چرا گذاشتند که طالبان به سوی ولایت های دیگر فرار نمایند. مثال دیگرش عملیات نظامی علیه طالبان در قندهار است. پیش از اینکه قندهار را عملیات کنند اعلان کردند که ما قندهار را عملیات می کنیم ولی این کار مدت سه ماه را بخاطر جلب رضایت مردم در برمی گیرد. آیا طالبان از پلان های خارجی ها که می خواهند به قندهار حمله کنند اطلاع نمی یابند. بدون شک طالبان آمدگی با چنین رویاروی را می گیرند و اگر توان رویاروی را در خود ندیدند پس راهی فرار را می سنجند. آیا با چنین عملیات های مسخره می شود طالبان را شکست داد و به وجود آنها پایان داد؟ درست مثل این است که دشمن را خبر کنی که ما بعد از مدتی شما را مورد حمله قرار میدهیم و توباید به آماده باش کامل باشی. درصورتی که اگر بدون کدام اعلان پیش از پیش و با یک پلان و تاکتیک سنجیده عملیات را انجام بدهند پس طالبان قطعا شکست خواهند خورد. بهانه نسبتا بجای هم برای خود شان می سازند و می گویند که برای عملیات قندهار باید رضایت مردم آنجا را گرفت در حالی که در دیگر کار ها اصلا رضایت مردم در کار نیست. چنان عمل می کنند که گویا کشور خودشان است ولی در این مسله باید جلب رضایت مردم منطقه شود. آیا آمریکا با مشوره مردم افغانستان به این کشور حمله کرده بود ؟ که حالا در این قسمت می خواهد رضایت مردم را جلب کند؟ آیا این ها همه سهل انگاری و دو رویی کشور های غربی را نشان نمی دهند؟ پس از این معلوم می شود که آمریکا در صدد طرح ریزی یک بازی سیاسی جدید در افغانستان است. اینکه طالبان بیشترین ولایت های افغانستان را نا امن ساخته و تعدادی را تصرف نموده اند و پایگاه های شان را گسترش داده اند و تصرف مناطق توسط طالبان روز به روز افزایش داشته است. به نظر من این یک زمینه سازی است برای وارد شدن به یک سیاست دیگر.حال این سیاست چی می تواند باشد؟ آیا فرصت دوباره به طالبان خواهند داد که افغانستان را تصرف کنند؟ آیا کرزی را از سمت اش بر کنار می کنند؟ و یا این بار در پی یک بازی کاملا جدید هستند؟ و حقیقتا سیاست در افغانستان را نمی توان حدس زد چون مسایل در افغانستان می تواند هر روز جهتی مختلف داشته باشند.





  • حاتم ۱۳۸۹ چهارشنبه ۲۳ سرطان

    اگرکاری به این نداشته باشیم که اقای محقق با این سیاست های ناصوابش چگونه جامعه مارا اشفته کرده است.
    روی دگرقضیه این است که کرزی با سیاست زیرکانه اش اقای محقق را ذلیل کردوان اینکه اعتبارونفوذ ایشان رادرنزد ملت هزاره درابتدا باوعده های رنگین وبعد عمل نکردن به شدت فروکاست. وکرزی توانست خودرا ازشرفشارهای ممکن که اقای محقق می توانست با پشتوانه مردم ایجادنمایدازمیان برداشت. محقق دیگرنمیتواند مانند گذشته درکابل جمعیت انبوهی را گرد اورد وبرعلیه نارساییها فریاد سردهد. بنا براین میتوان گفت که کرزی سیاست مدارماهر قبیله گراست.

  • افضلی ۱۳۸۹ چهارشنبه ۲۳ سرطان

    هیج وقت نگویید هزاره ضعیف تر از دیگران است هزاره ثابت کرده که اگر موقعیت برایش داده شود
    صد در صد برتر و بهتر ازدیگران است اما این دست تقدیر است که بد ترین شرایط را از هر نظر برای
    مردم ما رقم زده است وما مردم با استعداد ونبوغ خود توانسته ایم دراین شرایط اینگونه قدرتمند ظاهر شویم واگر از استعداد خود استفاده کنیم و متحد شویم سوگند به تمام مقدسات که بزودی
    هزارجات جاپان ثانی می شود و هیج قدرتی در برابر آن تاب مقاومت ندارد دشمنان هم درک کرده اند که هزاره کیست که اینقدر ترسیده اند ای هزاره درهرکجای این کره ی خاکی که هستی فقط اتحاد اتحاد دوستان ما کاملا درست گفته اند

  • مرتضوي ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۲ سرطان


    با سلام

    اولا سؤال كليد دانش است، تشكر از طرح سؤال

    چيزي كه من مي خواهم بگويم اين است كه ما مردم هزاره هميشه گوشمان به حرفهاي ديگران است. چيزي را كه ديگران گفته اند تكرار مي كنيم و حادثه اي را كه رخ داده است بررسي مي كنيم.
    در حاليكه قشر تحصيل كرده ما زياد هستند و اين تكرار گفته ها و توصيف رخدادها شايسته اين قشر نيست بلكه كه بايد افق ديد بيشتري داشت. بر اساس يك قاعده : نه دوست تا آخر و نه دشمن تا آخر دشمن باقي نمي ماند.

    و ميزان دوستي و دشمني را در هر زماني، متغيرهاي همان زمان و شرايط و ميزان هماهنگي آن با خواستهاي ما تشكيل مي دهد.

    ببينيد امروز ها دولت كابل چندين زنداني طالبان را آزاد مي كند. و خواستار حذف اسامي رهبران طالبان از ليست سياه تروريستي است. چرا؟


    چون منافع او كه با پاكستانيها هماهنگ مي شود؛ در اين است كه طالبان را در بدنه قدرت جاي دهد.

    ما بايد با مطالعه متغيرهاي قدرت ، در هر زمان به نحوه نگرش و تصميم گيريهاي خود تجديد نظر كنيم. به جاي احساسي و انفعالي عمل كردن بايد عقلاني و كنترل شده رفتار كنيم و تصميم بگيريم.

    مرسي

  • شیرداغی ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۲ سرطان

    من میخواهم یک جواب خیلی ساده برای همه دوستان و برادران که نظر دادند بدهم
    مامردم تازمانیکه دوست و دشمن را از هم تشخیص ندهیم بدان که هر کاری که بخواهد میتواند سری ما انجام دهد
    دوما مشکل اصلی ما نداشته رهبر خوب وچند دستگی ما ست
    نقاط قدرت ما مردم وحدت ماست و نقاط ضعف ما چند دستگی ماست که در مسله بهسود بعد از مزاری بزرگ بر ملا شدکه بعد ار مزاری ایا مردم هزراه هنوز
    وحدت شان را حفظ کردند یا نه مثل گذشته است در واقع یک امتحانی بود مسله بهسود که دشمنان مردم هزاره ازش استفاده کردند

  • عبد الاحد ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۲ سرطان

    عزیزان یک نکته من می گویم مواظب باشید زود ناراحت نشوید
    راستش اینست که ما مردم هزاره هنوز زندگی دسته جمعی و مدنی ومدیریت را بلد نشده ایم
    صدها سال است که از همه چیز محروم ود ر غارها بود ه ایم خلیلی ومحقق از نظر لیاقت نسبت
    به مردم ما بسیار درسطح بالا قرار دارند اما نسبت به استاندارد بین المللی لیاقت منشی گری یک شاروالی راهم ندارند چون سواد ندارند وزبان بلد نیستند نه اینکه اینها بی استعداد باشند بلکه بهترین استعداد را دارند ولی درفضای آموزشی نبوده اند ومعروفیت بین المللی هم ندارند حتی درکشورهای همسایه اعتبار ندارند
    پس راه حل اساسی همین تربیت وتعلیم مردم ماست اگر کسی داخل هزارجات برود و حماقت مردم را بیبیند آنوقت می فهمد که چرا به ما کله خام می گویند

  • ایمان مهاجر ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۲ سرطان

    سلام به همه ی کسانی که قلم می زنند.
    سلام به بچه ها و دخترانی که هنوز فکر می کنند، نیاز دارند برای آینده شان کار کنند.
    اینجا بیش از آنکه به سوالات طرح شده از سوی سایت جواب بدهم، گرچند نکاتی دراین مورد نیز خواهد بود، سوالات دیگری را می خواهم طرح کنم که شاید حد اقل از نظر من ادامۀ همان سوالات طرح شده در بالا خواهد بود.
    حتماً می دانید که قول اردوی اتل در قندهار بود، که ستمگران قدیمی پایه گذاری اش کرده بودند و قول اردوی میوند (نامش دقیق یادم نیست) به این تازگی ها در هلمند تاسیس می شود.
    تاسیس این قول اردو در هلمند سوالاتی را خلق میکند که باید حد اقل خود برای خود و راجع به این دو قول اردو سوالاتی را طرح کنیم.
    اولاً هلمند و قندهار در همسایگی هم اند، این دو ولایت به یقین نا امن تر از ولایت غزنی و مورد تهدید تر از بهسود در میدان وردک نیست. در ولایت غزنی بیرون از شهر رفت و آمد تقریباً نا ممکن شده است ولی در قندهار به این حد نیست. و در هلمند نیز.
    حالا، ایا با توجه به اینکه قول ازدو در قندهار وجود دارد و اگر نیاز به نیروی نظامی برای حفظ امنیت در هلمند دیده شود، این قول اردو به نسبت نزدیکی که به هلمند دارد، می تواند به سرعت وارد عمل شود و در هلمند جلو هر گونه عملی را بگیرد که ممکن دولت را از ریشه در آورد. از سوی دیگر هردوی این قول اردوها از مجهز ترین قول اردو های کشور است که ساخته می شود. بیشترین تجهیزات نظامی به این دو قول اردو منتقل شده و جابجا می شود. چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟
    چرا در مناطقی که بسیار بیشتر مورد تهدید است این کار را نمی کنند؟ ایا دلیل منطقی برای این کار و جود دارد؟
    از سوی دیگر تمامی مناطق مرکزی و تاحد اندکی شمال را خلع سلاح کرده اند. خلع سلاح مناطق مرکزی در این جنگ های تمرینی اخیر مشخص شده است و همه به این نتیجه رسیده اند که، در مرکز اسلحه ای وجود ندارد. علی رغم انکه در جنوب ملیشه سازی کرده اند و تمام مردم را به این ترتیب مسلح کرده اند.
    در این صورت آیا چیزی غیر از این را میتوان تصور کرد که دولت آقای کرزی برای یک جنگ داخلی دیگر که شاید بار دیگر قومیتی باشد آمادگی می گیرد؟
    تاریخ سلطۀ پشتونها نشاندهندۀ این واقعیت است که آنان دیگران را به هیچ صورت قبول ندارند. در هیچ دوره ای نشده که همدیگر پذیری منطقی از سوی پشتون ها نشانداده شده باشد. در این حال آیا حالا این کار ممکن شده است؟ اگر نشده است، آیا به یقین بار دیگر به سوی یگ جنگ داخلی دیگر نمی رویم؟
    من به تنهایی محقق و خلیلی را مقصر نمی دانم، همانگونه که از اتهام تبرئه شان نیز نمی کنم ولی حد اقل این هست که به تنهائی این ها متهم و مجرم این قضایای اخیر نیستند.
    بخشی از ماجراهای کنونی به دههۀ قبل و سالهای حاکمیت سیاه اسلامی از نوع اسلام ربانی و مسعود بر میگردد. زمانی که پشتونها را از حاکمیت حذف کرده بودند و مسعود گفته بود، اگر مزاری در کابل نباشد من این دیوانه را در 24 ساعت کارش را یکسره می کنم. دیوانه منظورش از حکمتیار بود. به راستی آیا نمی توان گفت تلاش مسعود وربانی برای حذف دیگران و سلطۀ تاجیک ها در افغانستان تجربه ای را برای پشتونها بار آورده باشد تا اینبار انها به راستی با ادعای اکثریت در دموکراسی دیگران را به طور مشروع حذف کنند. تجربۀ دهۀ هفتاد و حاکمیت مسعود وربانی بی شک بی اثر نیست ولی در حال حاضر خلیلی، مدبر، محقق و دوستم در اینکه کرزی و دار و دستۀ سیاه اندیش او به قدرت رسیده اند، به راستی نقش بسیار جدی داشته اند.
    با توجه به این همه به این نتیجه می رسیم که پشتونها در تلاش امادگی گرفتن اند برای یک جنگ تمام عیار تحکیم سلطه بر همۀ گروه های دیگر در افغانستان.

  • نصرالله " امید" ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۲ سرطان

    با عرض سلام. مشکلات مردم هزاره ریشه در تاریخ کهن این سرزمین داشته و تفکر پشتونیزه کردن پشتونها از گذشته های دور وجود داشته و اکثر آنها از اینکه اکثریت شهروندان کشور را نسبت به هر قومی درافغانستان تشکیل میدهد در اندیشه می پرورانند. و رابط دیرینه چند نسلی که با بلوک شرق و غرب دارند این زمینه را مهیا ساخته تا دیگر اقوام را در حاشیه رانده و یا بطور سمبولیک سهم بدهند. و همجنان اشتراکات مذهبی مردم هزاره با جمهوری اسلامی ایران و در تقابل قرار گرفتن غرب با این کشور و مداخلات اشکار جمهوری اسلامی به نام دین و مذهب و ابزار سازی از آن جهت منافع سیاسی وتضعیف نیرویهای بین المللی در افغانستان بوده است که ما شاهد برگزاری محافلی یاد بود از امام خمینی و نصب پوستر های این شخصیت در شهر کابل هستیم که این نوع حرکتات تعدادی از مردم هزاره، یا قشر شیعه، این انگیزه را به دیگران میدهد که اگر این قوم سهم بیشتری در دولت افغانستان پیدا نمایند از همه کرده زمینه مداخله ایران در امور افغانستان مهیا خواهد شد که نتائج گذشته نشان میدهد که مردم هزاره بیشتر از اینکه جنبه قومی خود را به عنوان یک شهروند ثابت ساخته باشد جنبه مذهبی شان بیشتر بوده است. و همچنان عدم همبستگی و انسجام رهبران سیاسی مردم هزاره و عدم خود گذری و هم پذیری رهبران و عدم بینش سیاسی کافی و توصل شدن آنها به دامن هر شخصی جهت بدست آوردن منفعت فردی و عمل کردن پراگندۀ آنها باعث هزار سودا شدن مردم هزاره شود.

  • ضربی "پویان" ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۲ سرطان

    در پاسخ به اینکه در پشت این تبلیغات هزاره ستیزی کی قرار دارد، باید که این یک واقعیت مسلم است که پشتونها در مجموع اعم از شهری، روستایی، باسواد، بیسواد، سیاستمدار و غیر سیاست مدار همه خاصیت فاشیستی و بخصوص هزاره ستیزی بسیار شدید دارند. چنانچه این خصلت خود را در زمان عبدالرحمان، نادر و ظاهرشاه نشان دادند و هزراه ها نمیتوانستند در مقامات عالی نظامی راه یابند حق خواندن دانشکده حقوق را نداشتند پس در مجموع میتوان گفت که هم طالبان، هم تیم کرزی، هم افغان ذلتی ها در عقب این توطئه هزاره ستیزی قرار دارند. و هزاره ها هم از لحاظ چهره، هم از لحاظ زبان و هم از لحاظ مذهب در انزوا قرار دارند. پس آنچنانکه پشتون ها فقط در فکر تفوق طلبی قومی خود استند و فقط در صدد عزل اقوام غیر پشتون استند همیشه سیاست های تفوق طلبانه شان را در قالب وحدت ملی بر دیگران تحمیل کرده اند و آنرا مشروعیت قانونی داده اند. پس هزاره ها هم باید از زیرکی تمام کار بگیرند و خود را از انزوا خارج سازند و کوشش نمایند که وجوهات مشترک شان را با اقوام غیر پشتون دریابند و بشکل منسجم و یک کتله بزرگتر عمل نمایند. مثلاَ بجای هزاره بنام فارسی زبان مبارزه نمایند تا باشد که اقوام فارسی زبان دیگر از قبیل تاجیک ها، ایماق ها، تیموری ها، قمچاق ها وغیره را نیز مشمول گردد که سر انجام به نفع تمام این اقوام خواهد ا نجامید.

  • بیگم ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۲ سرطان

    من نمیخواهم تمام تقصیرات را به گردن آقای محقق و آقای خلیلی بیاندازم. احزابی که نه حمایت قوی خارجی دارند و نه حمایت همه گانی مردمی، در تصمیم گیری ها هم نقش کلیدی ندارند. نباید تمام مشکلات جامعه هزاره را به گردن این دو انداخت. آقای بشردوست بیشترین رای را از جامعه هزاره گرفتند ولی هیچ سیاست مشخصی در مورد وضعیت هزاره ها نداشتند. بوجود آمدن این جریان میتوانست یک موج مترقی سیاسی هزاره ها را بوجود بیاورد و شانس بزرگی بود که متاسفانه فقط در حد یک حرکت ایدیالیستیک باقی ماند. خیلی از مغز های متفکر هزاره ها که جریانات سیاسی حزب وحدت را رد میکردند ، بشکل غیر فعال باقی ماندند و به نظریه پردازی اکتفا کردند. این تنها آقای خیلیلی و محقق نیست بلکه تمام جامعه هزاره باید در بینش سیاسی خود تجدید نظر کنند. روشنفکران نتوانستند پایگاه مردمی بدست بیاورند چون هنوز خود بدان نتیجه نرسیده اند که آیا واقعآ به آنچه میگویند آیا باور دارند یا نه؟ ضد و نقیض گویی در نوشته ها بطور فزاینده مشهود است. دلایلی که شما در مورد روشنفکران هزاره ارایه نموده اید همه شخصی اند نه کلی. به نظر بنده دلیل عمده نبودن یک بستر قوی سیاسی و عرصهء مبارزه است. نبودن هدفی بزرگ برای ایجاد انگیزهء مبارزه است. من در نظرات قبلی ام ذکر کرده ام که فقط با هزاره بودن و هزاره ماندن میشود جلو سرکوبگری و پراگنده گی را گرفت. این پوتانسیل سیاسی باید هرچه زودتر بوجود بیاید. موضوع نژادی میتواند هزاره ها، اوزبیک ها و تورکمن ها را تحت یک چطر بیاورد و هر چه زودتر جلو نابودی آنها را بگیرد.

  • بیگم ۱۳۸۹ سه شنبه ۲۲ سرطان

    با عرض سلام و خسته نباشید. سوالات خیلی مهم و کلیدی را مطرح نموده اید. به نظر بنده طالبان قدرت را تصاحب نمیکنند بلکه در آن بطور گسترده با مشارکت تیم کرزی و افغان ذلتی ها سهیم میشوند. این شکست بزرگ سیاسی نه تنها متوجه هزاره ها بلکه در پیمانهء وسیع تر آن متوجه تاجیک ها و در قدم بعد متوجه اوزبیک ها هم است. احزاب غیر پشتون متاسفانه به دلیل تک گرایی خود سبب پراگنده گیهای سیاسی شدند و زمینهء نزدیکی هرچه بیشتر دولت با طالبان را فراهم کردند. طالبان و دولت کرزی هر دو حرکت متقابل و سوق دهنده برای همدیگر دارند. دولت در بزرگ سازی و مهم نشان دادن طالبان عمل میکند و طالبان پشتونیزه شدن دولت را در انظار خارجی هویت میبخشد. نا امن نشان دادن افغانستان توسط طالبان به نفع کرزی است زیرا تلاش هایش در جهت جلب رضایت پشتونها را به بهانه جرگه و امثالهم ارجهیت میبخشد. هدف تشکیل لوی پشتونستان است به هر قیمتی که باشد. میرسد موضوع هزاره ها یا اقوام دیگر! موضوع بهسود فقط یک درگیری ساده میان کوچی ها و مردم محل نبود. محکی بود برای سنجش مقاومت و هماهنگی هزاره ها. نوعی جنگ مورال برای تهاجمات بعدی. اینکه آیا اقوام دیگر از آنها حمایت میکنند و هنوز هم شعار های همبسته گی به قوت خود باقیست یا نه. ادعای خاک و سند که مطرح شد ولی حل ناشده باقی ماند بزودی دامن تاجیک ها و اوزبیک ها را نیز خواهد گرفت. مجموعه پشتونها اگر بطور مستقیم حمایت و یا مخالفت خود را با این سیاست اعلام نمیکنند ، در عوض سکوت میکنند چون بطور مستقیم یا غیر مستقیم به نفع شان است. مشکل هزاره ها نداشتن یک حزب قوی سیاسی است. پراگنده گی سیاسی در هزاره ها نسبت به هر قومی دیگر بیشتر محسوس میشود. اگرچه قشر تحصیل کردهء جامعه هزاره خیلی زیاد است ولی یک عدهء زیاد به دلیل وابسته گیهای زبانی و مذهبی نمیتوانند محافظه کاری را کنار گذاشته ، به مشکلات هزاره ها بپردازند. شعار های شهروندی و فرار از واقعیت خود بودن، زمینهء پراگنده گی بیشتر را مساعد میسازد. هر پدیده اگر در جایی منفی است در جای دیگر میتواند مثبت باشد. مثلآ پدیدهء نشنلیزم یا قوم گرایی. آتا تورک با شعار " به غیر از تورک کسی دوست تورک نیست" کشور قوی تورکیه را بنا نهاد. اگر تاریخ حملات کشور های اروپایی در تورکیه را مطالعه کنیم این دقیقانه ترین سیاست به نفع کشور تازه تاسیس تورکیه در آنزمان بود. با ملاحظهء سیاست های قوم گرایانه و فاشیستی کرزی، باید با شعار قومیت ، یک پارچه گی هزاره ها و اقوام دیگر را فراهم کرد. من برخلاف دوستانم حمزه واعظی و ساسین رسولی با شعار های شهروندی مخالفم. وقتی جامعه، قانون و دولت سالم نیست، حقوق شهروند چه تضمینی دارد؟ در مقابل حرکت اسپ و فیل نمیشود پیاده وار پیش رفت. این دوستانم کم از کم به بیست سال دیگر ضرورت دارند تا گویا جامعه در اثر تلاشهای آنها کمی انسانی شود. ولی آیا تا بیست سال دیگر اوضاع به همین منوال خواهد بود؟ اگر آب همین و کوزه همین باشد بزودی تاریخ های سیاهء گذشته دوباره تکرار خواهد شد.

  • نظر خود را برای ما ارسال نمائید...

    • نام:
    • ایمیل:
    • وب سايت / وبلاگ:
    • نظر:
  • ارسال به دوستان

    • نام شما:
    • ایمیل شما:
    • ایمیل(های) دوستان شما:
      ایمیل های را با کاما "," از هم جدا کنید
    • متن نامه: