به نام خدا

سال ۱۳۷۳، معمار حزب وحدت اسلامی افغانستان، سردار دلیر و سرافراز جهاد، فرمانده مدبر و قهرمان ملی‌ افغانستان، رهبر بزرگ عبدل علی‌ مزاری به شهادت رسید و عالمی را غرق ماتم سخت. بزرگداشت از این شهید منادی عدالت اجتماعی، اسوه ی ایثار و مقاومت و طراح اندیشۀ دولت ملی‌ را گرامی‌ داشته و بار دیگر، شهادت ایشان را به عموم مردم افغانستان و خصوصا به رهروان راه ایشان تسلیت عرض می‌نمایم.

 

با گذشت ۲۰ سال از شهادت (( مزاری))، تصویر ایشان نه تنها به کمرنگی نگراییده، بلکه هر روز تابناک تر، درخشانتر و قابل رویت تر از گذشته به نظر می‌رسد.

 

مردم هزاره، ۲۲ حوت هر سال، سالروز شهادت استاد بابه مزاری را با عظمت ویژه‌ای تجلیل می‌نمایند. چرا که می‌دانند رهبرشان از اولین شخصیت‌هایِ ملی‌ بود که علیرغم سکوت مرگبار جامعه جهانی‌ در قبال ظلم ابر قدرت‌ها علیه کشور‌های ضعیف و مردم بیگناه، بر علیه ظلم، نژاد پرستی‌، تبعیض دینی، قوم گرایی و اختلاف افگنی قیام نمود و با سرسختی و پیگیری تمام، از تحقق‌ تساوی حقوق تمامی‌ اقوام تابع کشور، با یک حکومت فراگیر ملی‌، با اصل شایسته سالاری و معیار‌های پذیرفته شده بین‌‌المللی در برابر میراث انحصاری حاکمیت نژاد پرستان، حمایت نمود تا جائیکه در همین راه و برای عدالتخواهی برای مردم، به والاترین مقام جهاد یعنی‌ شهادت نائل گردید.

 

حوت ماه هر سال، یاد و خاطره‌ی شخصیتی‌ را با خود دارد که به اعتراف دوست و دشمن، نقش مهمی‌ در حیات فکری_سیاسی افغانستان و مردم هزاره داشت. وی را به حق می‌توان آموزگار آموزه‌های قابل توجه در عرصه‌های فقاهت، سیاست و عرفان دانست. استاد بزرگ مزاری توانست هم در زمینه اندیشه و هم در زمینۀ فعل سیاسی، با نو آوری و خلاقیت، راه جدید و افق روشنی برای ملت افغانستان بگشاید.

 

شهید مزاری تعهدی را که با مردمش بسته بود در عمل مانند کوه بابا به آن وفادار ماند و گفت که :من تا آخر در کنار شما هستم و افتخار می‌کنم تا خونم در جمع شما بریزد. استاد مزاری همانطور که گفت همانگونه هم عمل کرد و تا پای جان با مردمش ماند و جانش را فدا نمود. اما این به این معنا نیست که استاد از میان ما رفته باشد. استاد مزاری در میان ما هست، زنده تر از همیشه، پر فروغ تر از هر بار، بیدارتر از هر وقت و هوشیار تر از هر موقع. او هرگز ملت خود را رها نکرده و هنوز پس از گذشته دو دهه همه جا حاضر هست و حکومت خود را بر قلب و ذهن ما مستحکم تر کرده است. استاد بزرگ در میان ماست، در افغانستان، پاکستان،ایران.. در استرالیا، اروپا و ...همراه ما علیه دشمنان، تبهکارن و تروریست‌های بین‌المللی فریاد میزند: ملت هزاره به پا خیزید و حق خود را از ابر قدرت‌ها بگیرید.

 

میراث او، یاد او و نام اوهرگز از صفحه خاطره‌های ما محو نمی‌شود. شاید هیچ نامی‌ آشنا تر و در عین حال پر صلابت تر از نام مزاری، در قلب تاریخ سیاسی مردم ما جای نگیرد و حتی شاید هیچ قامتی بلند تر از قامت مزاری در مبارزات عدالت خواهانه مردم ما قیام نکند.

 

مزاری ای عزیز ترین، در راه و خط تو، گام‌های بزرگ کم برنداشته ایم. کارهای بزرگ هم، کم انجام نشده است، تا جایی‌ که در حوزه بسیاری از علوم میتوانیم سرمان را بالا بگیریم و با افتخار بگوییم که فرزندان مزاری هستیم. فرزندان مردی که افق‌های دور دست را در دسترس قرار داد, اما این بدان معنا نیست که کار تمام شده است. ما با درک کامل این موضوع همچنان ایستاده ایم، پا به عرصۀ رشد و توسعه نهاده ایم و تا رسیدن به اهداف والای رهبر شهید که همان تشکیل حکومت مردمی از نوع خدمتگذار،بر پایه حق و عدالت هست، از پای نخواهیم نشست.

 

ملت ما به رهبری استاد مزاری یک رخداد بزرگ تاریخی‌ و اثر گذار از دوران معاصر است که بازتاب‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی‌ آن در میان ملت هزاره و دیگر قومیت‌های افغانستان بر کسی‌ پوشیده نیست. این رخداد عظیم الهی و مردمی که استاد مزاری آن را انفجار نور علیه ظلمت و تاریکی‌ تفسیر کرده خیزش مردم ولیت‌های کابل، بامیان، مزار، هرات اروزگان، دایکندی و...را در گذشته و آزادی‌خواهی مردم افغانستان را در شرایط کنونی سبب شده و این اصل به عنوان یک الگو مطرح و معرفی‌ شده است. مزاری را از زبان‌ها و دیدگاه‌های مختلفی‌ می‌توان دید و اوصافش را شنید اما کدام چشم و کدام زبان میتواند ابعاد سیاسی و اجتماعی آن شخصیت عظیم را بهتر و دقیق تر تبیین کند... .

 

افغانستان را می‌توان کشوری متشکل از اقلیت‌های قومی و ملی‌ نامید. متأسفانه آنچه که امروز پیش روی ماست حقوق انسانی‌ و شهروندی درون و برون مرزی یک افغان است که فرسنگ‌ها با آنچه که حقوق بشرش می‌خوانند، فاصله دارد. عدم احساس امنیت، کاهش میزان ورودی سرمایه به کشور نسبت به خروجی آن، ابولای رشوه، کاهش میزان اعتماد مردم نسبت به قانون و پلیس و ... از موارد همه گیر در میان عموم مردم، و درگیری‌های قومی، فرقه ای، نژادی، از جنگ‌های طایفه‌ای گرفته تا کاخ ریاست جمهوری ... از موارد مرسوم میان بلند مرتبگان است!!! شاید بتوان گفت در پس این چهره افغانستان شاد رسانه‌ای ، بی‌ عدالتی، نابرابری، تبعیض، فقر، بیکاری، اعتیاد، افزایش میزان جرم و بالطبع کاهش سن مجرمین از درد‌های زیر خاکستر مانده مردم مظلوم من و توست.

 

مروری اجمالی بر زندگی‌ شهید، گویای آنست که ایشان همواره هرگونه تفرقه، تبعیض، و بی‌ عدالتی را محکوم کرده، با آن جنگیده و با آن در تضاد بوده است. در نظر ایشان، برادری بنیاد فراگیر ملی‌ و منطقی‌، تا اجرای کامل حقیقی‌ و حقوقی برابری‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی‌، اقتصادی و محیطی‌... قابل دسترس نخواهد بود. بشنویم نظر ایشان را در مورد نقش و اهمیت برادری اقوام در

 

تحقق‌ تساوی حقوقشان:

اینجا برای شما به طور واضح میگویم، در افغانستان دشمنی میلت‌ها فاجعهِ بزرگی‌ است. در افغانستان برادری ملیت‌ها مطرح است. حقوق ملیت‌ها یعنی‌ برابری و برادری ملیت ها، دو برادر که در یک خانه زندگی‌ میکنند، چطور برایشان حق قائلند که در این خانه من هم حق دارم، او هم حق دارد. این برادریست نه دشمنی.. بلی! این عناصر قدرت طلب و جاه طلب است که در این مساله از عنوان نژاد و ... استفاده میکنند برای سیادت خودشان.

 

از اتفاقات بدیع آن زمان، عدم رعایت و زیر پا گذاشته شدن حقوق زنان از سوی دولت اسلامی مجاهدین افغانستان بود که با مکتوب شدن " عدم برخورداری زنان از حق کاندید شدن برای پست ریاست جمهوری" در قانون اساسی‌ صادره، این بی‌ عدالتی و تجاوز به حقوق مشروعه زنان، به اوج خود رسید. در کشاکش این بی‌ عدالتی‌ها نسبت به حقوق انسانی‌ و شهروندی، و این نوع نگرش نسبت به زن در جامعه، دیدگاه استاد شهید به موازات عقیده راسخشان مبنی بر اصل برادری، نسبت به زن، دیدگاهی‌ کاملا متفاوت بود. ایشان جایگاه و اهمیت نقش زن را با ایجاد مؤسسات و مراکز گوناگون فرهنگی‌ و اجتماعی ویژه ی زنان در غرب کابل و بحبوحۀ جنگ‌های غربه کابل یعنی‌ در خط مرزی جنگ با دشمن، به اثبات رساند. ایشان این فرصت را به زنان داد تا هم خود را و هم صحت اعتقاد شهید را به اثبات برسانند.

 

پر واضح است که بقا و پیشرفت هر قوم و مردمی ملزوم زنده ماندن یاد، خاطره و ادامه امسیر شهدای آن مردم است. از اینرو آیا می‌توان گفت بدون در نظر داشت اهداف و آرمان‌های شهید مزاری و ادامۀ مسیر ایشان به آرامشی که شایسته ملت ماست خواهیم رسید؟ آیا گامی در جهت پیشبرد خط شهید صورت گرفته؟ آیا امروز سبک، منش و خط فکری استاد آنگونه که باید، دنبال و حق مطلب ادا شده است...؟ واقعیت آنست که ما گاهی‌ از خود و گذشته خود غافل می‌شویم:

 

بعد از کشتار و قتل عام وحشیانه هزاره‌ها توسط عبد الرحمان، مردم ما پس از آن‌ نیز دستخوش فراز و نشیب‌ ها، ظلم‌ها و ستم‌های بسیاری شدند تا بعد از فروپاشی حکومت طالبان، که دریچه‌ای از نور و امید برای مردم ما باز شد که در این فرصت بسیاری از هزاره‌های شایسته مان در عرصه‌های مختلف فرهنگی‌، سیاسی، اقتصادی، ورزشی و ... افتخار آفرینی کردند و جامعه جهانی‌ را متوجه خود و مردم خود ساختند... . پس بجاست حال که در سایه جانفشانی ها، ایثار گری‌ها و مظلومیت‌های رهبر شهید و دیگر شهیدان بر حق، به روزگاری بس بهتر از قبل رسیده ایم، اهداف، آرمان‌ها و راه استاد شهید مزاری را از یاد نبریم. از سویی باید گفت که خوشبختانه در گوشه و کنار جهان، برگزاری مجالس سالروز شهادت ایشان، مجالس در رابطه با آرمان‌های شهید و چگونگی تداوم خط ایشان رو به افزایش است اما از طرفی‌ باید گفت متأسفانه، در مواردی برگزاری این مجالس به نوعی به یک فضای رقابتی، مغرضانه و با اهداف شخصی‌ یا گروهی برگزار میشود. بر ماست که نام، راه و اهداف شهید مزاری را آنگونه که شایسته ایشان است ادامه دهیم اگر می‌خواهیم شاگردان شایسته‌ای برای شهید عالیقدر باشیم و اگر خواهان آینده‌ای بهتر هستیم.

 

با یک سیاست گذاری و برنامه دقیق است که میتوانیم که خط استاد را ادامه دهیم واز دست آورد‌هایی که با خون شهیدان بزرگی چون رهبر شهید به دست آمده , محافظت کنیم .  که البته رسالت تاریخی به    اصطلاح مدیران و  رهبران سیاسی  جامعه هزاره اقتضا می‌کند که علاوه بر حفظ وحدت و دوری از تفرقه،  تمامی ظرفیتهای مردم­شان را به کار گیرند و در افزایش توان علمی و فکری بکوشند.

 

به امید تحقق‌ کامل راه، اندیشه و هدف آن رهبر یگانه... .