درباره پدیده‌ای برهنگی یا «نودیسم» فرهنگ‌‌های مختلف رویکرد ارزشی متفاوت داشته‌است. در عهد باستان در منطقه بین النهرین برهنگی جزو ویژگی بردگان بود و در یونان قدیم برهنگی نماد اشراف شمرده می‌شد. در ایران قدیم حتا قبل از زردشت زنان حجاب کامل داشتند. در اسلام پوشش و حجاب جزو احکام «امضای» بوده «نه» احکام تاسیسی». در سوره‌های نور و احزاب  درباره نحوه پوشش زنان دستورهای داده شده‌است. اما در قرآن هیچ دستور صریح برای پوشاندن مو، گردن، دست و پا وجود ندارد. پیامبر با تغییرات جزئی، نوع پوشش اعراب آن زمان را تایید کرد. زنان عرب در موارد زیاد از جمله در عزاداری‌ها سر و سینه‌های‌شان را برهنه می‌کردند. خانوداه پیامبر از جمله فاطمه زهرا بر سر قبر پیامبر رفت و سرش را برهنه کرد و اشک ریخت. زنان بنی هاشم بعد از حادثه عاشورا بارها و بارها با سرهای برهنه و موهای پریشان در میان مردم گریه کردند.

 

حجاب در اسلام نشان هویت و تشخیص پایگاه اجتماعی  بوده‌است. به‌طور نمونه:

 

  • 1- امیر حسین ترکاشوند به‌نقل از کتاب «وسائل الشیعه» در کتاب «حجاب شرعی در عصر پیامبر» می‌نویسد: کنیزان باید طور لباس بپوشند که سینه، پستان‌ها، ساق پا و موی سرشان دیده شود. حتا اگر کنیزی بخواهد حجاب را مراعات کند با کتک زدن هم باید مانع او شود. عمر خطاب کنیزی را به‌همین خاطر مورد لت و کوب قرار داده‌است. به‌باور مرتضی مطهری علت این دستور این است که عده‌ای از افراد منافق زنان آزاد را مورد آزار و ازیت قرار می‌داند و بعدا می‌گفتند ما نشناختیم که آزاد هستند یا کنیز. بناء حجاب نپوشیدن کنیزان باعث می‌شد تا زنان آزاد از کنیز شناخته‌شوند.

 

  • 2- در باره زنان در قرآن آیه ۵۹ سوره احزاب آمده‌است «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ۚ ذٰلِکَ أَدْنَیٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا» ترجمه: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسری‌های بلند خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است. در این آیه نیز پوشش کاملا نشانه شناسای هویت است. تاکید هم نشده بلکه گفته شده بهتراست.

 

 

از نظر دین اسلام در پوشش و حجاب اجباری وجود نداشته و حتا به‌صورت جدی و دقیق تاکید نشده است. پیامبر و مسلمانان صدر اسلام به حجاب و پوشش زیاد اهمیت نمی‌دادند. مثلا:

 

 

  • 2- یکی از خلفای راشدین از قبیله‌ای در«یمن» و اهل «سواد» خواست تا مسلمان ‌شوند. آنان گفتند مسلمان می‌شوند اما در باره پوشش‌شان باید آزاد باشند. خلیفه موافقت کرد که مسلمان شوند اما در مساله پوشش آزادانه عمل کنند.

 

 

موارد فوق نشان می‌دهد در صدر اسلام پوشش چیزی جدی و مهم برای مسلمانان نبوده‌است. امیر حسین ترکاشوند باور دارد تا قرن هشتم در فقه شیعه در باره حجاب بیش‌تر از یک دو مورد بحث نشده‌است. بدون شک بعدها حجاب و پوشش توسط اسلام تاریخی تابوسازی شده‌است. امروزه در بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله تونس، ترکیه، مراکش، بنگلادش زنان زیای چادر سر نمی‌کنند. از گذشته‌های دور بخشی زیادی از زنان اندونزی فقط در هنگام نماز پوشش را مراعات می‌کردند. رعایت حجاب در مدارس کشورهای اسلامی آذربایجان، تاجیکستان و قرقیزستان ممنوع است.

 

امروزه از نظر بعضی‌ها برهنگی نماد بد اخلاقی است اما از نظر عده‌ای دیگر برهنگی حق طبیعی هر انسان است و از آن به‌عنوان ابزار اعتراض استفاده کرده‌ و می‌کنند. از نظر تاریخی در قرن یازده در انگلیستان «لیدی گودیوا» در اعتراض به‌مالیات هنگفت که شوهرش «دوک کاونتری» برمردم وضع کرده بود، برهنه بر اسپ سوار شد و در شهر گشت. در تاریخ یعقوبی آمده‌است فاطمه زهرا دختر پیامبر در اعتراض به‌مساله فدک مردان خلیفه را مورد خطاب قرار داد و گفت: کاری نکنید که از خانه بیرون شوم و سرم را برهنه کرده در پیشگاه پیامبر اشک بریزم. بعدها که جنجال فدک جدی شد فاطمه به‌عنوان اعتراض دست حسن و حسین را گرفته بر سر خاک پیامبر رفت و سرش را برهنه کرده اشک ریخت. در قرن نوزدهم در ایران فاطمه زرین تاج «روبنده» خود را برداشت و موهای سرش را تراشیده در میان مردم به‌سخنرانی اعتراضی پرداخت. در میان مردم داستان صحبت می‌شود که در گذشته‌های دور «زنبيلک شاه» تصمیم گرفت دیوار کوه آسمای شهرکابل را بسازد. در ساختن آن ظلم‌های زیادی بر مردم رواداشت. مخالفین و معترضین را زنده در بین دیوار می‌گذاشت. در میان کارگران تازه عروسی نیز سرش را برهنه کرده و  کار می‌کرد. هنگام که شاه برای بازدید از کار آمد، او چادرش را سر کرد. شاه گفت مگر تنها من مرد هستم که چادر سر می‌کنی. تازه عروس گفت. این‌ها مرد نیستند. اگر مرد می‌بودند تو بر سرشان ظلم نمی‌توانستی. اگر مرد هستند من  بر تو حمله می‌کنم  آنان نیز حمله کنند. سپس بر شاه حمله کرد. مردم که از برهنه کردن سر و سخنان او به شور و هیجان آمده بودند شاه را چنان سنگ و «گل» باران کردند که در بین سنگ و گل گم شد.

 

در اواخر قرن نوزده در آلمان افراد زیادی تلاش کردند «برهنگرای» تبدیل به‌تجمعات صنفی و جنبش‌ اجتماعی و سیاسی شود. هزاران باشگاه، انجمن، شرکت و نشریه «برهنه‌گرایان» را ساختند. اکنون در بسیاری از کشورهای دنیا «برهنگی» تبدیل به‌یک ابزار اعتراض اجتماعی و سیاسی شده‌است. چندی است عده‌ای از زنان آسیای‌میانه بیش‌تر از هر کشور دیگر، از برهنگی به‌عنوان یک روش اعتراضی استفاده کرده‌اند. در این میان از «علیا ماجده المهدی» و «عالیه» از مصر و «آمینه» از تونس، گلشفته فراهانی و مریم نمازی، سولماز وکیل‌پور از ایران می‌توان یاد کرد. گلشفته هنر پیشه مشهور سینماست و مریم و سولماز فعال حقوق بشر. آنان با حاکمیت‌های دینی مخالفت کرده و به آموزه‌ها دینی و قوانین که بین زنان و مردان تبعیض قایل است اعتراض کرده‌اند. چندی قبل مریم نمازی در دفاع از «علیا ماجده» فعال برهنگی مصری «تقويم انقلابیون برهنه» را منتشر کرد که در آن فعالان برهنگی عکس‌های‌شان را به‌صورت عریان چاپ کرده بودند.

 

خواست فعالان برهنگی

تاهنوز خواست افراد و گروه‌های «فعالان برهنگی» متفاوت بوده‌است. اما اکثرا پیش‌تاز این جنبش «زنان فمینیست» بوده و بر تساوی حقوق زن و مرد و رفع تبعیض علیه زنان تاکید کرده‌اند. باری چند زن در واتیکان در حضور پاپ برهنه ظاهر شدند و با حمله بر الهیات مردانه مسیحی از پاپ خواستند تا یک زن را به‌عنوان پاپ انتخاب کند. چند زن فعال  برهنگی اکراینی در المپیک لندن به‌خاطر پوشیدن حجاب اجباری ورزش کاران زنان مسلمان، علیه شریعت اسلامی اعتراض کردند. چند زن برهنه در اتالیا تلاش کردند مانع برگزاری نمایش «مد» شوند که در آن از زنان در نمایش استفاده شده بود. آنان بر شی وارگی شدن زن و کالای شدن تن زنان اعتراض داشتند. گاها فعالان برهنگی خواست سوسیالیستی داشته و در اعتراض‌شان گفته‌اند ما برهنه می‌شویم زیرا قیمت لباس‌های گرانبها افراد را متفاوت نشان می‌دهد و الا ذات تمام انسان‌ها باهم برابر است و با سعدی هم صدا شده‌اند: تن آدمی شریف است به جان آدمیت/ نه همین لباس زیباست نشان آدمیت. چند تن از فعالان برهنگی در اکراین با طرح مسایل ملی و ناسیونالیستی علیه سیاست‌های روسیه در قبال اکراین اعتراض کرده‌اند. در بعضی موارد خواست‌ فعالان برهنگی مورد تایید و تاکید گروه‌های مذهبی نیز قرار گرفته است. از جمله باری گروه فمنیست‌های اکراین علیه فحشاگری در اکراین برهنه ظاهر شدند و علیه کسانی شعار دادند که از کشورهای مختلف برای جهان‌گردی و سکس‌های متنوع به اکراین می‌آمدند. آنان شعار می‌دادند «اکراین روسپی خانه نیست». در آمریکا یک زن به‌خاطر اسکنرهای بررسی‌گر میدان هوای که مسافرین را برهنه نشان می‌داد خودش را برهنه کرد و بر سیستم امنیتی امریکا اعتراض کرد. باری عده‌ای از نمایندگان پارلمان کشور «اسلواکی» در اعتراض به‌مصونیت پارلمانی‌ تصویر برهنه‌شان را منتشر کردند. چندسال پیش در بسیاری از مراکز شهرهای بزرگ جهان زنان و مردان زیادی برهنه ‌بر «بایسکیل‌سوار» شدند و یک نمایش اعتراضی را تشکیل دادند. هدف آنان حفظ محیت زیست و استفاده بیش‌تر از «بایسکیل» به‌خاطر کاهش گازهای گلخانه‌ای بود. گاها نیز فعالان برهنگی «علیه نفرت و نژادگرای» اعتراض کرده‌اند.

 

چند روز قبل عکس برهنه‌ی ‌زهرا موسوی فعال حقوق بشر در فضای مجازی منتشر شد. زهرا موسوی را در کابل می‌شناختم و می‌دیدم. در چندین فعالیت مدنی همکار بودیم. زن روشنفکر، عصیانگر، صادق و متعهد بود. اکنون که به‌تعبیر شهاب الدین سهروردی در «غربت غربی» بسر می‌برد با عریان کردن تنش بر ‌شلاقزدن یک زن در ولایت غور اعتراض کرده‌ و در فیسبوکش ضمن نشر عکس برهنه‌اش نوشته‌است «بس است تسامح با سلطه و خرافات و جهل! اینها از چهارپاره استخوان زیر توده‌ای از ماهیچه و روکشی از پوست نمی‌ترسند، از آگاهی پشت آن می‌ترسند. این تن، تن من است، مثله اش هم کنند، شلاقش هم بزنند، در اصالت این واقعیت تاثیری ندارد.» زهرا در مصاحبه که با سایت فارسی «بی بی سی» داشته گفته‌است: این واکنش را علیه وضعیت موجود در افغانستان انجام داده‌‌ام. وضعیتی که از سلطه تن شروع می‌شود و مشخصا به کنترل اندیشه می‌انجامد.

 

از دید من واکنش عصیانگرایانه زهرا موسوی پیام‌های زیادی دارد از جمله: 1- در یک اعتراض رادیکال فیمینستی نشان داده‌شده‌است مالک و صاحب تن، زن است. می‌تواند بپوشاند یا عریان کند. 2- بر برخورد دین‌مداران اعتراض شده که شلاق نواختن نه به اصلاح جامعه می‌انجامد نه‌‌ به‌عبرت فرد. اگر در یک گوشه دنیا خانم را شلاق می‌زنند انعکاس ضربه‌های شلاق‌ خانم دیگری را در گوشه دنیا برهنه می‌کند. شلاق زدن به اصلاحات دینی نمی‌انجامد. پس روش و نگرش‌‌شان را باید تغییر بدهند.

 

آینده جنبش اجتماعی و سیاسی برهنگی

تاهنوز گروه «فمین» اکراین بیش‌ترین و موثرترین فعالیت‌ها را در جنبش برهنگی انجام داده‌است. فعالیت‌های آنان حکایت از جهانی‌شدن این جنبش می‌دهد. زیرا از نظر جغرافیایی حوزه فعالیت‌های‌شان را به‌خارج از کشور اکراین گسترش داده‌اند. بارها در کشورهای غربی از جمله در المپیک لندن، نمایش مد اتالیا و آلمان اعتراض‌های را سازماندهی کرده‌اند. خواست آنان از جغرافیای قومی و ملی فراتر رفته و صورت جهانی پیدا کرده‌است. باری در محفل «هفته فرهنگ و هنر جمهوری اسلامی ایران» که در سفارت ایران در اکراین برگزار شده بود برهنه ظاهر شدند و به‌سنگسار سکینه محمدی آشتیانی اعتراض کردند.

 

تاهنوز اعتراض برهنگی از نظر کارکرد موثر بوده و از نظر کمی محدود، اما در جلب توجه جهانیان موفق عمل کرده‌اند. در تمام اعتراضات پولیس مانع تجمع آنان شده‌است. ممکن است روزگاری فرا رسد که تمام کشورهای دنیا «فعالیت برهنگی» را به‌رسمیت بشناسند و «فعالان برهنگی» بتوانند به‌صورت قانونی فعالیت کنند.

 

انسان در لباس پوشیدن و نه‌پوشیدن آزاد است

انسان در لباس پوشیدن و نه‌پوشیدن آزاد است. پوشیدن و نه‌پوشیدن لباس هیچ حقی را پایمال نمی‌کند و به‌هیچ انسانی ضرر نمی‌رساند و هیچ آزادی را محدود نمی‌کند. پس هیچ دلیلی وجود ندارد این حق از افراد گرفته شود. برهنگی حق هر انسان است و برهنه‌شدن اعتراض موثر. هم‌چنین هر انسان حق دارد اگر خواست لباس بپوشد و حجاب را مراعات کند. اما گاه گاهی در افغانستان، ایران و ترکیه و چندی پیش در فرانسه دولت‌های غیرمذهبی تلاش کرده‌اند تا مانع حجاب افراد مذهبی شوند. رفع حجاب یا حجاب‌زدای نیز هیچ توجیه منطقی، اخلاقی و حقوقی ندارد. به‌همان اندزاه که اندیشه و باورهای هر فرد قابل احترام است به‌همان اندازه لباس پوشیدن و نه‌پوشیدن هر فرد باید احترام شود. من با اگزیستانسیالیست‌ها موافقم: انسان بی‌نهایت آزاد است و آزاد بدنیا می‌آید. پس بگذاریم آزاد زندگی کنند. آزادی هیچ مرزی نمی‌شناسد. مگر زمانی که آزادی‌ها در تقابل قرار بگیرد و آزادی یک فرد مانع آزادی دیگران شود و ضرر رساند. در آن‌صورت علم و عقل اخلاق باید حدود آزادی را محدود و مشخص کند. اما لباس پوشیدن یا نه‌پوشیدن نه‌منافع کسی را تهدید می‌کند و نه آزادی کسی را محدود.