چهارده سال از ترور احمد شاه مسعود میگذرد ولی هنوز مردم و باشندگان کابل از دستِ دست پرودگان مسعود در امان نیستند و با گذشت هر سال خلق مردم و باشندگان کابل نسبت به مسعود و آنچه از خود به يادگار و به میراث مانده است تنگ و تنگ تر شده میرود م مسعود نفرین.

 

هوادارن مسعود که در واقع همان میراث داران  آرمان خواهان مسعود اند، نسبت به هر سال دیگر وسیع تر در شهر کابل و بعضی شهرهای دیگر دست به شورش، یاغی گری و آشوب میزنند و یا مصطلح اگر بگویم "اوباشیسم" که این عمل و رفتار باعث قتل، زخمی و آزار هم وطنان مان میگردد.

 

چندین سال است که میراث داران مسعود در 18سنبله بجای گرامی داشت، با بستن کاروان های طویل موترهای لوکس زره دولتی و شخصی و رنجرهای دولتی در چهار سمت شهر به گشت و گذار می پردازند و دست به اذیت و آزار مردم می زنند. خدای ناکرده اگر کدام کسی کوچک ترین حرفی در چنین شرایط در مقابل این اوباشان بگویند جواب شان گلوله و مردمی است، چون همه ای شان با کلاشینکوف و تفنگچه مسلح اند و اکثرش نیز سلاح های دولتی است نه شخصی.

 

گرچند آنانیکه خودشان را سردم داران ملیت تاجک میگیرند، به ظاهر این حرکات را تقبیح میکنند و این مسئله را خلاف آرمان احمدشاه مسعود قلمداد میکنند و میگویند که این جوانان با آرمان احمدشاه مسعود احساساتی برخورد میکنند و درکی از آرمان واقعی مسعود ندارند زیرا اکثر شان مسعود را ندیده اند. و میگویند دستهای در این مورد دخیل است تا آرمان قهرمان ملی (!) را خدشه داز سازند، اما واقعیت امر این است که این قماش آدمها - اوباشها - که حالا این اسم برای شان مبارک و میمنت گردیده است، میراث دار واقعی مسعود اند.

 

بطور مثال، میتوانیم بپرسیم: جوانان که در 18 سنبله همه ساله دست به بستن کاروان های گشت زنی در سطح شهر میزنند و موترهای رزه دولتی و موترهای رنجر پلیس را رنگ آمیزی میکنند و کلاشینکوف های دولتی را بر دوش و تفنگچه های دولتی را بدست میگیرند و آزادانه هوایی فیرینگ میکنند، از کجا بدست آورده اند؟ حامیان اینجا در دولت و حکومت و قدرت کیها هستند؟ و این قدرت مندان که دارای و مال ملت را این گونه بی پرسان استفاده میکنند چگونه به قدرت رسیده اند؟ و چگونه در قدرت باقی مانده اند؟ چون قدرت دولتی چیزی است که تا نیروی پشت سر ات نداشته باشی، خلع هستی.

 

 

جواب این پرسشها واضح است، بزرگان تاجک سهیم در قدرت، همه همرزمان احمدشاه مسعود اند و آنانیکه بر سکوی مدیریت قومی تاجک هستند و عملن در قدرت نیستند، نیز همرزمان و میراث داران احمدشاه مسعود اند. بطور نمونه: امرالله صالح، یکی از دست پرندگان خواص احمدشاه مسعود است و یکی از میراث دار صدیق وی. این شخص عملن جلو دار مدیریت اکثر جوانان تاجک را بدست دارد و جوانان تاجک را با سالهای که در ریاست امنیت ملی بود نیر تربیه کرده است. در جاهای مهم امنیتی جاه داده و برای شان تفنچه، یا همان ابراز اوباش گری توضیح نموده است. چنانچه با آمدن رحمت الله نبیل در ریاست امنیت ملی این قضیه روشن گردید. وی گفت بود که نزدبک 80 درصد پستهای مهم این ریاست را باشندگان یک منطقه مشخص یک ولسوالی پنجشیر تشکیل میدهد که همه دست پروردگان امرالله صالح اند.

 

امرالله صالح اکثر مطلق نیروهای امنیت ملی شهر کابل را به تاجک ها، بخصوص پنجشیری ها سپرد و علمن برای شان درس دارد که به هر بهانه ای باید اوباش گری بکنید. و عین قضیه را بسم الله محمدی در وزارت داخله انجام داده است و نیر فهیم در وزات دفاع کشور که مجموع این نیروهای وفادار و ابزار دست میراث داران مسعود، امروز آمده اند کاروان اوباش کابل را شکل داده اند و در روز 18 سنبله که روز مهم و حساسی هست، آنان باید رژه نمایش اوباش گری تاجیکی شان را در مقابل چشمان دنیا به نمایش بگذارند. گرچند امرالله صالح و انسانهای مثل وی همه ساله این عمل کرد را تقبیح میکنند ولی با اطمنان خیلی قوی گفته میتوانم که این سناریو ها ریشه در طرح و برنامه خود این جنابان دارد تا ابزاری برای کسب امتیاز در قدرت سیاسی افغانستان را بدست داشته باشند؛ اوباش گری.

 

شاید از یاد نبرده باشید زمانی را که انتخابات را به بست برده بودند و می خواستند اشرف غنی، غلام حلقه بگوش امپریالیسم را برنده اعلام بکنند، یک فرستاده اوبا با امرالله صالح ملاقاتی داشت و پرسید، اگر در این صورت اشرف غنی برنده اعلام شوه وضعیت چطور خواهد شد؟ امرالله صالح در جواب می گوید که 80 درصد امنیت ملی، 75 در صد نیروی وزارت داخله و چیزی کم تر از این، وزارت دفاع در اختیار تاجک هاست و تاجکها این نتيجه برای شان قطعن قابل قبول نیست بناء سرنوشت کابل و افغانستان دوباره به جنگ کشیده خواهد شد. بل فرض اگر یک آمریکایی چنین اوباش گری های تاجک ها را نبینند به صحبت های شان باور خواهند نموده و تهدیدات شان را جدی خواهند گرفت؟ قطعن که نه. هزاره ها مثال عینی این مسئله است. چون در این سرزمین بهای قدرت، چپاول، شورش و اوباش گری است هر ملیتی که افغانستان این ابزارها را در دست نداشت در قدرت سیاسی افعانستان شریک نخواهد بود و کسی هم حرف و سخن و تهدیدات آنان را جدی نخواهد گرفت.

 

در اخیر یک توصیه دارم به امرالله ها! زیاد از پوپوليستی گری های کاغذی استفاده نکنید، همه میدانند که میراث داران احمدشاه مسعود شماها هستید، پشتیبان و بانی عملکردهای این جوانان نیز شما ها. وقتی میراث داران صدیق مسعود شماها باشید و میراث داران شما این اوباش ها، پس میراث مسعود نیز میشود اوباش گری. اگر واقعن آرمان احمدشاه مسعود اوباشیسم نبود بیایید از این مسئله اوباش گری بگزرید و بمانید خلق و خوی انسانی در این سرزمین غریب سربگیرد.