حالا که این یادداشت را  می‌نویسم به دو آهنگ جدید آناهیتا الفت، هنرمند مستعد و جوان کشور گوش می‌دهم. او چند سال پیش وارد منازعه‌ای شد که سرنوشتش را ساخت. از دیوار تعصب گذر نتوانست و درگیر روزمرگی‌هایی شد که به پایش دوختند. به خواست خود از روند مسابقۀ ستاره افغان خارج شد و حالا به گونه‌ای مستقل به فعالیت‌هایش ادامه می‌دهد.

 

آناهیتا را قبلاً دیده بودم، همان زمانی بود که در کابل برای خودش تبلیغات می‌کرد تا رأی بگیرد و در پروسه گام بلندتری بردارد. دختر آرام، گوشه‌گیر و کم حرفی بود. در جلسات کمپاینی‌اش کم‌تر حرف می‌زد و بیشتر گوش می‌داد؛ اما حالا چهره‌ای جالب از او در آهنگ‌هایش می‌بینم که در پایین به توضیح آن خواهم پرداخت.

 

گویند او فرزند کسی از اهالی دین است. عمامه به سر می‌کند و قبا بر دوش، شب و روز از دستورات دین مبین پیروی کرده و خلایق را هم به آن تشویق می‌کند. البته یادم هست که نباید در مورد خانواده کسی اظهار نظر کرد؛ من در باب خود او حرف دارم و این خوب نیست که پای پدرش را هم به میان آورم. فقط همین که آناهیتا در خانواده‌ای بزرگ شده است که از دید آن‌ها موسیقی حرام است. ولی آناهیتا، حالا با این شور و شوق به هنر موسیقی ادامه می‌دهد. به رابطه خانوادگی آن‌ها هم کاری ندارم. چیزی که اصلاً لازم نیست بدانم یا ندانم.

 

زن، از سر ستیزه در این جامعۀ مالامال گرگ، بره‌ای بوده‌ست که گاهی در کام این و گاهی در کام دیگری جویده شده و فغانی هم از امان‌گفتنی، سر بر نیاورده. اما هستند دخترانی که از ایل گرگ‌ها پا به بیرون نهاده و خصلت آزادگی پیشه کردند. از مرزها عبور کرده و با پای پیاده تا قریه‌های خوشبختی دویده‌اند؛ و زبان از حلق بیرون کرده و سکوت و تاریکیِ رقت‌بارِ مردانه را با فریادشان به هم زدند. از این رو جرأت آناهیتا و امثال او ستودنی‌ست و باید آن‌ها را به دیدۀ قدر دید تا دیده فروبستن.

 

آهنگ‌های «الی جو» و «در شهر من» دو کلیپ‌آهنگ‌های جدید آناهیتا هستند که تازه به بازار آمده‌اند. چند باری از طریق تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی به این آهنگ‌ها خیره شدم. سؤال‌های زیادی ذهنم را به خود مشغول کرد. آناهیتا به دنبال چیست؟ چرا این‌گونه ظاهر شد؟ و او در پیِ گفتن چه چیزی‌ست؟

 

دید اول من از آهنگ «الی جو» این بود که الفت به دنبال چیزهای زیادی بوده است. چهرۀ او در این آهنگ به صفت اولین تصویر مستقل او در دوران کار هنری‌اش بود، از این رو او باید تصویری متفاوت، زیبا و در خور تحسین ارایه می‌کرد که چنین هم شد. کلیپی سراسر رنگ می‌تواند بیان‌گر این موضوع باشد. شوخی‌های جذاب او در این کلیپ نیز حکایت از متفاوت بودن ویدیوی او دارد.

 

آناهیتا در این کلیپ سعی کرده است تا از مرزهای قومی عبور کند و از سازندۀ موزیک گرفته تا هنرمندانی که در کلیپ نقش اجرا می‌کنند را از اقوام دیگر انتخاب کرده است. مطمئناً در این موضوع رابطه عمیقی وجود دارد که حکایت از تعصباتی بوده است که قبلاً در حق او روا داشتند و به نوعی مجبورش کردند تا از روند مسابقه خارج شود؛ اما او با بردباری در اولین کلیپ تصویری خود، از این مرزها عبور کرده و پیام زیبایی را به مردم و رقیبانش می‌دهد. دل‌دادگی او به وطنش و گذار از تعصبات قومی‌اش، تحصین برانگیز است.

 

راستش در ابتدا فکر می‌کردم آناهیتا فقط صدای خوبی دارد و به درد کارهای دیگر نمی‌خورد. اما واقعیت این است که حالا متوجه شدم او هنرهای زیادی دارد. هنرنمایی و نقش‌آفرینیِ او در اولین کلیپش بیان‌گر همین موضوع بود. به راستی او صفات یک هنرمند خوب را دارد و می‌تواند علاوه بر آفرینش آهنگ‌های خوب، کلیپ‌های خوبی را هم بیرون بدهد.

 

«در شهر من» آهنگی متفاوت و ویدیویی استثنایی دارد. کلیپی با زمینه‌ای که حاکی از خرابی‌های شهر است و هنرمندی در این میان که آواره است و آسوده نیست. تیز قدم برمی‌دارد و شهر را به مقصد جای دیگری طی می‌کند. موترش که خراب شد پیاده، چمدانی به دست، صحرانوردی می‌کند و به جز جیغ اولی که گویا اعتراض به وضع موجود است، صدایی بیرون نمی‌دهد و شادتر از قبل به مسیرش ادامه می‌دهد. علاوه بر این‌ها رقص‌ها، ادای کلمات و حتی کمپوزی که بر این آهنگ شده‌ست، همه جدید می‌نماید.

 

زمینه‌ای که رنگ خاکستری دارد، حکایت از دردهای زیادی‌ست که شهر کوچک آناهیتا را در برگرفته است. قدم زنی در سرک‌های خاکی، حکایتی ناگوار از خرابی و گرد و خاک این مرز و بوم دارد.

 

علاوه بر تمام این حرف‌ها باید بگویم که این ویدیوها در کابل ساخته شده است. معمولاً سایر هنرمندان، برای ایجاد یک کیفیت خوب برای کلیپ‌های‌شان، به خارج از کشور می‌روند؛ مخصوصاً خانم‌ها. اما آناهیتا با کمال دلیری، فیلم‌برداری این دو کار را در کابل انجام داده است. و انصافاً هم کارهای با کیفیتی ارایه کرده است.

 

با این همه، ستایش بزرگی حق آناهیتا و امثال اوست. او در اوج عاشقانه‌سرایی، خواسته است بخشی از روزگار خود و ملت‌اش را به رخ همگان بکشد. در این کار موفق بوده و امیدوارم از این پس نیز موفق باشد.