به روز پنجشنبه، 17 جدی سال روان، از کارنامه‌ی ادبی و فرهنگی استاد «محمد ناصر نصیب» شاعر و نویسنده‌ی موفق کشور توسط مجمع فرهنگی جوغس در کابل بزرگداشت شد. در این برنامه که در تالار پذیرایی کاخ بلند برگزار شده بود، ده‌ها تن از شاعران، ادب‌دوستان، استادان و فرهنگیان کشور حضور داشتند که هرکدام به نوبه‌ی خود ازکارنامه‌ها و فعالیت‌های ادبی و فرهنگی استاد ناصر نصیب ستایش کردند.

 

نفیسه نصیب، دختر استاد ناصر نصیب نخستین سخنران این محفل بود، نفیسه گفت: استاد نصیب برای تأمین عدالت و برابری جنسیتی، قومی، و مذهبی مبارزه کرد و مسوولیت نخستین آموزگار راستین را در بهسود در مکتب و مدرسه، دو مکان معرفت که در آن زمان تافته‌ی جدا بافته از هم تلقی می‌شدند و کسانی که اهل مدرسه بودند، مکتب را خلاف ارزش‌های دینی می‌پنداشتند را به عهده گرفت و میان این دو مکان معرفت پل زد. نفیسه گفت: افتخار دارد که دختر مردی است که همیشه از درد مردمش می‌گفت و از رنج‌های مردمش می‌سرود.

 

غفور لیوال، معین وزارت سرحدات، اقوام و قبایل، دومین سخنران این محفل بود: لیوال سخنش را با این شعر از استاد نصیب آغاز کرد: «خوشا روزی که پشتون و هزاره/ تعصب را نهند هر دو کناره». لیوال در توصیف شخصیت استاد گفت که استاد نصیب یک شخصیت مهربان و دلسوز بود. از همان دوران جوانی که با استاد آشنا شدم سخت تحت تأثیر اخلاق نیکو و شخصیت منحصر به فرد او قرار گرفتم. او برای من قبل از این‌که یک شاعر و یا آموزگار باشد مثل کاکایم بود. لیوال گفت استاد از معدود شاعرانی است که هم به زبان دری و هم به زبان پشتو، دو زبان ملی کشور ما شعر سروده است. دو شخصیتی که اگر به کسی نگوییم زبان مادری‌شان پشتو نیست، هیچ کس متوجه نمی‌شود، از بس که بالای ادبیات و دستور زبان پشتو مسلط بودند: این دو شخصیت سرشار شمالی و استاد محمد ناصر نصیب است. لیوال علاوه کرد که جامعۀ هزاره از ادبیات فولکلور غنی برخوردار است به همین خاطر در سال‌های 1375 یا 76 بود که به استاد پیشنهاد کردم که جامعۀ هزاره باید به تدویر یک فیستیوال و سمپوزیم فولکلور هزارگی اقدام کند، زیرا بزرگترین گنجینه‌ی فرهنگی قوم شریف هزاره فولکلور غنی این مردم است، نه تنها هزاره که غنی‌ترین فرهنگ مردم افغانستان خصوصا جامعه‌ی پشتون و هزاره به دلیل اینکه هر دو در مناطق کوهستانی زندگی می‌کنند و رواج‌های مشترک و در هم تنیده دارند.

 

 ادبیات شفاهی و فرهنگ فولکلور است که برای حفظ و نگهداری آن باید تلاش‌های همه جانبه صورت بگیرد. این پیشنهادم سخت مورد تأیید استاد قرار گرفت و طرح‌های برای اجرای آن نیز داشت، ولی شرایط و زمان به گونه دیگر چرخید و این طرح به صورت یک آرمان در دل استاد باقی ماند. حالا انتظار دارم که نسل نو فرهنگی هزاره و بعد از استاد، این آرمان استاد را به حقیقت بدل کنند.

 

هادی میران، شاعر و نویسنده سومین سخنران این محفل بود، میران گفت: استاد نصیب بدون هیچ تردیدی یکی از چهره‌های ماندگار در ادبیات فلولکلور هزارگی و از بنیان‌گذاران معارف مدرن در افغانستان است. استاد نصیب یک آموزگار متعهد به ارزش‌های انسانی و در تلاش ایجاد فضای وحدت و همدلی میان مردم افغانستان بود. او در گوشه گوشه‌ی افغانستای برای همدلی و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز میان اقوام افغانستان زحمت کشید و در کشاکش روزگار و در گذرگاه پر پیچ و خم زندگی با مشقت‌هایی نیز مواجه گردیده است. طوری که بخش مهمی از سروده‌های استاد برگرفته از وضعیت موجود و هنجارهای مسلط بر مناسبات اجتماعی زمان وی است. او در شعرهایش از جدا افتادگی‌های مردم افغانستان سخن می‌گوید و از کسی که قربانی تبعیض و تعصب است. مشکل ما در افغانستان عدم نظام دانایی است و استاد نصیب یکی از چراغ افروزان دانایی و از بنیان‌گذاران نظام دانایی در افغانستان است، زیرا کسانی که تعلیم و تربیت را ترویج می‌کنند از چراغ افروزان دانایی هستند، قطع نظر از این که در صنایع شعری، استاد چقدر تسلط داشت و چه قدر از شگردهای شعری استفاده می‌کرد که یک بحث جدا است، اما آنچه که او را در تاریخ ادبیات فولکلور افغانستان برجسته و ماندگار می‌سازد کارهای ارزشمند و سروده‌های ارزشمند او در زبان دری و لهجه هزارگی است. او در لهجه هزارگی دوبیتی‌های بسیار فروان سروده است که بیان‌گر وضعیت اجتماعی، مناسبات اجتماعی و سنت و قراردادهای حاکم بر مناسبات اجتماعی زمان وی است.

 

چهارمین سخنران محفل وثیق، رییس روابط سیاسی اداره امور ریاست جمهوری بود. وثیق گفت یکی از همکاران نزدیک استاد هستم که نزدیک به ده سال در یک اداره با هم یکجا کار کردیم. استاد نصیب از عصر خود یک قدم پیشتر بود. اگر همه مثل استاد نصیب می‌بودند امروز افغانستان آباد و مترقی می‌بود. او هیچ وقت از اصول پا فراتر نمی‌گذاشت و همیشه از ارزش‌های انسانی پاسداری می‌کرد.

 

پنجمین سخنران این محفل جلال نورانی، همکار و دوست نزدیک استاد نصیب بود که از خاطرات مشترک‌اش با استاد نصیب قصه کرد، او گفت در دهه 60 خورشیدی بود که با استاد آشنا شد و هردوی‌شان در روزنامه‌ی «انیس» همکار بودند. نورانی افزود که استاد برعلاوه اشعار عاشقانه و عارفانه طنزهای منظوم بسیار پخته‌ای نیز داشت که یک تعدادشان آن زمان در روزنامه‌ی «انیس» چاپ شده بود. نورانی از خانواده استاد خواست که طنزهای استاد را جمع‌آوری کرده و مجموعه‌ی اشعار طنزی استاد را نیز به چاپ برسانند.

 

در پایان هم محمد صابر نصیب، فرزند استاد نصیب و رییس شفاخانه استقلال از برگزار کنندگان این محفل سپاس‌گذاری کرده و به مهمانان خسته نباشید عرض کرد. و محفل با اجرای ترانه‌ی زیبا از شعرهای استاد نصیب توسط نعمت‌الله عزیزی به پایان رسید.