در سال ۱۸۷۵ میلادی تعدادی از کارگران فاریکه نساجی در شهر نیویارک امریکا بخاطر دست مزد نا چیز و کار بیش از حد دست به اعتراض زدند که با برخورد تند پولیس مواجه گردیدند. در نتیجه تعدادی زیادی از انها مجروح و تعداد شان هم دستگیر شدند. این عمل باعث آن گردید که سایر زنان بیدار و در حمایت از حقوق شان در جغرافیا مخلتف گیتی دست به اعتراضات در مقابل دولت ها و نظام های استعماری بزنند. از همان سال به بعد زنان در نقاط مختلف جهان از امریکا گرفته، روسیه، آلمان، فرانسه و حتی در بعضی از کشور های اسلامی بخاطر حقوق شان دست به اعتراضات به شیوه های مختلف می زنند. (كلارا  زتكین  در سال ۱۹۱۰ در کوپنهاک دانمارک در کنگره بین المللی سوسیالست ها ۸ مارچ را روز جهانی زن پشنهاد کرد که در نتیجه این پشنهاد از سوی اکثر کنگره تصویب شد. یک سال بعد در همین روز، در حمایت از این طرح زنان و کارگران در کشور های مختلف از جمله آلمان، استرالیا، دانمارک، سویس، روسیه و چین تظاهرات می کنند و جشن می گیرند و در سخنرانی هایشان خواهان حق رای، آموزش، حرفه و کار می شوند. ولی در مدتی کمتر از یک هفته  آتش سوزی  " تریانكل"  در نیویارک امریکا صورت می گیرد که تعداد ۱۴۹ تن بخاطر نبود سیستم ایمینی بالا جان هایشان را از دست می دهند.)۱ به همین خاطر سال بعد تظاهرات گسترده ای در سراسر دنیا متمدن صورت می گیرد و خواهان حقوق زنان در همه عرصه ها می شود.  اعتراضات که در نقاط مختلف جهان از سوی زنان و پرولتاریا در حمایت از حقوق و برابری جندر صورت گرفت تا دهه شصت چندان حاصل مثمر را نصیب جمعیت نصف جهان یا همان (زن) نداشت. تا اینکه در سال ۱۹۷۵میلادی این روز از سوی سازمان ملل متحد و دو سال بعد یعنی در سال ۱۹۷۷ از جانب یونسکو روز جهانی زن مثمی گردید. از همان روز به بعد در کشور های مختلف از جمله کشور عزیز و جنگ زده ما افغانستان نیز این روز را تحت عنوان روز جهانی زن، از سوی نهاد های فرهنگی، مدنی و دولتی تجلیل می کنند. من شخصن طرف دار آنم که از این روز تحت عنوان برابری جندر تجلیل به عمل آید تا روز جهانی زن. چرا برابری جندر؟ زنان بخاطر جسم نهیف، زیبا و نازک شان که طبیعتن اینطور به دنیا می آیند، خاصیتن آنها احساس و عاطفه بیشتر از مردان نسبت به اعضای فامیل و سایر اقارب و همه انسانها دارند. از جانب دیگر انها بیشتر از مردان به دین و مذهب و در حمایت از اصول و مقررات آن می پردازند. جسم نهیف انها با این ویژه گی مردان قوی، دلیر و با ذکاوتی را تقدیم جامعه نموده اند. ولی در عوض انها خود در طول تاریخ بشریت محکوم به این عمل شان بوده اند. تعداد از مردان در طول تاریخ از این خاصیت جسمی و یژه گی فطری زنان بهره جسته اند و انها را مورد بهره برداری قرار گرفته اند، آنها فراموش کرده اند که روزی در دامن همین جسم های نهیف پرورانده شده اند. از جانب دیگر بعد از انقلاب زراعتی و ایجاد وسیله کار زنان بار دیگر نتوانستن که هم آغوش مردان بر سر زمین های زراعتی درگرما تابستان و سرما زمستان باشند این عمل باعث آن گردید که انها بیش از هر چیز دست به گربیان نیاز مندی های شان گردند، انها گرچند که در پهلو و شانه به شانه همسران و مردان در امور کار های اجتماعی مانند کار های خانه، پرورش حیوانات و باغداری سهیم و فعال تر از مردان سهم گرفتن ولی این سهم گیری انها از سوی مردان به نایده گی گرفته شد. و در همین عرصه هاست که پدر سالاری و یا مرد سالاری شکل و وارد جامعه انسانی می گردد. اگر ما به این روز (۸ مارچ) به دید برابری جندر بیبینیم آنوقت ادعا کرده می توانیم که ما برای حقوق زنان در همه موارد احترام و برابری با حقوق مردان هستیم. در غیر آن همه ساله تجلیل و ایراد مقالات در این مورد کاریست سمبولیک و بی اساس چنانچه بیشتر از صد سال از این روز تجلیل به عمل می آید ولی ما هنوز برای نیاز های ابتدایی زنان مبارزه و مقاله می خوانیم. زنان و مردان باید در جامعه ما به همدیگر مانند پدیده انسانی بیبینند نه اینکه به کدام جنس تعلق دارد. چون در امور فعالیت های اجتماعی زنان و مردان دوش به دوش با همکاری هم می توانند که نیاز های جامعه را مرفع بسازند. مانند سیستم شهری که یک نجار نمی تواند بدون خیاط و یک خیاط نمی تواند بدون دهقان در امور خانوادگی خود انطوریکه می خواهد رسیدگی نماید. محقیقن به این نتیجه رسیده اند که هر شخص دارای هوش و ذکاوت منحصر به خودش است بنا هر شخص در داخل جامعه به فعلی رو می آورد که علاقه مند است در این صورت است که دیگر جنس و یا جندر معیار نه بلکه هوش و استعداد است که نقش خود را در جامعه ایفا می کند.

 

خوب است بدانیم برابری جندر در جامعه افغانی از چه مزیتی برخوردار است؟ در جامعه مثل افغانستان اکثرا سنت های دیرینه و دینی بیش از هر چیزی دیگر اصل مهم و با ارزش به شمار می رود، بنا همه برخورد ها در این نوع جوامع نیز به اساس صلیقه های سنتی و دینی ارزش بندی می شود. در همه جوامع آگاهی خودشناسی رول عمده و اساسی را دارد. ولی جامعه سنتی مثل افغانستان هیچ گاهی شخص و یا فردی که بخواهد بیرون از جدول تهیه شده ای سنتی فعالیتی انجام دهد، نمی تواند انطوریکه فعال باشد فعالیت نماید. بناء بیش از هر چیزی شخص باید نکات قوت و برد شخصی اش را بررسی و بشناسد تا باشد که در این نوع جوامع ساحه فعالیت و توانایی شخصی اش موثر واقع گردد، به همین خاطر هم است که تعدادی کثیری از اشخاص در داخل جامعه ما خواهان برابری جندر اند ولی بخاطر سنت حاکم  نبود شناخت کافی از خویش و محیط خویش نمی توانند، ایده خویش را وارد ساحه عمل نمایند. و یا جهت به اشتراک گزاری ایده شان هر چند مدرن و منطقی مورد برخورد های تند قرار می گیرند. لازم است که آگاهی خودشناسی و جامعه شناسی بیش از هر مضمون دیگر تدریس و مطالعه گردد تا که مشکل را از ابتدا حل کرد. اینکه این شیوه چه وقت موثر واقع می شود شاید گفته بتوانیم، که ۴۰ سال بعد کمی برخورد جندر ها نسبتا برابر تعریف شود ولی این تنها راهی است که به برابری جنسیتی میتوانیم در جامعه مثل افغانستان برسیم. اگر این شیوه را ۴۰ سال بعد به پیش گیریم ۸۰ سال دیگر باید انتظار دست آورد در این عرصه باشیم. به همین خاطر لازم است که فعالین و اگاهان و دولت مردان در این مورد اقدامات لازم را انجام دهند.

 

بد نیست که نگاهی مختصری از جایگاه زن در جامعه افغانی امروز کشور خود داشته باشیم می توانیم خوبتر و بهتر برای برابری جنسیتی وارد ساحه عمل گردیم. زنان در طول تاریخ افغانستان دوش به دوش مردان در کنار آنها در همه عرصه های زندگی سهیم بوده اند از فعالیت در عرصه کشاورزی تا مبارزات نظامی و فعالیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنها همیشه در صحنه بوده اند ولی کمترین سهمی از این فعالیت و مبارزات نصیب شان گردیده است. افغانستان کشوریست که بیشتر مردم در عرصه کشارزی فعال اند، گفته می توانیم که بیشتر از نصف دهقانان ما زنان اند که در هیچ جای از آنها نام برده نمی شود و زیر عنواین ناموس، ننگ و غیرت همه تلاش هایشان پنهان می ماند. و ابتدایی ترین حقوق شان نادیده گرفته می شود. وقتی بخواهیم در مورد زنان افغانستان سخن بگویم ناچار ایم که از کلمات مانند: ممنوعیت تحصیل، دیه دادن دختران به خاطر حل مشکلات فامیلی، ازدواج زود هنگام، منع حضور زنان در اجتماع بدون محارم، ضرب و شتم های بی دلیل، آزار روحی و جنسی را استفاده کنیم در غیر آن سخن گفتن در مورد زنان افغانستان استدالال ایست میان تهی و بی بنیاد. این واقعیتی است که در جامعه ما در زمان سیاه طالبان به اوج خود رسیده بود ولی حالا هم در اکثر ولایات کشور حاکم است، چنان همه دنیا شاهد قتل فرخنده در قلب کابل و ربودن و سر بریدن تبسم از سوی جاهلان در زابل را شاهد اند. حالا انرا معلوم معلوم بدانیم و یا معلوم مجهول به اگاهی ما مروبط می شود.  دور از این همه منفی نگری، سهیم شدن بیشتر زنان نسبت به گذشته امید ایست که ما را هر چه امید وار تر و نزدیک تر به جامعه باز می کند. در گزارشی در این مورد (مصطفوی معاون وزیر امور زنان افغانستان گفته: در بخش های اجتماعی حضور زنان افغان در سطح منطقه بی نظیر بوده و آنان هم اکنون در مجلس افغانستان حضوری پررنگ دارند و آزادانه در انتخابات شرکت می کنند. وی گفت: اکنون ۲۷ درصد از نمایندگان مجلس، ۴۱ درصد از دانش آموزان و دانشجویان در مدارس و دانشگاه ها ، ۲۲ درصد از آموزگاران و ۲۲ درصد از کارمندان ادارات دولتی و بیمارستان ها را زنان تشکیل می دهند. معاون وزیر امور زنان افغانستان در عین حال تاکید کرد: با وجود این دستاوردها هنوز هم در افغانستان مشکلات زیادی برای حضور زنان در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی وجود دارد زیرا این حضور فقط به چند شهر بزرگ محدود می شود. مصطفوی رسوم غلط و ناپسند را در جامعه افغانستان یکی دیگر از معضلات پیش روی زنان افغان دانست و گفت: زنان افغان همچنان بر اساس این رسوم غلط در چهار دیواری های منزل گرفتارند و بابت انجام کارهای سخت کشاورزی فقط سه وعده غذا دریافت می کنند.) ۲

 

راهکار:

تنها راهکار مبارزه علیه خشونت و بی عدالتی ها علیه زنان، تمرکز روی معارف و خودشناسی است.

منابع:

۱:  farsi.se/gy_boken/1_3__kvinnodagen.htm

۲:  khanehamn.org/archives