در طول تاریخ عامل عمده مبارزات و قیام های مردمی که ویرانگری و خشونتهای سنگین سیاسی و اجتماعی را در قبال داشته، ظلم و بی عدالتی از سوی حاکمان بوده است.

 یکی از عوامل اساسی که باعث تباهی و بربادی افغانستان گردیده، نبود عدالت در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی، علمی و اقتصادی است. حاکمان همواره سعی شان بر این بوده اند تا اقوام غیر از قوم خودش را، از عرصه های سیاسی، علمی و اقتصادی بدور نگهداشته و محروم سازند. که گاهی این اندیشه تا سطح قبیله نیز کوچک شده و از سوی حاکمان رعایت گردیده اند.

 

عدم مشارکت سیاسی عادلانه، گونه دیگر بی عدالتی است که افغانستان از گذشته تا به امروز با آن مواجه است. حاکمان همواره عدالت و مشارکت را وارونه معنا نموده و اعتقاد شان به عدالت ناعادلانه و استدلال  شان برای دفاع از اعمال و رفتار نابرابر و ظالمانه ی شان فاقد منطق و بدور از عدالت بوده است. یکی از گروه های قومی که در تاریخ افغانستان همواره زیر شلاقهای ظلم، استبداد و بی عدالتی حاکمان مطلقه گرا قرار گرفته هزاره هاست. از اینکار تا قتل عام، از توهین و تحقیر تا سرکوب گری، از برده گیری تا تجارت وفروش انسان هزاره. اینها جزو واقعیتهای است که در تاریخ بر هزاره گذشته است.

 

 اما این مردم هیچ گاه سرتسلیم در برابر ظلم و بی عدالتی خم نکرده و چندین بار در تاریخ، علیه بی عدالتی و استبداد به پا خاسته، قیام و مبارزه نموده اند. که می توان از قیام های مردمی به رهبری میر یزدان بخش، ابراهیم خان گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، استاد مزاری و... یاد کرد. درین میان موثرترین و هدفمندترین حرکت در راستای زدودن بی عدالتی و ظلم حرکت استاد مزاری شهید بود. زیرا استاد مزاری توانست قدرت ورهبری سیاسی را برای هزاره در گسترۀ جدید و معنی دار معرفی نمایند. شهید مزاری توانست دروازه های دانشگاه ها را برروی فرزندان مردمش بازکند که در نتیجه امروز هزاران ماستر و دکتور در رشته های مختلف تحصیلات شان را به پایان رسانیده اند.

 

شناخت و اگاهی بابه مزاری از تاریخ مردمش روشن و دقیق بود. او میدانست که در تاریخ بر مردمش چی گذشته است. بابه مزاری در یک اقدام سرنوشت ساز تاریخی خواهان تحقق عدالت و مشارکت سیاسی تمام اقوام در افغانستان شد. استاد شهید با این حرکت خویش باور  ظالمانه سیاسی جا افتاده در افغانستان و دید غلط دیگران نسبت به هزاره ها را تغییر داد. شهید مزاری میخواست تا فرهنگ و عقلانیت سیاسی مدرن و ملی جایگزین فرهنگ و عقلانیت قبیله شود.

 

استادمزاری عدالت و مشارکت در تصمیم گیریهای ملی را برای مردمش و همه ملیت های محروم ساکن در افغانستان می خواست و برای تحقق این خواست برحقش مبارزه کرد؛ تا از این طریق منافع عام ملی را نیز تأمین نماید.

بابه مزاری خواست تا نقطه پایان بر تاریخ سیاه مردمش باشد و آغازگر یک آینده روشن، مطمئن و آرام برای هزاره. او این خواست هارا با زبان افشار، غرب کابل و 22وم حوت بیان کرد. مبارزات و شهادت بابه مزاری برای هزاره آینده عزت، افتخار و آزادی شد. برماست که با وحدت و همدلی، خرد ورزی سیاسی و اجتماعی و کسپ دانش  این ارزش ها را حفظ کرده و راه بابه و یاران او را ادامه بدهیم.

 

ازسویی دیگر وحدت ملی، عدالت اجتماعی، مشارکت زنان در در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی، برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه  از خواست های عمده شهید مزاری بود. اما وقتی شهیدمزاری رفت بعد رفتنش دیگر کسی این خواست ها را مطرح نکرد. تا به امروز وحدت ملی و عدالت اجتماعی  گمشدگان افغانستان است. راز سیه روزی مردم افغانستان در همین بی عدالتی و نفاق ملی نهفته است. شهید مزاری وحدت ملی و عدالت اجتماعی را تنها راه حل مشکلات مردم افغانستان میدانست و تا روز های آخر عمرش در پای این خواست ها محکم و استوار ایستاد و سر انجام جام شهادت را در این راه نوشید. بیست و یک سال بعد از شهادتش امروز از سوی حکومت رسما لقب شهید وحدت ملی برای شهید مزاری اعطا میشود. این خود بیان گر حقانیت "شهید وحدت ملی" و راه شهید مزاری است. اما متاصفانه از وحدت ملی و عدالت اجتماعی تا هنوز در افغانستان خبری نیست. انتخابات افغانستان نا عادلانه و غیر شفاف است و زنان بصورت نمادین در قدرت، سیاست و اجتماع سهیم اند. ما میخواهیم خواست های شهید مزاری"شهید وحدت ملی" در افغانستان تحقق بیابند.