پستی‌ها و بلندی‌های 1394

 


1. سال 1394 سال خوبی نبود. انگیزه‌ها برای حذف و کشتار سیستماتیک هزاره‌ها از نو تجدید شد. از لبة یک فاجعة انسانی تمام‌عیار لرزان و لغزان عبور کردیم. سخت است که با همة تغییر اوضاع و احوال سایة شوم کشتار جمعی و نسل‌کشی از سر هزاره‌ها برچیده نمی‌شود و اشتها برای کشتار این قوم سیری نمی‌پذیرد. هزاره‌ها این سال را که اکنون آفتاب عمرش بر لب بام است با بیم و هراسی وصف‌ناپذیری سپری کردند.


2. در این سال رخدادهای درخشان و خیره‌کننده نیز اتفاق افتاد. بیستم عقرب، دادخواهی هزاره‌ها از مرزهای قومی گذشت و ده‌ها هزار هموطن را از گروه‌های قومی و مذهبی با خود همراه کرد تا بیداد کشتار هزاره‌ها را با هزاره‌ها یک‌جا فریاد کنند. ندای دادخواهی هزاره‌ها هرگز این همه طنین و پژواک پیدا نکرده بود. گلوی بریدة تبسم، رساتر از هر حنجره‌ای این ندا را فریاد کرد. سخت است تصور کنی که دادخواهی را با گلوی بریده فریاد کنی و این اتفاقی بود که در بیستم عقرب 1394 افتاد.


3. سال 1394 سال همبستگی هزاره‌ها نیز بود. اعلام وجود «شورای سراسری هزاره‌های اهل سنت» از این لحاظ مهم‌ترین رخداد بود. با این اعلام وجود تصور کلیشه‌ای و قالبی در مورد هزاره‌ها و فروکاستن آن‌ها فقط به هزاره‌های شیعه فرو ریخت. این موج همبستگی هرچند هنوز اوج نگرفته است، اما چشم‌انداز روشنی را نوید می‌دهد. متصل‌شدن تکه‌های پاره‌پاره‌شدة تن هزاره‌ها به ضرر هیچ‌کسی نیست جز این که نقطة دیگری بر تاریخ تلخ سیاست حذف و سرکوب می‌گذارد. گسترده‌شدن موج اعلان هویت قومی در میان هزاره‌های سنی گام بزرگی در راستای شورش‌ علیه بیداد و پایان سرکوب و ستم‌گری است. پناه‌گرفتن هزاره‌ها در پس هویت‌های گروه‌های قومی چیزی جز نشان‌گر این نیست که «هزاره‌بودن» چه جرمی سنگینی بوده است. اکنون که اندکی از سنگینی این جرم کاسته شده است، دلیلی نیست که در پس هویت‌های دیگر پنهان شد و پناه گرفت. به همان اندازه که اظهار انتساب آدم‌ها به پدر و مادر طبیعی و بدیهی و بی‌نیاز از استدلال است، اظهار هویت قومی نیز دلیل دیگری نمی‌خواهد. اظهار هویت قومی نه انکار ارزش‌های انسانی که تأکید بر برابری انسانی است و اینکه نباید شرایط به حدی ناانسانی شود تا انسان‌ها برای حفظ جان و کرامت انسانی خویش ناگزیر باشند تا هویت قومی خود را پنهان کنند. این راه راه ناتمام است و زمانی به انجام می‌رسد که هیچ هموطنی در کشور مجبور نباشد، خود را جز آنچه هست کسی دیگری معرفی کند. برای تحقق چنین آرزویی راه دراز و دشواری پیش‌روست و به حمایت همة انسان‌های آزاده نیاز دارد.


4. سیاست‌مداران هزاره‌ها بیش از هر زمانی در سال 1394 بی‌کفایتی و بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت هزاره‌ها از خود نشان دادند. محمد محقق در یک اقدام تاریخی دقیقاً در برابر مبارزة عدالت‌خواهانة هزاره‌ها تمام قد ایستاد و بر دستاوردهای آن خاک پاشید.اومیلیون‌ها هزارة داغدیده را با تعابیر شنیعی تحقیر و سرکوب کرد و در برابر تمامی بیداد و تبعیض جاری در نهادهای رسمی کشور کاری انجام نداد. او از بیستم عقرب تا به حال تمامی امکانات خویش را بسیج کرده است تا دستاوردهای «جنبش بیستم عقرب» را از بین ببرد. خلیلی نیز به جای پیگیری مطالبات هزاره‌ها و اعتراض علیه تبعیض سیستماتیک جاری در دولت، به «جرگة پیران نجیب» همچون سیداحمد گیلانی، صبغت‌الله مجددی و سیدمنصور نادری پیوست. او با آن که نجیب‌زاده نیست، اما می‌خواهد خود را در جرگة نجیب‌زادگان داخل کند. سقوط او از رهبری جامعه تا نجیب‌زادگی منسوخ حکایت دیگری از سقوط و انحطاط سیاسی هزاره‌ها دارد. دانش نیز موقعیت معاونت دوم ریاست‌جمهوری را به دبیرخانة حقوقی دولت وحدت ملی تنزل داده است. در مناسباتی که دیگران گروه گروه نیرو در نهادها جابجا می‌کنند از او به جز ارسال نامة تضرع‌آمیز به زیردستان خبری نیست.  صادق مدبر هنوز باور نکرده است که دوران کرزی به پایان رسیده است. همچنان در راهروهای خانة کرزی دست به سینه لیست ملاقات کرزی تنظیم می‌کند.


5. صاحب جان مادر رهبر شهید در 1394 فوت کرد. جای صاحب‌جان گور گمنامی در گورستان قم نیست. گهوارة پیشوای عدالت‌خواهی افغانستان با دستان او جنبانده شده و مزاری از پستان او شیر نوشیده است. او مادر عدالت‌خواهی افغانستان است و آرزوی برآورده نشدة 1394 این است که تابوت او بر دوش رهروان مزاری در داخل تشییع نشد و جنازة او در غربت مأوی گزیده است.


6. بنابر آمارهای غیررسمی در حدود 148 هزار، هزاره در سال 1394 از افغانستان به کشورهای اروپایی پناهنده شده‌اند. این که سرنوشت این جمعیت انبوه چه خواهد شد معلوم نیست، اما نشانة روشنی از وضعیت نابسامان هزاره‌ها در داخل افغانستان است. این رخداد را می‌توان در تاریخ جابجایی گروهی هزاره‌ها از زمان عبدالرحمان تا دوران طالبان و پس از آن یک نقطة عطف جدیدی به شمار آورد. حال باید دید هزاره‌ها از این رخداد چگونه استفاده می‌کند؟


7. هزاره‌های کویته پس از کشتارهای جمعی 2012 و 2013 سالی نسبتاً آرام را پشت سر گذاشتند. اما یادمان باشد که هزاره‌ها در کویته در اردوگاهی به شدت محافظت شده زندگی می‌کنند. آرامش هزاره‌ها به معنای کم‌شدن تهدید‌ها علیه‌ آن‌ها نیست، که به معنای محصور شدن آن‌ها در اردوگاه‌های محل زندگی‌شان است. تردد آزادانه و خالی از خوف و هراس در سطح شهر میسور نیست و هر از چندگاهی عضو جدیدی به خانوادة شهدا اضافه می‌شود.

 

 

 


8. در پایان سال بابه مزاری در تقویم رسمی دولت افغانستان به‌عنوان «شهیدوحدت ملی» درج شد. این اتفاقی میمون است. جز مزاری کسی از رهبران سیاسی با صداقت تام افغانستان را برای همة افغان‌ها نخواسته است. اما مزاری پیشوای عدالت‌خواهی است. باید از او به‌عنوان پیشوای عدالت‌خواهی تجلیل شود و نام او باید به‌عنوان شهید عدالت ثبت می‌شد. تاریخ رسمی افغانستان هرچند در برابر او منعطف شده است اما هنوز نمی‌تواند او را آن گونه که بوده است پذیرا شود. مزاری نقطه عطف تاریخ انسانی افغانستان است و این تاریخ زمانی با مزاری مأنوس می‌شود که ماهیت ضدانسانی آن تغییر کند. تاریخ کنونی با گذشته تفاوت جدی ندارد و در چنین تاریخی مزاری نمی‌تواند شهید عدالت تلقی شود ور نه تاریخ رسمی از اعتبار می‌افتد.

 


9. سال 1394 را در شرایطی به پایان می‌بریم که دلهره‌ها و نگرانی‌های آن هنوز باماست. آیا 1395 سالی متفاوت خواهد بود. نشانه‌های مثبتی دیده نمی‌شود. نه از سطح تهدیدها کاسته شده است و نه تغییری در فساد اخلاقی و سیاسی رهبران سیاسی هزاره‌ها دیده می‌شود. با این حال، رخداد بیستم عقرب نشان داد که بدنة اجتماعی هزاره‌ها از سطح رهبران سیاسی کنونی عبور کرده‌اند. شاید در سال 1395 نتوان شاهد تغییر چشم‌گیری در اوضاع سیاسی هزاره‌ها باشیم، اما تردیدی نیست که هزاره‌ها توان آن را دارد تا با تهدیدها مقابله کند. لحظه ‌شماری می‌کنیم تا دختران بایسکل سوار بامیان با گرفتن جایزة صلح نوبل کلکسیون افتخارات هزاره‌ها را غنی‌تر و تکمیل‌تر کند. به رغم همة تهدیدها و نگرانی‌ها چشم‌انتظار افتخارات بیشتر هزاره‌ها هستیم. هزاره‌ها نباید فراموش کنند که الگوی‌ آن‌ها جامعة خشونت ‌بار و طالب ‌پرور نیست. آن‌ها باید همپای شهروندان جاپان، چین و کره در پیشرفت و دستاوردهای انسانی شریک باشند. قناعت‌ کردن و بالیدن به وضعیت کنونی به پیروزی در میدان رقابت با رقیبانی است که پای‌ ارادة‌شان از خشونت و انحطاط فرهنگی می‌لنگند. بردن و افتخارآفریدن با رقیبانی همآورد طعمی لذت‌بخش دارد و انتظار داریم هزاره‌ها در سال 1395 دستاوردهایی در مقیاس جهانی داشته باشند.

 

 


10. سال 1394 را با همة این رخدادهای تلخ و شادی‌آور پشت سر می‌گذاریم و با آرزوی موفقیت بیشتر تیم کریکت افغانستان در جام جهانی کریکت و پیروزی دختران پرافتخار بامیان برای جایزة صلح‌ نوبل به استقبال سال نو می‌شتابیم.
نوروز بر همه‌گان خجسته باد!