یکی از فراز های مبارزاتی مردم ، جامعه مدنی ، نخبگان سیاسی ، فرهنگی واجتماعی افغانستان که پس از قوس وکش های زیاد در حال به بار نشستن است ، همان ذکر نام " ملیت " وقوم " در تذکره الکترونیکی می باشد. بنا بر اعلان سرور دانش معاون دوم رئیس جمهور، درجلسه کمیته قوانین کابینه، تعدیلی برقانون ثبت احوال نفوس به ارتباط همان ماده جنجالی به وجود آمده واگراز تصویب شورای ملی بگذرد، توزیع تذکره الکترونیکی در کشور آغاز میگردد. برشماری سودمندی تذکره الکترونیکی با ذکر نام " ملیت " و"قوم "را میگذاریم به یک نوشته مستقل دیگر. اما بطور موجز باید گفت که : سهمگیری عادلانه ملیتها واقوام مطابق به شعاع وجودی شان دردستگاه قدرت، توزیع متوازن بازسازی اقتصادی، تثبیت میزان حضور تبارها واقوام افغانستان، جلوگیری از تقلبات انتخاباتی ، سدعظیم در برابرفرستادن بی تذکره های آنسوی "مرز " در هنگام انتخابات وغیره از نخستین تبعات مثبت توزیع تذکره الکترونیکی با ذکر هویت های تباری وقومی است.


اما دراین یادداشت، مخاطب ما جامعه هزاره ، بخصوص هزاره های سنی است که از مدتی بدینسو، نسل بیداردل این جامعه، در برابر کتمان هویتی وفراموش انگاری تاریخی، قامت فراز کرده اند وبا تاسیس " شورای هزاره های اهل سنت" وارد تاریخ هویتی مردم شان شده اند. هزاره های سنی بخش عظیمی از جمعیت جامعه هزاره را تشکیل میدهند. حد اقل درجغرافیای 24 ولایت افغانستان حضور چشمگیر وسنگینی دارند. امااستبداد طوری با این جامعه متکثررفتار کرده اند که آنها ناگزیز بودند که با " کتمان هویتی " شان ، بقای شان را ضمانت نمایند. امادگردیسی جامعه هزاره سنی زمانی آغاز گردید که دردمندان آگاه ونخبگان فکری نسل جوان هزاره های سنی، به میدان آمدند وبا تاسیس شورای شان ، دریچه آزادی ورهایی از فراموشی را به روی مردم خویش گشودند. 
پیشاپیش باید بگوییم که ما در اینجا قصد خط ونشان نداریم، چون دوستان خردورز جامعه هزاره سنی، بهتروفرزانه تر وبا آگاهی بیشتر از ما ، حساسیت زمان را درک میکنند.


هزاره های اهل سنت در برابر یک آزمون بسیار بزرگ تاریخی قرار گرفته اند. چون متاسفانه کتمان هویت این قوم بزرگ، یکی از استراتژی های بسیار سنجیده شده استبداد، برای تجزیه پیکر اجتماعی کل هزاره بوده است. بزرگترین هدف این پروگرام راهبردی مستبدان تاریخ ، به فراموشی بردن هویت "هزارگی " هزاره های سنی بود ، تا در زیر چتر اقوام دیگر، خودرا ، تاریخ وفرهنگ خودرا کتمان نمایند. حال اگرتوزیع تذکره الکترونیکی با ذکرنام قوم وتبار، از شورای ملی بگذرد، بهترین فرصت تاریخی است که هزاره ها سنی در تمام ولایات افغانستان به این آگاهی رسانیده شوند که " ملیت " و" قومیت " شان را " ، " هزاره " به ثبت برسانند. وقت آن فرارسیده است که شورای هزاره های اهل سنت، تمام فعالیت های شان را درمحوراین هدف متمرکز نمایند وبا ایجاد کمیته های تبلیغاتی در قراء وقصبات که هزاره های سنی حضوردارند، دست به تبلیغات گسترده در این زمینه بزنند. ما درواقع در آستانه ای یک تحول تاریخی قرار داریم. ثبت هویت تباری " هزاره " برای بخش عظیم جامعه هزاره اهل سنت، درواقع هزاره را به عنوان یک پیکر واحد درمی آورد. تاجاییکه دیده میشود هزاره های "ا ثنی عشری " وهزاره های "اسماعیلی" در ثبت هویت قومی شان درتذکره، دچار مشکلی نخواهند بود. اما این سوال برجسته میشود که آیا تمام لایه های هزاره های سنی درتمام ولایات افغانستان شامل شهر ها ، قراء وقصبات ، به این آگاهی تاریخی رسیده اند که درتذ کره الکترونیکی ، هویت تباری شان را" هزاره " بنویسند ؟ البته این سوال اندکی نیست بلکه پاسخ آن کاملاً مرتبط با سرنوشت تاریخی کل هزاره گره میخورد.


لذا به شورای هزاره ها ی اهل سنت با کمال حرمت وعزت، پیشنهاد میکنیم که در این راستا از تمام امکانات خود برای آگاهی دهی مردم استفاده نمایند وبستر تبلیغاتی شان را به هر شکلی که میتوانند با استفاده از این پوتنسیل ها - البته از دید ما - فعال بسازند:
- روحانیون مساجد .
- استادان ، محصلان وشاگردان.
- شوراهای ولایتی ، ولسوالی وقریه ای .
- انجمن های محلی.
- پخش اوراق وپوستر های کلان تبلیغاتی دریک سطح گسترده.
- شبکه های اجتماعی از جمله فیسبوک.
- نشرات شنیداری، روزنامه ها ومجلات محلی.
- تماس های مستقیم هیئات رهبری شورا با مردمان محلی.
- برگزاری سمینار ها و کنفرانس های متداوم.
- مشارکت در بحث های تلویزیونی، رادیویی وتوضیح لازم اهمیت ثبت هویتی.


طبعاً تمام این فعالیت ها، نیاز به بسیج عمومی و جهش همگانی دارد وسعی کل جامعه هزاره درقبال این آزمون تاریخی ایجاب میکند تا شورای هزاره های اهل سنت را در زمینه، همکاری ومساعدت بیدریغ نمایند. بایدهزاره ها در یک انسجام وهمآهنگی کلی، در خلال فرصت آغاز توزیع تذکره الکترونیکی استفاده اعظمی تبلیغاتی وآگاهی بخشی به مردم خویش بنمایند.