دیشب هنردوستان موسیقی اصیل هزارگی در کپنهاگن دنمارک میزبان هنرمند محبوب و حنجره طلایی سرزمین من بود. کسیکه سالهاست باصدای گیرا و دلنشین خود گوشهای هموطنانش را نوازش کرده و بر دلهای همه ی هنردوستان موسیقی اصیل هزارگی آرامش خاطر بخشیده است. داود سرخوش که برای مردمش به معنی واقعی هنرمند دلهاست همیشه تلاش نموده، که درد مردم خود را در دشوارترین موقعیت های زمانی و با نوای هنر اصیل موسیقی هزارگی از لابلای حنجره طلایی اش با اندوه تمام بیان نماید.

 

او در دوران مقاومت، با فریاد های زیبای هنری خود، اشعار انقلابی مردمش را که با درد های تاریخی عجین بود، سرود، و از دریچه ی زیبای هنر دلنشین موسیقی هزارگی به سنگرنشینان دوران مقاومت مردم ما قوت قلب بخشید. او برای نخستین بار در تاریخ هنر موسیقی هزاره ها، با سرودن آهنگهای حماسی، درد و رنج تاریخی مردمش را به بهترین وجه ممکن آنزمان و با کمترین امکانات دست داشته، بشکل بسیار ساده و بسیط  در اذهان پیر و جوان مردمش تزریق نمود. اینجا بود که طنین صدای این هنرمند محبوب در دلها چنگ انداخت و تا امروز ماندگار شد. داود همچون بقیه مبارزان راه آزادی و عدالت طلبی با هنر موسیقی و با دوتار هزارگی وارد میادین حق طلبی و ظلم ستیزی شده و بنحوی وظیفه ی  خود را از مجرای هنر موسیقی  در قبال سرنوشت مردمش به انجام رسانید.

 

وقتیکه نظام طالبانی در افغانستان حاکم شد و هنر موسیقی تقربین از سراسر افغانستان رخت سفر بربست. داود سرخوش البوم سرزمین من را تحویل دنیای هنر موسیقی افغانستان داد که بیرون از مرزهای کشور در رسانه های خارجی بازتاب گسترده داشت و بر شهرت شهیرش بیشتر از پیش افزود و بار دیگر اسمش بر سر زبانها افتاد. در این البوم داود آهنگهای بسیار ناب و متفاوت تر نسبت به آهنگهای گذشته داشت و این البوم  نیز در آنزمان به زیبایی خاص تهیه و ترتیب شده بود و باعث شد تا بار دیگر اسم داود بر سر زبانها افتد. در حقیقت آهنگ سرزمین من، از واقعیت های عینی و دردناک سخن میگفت که درد یک ملت کاملن خسته از جنگ و ماتمزده بود. این نوای میهنی برهمه ی دلهای خسته در داخل و خارج چنگ زد و نوازشگر روح آزاد اندیشان کشور شد.

 

از آن ببعد بود که در خارج از کشور، داود سرخوش بنام هنرمند سرزمین من مشهور شد و تا حالا بگفته خودش که این نام پاسپورت اش شده است.

امروز همانطوریکه داود سرخوش از دیدگاه بیرون مرزیهای هنرمند سرزمین من است، همه باید بپذیرند و باور داشته باشند که او هنرمند مردمی یک سرزمین است و مربوط به همه هنردوستان و علاقمندان هنر موسیقی ناب هزارگی میشود. داود سرخوش را به یک منطقه و نهاد خاص خلاصه نمودن جفا در حق هنر و فرهنگ یک ملت خواهد بود. ما باید به اندازه توانایی های فردی، از اینگونه ارزشهای هنری و فرهنگی خویش تا در قید حیات هستند استقبال و قدردانی نمائیم، تا از یک  طرف به هنر اصیل موسیقی هزارگی در کشور بها دهیم و از طرف دیگر دَین خویش را در برابر هنرمندان ملی خود ادا نمائیم، وگرنه زمان در گذر است و وقت دیگر دیر خواهد بود.