بیا تا با راهکار حق، عدالت کنیم!

نامه‌ای به نخبگان زمان

 

 

نویسنده: عبدالعدل دای‌فولادی

 

 

به نام آمرِ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ (عدالت کنید که عدالت به تقوا نزدیکتر است!)

با عرضِ سلام و ادب و درود و حرمت به روح خدا در جان هر اولادی آدم!

شما نخبگان کشور در این زمان،

بیایید که برای کرامت و انسانیت بر کتیبۀ زمان، با عمل‌/عدالت آگاهی زمان خود را حک کنیم. با وفا به سوگندِ خدا به زمان (وَالْعَصْرِ) برای برپائی عدالت (كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ) در این زمین، به بنی‌آدم نشان دهیم تا ثمرِ روشنی از ما برای زمانه‌ها بماند که با دیدِ حق و با شعور عدالت، ارگِ قومی‌/تیمی را شایستۀ حکومت بر خود و مردم ندانستیم که با اعتراضِ مدنی ساقطش کردیم. انشاءالله.

 

بیایید ای نخبگان زمان،

بیایید که بهرِ رِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ اصلاح‌گر ظلم بر مردم زمان خود باشیم و به حُکمِ عدالت برای تقوا، در عمل نشان دهیم که ارگِ دوسره و بی‌تقوا مظهرِ بی‌خردی ملی، خداناترسی و خامیِ چند تنی دیوانۀ قدرت و ثروت است که ارگ یا خانۀ عقل و خرد و سیاست و وحدت  و اقتدارِ ملی ما را پس از معاملۀ قومی/تیمی با ضعف و تفرقۀ فعلی در انحصارِ خود دارند. اما، اگر یادِ خدا و ترس از خدا در آنها نمی‌مُرد، از جهل و وانفْسی و لجاجت در سیاستِ قومی‌/تیمی، بی‌مهابا ضدِ حقوق ملی و رفاهِ مدنی و معنوی هر انسانی این وطن عمل نمی‌کردند. و توتاپ ثبوتِ آخر بی‌خردی ملی در نیت و عمل سیاسی رئیسان گلخانه و سپیدار و نشان نادانی علمی و فنی آنها در اتخاذِ تصامیم ضدِ اقتصاد ملی، ضدِ منافع ملی، ضدِ وحدتِ ملی، ضدِ ثبات سیاسی و ضدِ قانون اساسی است. پس ای نخبگان روشنگرِ زمان بیایید که برای رفاهِ کشور و جامعه و خانۀ خود، ارگ را خلافِ سیاه‌فکری و سیاهکاری های حاکمان آن، با نور اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ برای رفاه مدنی و معنوی مردم روشن کنیم. انشاءالله.

 

بیایید ای نخبگان زمان،

بیایید که وداع با ارگ دوسره را از دل و دماغ، وداع با جهل و تعصبِ قومی در سیرتِ سیاسی مان سازیم! اگر همه به حق دانیم که قوم‌گرائی در ارگ بالأخره علتِ سقوطِ افغانستان شد، و سقوطِ افغانستان عاملِ مرگ و آواره‌گی مردم و خون و خرابی‌های هولناک در ما گردید، پس بیایید ای خردمندان که با پندپذیری از خطای گذشته، هر یکی با جایگاه و نقش و توان فردی خود در قیام روشنی برای عدالتِ ملی، ارگِ ملت را با وحدتِ ملی از دوسره‌‌گی، ظلم، فساد، قوم‌گرائی و قانون‌شکنی پاک کنیم تا فیضِ عدالت به جامعه و خانۀ همۀ ما رسد. انشاءالله. و نشکنیم که وحدت قدرت ما برای عدالت است.

 

بیایید ای نخبگان کشور،

بیایید که برای ثبوتِ ایمان خود به حق، با عدالت مؤمن به سعادت مردم باشیم. چون، رَبِ النَّاس از هر فردی ما در مردم به حُکمِ عدالت، با تقوا عهدِ وفا با حق‌ج می‌خواهد تا خلافِ شیطان‌/باطل در نفْس خود باشیم. پس بیایید ای نخبگان خردمند که پس از اصلاح، به جای وفا با سران قومی‌/ثروت در ارگ و حکومت و شورا و قضاء، با عدالت مؤمن به تقوا در سیرت و سیاست خود باشیم. بیایید که به امرِ حق و عدالت، ارگ دوسره‌ را با دیدِ انسانی از سیاستِ ضدِ ملی‌ و تنگ‌نظریِ سکتاریستی نجات دهیم. برای قیامِ روشنی به پا خیزیم که پس از «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ» در سوگندِ ابلیس، خداوند بهرِ عزتِ خود و حیثیتِ خلیفۀ خود در زمین، از هر فردی ما با حق، عدالت و با عدالتْ تقوا می‌خواهد. وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (و بدانید که خدا با متقیان است.) و در هدایتِ خدا، عدالت راهِ نزدیک به تقواست. و بدانیم و در عمل جدی گیریم که تنها ارگِ متقی رهنمای حق بوده و با حق، عدالت می‌تواند. (يَهْدُونَ بِالْحَقِ وَبِهِ يَعْدِلُونَ). اگر از روی ایمان شهادت به حق می‌دهیم که لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ (هیچ معبودی جز او وجود ندارد. بازگشت سوی اوست.) پس بیایید ای نخبگان زمان که از راهِ راستِ عدالت میان مردم، سوی حق‌ج برگردیم. انشاءالله. اگر ایمان داریم که تنها عدالت راهِ رفاه و ترقی مادی و معنوی در افغانستانِ عزیز ماست، پس بهرِ عزتِ خدا و کرامت انسان، زود اصلاح کنیم که ظلمْ فسادِ اعظم در آدم است. فَلَا تَظْلِمُوا/ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ۚ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ/ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعَالَمِينَ.