تجلیل از روز عدالت

 

 


جمهوري سكوت


در میان همة نوزادانی که در هژدهم جولای 1918 بدنیا آمدند کودک سیه‌چرده‌ای نیز در یکی از روستاهای افریقای جنوبی پا بدنیا گذاشت، که پدرومادرش اسمش را رولیهلاهلا (دردسرساز) ماندیلا گذاشتند که بعدها در مکتب به نیلسون تغییر یافت. او ریشة اشرافی داشت و قرار بود یکی از رؤسای قبیلة تمبو گردد. نیلسون اما به جای حکمرانی قبیله‌ای راه دیگری در پیش گرفت ؛ راهی دشوار و پرخطر اما با چشم‌انداز روشن و تابناک. ماندیلا پس از تحصیل صاف به مصاف نظام تبعیض و سرکوب رفت و با آن پنجه در پنجه افگند و سرانجام نظامی را که به صورت سیستماتیک و نهادی سیاهان را از فرصت برابر با سفیدها محروم می‌کرد، از پای در آورد. حالا در افریقای جنوبی هژدهم جولای همچون برگ زرین تاریخ و روز تولد آفتاب درخشان سیاه تجلیل می‌شود. در این روز مردم شادی می‌کنند و پای می‌کوبند و سرود (Viva Tata Madiba) «زنده‌باد بابا مادیبا» سر می‌دهند.

نیلسون ماندیلا اما تنها کسی نیست که با آمدنش در تاریخ عدالت‌خواهی تحول ایجاد کرد. پیش از او بابو جی گاندی و مارتین لوتر کینگ که هر دو الهام‌بخش ماندیلا بودند با پیکار بر ضد خشونت، تبعیض و نابرابری جهان را جای بهتری برای زندگی کردند. روز تولد این دو چهرة تابناک تاریخ (دوم اکتوبر 1869 روز تولد گاندی، پانزدهم جنوری 1929 روز تولد مارتین لوتر کینگ) هر سال توسط میلیون‌ها نفر در سراسر جهان تجلیل می‌شود. تجلیل از روز تولد گاندی، ماندیلا و مارتین لوتر کینگ صرفاً تجلیل از یک فرد نیست، تجلیل از رخداد شکوهمندی است که اگر نمی‌بود تبعیض و نابرابری عمری بیشتری می‌کرد و شاید تا حالا تقدیر میلیون‌ها انسان را بردگی رقم می‌زد. 


در تقویم عدالت‌خواهی افغانستان چنین روزی بی‌تردید روز پنجم جوزا است. در روز سه شنبه پنجم جوزای 1326 هجری خورشیدی، برابر با 27 May 1947، در ولسوالی چارکنت ولایت بلخ، در خانة حاجی‌خداداد و صاحب‌جان نوزادی دیده به جهان گشود که تاریخ عدالت‌خواهی و برابری‌خواهی در افغانستان را از بنیاد متحول ساخت. نوزادی هزاره‌تبار، با چشمان آبی، با گونه‌های درشت اما سرسخت و سرکش. عبدالعلی مزاری در چنین روزی زاده شد. عبدالعلی مزاری هرچند همپای گاندی، ماندیلا و مارتین لوترکنیگ مشهور نیست، اما بی‌گمان تولد او مهم‌ترین رخداد تاریخ عدالت‌خواهی در افغانستان است. او برای تحقق عدالت و پایان‌بخشیدن به تعبیض در تمامی اشکال و چهره‌هایش از هیچ چیزی فروگذار نکرد. او هستی مادی و معنوی‌اش را در این مسیر قربانی و هزینه کرد و از خود به جای ثروت و مکنت مسیر روشن و تابناکی را به میراث گذاشت که اکنون میلیون‌ها راهرو دارد و چشم‌انداز درخشانی را در آینده برای همه نوید می‌‌دهد. این روزها که عدالت‌خواهی و دادخواهی مدنی جانی دوباره گرفته است جای خالی او به شدت احساس می‌شود. در نبود او صدها هزار انسان با حمل تصویرها، عکس‌ها و بازپخش سخنان او از او و روح بزرگ او همچنان الهام می‌گیرند. با نام او قربانیان تبعیض و نابرابری نیرو می‌گیرد و با سخنان و تصویر او به وجد می‌آیند. 


چهارشنبة پیش‌رو بازهم پنجم جوزاست. در پنجم جوزای 1395 عبدالعلی مزاری شصت‌ونه ساله می‌شود. این روز را باید، همچون رخداد شکوهمند تاریخ عدالت‌خواهی تجلیل کنیم. باید به یاد بیاوریم که عبدالعلی مزاری همچنان زنده است، در کوچه‌ها، خیابان‌ها و خانه‌های شهری و دهاتی مردم افغانستان نفس می‌کشد. او در میان ماست و با ما همچنان سرسخت و سرکش در برابر تبعیض و نابرابری مبارزه می‌کند. نفس او در حنجره‌ها و مهر او در دل‌های مان جاریست. او همپای آن پیرزن رنجور و خسته از تبعیض پیشاپیش جنبش روشنایی گام بر می‌دارد و راه و مسیر دشوار دادخواهی را به ما نشان می‌دهد. پنجم جوزا، زادروز مزاری، را همچون روز گرامی‌داشت عدالت گرامی می‌داریم. در این روز هلهله و شادی می‌کنیم، می‌رقصیم و پای می‌کوبیم و سرود زنده‌باد بابه مزاری (Viva Baba Mazari) سر می‌دهیم.