ارگ نشینان؛ سهم ما از برنامه ها داغمه ها و پس مانده ها نیست

 

 

 

عارفه پیکار

مدنی ترین حرکت در تاریخ افغانستان جهت توزیع برابر روشنایی توسط بانوان بامیانی به نمایش گذاشته شد. این نسل روشنگر پیام روشن گری و روشن اندیشی را به گوش کَر حکومتی می رساند که مصمم به تداوم تعصب تاریخی علیه شهروندان اش می باشد. این نسل تلاش دارد مردم سالاری و انکشاف متوازن را از باطلاق سنت های قوم محورانه و سلیقه محورانه  برهاند. این بانوان با یک حنجره فریاد از درد ناشی از نابرابری های تاریخی رکاب زنان تا دروازه ارگ رسیدند ولی نمی دانم ارگ نشینان چگونه برخورد داشتند. نمی دانم آیا باز هم جواب دگم اندیشان معامله است. ولی آنچه واضح و موجه است این است که مناطق مرکزی زندان طبیعی دست ساخته بشر افغانستانی هست نه محصول تغییرات اقلیمی. پیام این بانوان و سایر همراهان جنبش روشنایی زنگ خطری است برای حکومتی که حاضر است با نام صلح معامله نماید، قاتلان مردم افغانستان و عاملان سال ها ویرانی را احترامانه پذیرایی نماید ولی روشنایی را نابرابر توزیع نماید و عده ای را به جرم مدنی بودن و مدنی اندیشیدن محصور نمایند.

صدای این بانوان چون قامت صلصال استوار است. گرچه تمام نمرودیان کمر بستند تا صلصال و شمامه در دل تاریخ افراط گرایی دفن نمایند ولی اکنون هم از دل ویرانه ها صلصال و شمامه در اوج بلندی های بامیان نظاره گر ستم به شهروندانی است که سال ها مرکز تجلی ارزش های مدنی هستند.

وجود صلصال و شمامه نماد خلاقیت، مدنیت و گفتگوی تمدن ها در دل بامیان است. این نماد ها هنوز هم سخن می گویند. بانوان بامیان هر یک صلصال قرن بیست و یک و و نماد های استوار از شرافت و انسانیت انسان مدرن است.

 

افکار بانوان امروز بامیان فریاد رسای پایان عصر نابرابری و نابرابر اندیشی است. این بانوان سال ها محرومیت و تاریکی را یکباره فریاد زدند ولی نمی دانم تاریک اندیشان شنیدند یا خیر. این بانوان آمدند تا همچون صلصال در دل تاریخ پر استبداد افغانستان تصویر روشن از خلاقیت را حک نمایند. به یقین که این تصویر حک شده  در تاریخ افغانستان تصویر محکم تر از تصویر سنگی صلصال خواهند بود و با سلاح های طالبانی هرگز چون صلصال سنگی فرو نخواهد ریخت.

 

صلصال و شمامه را خاموش ساختند تا گفتگوی تمدنی بزرگ خوابیده دردل مغاره های بامیان را گُنگ و لال بسازند . صلصال و شمامه خاموش شدند ولی امروز از خاک های افتاده به زمین آنها صلصال ها سربرآوردند و پیام روشنایی و روشن اندیشی را به جهانیان نوید می دهند.

 

 رویکرد کوتاه و کوچک نگری حکومت افغانستان در قبال خلاقیت، صلح دوستی و صلح پروری مردمان این سرزمین تداوم نیافته و نمی یابد. امروز حکومت نمی تواند خط مشی های قوم محورانه اش را علیه هیچ قوم افغانستان تدوین و تطبیق نماید. امروز شهروندان افغانستان جهان را با خود دارد. امروز معیار حقوق شهروندی قیافه و نژاد نیست وقتی حکومت بر اساس آرای همه قیافه ها و نژاد ها شکل می گیرد، در تآمین حقوق شهروندی نمی تواند برنامه های انکشافی نظر به چشم و ابروی شهروندان تغییر مسیر دهد.

پیام این دو رکاب زن بامیان به رییس جمهور این است که، جناب رییس جمهور منتظر معجزه نباش تا ذهن تاریک اطرافیان و مشاوران ات را روشن سازد ما خود معجزه قرن بیست ویک هستیم.

 

جناب رییس جمهور ما دیگر داغمه ها و پس مانده های برنامه حکومت را نمی خواهیم. ما سزاوار صدقه و خیرات نیستیم آنچه سهم ماست همانند سایر شهروندان نمی توانید از ما دریغ کنید. ما می خواهیم به دور باطل محرومیت نقطه پایان گذاریم ما می خواهیم تصور غلط از مغاره نشینان که در اذهان ارگ نشینان حک گردیده را وارنه و دگرگون سازیم. بلی ما مغاره نشین هستیم ولی تاریکی مغاره ها هیچگاه ذهن، قلب و روان مان را تاریک نگه نداشت. زندگی در دل مغاره ها و مخروبه های بامیان و سایر نقاط مرکزی هیچگاه ساکنان اش را خشِن و غیر متمدن بار نیآورد زیرا نسل امروز مناطق مرکزی و خصوصاً بامیان محصول عمیق ترین تاریخ اومانیسم در افغانستان هست. فریاد روشنگری و روشنایی طلبی ما برخواسته از دل یک نیاز انسانی بوده که همواره با خرد ورزی همگام و هم صدا بوده لذا انسانیت و آدمیت را می توان با انسانی اندیشیدن  تعریف کرد. نابرابر اندیشی و دیدگاه نا برابر داشتن در مقابل تمام شهروندان افغانستان را می توان در برنامه های انکشافی به وضاحت مشاهده کرد.  و آنچه بابت آن برخواستیم روشنایی بخشیدن به چشم هایی است که قدرت بینایی شان را از دست دادن. ما پیام آوران روشنایی به ارگ و ارگ نشینانیم. کاتبان ارگ یادتان نرود رکاب زنی دو بانوی بامیانی را درج تاریخ نمایید...........