سرداران  دره ترکمن

 

 

 

 

 

مقدمه

در طول تاریخ، مردمانی برای عزت و سربلندی جامعه خود در گمنامی کامل تلاش کردند و در چندین دهه ای که من از خدا عمر گرفته ام نیز چنین بوده است، مردم ترکمن جامعه هزاره،از آن مردمان است.من حقیر، برای قدردانی و تقدیر از آنها، مدتها قبل می خواستم، به ساده ترین شکل، ادای وظیفه نمایم و مطلبی بنویسم و به این بخش از مردمان سرافراز خود عرض نمایم که کارهای شما از دید مردم، پوت و پنهان نیست و نخواهد بود ولی فشار مبارزه، زمان باقی نمی گذاشت، این مطلب را نوشتم که نشود بنا به هر دلیل، دیگر نباشم و این مسئولیت باقی بماند.

 

ترکمن ها، هم سر دادند و هم سرمایه

 

مردمان و کسانی بسیار، از هزاره های ترکمن، در نبردهای طولانی مدت جامعۀ ما، فداکاری کردند، سر دادند و جان، دستان دادند و توته های وجود، سرمایه ها دادند و تمام هستی خود را در راه مبارزه از شرف و هویت مردم فدا کردند،آنها بدون هیچ گونه چشم داشتی، در گمنامی تمام و با خلوص نیت مبارزه کردند، گاه گاهی از شهیدی یاد می شود و عکس یکی از شهدا در مکانی به نشانه جانفشانی اش برای آرمان های مردم به نمایش مانده می شود، که از این مردم است درصورتی که چه مردان و زنانی بودند و هستند(شهداء همیشه زنده هستند) که در گمنامی تمام شهید شدند که در هیاهوی زمان،هیچ یاد نمی شوند چه دستها و پاهایی که امروز صاحبانشان فقط توته رخت آن قسمت را همراهش دارند. چه پدران و مادرانی بودند و هستند که برای ادامه جنگ در  سنگرها، زیرانداز زیر پای فامیل خود را سودا کردند تا از پیسه اش مرمی و خوراک مردان و زنان جنگ تهیه شود و چه مردمانی بودند که نان و خوراکی، را که خود و فامیلش شدید نیاز داشتند در میان پتو ماندند و به سنگرها رساندند. وجدان تاریخ، گواه تمام این از خود گذری ها می باشد ولازم است که نوشته شود تا تمام مردمان بدانند که تمام آن کارها از دیدگان مردم پنهان و درو نمانده است و در اذهان مردم ساری و جاری است فقط، چیزی که باعث شده است که زیاد به آن خودگذری ها پرداخته نشود یکی، ادامه همان مبارزات است که تا زمان کنونی در جریان است، به بیان دیگر، نبردهای غرب کابل، بامیان و مزار به اشکال مختلف در جریان می باشند که می طلبد تا رزمید که مجال بسیاری از کارها گرفته شده است، و دیگر هیاهوی زمان و مشکلات پیش رو و توانایی های موجود است که قدردانی از بسیاری کارها را مجال نمی دهد.

 

تو ای مادر شهید و تو ای پدر شهید ترکمنی، بدان وقتی در کوچه پس کوچه های شهرها، با سربلندی و غرور با فامیل و فرزندان خود قدم می زنم و از پهلوی شما می گذرم، ناخودآگاه این آرامش و عزت به آن سردادن ها، به آن پارچه های وجود دادن ها، گره می خورد. اگر شرح حال خود در این لحظه بگویم این است که دراین قسمت که در حال نوشتن این مطلب هستم اودیده هایم روان است و این مطلب را می نویسم. که چه بار گرنگی بر شانه های نسل ما مانده است. کی می تواند به اندازه آنها آنقدر جانفشانی و خودگذری از تمام هست و نیست خود کند؟

 

 

سرمایه ها دادند در سایه

سرمایه  دادند در سایه، که هیچ کس ندید و هیچ سند گرفته نشد که هزاره های ترکمن، چطور بخش بزرگی از هزینۀ مالی جنگهای عدالت خواهانه و هویت ساز مردم را تمویل کردند. مادران و پدرانی که فرزندان خود را گشنه ماندند و بر روی زمین خشک و سخت نشستند، اما تمام هست و نیست خود را سودا کردند تا برای سنگر، مرمی بخرند و یا هر چه مواد خوارکه داشتند به سنگر رساندند. چه کسی چنان توانایی را دارد؟ آن چه معلوم است و به اثبات رسیده است این است که هزاره های ترکمن هم در دادن سر برای عزت و سربلندی این جامعه پیش گام بوده است و چه بی شمار، سرداران از این مردم که سر داده اند که تعداد کمی از آنها یاد می شوند و هم در بخش تمویل مالی و کمک های مالی و خودگذری های مالی، در مقاطع زمانی مختلف، نقش اساسی ایفا کرده اند که کمتر به چشم آمده است.

 

خوب است ذکر شود که غیر از پشتیبانی مالی حوادث گوناگون، این مردم در ساخت مکاتب و مدارس دینی، ساخت تکیه خانه ها و مسجدها، نقش ارزنده و تاریخ ساز داشته است و چه بسیار مراجع تقلید و علمای دین و کادرهای تحصیل کرده، تقدیم جامعه کرده اند که بسیاریهایشان هم اکنون  در حال خدمت به جامعه می باشند که نباید از اذهان جامعه ما به دور ماند.

 البته به یاد آوری دلاوریهای مردمان ترکمن هزاره و از خودگذری مالی این مردمان، تلاشها و کارها و فعالیت های دیگر مردمان جامعه هزاره را نفی نمی کنند که البته دیگران

هم نقش داشته اند.

آخر کلا

م اینکه، هزاره های ترکمن مردمی بودند وهستند، فداکار و با وقار، شایستۀ احترام

 

عزت این عزیزان پایدار

 

سردار قلندر(کارشناس ارشد مدیریت اجرائی)