بعد ازبرگزاری موفقیت آمیز تظارهرات ورشو، برخی از دوستان چه از طریق پیامهایی عمومی و چه از طریق پیام خصوصی و تلفن، سعی کردند، روشن اندازی نمایند که مسیری را که من و دیگر دوستانم در راستایی جنبش روشنایی می پیماییم کاملا اشتباه است و من که تا پیش از این موضع تند نداشته ام و حالا ناخود آگاه آب در آسیاب کسانی می زیرم که منافع شخصی دارند و از جنبش روشنایی سوء استفاده می نمایند و یا در خارج کشورنان ما چرب است و با تظاهرات و مخالفت هایی خود، نان آنان را در کابل آجر می کنیم. هم چنین گفته اند که "شورای جهانی هزاره" تا پیش از این بی طرف بود، چرا الان مسیر مشخصی به نفع افراد خاصی پیدا کرده اند.


در جواب دوستان چند نکته را تذکر می دهم:
اول: باید از خودم به دوستانم بگویم که موضع اصلی من تغییری نکرده، من از ابتدای فعالیت های سیاسی و فرهنگی ام، مسیری را انتخاب کرده ام که برخواسته از اراده مردم ما بوده و آن را یک اصل در زندگی خود دانسته ام و اکنون براین باورم که جنبش روشنایی برخواسته از متن و اراده مردم است و به همین دلیل من با این جنبش همراه شده ام.
در این راستا از هیچ شخصی به صورت فردی از اعضا و شخصیت هایی جنبش روشنایی طرفداری نمی کنم، براین اساس هیچ آبی در آسیاب دیگری جاری نکرده ام که دوستان اظهار نگرانی کرده اند.
اما اگر ادامه جنبش روشنایی در داخل و خارج ممکن است نان برخی از دوستان را به خطر اندازد، فقط برای شان متاسفم، زیرا برای من و دیگریاران جنبش روشنایی خواسته های مردم و مبارزه با تبعیض و بی عدالتی در اولویت قرار دارد و ممکن است در راستای این مبارزه نان برخی آجر شود.


به دوستانم پیشنهاد می کنم بجای دلخوری از موضع گیری های سیاسی، بیایید این ظرفیت را در خود ایجاد کنیم که در عین حالی که اختلاف در موضع گیری هایی سیاسی داریم، دوستی و رفاقت خود را حفظ کنیم، زیرا موضع گیری های سیاسی همیشه پایدار نیست که دوستی ها، خاطرات و همکاری های گذشته را بهم بزنیم.


دوم: اما این که ما و دوستان ما میسر اشتباه را طی می کنیم، ما به چنین باوری نیستیم. زیرا برای ما یک اصل وجود دارد و آن ا حترام گذاشتن به خواست مردم و مبارزه در راستای خواست مردم و عدالتخواهی است.
براین اساس ما چون مبارزه در راستای تبعیض و بی عدالتی را مسیر اشتباه نمی دانیم، ادامه راه جنبش روشنایی عدالتخواهانه را برخواسته از اراده مردم می دانیم و برای تحقق آن مبارزه مدنی می کنیم.


سوم: دیروز یکی از دوستان چند بار برایم پیام داد که دورنمایی ازجنبش روشنایی ترسیم کنم که به کجا می رسیم و به چه دستآوردهایی به صورت قطعی می رسیم که او نیز به جمع ما بپیوندد.
منظوراواین بود که مبارزه جنبش روشنایی بیهوده است و راه بجایی نمی برد. دولت مردان چون براریکه قدرت تکیه زده اند راه خود را می پیمایند.


باید بگویم تاهنوز کدام مبارزه ای را دیده اید که نتایج و دونمایی آن پیش از پیش روشن و قطعی بوده باشد؟. در هیچ مبارزه ای پیش از پیش نتیجه اش مشخص نیست، بلکه اهداف مشخص دارد و در سایه اهداف مشخص مبارزه خود را ادامه می دهد، تا به هرجایی که توانست می رسد.


جنبش روشنایی هم اهداف مشخص دارد و ما وظیفه داریم که براساس خواست مردمی ادامه بدهیم، این که آیا دورنمایی مشخصی از دستآوردهای جنبش را پیش از پیش اعلام کنیم کار درستی نیست و حرف کاملا دروغ خواهد بود. وظیفه هرمبارزی ترسیم نتیجه و اعلام آن قبل از رسیدن به هدف نیست، بلکه وظیفه اصلی ادامه مبارزه و تحمل سختی هایی آن است تا به هدف خود برسیم.
چهارم: بلی مبارزه سختی و دشواری هایی زیادی دارد و همیشه پرمخاطره و با تهدید همراه است. به همین دلیل تعدادی از یاران، جنبش روشنایی را رها کردند و حتی ممکن است در آینده عده ای بازهم رها کنند. اما مبارزان کسانی هستند که سختی ها را به جان بخرند و مبارزه را تا آخر ادامه بدهند.


پنجم: شورای جهانی هزاره و چه دیگر نهادها، انجمن ها، موسسه ها و مراکز فرهنگی و اجتماعی که در راستای ادامه جنبش روشنایی در کشورهای اروپایی فعالیت می کنند، از هیچ یک از افراد خاص در داخل جنبش روشنایی حمایت نمی کند، بلکه فقط در راستای خواسته های مردم گام بر می دارند و برای تخریب هیچ شخصیت سیاسی نیز اقدام نکرده و نمی کنند.
در راستای مبارزه جنبش روشنایی هر گروه، سازمان و انجمن، افراد و شخصیت و شخصیت هایی از جنبش روشنایی حمایت کنند و با ما همراه شوند، به آغوش باز می پذیریم و هرکسی که از جنبش روشنایی جداشوند، مانع آنها نمی شویم. با رفتن برخی مبارزه جنبش روشنایی متوقف نخواهد شد و این مبارزه میان توده های مردم نهادینه شده و کسی ان را متوقف نمی تواند.
دوستان در پیام های عمومی خود از شخص استاد خلیلی نام برده بود، باید بگویم که شورای جهانی هزاره و دیگر انجمن های همسو و شخصیت ها و افرادی که جنبش روشنایی را در خارج هدایت می کنند، از شخص ایشان حمایت نمی کند، بلکه ایشان را به عنوان یکی از اعضای جنبش روشنایی پذیرفته اند و ما پاسخ گوی و مدافع عملکرد ایشان در حکومت های گذشته نیستیم و خود ایشان باید پاسخ گوی عملکرد خود در حکومت های گذشته باشد.


ششم: برخی دوستان می گویند ما با ادامه جنبش روشنایی عده ای را بزرگ می کنیم، در حالی که نباید بزرگ شوند. همانطوری که عرض شد، ما از هیچ کسی حمایت نمی کنیم، اما مانع بزرگ شدن کسی دیگری هم نمی شویم. هرکس در راستای خواست مردم خود گام برداشت و بزرگ شد و برای مردم خود خدمت کرد، نوشش باد و ما مخالفتی با آن نداریم.
هفتم: ما ظرفیت معاونان ریاست های جمهوری و اجرایی ن را بالاتر از ان می دانستیم که به مبارزان و عدالتخواهان مردم خود تهمت تفاق افگنی بزنند، آنها فراموش کرده اند که خود روزی همین قطار عدالتخواهی را سوار شده بودند و اکنون که از آن پیاده شده اند، نامردی است که به یاران مبارز خود تهمت نفاق افگنی قومی می زنند.


دست اندرکاران جنبش روشنایی در داخل و خارج کشور مهمترین شعار شان وحدت ملی وهمدلی و برادری میان همه اقوام ساکن در کشور بوده و بعد از این نیز این سیاست را به پیش خواهد برد. ما معتقدیم که پایه های وحدت ملی زمانی مستحکم و استوار خواهد شد که بنیادهای وحدت ملی به صورت اساسی پایه ریزی شده باشد و پایه های وحدت ملی زمانی به صورت اساسی پایه ریزی می شود که عدالت اجتماعی و انکشاف متوازن در همه سطوح در کشور تحقق عینی و عملی پیدا کند.


هدف اساسی جنبش روشنایی مخالفت و یا نفی هیچ قومی و تباری نیست، بلکه می خواهد وحدت ملی در کشور با تحقق عدالت اجتماعی و انکشاف متوازن، به صورت عملی و اساسی به وجود آید و از بحران نفاق ملی و برتری طلبی و تفکرات فاشیستی رهای پیدا کند.
ما مانند حکومت با اصطلاح وحدت ملی، وحدت ملی و برادری قومی را یک شعار نمی دانیم بلکه می خواهیم در سطح کشور تحقق عینی و عملی پیدا کند.
متاسفیم که ما ازطرف حکومتی متهم به ایجاد نفاق ملی می شویم که خود با عملکرهای های تبعیض آمیز و محروم نگه داشتن مناطق مرکزی افغانستان، سومین کتله قومی در این کشور را به زندان طبیعی محرومیت وفقر نگه داشته و پروژه توتاپ را که حق مسلم این مردم از هم نظر علمی و تخنیکی و هم از نظر حقوقی، بود از آن محروم ساخت و هنوزهم صدها هزار کودک هزاره در مناطق مرکزی زیر چادر و درخت درس می خوانند و از داشتن مکتب محروم اند و هنوز هم راههای مواصلاتی این مردم بدتر از قرون وسطا است و این مردم طی 15 سال حکومت داری در سایه کمک های جمعه جهانی روی روشنایی را ندیده اند. اکنون با کدام روی دولتمردان حکومت وحدت ملی جنبش روشنایی را متهم به ایجاد نفاق ملی کنند؟.


هشتم: ما کسانی نیستیم که در خارج از کشور از درد و رنج مردم خود فارغ باشیم و فریاد عدالتخواهی خود را در گلو خفه کنیم تا عده ای نان به نرخ روز بخورند. ما در هرنقطه این جهان که باشیم با مردم خود هستیم و درد و رنج انان را با جان و جسم خود احساس می کنیم و خواسته های عدالت طلبانه مردم خود را فریاد می کشیم.